تفصيل احكام:
ذبح قربانى پنجمين واجب از واجبات حجّ تمتّع و دومين واجب از واجبات منى است و در آن امورى واجب است كه ذيلًا ذكر مىشود:
1- نيّت، و آن قصد قربت به خداست از اين كار.
2- قربانى بايد از چهارپايان سهگانه (شتر، گاو يا گوسفند) باشد. شتر مىتواند دو كوهانه باشد و جايز است گاو، گاو ميش، بُز و ميش. اگر قربانى شتر باشد بايد كمال يافته باشد و احوط آن است كه پنج سال را تمام كرده داخل سال ششم شده باشد، و اگر گاو باشد بايد كامل باشد و احوط آن است كه سال دوم را تمام كرده به سال سوم وارد شده باشد، و اگر ميش باشد بايد كامل باشد كه معمولًا در هفت ماهگى كامل مىگردد، و گاهى نيازمند آن است كه يكسال از زايش او بگذرد تا به كمال رسد. بُز نيز بايد به كمال رسيده باشد و احوط آن است كه در سال دوم عمرش باشد.
3- احوط آن است كه ذبح در روز عيد در منى آنهم پس از رمى جمره عقبه صورت گيرد، هنگام عذر، يا فراموشى و يا جهل، ذبح در شب و يا در ايام تشريق يعنى روز يازدهم، دوازدهم و سيزدهم ذىالحجّه صورت پذيرد، و جايز نيست بيشتر از اين چهار روز به تأخير افتد، ولى اگر به تأخير افتاد بايد در باقيمانده ذىالحجّه ذبح را انجام دهد.
4- قربانى بايد سالم و از نظر آفرينش كامل باشد، پس كافى نيست اگر قربانى مريض باشد يا ضعيف يا گوش بريده يا ناقص الخلقه همچون لنگ، يا شاخ شكسته و يا يكى از اعضاى او قطع شده باشد.
5- بهتر است ذبح در منى صورت گيرد ولى اگر در مكّه هم باشد گناهى صورت نگرفته است.
احكام قربانى:
1- بر حاجى واجب نيست خود مستقيماً ذبح و يا نحر كند و مىتواند نايب بگيرد و خود نيّت قربت كند.
2- اگر به قربانى صحيح و سالم دست نيافت مىتواند هر آنچه ميسّر است ذبح كند.
3- اگر قربانى يافت نشود و يا حاجى نتواند آن را خريدارى كند بايد ده روز روزه بگيرد كه سه روز آن در ماه ذىالحجّه و پياپى باشد، چنانچه مثلًا روز هفتم، هشتم و نهم را روزه گيرد، اگر روز هفتم را از دست داد روز هشتم، نهم و سپس روز سوم را پس از بازگشت از منى روزه گيرد، و سپس هفت روز را پس از بازگشت به وطنش روزه بگيرد، و بدين ترتيب بجاى قربانى، ده روز كامل را روزه گرفته است، و بايد روزه او در ماه ذىالحجّه باشد و اگر روزه نگرفت بايد يك قربانى را در منى ذبح كند، و اگر نتوانست در مكّه باقى بماند و بسوى كسانش بازگشت در راه، و يا پس از بازگشت به وطنش روزه بگيرد.
و جايز است اين سه روز را پس از عمره مستقيماً در آغاز ذىالحجّه روزه بگيرد و اين در صورتى است كه مالى نداشته باشد، ولى اگر دوباره دارايى يافت قربانى بر او واجب نمىگردد، ولى اگر ايام تشريق را از دست نداده بهتر است آن را بجاى آورد، و احوط در هفت روز باقيمانده آن است كه موالات نيز رعايت شود.
4- مستحبّ است قربانى فربه باشد و قوچى باشد شاخدار و سياه و قوى و بهتر است قربانى اگر شتر يا گاو باشد ماده و چنانچه ميش و يا بُز باشد از ميان نرها انتخاب گردد.
5- مستحبّ است قربانى به سهقسمت تقسيم شود كه يكسوم آنرا خود و خانوادهاش بخورند و يك سوم ديگر را به همسايگان و سائلان دهند و يك سوم آخر را ميان فقرا تقسيم كنند. استحباب خوردن از آن مورد تأكيد است.
6- مستحبّ است حاجى در صورتى كه بتواند، خود قربانى را ذبح يا نحر كند، والا مستحبّ است دست خويش را بر دست شخص ذبح كننده نهد و هنگام ذبح بگويد:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لَاشَرِيكَ لَهُ وَبِذ لِكَ امِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، اللَّهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ، بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».
و پس از آن بگويد:
«اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي كَمَا تَقَبَّلْتَ مِنْ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَمُوسى كَلِيمِكَ وَمُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ».
6- حلق و تقصير
قرآن كريم:
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...[1]
«سپس آلودگى را از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند.»
حديث شريف:
1- امام جعفر الصادق عليه السلام فرمود:
[1]- سوره حجّ، آيه 29.
«إِذَا ذَبَحْتَ اضْحِيَّتِكَ فَاحْلِقْ رَأْسَكَ، وَاغْتَسِلْ، وَقَلِّمْ أَظْفَارَكَ، وَخُذْ شَارِبِكَ»[1].
«هرگاه قربانى خود را ذبح كردى سرت را بتراش و غسل كن و ناخنت را كوتاه كن و سبيلت را بگير.»
2- از ابوعبداللَّه بن سنان نقل است كه گفت: نزد حضرت صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم! مفهوم اين سخن خداوند سُبحان:ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْچيست؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«أَخْذُ الشَّارِبِ وَقَصُّ الْأظَفْارِ وَمَا أَشْبَهَ ذ لِكَ...»[2].
«گرفتن سبيل و كوتاه كردن ناخن و نظاير آن.»
3- از امام رضا عليه السلام نقل است كه فرمود:
«التَّفَثُ تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ، وَطَرْح الْوَسَخِ، وَطَرْحُ الْإِحْرَامِ عَنْهُ»[3].
«تفث» يعنى گرفتن ناخنها، و آلودگى از خود دور كردن، و از احرام در آمدن.»
4- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَيْسَ عَلَى النِّساءِ حَلْقٌ، وَيَجْزِيهُنَّ التَّقْصِيرُ»[4].
«زنان حلق نمىكنند، بلكه تقصير كردن، آنها را كفايت مىكند.»
5- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«اعْلَمْ أَنَّكَ إِذَا حَلَقْتَ رَأْسَكَ فَقَدْ حَلَّ لَكَ كُلَّ شَيْءٍ إِلَّا النِّسَاءَ وَالطِّيبَ»[5].
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الحلق والتقصير، ص 177، باب 1، حديث 1.
[2]- همان، ص 179، باب 1، حديث 8.
[3]- همان، ص 178، باب 1، حديث 6.
[4]- همان، ص 189، باب 8، حديث 3.
[5]- همان، ص 193، باب 13، حديث 4.
«بدان كه هرگاه موى سرت را كوتاه كردى همه چيز، جز زن و عطر بر تو حلال مىگردد.»
تفصيل احكام:
حلق يا تقصير ششمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و بر مردى كه براى نخستين بار به حجّ مشرّف مىشود براى مراعات احتياط واجب است سر خويش را بتراشد، ولى ديگران بين تراشيدن و تقصير يعنى گرفتن مقدارى از موى سر يا ريش يا سبيل يا ناخن مخيّرند. امّا زن حتّى اگر براى نخستين بار به حجّ مشرّف مىشود بايد تقصير كند نه حلق.
احكام حلق و تقصير:
1- حاجى بايد هنگام حلق و تقصير نيّت قربت به خداوند سبحان داشته باشد.
2- حلق و تقصير بايد در روز عيد صورت گيرد، ولى شخص مضطرّ از اين حكم مستثناست و مىتواند شب عيد هنگام كوچ كردن مشعر به منى بدان بپردازد.
3- احوط آن است كه حاجى حلق و تقصير را از روز عيد به تأخير نيندازد مگر به ضرورتى.
4- كسى كه از روى جهل يا فراموشى در منى حلق و تقصير نكند بايد به آنجا باز گردد و حلق و تقصير كند حتّى پس از پايان يافتن ذىالحجّه، و با دشوارى اين امر، مُلزم به انجام حلق و تقصير خواهد بود هر كجا كه
باشد و بنابه احتياط بايد موى خود را به منى فرستد.
5- همه امورى كه قبلًا با احرام بستن براى حاجى حرام شده بود پس از حلق و تقصير بر او حلال مىگردد جز عطر و زن.
7- طواف زيارت
قرآن كريم:
خداوند مىفرمايد:... وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ...[1]
«... و بيت العتيق را طواف كنيد...»
حديث شريف:
1- از معاويه بن عمّار به نقل از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت پيرامون متمتّعى پرسيدم كه كى بايد خانه خدا را زيارت كند؟
حضرت عليه السلام فرمود:
«يَوْمَ النَّحْرِ أَوْ مِنَ الْغَدِ، وَلَا يُؤَخِّر، وَالْمُفْرِدُ وَالْقَارِنُ لَيْسَا بِسَواءٍ مُوَسَّعٌ عَلَيْهِما»[2].
«روز قربانى كردن [يعنى روز عيد] يا فرداى آن روز و نبايد به تأخير افتد. ولى براى شخص قارن و مفرد چنين نيست و مىتوانند تأخير بيندازند.»
2- از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى ديگرى آمده است:
«لَابَأْسَ أَنْ تُؤَخِّرَ زِيَارَةَ الْبَيْتِ إِلى يَوْمِ النَّفْرِ، إِنَّمَا يُسْتَحَبُّ تَعْجِيلُ ذ لِكَ مَخَافَةَ الْأَحَداثِ وَالْمَعَارِيضِ»[3]
[1]- سوره حجّ، آيه 29.
[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب زيارة البيت، ص 202، باب 1، حديث 8.
[3]- همان، حديث 9.
«باكى نيست اگر حاجى زيارت بيت اللَّه را تا روز نفر [يعنى روز بازگشت از منى به مكّه] به تأخير اندازد ولى مستحبّ است از ترس رُخدادها و پيشامدها شتاب شود.»
3- از امام صادق عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:
«فَإِذَا أَتَيْتَ الْبَيْتَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقُمْتَ عَلى بَابِ الْمَسْجِدِ قُلْتَ: اللَّهُمَّ أَعِنِّي عَلى نُسُكِكَ، وَسَلِّمْنِي لَهُ، وَسَلِّمْهُ لِي، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْعَلِيلِ الذَّلِيلِ الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، وَأَنْ تُرْجِعَنِي بِحَاجَتِي، اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ، وَالْبَلَدُ بَلَدُكَ، وَالْبَيْتُ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ، وَأؤُمُّ طَاعَتَكَ، مُتَّبِعاً لِأَمْرِكَ، رَاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ، الْمُطِيعِ لِأَمْرِكَ، الْمُشْفِقِ مِنْ عَذَابِكَ، الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، أَنْ تُبَلِّغَنِي عَفْوَكَ، وَتُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ ثُمَّ تَأْتِي الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ فَتَسْتَلِمُهُ وَتُقَبِّلُهُ، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاسْتَلِمْهُ بِيَدِكَ وَقَبِّلْ يَدَكَ، وَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ وَقُلْ كَمَا قُلْتَ حِينَ طفْتَ بِالْبَيْتِ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ. ثُمَّ طُفْ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ أَشْواطٍ كَمَا وَصَفْتُ لَكَ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ.
ثُمَّ صَلِّ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ رَكْعَتَيْنِ، تَقْرأُ فِيهِمَا بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَقُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ.
ثُمَّ ارْجِعْ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ فَقَبِّلْهُ إِنْ اسْتَطَعْتَ وَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ...»[1]
. «هرگاه در روز نحر [روز عيد] به خانه خدا آمدى بر در مسجد مىايستى ومىگويى: «خداوندا! مرا بر انجام آئينت يارى رسان و مرا تسليم آن گردان و آن را رام من كن. خدايا! همچون انسانى بيمار و خوارى كه به گناه خود معترف است از تو مىخواهم گناهان مرا ببخشى و به نيازم بازگردانى. خداوندا! من بنده توام و شهر، شهر تو و خانه، خانه تو، آمدهام در حاليكه رحمت تو را طالبم و آهنگ طاعت تو را دارم، و فرمانت را پيروى مىكنم و به قضا و قدر تو خشنودم. همچون بيچارهاى كه به نزد تو آمده و فرمانت مىبرد و از عذاب تو هراسان است و از عقوبت بيمناك، از تو مىخواهم كه مرا مشمول عفو خود گردانى واز آتش به رحمتت پناهم دهى.»
سپس كنار حجر الاسود مىآيى آنرا لمس كرده مىبوسى واگر نتوانستى آن را لمس
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب زيارة البيت، ص 205، باب 4، حديث 1.
كن و دست خود را ببوس، و اگر نتوانستى روبروى آن بايست و تكبير بگو و بگو همان چيزى را كه هنگام آمدن به مكّه به گاه طواف بيت اللَّه گفتى. سپس هفت شوط خانه را طواف كن همانگونه كه روز آمدن به مكّه كردى. سپس در نزد مقام ابراهيم دو ركعت نماز بگزار و در آن «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكافِرُونَ» را بخوان. سپس به كنار حجرالاسود بازگرد و اگر توانستى آن را ببوس و روبروى آن بايست و تكبيرى بگوى.»
تفصيل احكام:
طواف زيارت هفتمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و بر حاجى واجب است همان گونه كه در طواف عمره تمتّع گفتيم هفت شوط به دور كعبه طواف كند، كه اين طواف، طواف حجّ تمتّع نيز ناميده مىشود، و تفاوتى نيست ميان آن و طواف عمره مگر در نيّت، پس نيّت طواف زيارت مىكند قربةً إلى اللَّه تعالى.
8- نماز طواف زيارت
اين هشتمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است كه در نماز طواف عمره تمتّع به تفصيل احكام آن بيان شد، و تفاوتى ميان آن نيست مگر در نيّت و حاجى بايد نيّت نماز طواف زيارت كند براى تقرّب به خدا.
9- سعى
حديث شريف:
از امام جعفر صادق عليه السلام در حديثى آمده است كه:
«... ثُمَّ اخْرُجْ إِلَى الصَّفا فَاصْعَدْ عَلَيْهِ، وَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ يَوْمَ دَخَلْتَ مَكَّةَ، ثُمَّ ائْتِ الْمَرْوَةَ فَاصْعَدْ عَلَيْهَا، وَطُفْ بِيْنَهُمَا سَبْعَةَ أَشْواطٍ، تَبْدَأُ بِالصَّفا وَتَخْتِمُ بِالْمَرْوَةِ، فَإِذَا