شمار يكصدر بار.
8- برگرفتن ريگ از مشعر الحرام براى رمى جمرات سهگانه در منى ومستحب است بيش از هفتاد ريگ برگيرد. چگونگى ريگ بايد چنين باشد:
الف- به قدر سرانگشت باشد.
ب- اين كه ريگها بايد نه سياه، نه سفيد و نه قرمز باشند بلكه رنگى سُرمهاى باشند.
ج- مكروه است ريگ شكسته باشد.
د- سعى كردن (هروله) هرگاه به وادى محسّر رسيد، و آن واديى است در نزديكى منى، و مستحب است بگويد:
«اللَّهُمَّ سَلِّمْ عَهْدِي، وَاقْبَلْ تَوْبَتِي، وَأَجِبْ دَعْوَتِي، وَاخْلُفْنِي فِيمَنْ تَرَكْتُ بَعِدِي»[1]
.4- رمى جمره عقبه
حديث شريف:
1- از ابو عبداللَّه عليه السلام درباره رمى جمره آمده است كه فرمود:
«لَهُ بِكُلِّ حَصَاةٍ يَرْمِي بِهَا يَحُطُّ عَنْهُ كَبِيرَةٌ مُوبِقَةٌ»[2]
. «حاجى با هر ريگى كه پرتاب مىكند يك گناه كبيره و مهلك از خود وامى نهد.»
2- از پيامبر صلى الله عليه و آله و ائمّه عليهم السلام آمده است:
«إِنَّمَا امِرَ بِرَمْي الْجِمَارِ لِأَنَّ إِبْلِيسَ اللَّعِينَ كَانَ يَتَراءى لإِبْرَاهِيمَ عليه السلام فِي مَوْضِعِ الْجِمَارِ فَيَرْجِمُهُ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام فَجَرَتْ بِذ لِكَ السُّنَّةُ»[3].
[1]- «خدايا! روزگار مرا سالم گردان، توبهام را بپذير، دعوتمرا پاسخ گو ونگهدار خانوادهام باش.»
[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب رمي جمرة العقبة، ص 68، باب 1، حديث 3.
[3]- همان، حديث 5.
«به حاجى دستور داده شده است رمى جمرات كند، زيرا ابليس لعين خود را در موضع جمرات به ابراهيم عليه السلام نمود و ابراهيم او را سنگسار كرد پس اين سُنّت جارى گشت.»
3- از امام صادق عليه السلام درباره ريگهاى جمره آمده است كه فرمود:
«لَاتَأْخُذُهُ مِنْ مَوْضِعَيْنِ: مِنْ خَارِجِ الْحَرَمِ، وَمِنْ حَصَى الْجِمَارِ...»[1]
. «ريگها را از دو موضع: از خارج حرم و از ريگهاى جمرات... برنگير.»
4- از صفوان بن مهران نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«ارْمِ الْجِمَارَ مَا بَيْنَ طُلُوعِ الشَّمْسِ إِلى غُرُوبِهَا»[2]
. «بين طلوع خورشيد و غروب آن رمى جمره كن.»
5- «از ابو بصير نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون كسى سؤال كردم كه مىتواند در شب رمى كند كه اين افراد كيانند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«الْحَاطِبَةُ، وَالْمَمْلُوكُ الَّذِي لَايَمْلِكُ مِنْ أَمْرِهِ شَيْئاً، وَالْخَائِفُ، وَالْمَدِينُ، وَالْمَرِيضُ الَّذِي لَايَسْتَطِيعُ أَنْ يَرْمِي يُحْمَلُ إِلَى الْجِمَارِ، فَإِنْ قَدِرَ عَلى أَنْ يَرْمِي وَإِلَّا فَارْمِ عَنْهُ وَهُوَ حَاضِرٌ»[3].
«هيزم فروش، و بردهاى كه اختيار خويش ندارد و شخص هراسان و بدهكار ومريضى كه نمىتواند رمى كند بايد بدانجا حملش كرد اگر توانست رمى مىكند و اگر نتوانست به نيابت از او در حضور او رمى نمايد.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب رمي جمرة العقبة، ص 72، باب 5، حديث 1.
[2]- همان، ص 79، باب 13، حديث 2.
[3]- همان، ص 81، باب 14، حديث 7.
6- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«الْمَرِيضُ الْمَغْلُوبُ وَالْمُغْمى عَلَيْهِ يُرْمى عَنْهُ وَيُطَافُ بِهِ»[1].
«بجاى شخص بيمار و بيهوش، رمى و طواف صورت مىگيرد.»
تفصيل احكام:
رمى جمره عقبه چهارمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است. و جمره عقبه نخستين جمره از جمرات سهگانهاى است كه نزديك مكّه قرار دارد.
ولى جمرات چيست؟ جمرات سهگانه عبارت است از ستونهاى سنگى كه نزديك به هم در زمين استوار شدهاند و اشاره بدين دارند كه ابليس ملعون كوشيد تا ابراهيم خليل اللَّه را در اين سه مكان بفريبد ولى ابراهيم نبى در هر بار با هفت ريگ او را راند كه به دور شدن او موجب گشت.
واجبات رمى:
1- نيّت، يعنى قصد قُربت كردن و گردن نهادن در برابر فرمانهاى الهى كه بهتر است با تلفّظ همراه باشد.
2- رمى جمره با هفت ريگ.
3- رمى كردن ريگ به جمره يعنى پرتاب كردن آن، پس قرار دادن ريگ در موضع جمره كافى نخواهد بود.
4- اصابت كردن ريگ بهجمره پس صرف پرتاب كردن كافى نخواهد بود.
5- بايد ريگها را يكيك پرتاب كرد. پس پرتاب همگى آنها باهم كافى
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب رمي جمرة العقبة، ص 84، باب 17، ح 9.
نخواهد بود.
6- رمى بايد در روز عيد بين طلوع و غروب باشد و جايز است كسى كه شبانگاهاز مشعر افاضه كردهدر همان شب رمى كند ومنتظر طلوعآفتابنماند.
احكام رمى:
1- ريگها بايد برچيده شده از داخل حدود حرم باشند و بايد به گونهاى باشند كه بتوان آنها را «ريگ» ناميد پس صخره بزرگ، يا شن و يا معدن كفايت نمىكند.
2- نيز در ريگها شرط است كه قبلًا كسى آنها را پرتاب نكرده باشد. پس جايز نيست كسى ريگهاى جمع شده پيرامون جمرات را جمع كند و به پرتاب كردن آنها بپردازد.
3- لازم نيست ريگها طاهر باشند ولى مستحبّاست، ونيز واجب نيست كه شخص پرتاب كننده با طهارت (وضو و يا غسل) باشد، ولى بهتر است.
4- بر كسى كه نسبت به وجوب رمى جاهل باشد و يا آن را فراموش كرده باشد، واجب است كه هرگاه از آن آگاهى يافت يا به يادآورد و لو در روز سيزدهم ذىالحجّة رمى جمرات كند.
5- به هنگام شكّ در شمار ريگهاى پرتاب شده رمى بايد تا به دست آمدن يقين نسبت به پرتاب كردن هفت ريگ ادامه داد، امّا اگر شكّ پس از فراغت از پرتاب كردن و به هنگام پرداختن به واجب ديگرى از حجّ همچون ذبح پديد آيد اعتنايى بدان نمىشود.
6- كسانى همچون بيماران و كودكان كه توان پرتاب كردن ندارند بايد
نايب بگيرند.
7- جايز است از طبقه بالايى جمرات، رمى صورت پذيرد.
8- زمان رمى بين طلوع خورشيد و غروب آن است، ولى افراد معذور همچون زنان، بيماران و كودكان در شب نيز مىتوانند رمى كنند.
مستحبّات رمى:
1- وضو.
2- برگرفتن ريگها با دست چپ و پرتاب كردن آنها با دست راست.
3- قرار دادن ريگ بر انگشت ابهام و سپس پرتاب كردن آن به كمك انگشت سبّابه به سوى جمره.
4- گفتن:
«اللَّهُمَّ هذِهِ حَصَياتِي فَاحْصِهِنَّ لِي وَارْفَعْهُنَّ فِي عَمَلِي»[1]
، هنگام گرفتن ريگها و آماده شدن براى پرتاب كردن آنها.
5- اينكه در هر پرتاب كردن بگويد:
«اللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ ادْحرْ عَنِّي الشَّيْطَانَ، اللَّهُمَّ تَصْدِيقاً بِكِتَابِكَ، وَعَلى سُنَّةِ نَبِيِّكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، اللَّهُمَاجْعَلْهُ حَجّاً مَبْرُوراً وَعَمَلًا مَقْبُولًا وَسَعْياً مَشْكُوراً وَذَنْباً مَغْفُوراً»[2].
6- اينكه حاجى به هنگام رمى جمره عقبه پشت به قبله باشد.
7- حاجى هنگام بازگشت بگويد:
[1]- «خداوندا! اينها ريگهاى من هستند پس آنها را بحساب من بگذار و در عملم قبولشان كن.»
[2]- «خدا بزرگتر است، خدايا! شيطان را از من دور كن، خدايا! كتاب و سنّت پيامبرت را تصديق دارم، خدايا! اين را حجّ و عملى پذيرفته شده و تلاشى سپاس گزارده و گناهى بخشوده شده قرار ده.»
«اللَّهُمَّ بِكَ وَثِقْتُ، وَعَلَيْكَ تَوَكَّلْتُ، فَنِعْمَ الرَّبُّ وَنِعْمَ الْمَوْلى وَنِعْمَ النَّصِيرُ»[1].
8- اينكه بين حاجى و بين جمره ده تا پانزده ذرع فاصله باشد.
5- قربانى
قرآن كريم:
1-... فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[2]
«هركه از عمره تمتّع به حجّ بازآيد، آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ بازگردد، تا ده روز كامل گردد، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد. از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا سخت كيفر است.»
2-... وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ* لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ[3]
«شتران قربانى را براى شما از شعاير خدا قرار داديم. شما را در آن خيرى است، و همچنان كه بر پاى ايستادهاند نام خدا را بر آنها بخوانيد و چون پهلويشان بر زمين رسيد از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را اطعام كنيد. اينها را براى شما رام
[1]- «خدايا! به تو اعتماد ورزيدهام و بر تو توكّل كردهام، پس تو نيكو خدايى هستى ونيكو اربابى و نيكو يارى.»
[2]- سوره بقره، آيه 196.
[3]- سوره حجّ، آيات 36- 37.
كرديم. باشد كه سپاسگزارى كنيد. گوشت و خون اين شتران به خدا نمىرسد. آنچه به او مىرسد پرهيزگارى شماست. همچنين آنها را رام شما ساخت تا خدا را به شكرانه آن كه هدايتتان كرده است به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را بشارت ده.»
3-لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ[1]
«تا سودهايى را كه از آنِ آنهاست ببينند و نام خدا را در روزهايى معيّن به هنگام ذبح چارپايانى كه خدا رزق آنها ساخته ياد كنند. پس از آنها بخوريد و بينوايان فقير را اطعام كنيد.»
حديث شريف:
1- محمّد بن مسلم از امام باقر يا امام صادق عليهما السلام روايت كرده است كه از حضرت پرسيدم نسبت بهحجّ تمتّع چقدر كفايت مىكند؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«شَاةٌ...»[2]
. «يك گوسفند.»
2- از معاويه بن عمّار آمده است كه از ابوعبداللَّه عليه السلام پيرامون حجّ افراد پرسيد. حضرت عليه السلام فرمود:
«لَيْسِ عَلَيْهِ هَدْيٌ وَلَا اضِحِيَّةٌ»[3]
. «در اين حجّ دادن قربانى لازم نيست.»
3- از ابوالصباح كنانى آمده است كه گفت از ابو عبداللَّه عليه السلام پيرامون
[1]- سوره حجّ، آيه 28.
[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الذبح، ص 85، باب 1، حديث 1.
[3]- همان، ص 86، باب 1، حديث 4.آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام حج - قم، چاپ: سوم، 1388.
گوشتهاى قربانى پرسش كردم پس حضرت عليه السلام فرمود:
«كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَينِ وَأَبُو جَعْفَرٍ عليهما السلام يَتَصَدَّقَانِ بِثُلْثٍ عَلى جِيرَانِهِمْ، وَثُلْثٍ عَلَى السُّؤالِ، وَثُلْثٌ يُمْسِكَانِهِ لِأَهْلِ الْبَيْتِ»[1].
«على بن الحسين و ابوجعفر عليه السلام يك سوم آن را به همسايگانشان صدقه مىدادند و يك سوم را به سائلها و يك سوم ديگر را براى اهلبيت نگه مىداشتند.»
4- از ابى عبداللَّه عليه السلام پيرامون اين آيه مباركه:فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ،آمده است كه فرمود:
«الْقَانِعُ الَّذِي يَقْنَعُ بِمَا أَعْطَيْتَهُ، وَالْمُعْتَرُ الَّذِي يَعْتَرِيكَ، وَالسَّائِلُ الَّذِي يَسْأَلُكَ فِي يَدَيْهِ، وَالْبَائِسُ هُوَ الْفَقِيرُ»[2].
«قانع يعنى كسى كه به آنچه بدو مىدهى خرسند است، و معتر به كسى گفته مىشود كه خود را به تو عرضه مىكند، و سائل به كسى گفته مىشود كه با دست از تو چيزى مىخواهد، و بائس همان بينواست.»
5- از محمّد بن مسلم بن نقل از ابوعبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت پيرامون خارج كردن گوشت قربانيان از منى سؤال كردم. پس حضرت فرمود:
«كُنّا نَقُولُ لَايُخْرَجُ مِنْهَا بِشَيْءٍ لِحَاجَةِ النَّاسِ إِلَيْهِ، فَأَمَّا الْيَوْمَ فَقَدْ كَثُرَ النَّاسُ فَلَا بَأْسَ بِإِخْرَاجِهِ»[3].
«ما مىگفتيم كه گوشتى از قربانى به سبب نياز مردم بدان، خارج نمىشود، امّا امروز مردمان فزونى يافتهاند و اشكالى ندارد كه گوشت آن خارج شود.»
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الذبح، ص 144، باب 4، حديث 13.
[2]- همان، ص 145، باب 40، حديث 14.
[3]..