بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 106

پوشيدن جامه احرام بايد لباسهاى دوخته شده خود را درآوردند حتّى اگر اين لباسها جامه زير باشد، امّا زنان مى‌توانند با جامه‌هاى عادى خود احرام بندند.

2- مُحرِم مى‌تواند در حال لزوم مثلًا هنگام ورود به حمام يا زمان استراحت جامه احرام از خود برگيرد.

3- مُحرِم مى‌تواند براى احرام بيش از دو جامه بپوشد- مشروط بر آن كه از جامه هايى باشد كه احرام بستن با آنها جايز است- خواه براى جلوگيرى از سرما يا گرما يا جز آن.

4- مُحرم مى‌تواند هرگاه خواست جامه احرامش را عوض يا پاك كند، ولى بهتر آن است كه به هنگام ورود به مكّه مكرّمه و طواف جامه‌اى را بر تن داشته باشد كه با آن احرام بسته.

5- احوط آن است كه شخص مُحرِم دو جامه احرام را گره نزند و با سوزن يا سنجاق آنها را نبندد.

6- احوط آن است كه مُحرِم در حال احرام بدن خود را از نجاست پاك كند.

احكام تلبيه:

ج- تلبيه (يا لبّيك گفتن)

و آن كلماتى است كه احرام با آن منعقد مى‌گردد و واجب است در تلبيه پس از احرام يك بار بگويد:

«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

و احوط آن است كه هنگام احرام بگويد:

«لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ وَالْمُلْكَ لَاشَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ».

چنان كه مستحب است درپى آن بگويد:

«لَبَّيْكَ ذَا الْمَعَارِجِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ دَاعِياً


صفحه 107

إِلى‌ دَارِ السَّلَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ غَفَّارَ الذُّنُوبِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ أَهْلَ التَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا الْجَلَالِ وَالْإِكْرَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تُبْدِئُ وَالْمَعَادُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ تَسْتَغْنِي وَيُفْتَقَرُ إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ مَرْهُوباً وَمَرْغُوباً إِلَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ إِلهَ الْحَقِّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ ذَا النَّعْمَاءِ وَالْفَضْلِ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ كَشَّافَ الْكُرَبِ الْعِظَامِ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدَيْكَ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ يَا كَرِيمُ لَبَّيْكَ».

1- تلفّظ به تلبيه به گونه‌اى صحيح آنگونه كه تلبيه ناميده شود واجب مى‌باشد، و احوط رعايت دستور زبان عربى است و هركه توان اين كار را ندارد بايد از ديگرى چنين يارى بگيرد كه او يك‌يك واژه‌ها را بدو تلقين نمايد و او تكرارشان كند و اگر اين كار را هم نتوانست انجام دهد بايد نايب بگيرد.

2- شخص لال با اشاره و تكان دادن زبان تلبيه مى‌گويد، ولى احوط آن است كه او نيز نايب بگيرد.

3- تلبيه، يك بار كافى است ولى مستحب است تا مى‌تواند تلبيه را تكرار نمايد و در پس هر نماز واجب يا نافله يا بالا رفتن و پائين آمدن از ارتفاعات و درّه‌ها، و هنگام خواب و بيدارى، يا سوار شدن و پياده شدن و نيز هنگام برخورد با سواره‌ها و در سحرگاهان تكرار آن مستحب است. و بر مردان- و نه زنان- مستحبّ آن است كه تلبيه را با صداى بلند بخوانند، به خصوص در موارد ياد شده.

4- اگر حاجى فراموش كند در حال احرام تلبيه را بر زبان آورد، بايد به ميقات باز گردد و تلبيه را تلفّظ كند، و اگر توان اين كار را نداشت مى‌تواند هر كجا كه تلبيه را به ياد آورد آن را بر زبان جارى سازد.

5- كسى كه عمره تمتّع به جا مى‌آورد، احتياطاً بايد هنگام مشاهده خانه‌هاى مكّه از گفتن تلبيه خوددارى نمايد.


صفحه 108

مستحبّات احرام:

1- پاك كردن بدن از آلودگيها، پيش از احرام با شُستن آب و صابون و يا نظاير آن، كوتاه كردن ناخن، گرفتن سبيل و از ميان بردن موى زير بغل و زير شكم.

2- غُسل احرام در ميقات قبل از بستن احرام، ولى اگر غسل براى او مشكل باشد مستحب است بجاى آن تيمّم كند و هنگام غسل يا پس از آن مستحب است گفته شود:

«بِسْمِ اللَّهِ وَبِاللَّهِ، اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِي نُوراً وَطَهُوراً، وَحِرْزاً وَأَمْناً مِنْ كُلِّ خَوْفٍ، وَشِفَاءً مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَسُقْمٍ، اللَّهُمَّ طَهِّرْنِي وَطَهِّرْ قَلْبِي وَاشْرَحْ لِي صَدْرِي، وَأَجْرِ عَلى‌ لِسَانِي مَحَبَّتَكَ وَمِدْحَتَكَ وَالثَّنَاءَ عَلَيْكَ، فَإِنَّهُ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِكَ، وَعَلِمْتُ أَنَّ قَوَامَ دِينِي التَّسْلِيمُ لَكَ وَالاتِّبَاعُ لِسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ».

«به نام خدا و بيارى خدا، بار خدايا! آن را براى من نور، پاكى، پناه و امن از هر ترس و شفا از هر درد و بيمارى قرار ده. خدايا! مرا پاك گردان و قلبم را پاكيزه كن، و شرح صدرم ده. و محبّت، ستايش و ثناى خود را بر زبانم جارى ساز، پس توانى نيست جز به يارى تو، دانسته ام كه قوام دينم تسليم در برابر تو و پيروى از سنّت پيامبر توست.»

3- جامه احرام نخى و سفيد باشد.

4- مستحب است كه احرام را پس از دو ركعت نماز نافله بندد و بهتر از آن شش ركعت نماز است، بهتر از آن نماز واجب است، بهتر آن است كه پس از نماز ظهر احرام بندد، و مستحب است در ركعت نخست پس از حمد سوره (توحيد) و در ركعت دوّم پس از حمد سوره (جَحْد)قُلْ يا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ‌را بخواند. و مستحبّ است پس از آن حمد خداى را بجاى آورد و بر محمّد و خاندان پاكش درود فرستد و بگويد:

«اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّن اسْتَجَابَ لَكَ وَآمَنَ بِوَعْدِكَ وَاتَّبَعَ أَمْرَكَ، فَإِنِّي عَبْدُكَ وَفِي قَبْضَتِكَ لَاأُوقى‌ إِلَّا


صفحه 109

مَا وَقَيْتَ، وَلَا آخُذُ إِلَّا مَا أَعْطَيْتَ، وَقَدْ ذَكَرْتَ الْحَجَّ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تَعْزِمَ لِي عَلَيْهِ عَلى‌ كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَتُقَوِّيَنِي عَلى‌ مَا ضَعُفْتُ، وَتُسَلِّمَ لِي مَنَاسِكِي فِي يُسْرٍ مِنْكَ وَعَافِيَةٍ، وَاجْعَلْنِي مِنْ وَفْدِكَ الَّذِي رَضِيْتَ وَارْتَضَيْتَ وَسَمَّيْتَ وَكَتَبْتَ.

اللَّهُمَّ إِنِّي خَرَجْتُ مِنْ شُقَّةٍ بَعِيدَةٍ وَأَنْفَقْتُ مَالِي ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِكَ. اللَّهُمَّ فَتَمِّمْ لِي حجَّتِي وَعُمْرَتِي.

اللَّهُمَّ إِنِّي ارِيدُ التَّمَتُّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ عَلى‌ كِتَابِكَ وَسُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ، فَإِنْ عَرَضَ لِي عَارِضٌ يَحْبِسُنِي فَخَلِّنِي حَيْثُ حَبَسْتَنِي بِقَدَرِكَ الَّذِي قَدَّرْتَ عَلَيَّ.

اللَّهُمَّ إِنْ لَمْ تَكُنْ حجَّةً فَعُمْرَةً، أَحْرَمَ لَكَ شَعْرِي وَبَشَرِي وَلَحْمِي وَدَمِي وَعِظَامِي وَمُخِّي وَعَصَبِي مِنَ النِّسَاءِ وَالثِّيَابِ وَالطِّيبِ أَبْتَغِي بِذَلِكَ وَجْهَكَ وَالدَّارَ الْآخِرَة»[1].

5- مستحب است هنگام پوشيدن احرام بگويد:

«الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي رَزَقَنِي مَا اوارِي بِهِ عَوْرَتِي، وأُؤَدِّي فِيْهِ فَرْضِي، وَأَعْبُدُ فِيْهِ رَبِّي،

[1]- «خدايا! از تو مى‌خواهم مرا از كسانى قرار دهى كه تو را اجابت كردند و به وعده تو ايمان آوردند و امرت را پيروى كردند. من بنده تو و در اختيار تويم، حفظ نمى‌شوم مگر تو مرا حفظ كنى و نمى‌گيرم مگر آن چه تو به من دهى، تو از حجّ ياد كردى پس از تو مى‌خواهم عزم مرا بر اساس كتاب و سنّت پيامبرت صلى الله عليه و آله بر آن بندى، و مرا در آنچه سُستم استوار گردانى و مناسك من را با آسانى و عافيت و سلامت قرار دهى، و مرا از ميهمانان خود قرار ده كه از آنها خشنودى و نامشان برده‌اى و نگاشته‌اى.

خدايا! من از ديارى دور بدين جا آمده‌ام و در طلب خشنودى تو دارائيم را هزينه كرده‌ام. خدايا حجّ و عمره مرا كامل گردان.

بار خدايا! من مى‌خواهم عمره تمتّع را از براى حجّ براساس كتاب تو، و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله تو بجاآورم، پس‌اگر عارضه‌اى پيش‌آمد كه مرا از آن‌بازداشت، در همان جا مرا از احرام رها كن.

خدايا! اگر نتوانستم حجّ را بجا آورم پس به انجام عمره توفيقم ده،، احرام بسته بر توموى، پوست، گوشت، خون، استخوان، مغز و اعصاب من از زنان، جامه و بوى خوش، اين چنين طالب تويم و روز واپسين.»


صفحه 110

وَأَنْتَهِي فِيْهِ إِلى‌ مَا أَمَرَنِي، الْحَمْدُ للَّهِ الَّذِي قَصَدْتُهُ فَبَلَّغَنِي، وَأَرَدْتُهُ فَأَعَانَنِي، وَقَبِلَنِي وَلَمْ يَقْطَعْ بِي، وَوَجْهَهُ أَرَدْتُ فَسَلَّمَنِي فَهَوَ حِصْنِي وَكَهْفِي وَحِرْزِي وَظَهْرِي وَمَلاذِي وَرَجَائِي وَمَنْجَايَ وَذُخْرِي وَعُدَّتِي فِي شِدَّتِي وَرَخَائِي»[1].

برخى از مكروهات احرام:

1- مُحرم شدن در جامه سياه.

2- مُحرم شدن در جامه رنگين.

3- خوابيدن بر هر آنچه كه احرام در آن مكروه است، مانند: خوابيدن در بستر سياه.

4- مُحرم شدن در جامه چركين.

5- استفاده از حنا.

6- استحمام.

7- پاسخ دادن مُحرِم به كسى كه او را مى‌خواند با گفتن كلمه (لبّيك).

8- كُشتى گرفتن.

9- سرودن شعر، مگر آنكه در آن پندى باشد يا در مدح و يا رثاى پيامبر صلى الله عليه و آله و اهل بيت عليهم السلام او باشد.

10- هر كارى كه به سبب آن احتمال مى‌رود كه زخمى براى مُحرِم پيش آيد يا مويى از بدن او بر زمين افتد.

[1]- «سپاس خداى را كه به من روزى داد آنچه را بدان شرمگاه خود را بپوشانم، و در آن واجب خويش را بجاى آرم، و خدايم را بپرستم، و بدانجا روم كه فرمانم داده. سپاس مر خداى را كه آهنگش كردم و او مرا رساند، و خواستمش پس ياريم داد، و مرا پذيرفت و مرا از خويش محروم نساخت. خواستم پس به من داد پس اوست سنگر، امان، پناهگاه، پشتيبان، اميد، گريزگاه و ذخيره و عُدّه من به هنگام سختى و آسانى.»


صفحه 111

محرّمات احرام‌

قرآن كريم:

1-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُمْ بَهِيمَةُ الْأَنْعَامِ إِلَّا مَا يُتْلَى‌ عَلَيْكُمْ غَيْرَ مُحِلِّي الصَّيْدِ وَأَنْتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ مَا يُرِيدُ[1]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد به پيمانها وفا كنيد. حيوانات چهار پا مگر آنهايى كه از اين پس برايتان گفته مى‌شود، بر شما حلال شده‌اند و آنچه را كه در حال احرام صيد مى‌كنيد حلال نشماريد. خدا به هرچه مى‌خواهد حكم مى‌كند.»

2-أُحِلَّ لَكُمْ صَيْدُ الْبَحْرِ وَطَعَامُهُ مَتَاعَاً لَكُمْ وَلِلسَّيَّارَةِ وَحُرِّمَ عَلَيْكُمْ صَيْدُ الْبَرِّ مَا دُمْتُمْ حُرُماً وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ‌[2]

«شكار دريايى و خوردن آن به جهت بهره‌مند شدنتان از آن، بر شما و مسافران حلال شده است، و شكار صحرايى تا هنگامى كه در احرام هستيد بر شما حرام شده.

از خداوندى كه به نزد او گردآورده مى‌شويد بترسيد.»

3-يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْىَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِن رَبِّهِمْ وَرِضْوَاناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا...[3]

[1]- سوره مائده، آيه 1.

[2]- سوره مائده، آيه 96.

[3]- سوره مائده، آيه 2.


صفحه 112

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد شعاير خدا و ماه حرام و قربانى نشان‌دار و بى‌نشان حرمت نشكنيد و آزار آنان را كه به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان آهنگ بيت الحرام كرده‌اند روا نداريد و چون از احرام درآمديد صيد كنيد...»

4-الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ...[1]

«حجّ در ماههاى معيّنى است. هركه در اين ماهها اين فريضه را ادا كند بايد كه در اثناى ا ن جماع نكند و فسقى از او سر نزند و مجادله نكند...»

حديث شريف:

1- از امام جعفر الصّادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَسْتَحِلَّنَّ شَيْئاً مِنَ الصَّيْدِ وَأَنْتَ حَرَامٌ، وَلَا وَأَنْتَ حَلَالٌ فِي الْحَرَمِ، وَلَا تُدِلَّنَّ عَلَيْهِ مُحِلّاً وَلَا مُحْرِماً فَيَصْطَادَهُ، وَلَا تُشِرْ إِلَيْهِ فَيُسْتَحَلَّ مِنْ أَجْلِكَ، فَإِنَّ فِيهِ فِداءٌ لِمَنْ تَعَمَّدَهُ»[2].

«در حالى كه مُحرِم هستى يا هنگامى كه در حرم هستى چه مُحرِم باشى يا نباشى، صيدى را حلال نشمار و ديگرى را، چه مُحرِم باشد يا نه، بر صيدى رهنمون نشو، وبه صيدى اشاره نكن تا به سبب تو آن را روا دارد كه هر كه عمداً چنين كارى كند فديه به او تعلّق گيرد.»

2- از مسمع ابى سيّار نقل است كه حضرت صادق عليه السلام به من فرمود:

«يا أَبا سَيّارٍ، إِنَّ حَالَ الْمُحْرِمِ ضَيِّقَةٌ، إِنْ قَبَّلَ امْرَأَتَهُ عَلى‌ غَيْرِ شَهْوَةٍ وَهُوَ مَحْرِمٌ فَعَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ، وَإِنْ قَبَّلَ امْرَأَتَهُ عَلى‌ شَهْوَةٍ فَأَمْنى‌ فَعَلَيْهِ جَزُورٌ وَيَسْتَغْفِرُ اللَّهَ، وَمَنْ مَسَ‌

[1]- سوره بقره، آيه 197.

[2]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 74، باب 1، حديث 1.


صفحه 113

امْرَأَتَهُ وَهُوَ مُحْرِمٌ عَلى‌ شَهْوَةٍ فَعَلَيْهِ دَمُ شَاةٍ، وَمَنْ نَظَرَ إِلى‌ امْرَأَتِهِ نَظَرَ شَهْوَةٍ فَأَمْنى‌ فَعَلَيْهِ جَزُورٌ، وَإِنْ مَسَّ امْرَأَتَهُ أَوْ لَازَمَهَا مِنْ غَيْرِ شَهْوَةٍ فَلَا شَيْ‌ءَ عَلَيْهِ»[1].

«اى ابوسيّار! وضع شخص مُحرِم با محدوديت همراه است. اگر زنش را بدون شهوت ببوسد در حالى كه مُحرِم است بايد گوسفندى قربانى كند، و اگر با شهوت او را ببوسد به گونه‌اى كه از او منى خارج گردد بايد شترى قربانى كند و از خداوند آمرزش جويد، و كسى كه زنش را در حال احرام از روى شهوت لمس كند بايد گوسفندى قربانى كند، و هركه از روى شهوت به زنش بنگرد و از او منى خارج گردد بايد شترى قربانى كند ولى اگر بدون شهوت زنش را لمس كند يا ملازم او گردد چيزى بر او تعلّق نمى‌گيرد.»

3- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«الْمُحْرِمُ لَايَنْكِحُ، وَلَا يُنْكَحُ، وَلَا يَشْهَدُ، فَإِنْ نَكَحَ فَنِكَاحُهُ بَاطِلٌ»[2].

«مُحرِم نه نكاح مى‌كند و نه به نكاح ديگرى درمى‌آيد، و (بر عقد نكاح) گواهى نمى‌دهد و اگر نكاح كرد پس نكاحش باطل است.»

4- از امام صداق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَاتَمَسَّ شَيْئاً مِنَ الْطِّيبِ وَأَنْتَ مُحْرِمٌ، وَلَا مِنَ الدُّهْنِ، وَأَمْسِكْ عَلى‌ أَنْفِكَ مِنَ الرِّيحِ الطَّيِّبَةِ، وَلَا تُمْسِكْ عَلَيْها مِنَ الرِّيحِ الْمُنْتِنَةِ، فَإِنَّهُ لَايَنْبَغِي لِلْمُحْرِمِ أَنْ يَتَلَذَّذَ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ، وَاتَّقِ الطِّيبَ فِي زَادِكَ، فَمَنْ ابْتُلِيَ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ ذلِكَ فَلْيُعِدْ غُسْلَهُ، وَلْيَتَصَدَّقْ بِصَدَقَةٍ بِقَدْرِ مَا صَنَعَ، وَإِنَّما يُحْرَمُ عَلَيْكَ مِنَ الطِّيبِ أَرْبَعَةُ أَشْيَاءَ: الْمِسْكُ وَالْعَنْبَرُ وَالْوَرْسُ وَالزُّعْفَرانُ، غَيْرَ أَنَّهُ يُكْرَهُ لِلْمُحْرِمِ الْأَدْهَانُ الطَّيِّبَةُ إِلَّا الْمُضْطَرَّ إِلَى الزَّيْتِ أَوْ شِبْهِهِ يَتَداوى‌ بِهِ»[3].

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب تروك احرام، ص 88، باب 12، حديث 3.

[2]- همان، ص 90، باب 14، حديث 7.

[3]- همان، ص 94، باب 18، حديث 8.