5- مستحبّ است قربانى به سهقسمت تقسيم شود كه يكسوم آنرا خود و خانوادهاش بخورند و يك سوم ديگر را به همسايگان و سائلان دهند و يك سوم آخر را ميان فقرا تقسيم كنند. استحباب خوردن از آن مورد تأكيد است.
6- مستحبّ است حاجى در صورتى كه بتواند، خود قربانى را ذبح يا نحر كند، والا مستحبّ است دست خويش را بر دست شخص ذبح كننده نهد و هنگام ذبح بگويد:
«وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمواتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفاً مُسْلِماً وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ، إِنَّ صَلَاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَمَاتِي للَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ، لَاشَرِيكَ لَهُ وَبِذ لِكَ امِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ، اللَّهُمَّ مِنْكَ وَلَكَ، بِسْمِ اللَّهِ وَاللَّهُ أَكْبَرُ، اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي».
و پس از آن بگويد:
«اللَّهُمَّ تَقَبَّلْ مِنِّي كَمَا تَقَبَّلْتَ مِنْ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَمُوسى كَلِيمِكَ وَمُحَمَّدٍ حَبِيبِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ».
6- حلق و تقصير
قرآن كريم:
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ...[1]
«سپس آلودگى را از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند.»
حديث شريف:
1- امام جعفر الصادق عليه السلام فرمود:
[1]- سوره حجّ، آيه 29.
«إِذَا ذَبَحْتَ اضْحِيَّتِكَ فَاحْلِقْ رَأْسَكَ، وَاغْتَسِلْ، وَقَلِّمْ أَظْفَارَكَ، وَخُذْ شَارِبِكَ»[1].
«هرگاه قربانى خود را ذبح كردى سرت را بتراش و غسل كن و ناخنت را كوتاه كن و سبيلت را بگير.»
2- از ابوعبداللَّه بن سنان نقل است كه گفت: نزد حضرت صادق عليه السلام رسيدم و عرض كردم: فدايت شوم! مفهوم اين سخن خداوند سُبحان:ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْچيست؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«أَخْذُ الشَّارِبِ وَقَصُّ الْأظَفْارِ وَمَا أَشْبَهَ ذ لِكَ...»[2].
«گرفتن سبيل و كوتاه كردن ناخن و نظاير آن.»
3- از امام رضا عليه السلام نقل است كه فرمود:
«التَّفَثُ تَقْلِيمُ الْأَظْفَارِ، وَطَرْح الْوَسَخِ، وَطَرْحُ الْإِحْرَامِ عَنْهُ»[3].
«تفث» يعنى گرفتن ناخنها، و آلودگى از خود دور كردن، و از احرام در آمدن.»
4- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«لَيْسَ عَلَى النِّساءِ حَلْقٌ، وَيَجْزِيهُنَّ التَّقْصِيرُ»[4].
«زنان حلق نمىكنند، بلكه تقصير كردن، آنها را كفايت مىكند.»
5- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:
«اعْلَمْ أَنَّكَ إِذَا حَلَقْتَ رَأْسَكَ فَقَدْ حَلَّ لَكَ كُلَّ شَيْءٍ إِلَّا النِّسَاءَ وَالطِّيبَ»[5].
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب الحلق والتقصير، ص 177، باب 1، حديث 1.
[2]- همان، ص 179، باب 1، حديث 8.
[3]- همان، ص 178، باب 1، حديث 6.
[4]- همان، ص 189، باب 8، حديث 3.
[5]- همان، ص 193، باب 13، حديث 4.
«بدان كه هرگاه موى سرت را كوتاه كردى همه چيز، جز زن و عطر بر تو حلال مىگردد.»
تفصيل احكام:
حلق يا تقصير ششمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و بر مردى كه براى نخستين بار به حجّ مشرّف مىشود براى مراعات احتياط واجب است سر خويش را بتراشد، ولى ديگران بين تراشيدن و تقصير يعنى گرفتن مقدارى از موى سر يا ريش يا سبيل يا ناخن مخيّرند. امّا زن حتّى اگر براى نخستين بار به حجّ مشرّف مىشود بايد تقصير كند نه حلق.
احكام حلق و تقصير:
1- حاجى بايد هنگام حلق و تقصير نيّت قربت به خداوند سبحان داشته باشد.
2- حلق و تقصير بايد در روز عيد صورت گيرد، ولى شخص مضطرّ از اين حكم مستثناست و مىتواند شب عيد هنگام كوچ كردن مشعر به منى بدان بپردازد.
3- احوط آن است كه حاجى حلق و تقصير را از روز عيد به تأخير نيندازد مگر به ضرورتى.
4- كسى كه از روى جهل يا فراموشى در منى حلق و تقصير نكند بايد به آنجا باز گردد و حلق و تقصير كند حتّى پس از پايان يافتن ذىالحجّه، و با دشوارى اين امر، مُلزم به انجام حلق و تقصير خواهد بود هر كجا كه
باشد و بنابه احتياط بايد موى خود را به منى فرستد.
5- همه امورى كه قبلًا با احرام بستن براى حاجى حرام شده بود پس از حلق و تقصير بر او حلال مىگردد جز عطر و زن.
7- طواف زيارت
قرآن كريم:
خداوند مىفرمايد:... وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ...[1]
«... و بيت العتيق را طواف كنيد...»
حديث شريف:
1- از معاويه بن عمّار به نقل از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت پيرامون متمتّعى پرسيدم كه كى بايد خانه خدا را زيارت كند؟
حضرت عليه السلام فرمود:
«يَوْمَ النَّحْرِ أَوْ مِنَ الْغَدِ، وَلَا يُؤَخِّر، وَالْمُفْرِدُ وَالْقَارِنُ لَيْسَا بِسَواءٍ مُوَسَّعٌ عَلَيْهِما»[2].
«روز قربانى كردن [يعنى روز عيد] يا فرداى آن روز و نبايد به تأخير افتد. ولى براى شخص قارن و مفرد چنين نيست و مىتوانند تأخير بيندازند.»
2- از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى ديگرى آمده است:
«لَابَأْسَ أَنْ تُؤَخِّرَ زِيَارَةَ الْبَيْتِ إِلى يَوْمِ النَّفْرِ، إِنَّمَا يُسْتَحَبُّ تَعْجِيلُ ذ لِكَ مَخَافَةَ الْأَحَداثِ وَالْمَعَارِيضِ»[3]
[1]- سوره حجّ، آيه 29.
[2]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب زيارة البيت، ص 202، باب 1، حديث 8.
[3]- همان، حديث 9.
«باكى نيست اگر حاجى زيارت بيت اللَّه را تا روز نفر [يعنى روز بازگشت از منى به مكّه] به تأخير اندازد ولى مستحبّ است از ترس رُخدادها و پيشامدها شتاب شود.»
3- از امام صادق عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:
«فَإِذَا أَتَيْتَ الْبَيْتَ يَوْمَ النَّحْرِ فَقُمْتَ عَلى بَابِ الْمَسْجِدِ قُلْتَ: اللَّهُمَّ أَعِنِّي عَلى نُسُكِكَ، وَسَلِّمْنِي لَهُ، وَسَلِّمْهُ لِي، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْعَلِيلِ الذَّلِيلِ الْمُعْتَرِفِ بِذَنْبِهِ أَنْ تَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، وَأَنْ تُرْجِعَنِي بِحَاجَتِي، اللَّهُمَّ إِنِّي عَبْدُكَ، وَالْبَلَدُ بَلَدُكَ، وَالْبَيْتُ بَيْتُكَ، جِئْتُ أَطْلُبُ رَحْمَتَكَ، وَأؤُمُّ طَاعَتَكَ، مُتَّبِعاً لِأَمْرِكَ، رَاضِياً بِقَدَرِكَ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ الْمُضْطَرِّ إِلَيْكَ، الْمُطِيعِ لِأَمْرِكَ، الْمُشْفِقِ مِنْ عَذَابِكَ، الْخَائِفِ لِعُقُوبَتِكَ، أَنْ تُبَلِّغَنِي عَفْوَكَ، وَتُجِيرَنِي مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِكَ ثُمَّ تَأْتِي الْحَجَرَ الْأَسْوَدَ فَتَسْتَلِمُهُ وَتُقَبِّلُهُ، فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاسْتَلِمْهُ بِيَدِكَ وَقَبِّلْ يَدَكَ، وَإِنْ لَمْ تَسْتَطِعْ فَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ وَقُلْ كَمَا قُلْتَ حِينَ طفْتَ بِالْبَيْتِ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ. ثُمَّ طُفْ بِالْبَيْتِ سَبْعَةَ أَشْواطٍ كَمَا وَصَفْتُ لَكَ يَوْمَ قَدِمْتَ مَكَّةَ.
ثُمَّ صَلِّ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ رَكْعَتَيْنِ، تَقْرأُ فِيهِمَا بِقُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، وَقُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ.
ثُمَّ ارْجِعْ إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ فَقَبِّلْهُ إِنْ اسْتَطَعْتَ وَاسْتَقْبِلْهُ وَكَبِّرْ...»[1]
. «هرگاه در روز نحر [روز عيد] به خانه خدا آمدى بر در مسجد مىايستى ومىگويى: «خداوندا! مرا بر انجام آئينت يارى رسان و مرا تسليم آن گردان و آن را رام من كن. خدايا! همچون انسانى بيمار و خوارى كه به گناه خود معترف است از تو مىخواهم گناهان مرا ببخشى و به نيازم بازگردانى. خداوندا! من بنده توام و شهر، شهر تو و خانه، خانه تو، آمدهام در حاليكه رحمت تو را طالبم و آهنگ طاعت تو را دارم، و فرمانت را پيروى مىكنم و به قضا و قدر تو خشنودم. همچون بيچارهاى كه به نزد تو آمده و فرمانت مىبرد و از عذاب تو هراسان است و از عقوبت بيمناك، از تو مىخواهم كه مرا مشمول عفو خود گردانى واز آتش به رحمتت پناهم دهى.»
سپس كنار حجر الاسود مىآيى آنرا لمس كرده مىبوسى واگر نتوانستى آن را لمس
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب زيارة البيت، ص 205، باب 4، حديث 1.
كن و دست خود را ببوس، و اگر نتوانستى روبروى آن بايست و تكبير بگو و بگو همان چيزى را كه هنگام آمدن به مكّه به گاه طواف بيت اللَّه گفتى. سپس هفت شوط خانه را طواف كن همانگونه كه روز آمدن به مكّه كردى. سپس در نزد مقام ابراهيم دو ركعت نماز بگزار و در آن «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» و «قُلْ يَا أَيُّهَا الْكافِرُونَ» را بخوان. سپس به كنار حجرالاسود بازگرد و اگر توانستى آن را ببوس و روبروى آن بايست و تكبيرى بگوى.»
تفصيل احكام:
طواف زيارت هفتمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و بر حاجى واجب است همان گونه كه در طواف عمره تمتّع گفتيم هفت شوط به دور كعبه طواف كند، كه اين طواف، طواف حجّ تمتّع نيز ناميده مىشود، و تفاوتى نيست ميان آن و طواف عمره مگر در نيّت، پس نيّت طواف زيارت مىكند قربةً إلى اللَّه تعالى.
8- نماز طواف زيارت
اين هشتمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است كه در نماز طواف عمره تمتّع به تفصيل احكام آن بيان شد، و تفاوتى ميان آن نيست مگر در نيّت و حاجى بايد نيّت نماز طواف زيارت كند براى تقرّب به خدا.
9- سعى
حديث شريف:
از امام جعفر صادق عليه السلام در حديثى آمده است كه:
«... ثُمَّ اخْرُجْ إِلَى الصَّفا فَاصْعَدْ عَلَيْهِ، وَاصْنَعْ كَمَا صَنَعْتَ يَوْمَ دَخَلْتَ مَكَّةَ، ثُمَّ ائْتِ الْمَرْوَةَ فَاصْعَدْ عَلَيْهَا، وَطُفْ بِيْنَهُمَا سَبْعَةَ أَشْواطٍ، تَبْدَأُ بِالصَّفا وَتَخْتِمُ بِالْمَرْوَةِ، فَإِذَا
فَعَلْتَ ذ لِكَ فَقَدْ أَحْلَلْتَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ أَحْرَمْتَ مِنْهُ إِلَّا النِّساءَ...»[1].
«... سپس به صفا بيرون شو و از آن بالا رو و آن كن كه در روز ورود به مكّه كردى، سپس به مروه آى و از آن بالا شو و هفت بار ميان آن دو سعى كن كه از صفا مىآغازى و به مروه مىانجامى. پس آنگاه كه چنين كردى هر چيز كه بر تو حرام شده بود حلال گردد مگر زنان...»
تفصيل احكام:
سعى، نهمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است پس حاجى بايد بين صفا و مروه با همان شيوهاى كه در عمره تمتّع سعى كرده است سعى كند جز آن كه نيّت سعى حجّ تمتّع به قصد تقرّب به خدا بجاى مىآورد و پس از اين سعى تقصيرى در كار نيست و حرمت به كارگيرى عطر پس از پايان يافتن سعى از ميان مىرود.
10- طواف نساء
حديث شريف:
1- از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:
«... ثُمَّ ارْجِعْ إِلَى الْبَيْتِ وَطُفْ بِهِ اسْبُوعاً آخَرَ، ثُمَّ تُصَلِّي رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام، ثُمَّ قَدْ أَحْلَلْتَ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ، وَفَرَغْتَ مِنْ حَجِّكَ كُلِّهُ وَكُلِّ شَيْءٍ أَحْرَمْتَ مِنْهُ»[2].
«سپس به سوى خانه خدا رو و هفت بار ديگر بدور آن طواف كن، سپس نزد مقام
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، كتاب الحجّ، ابواب زيارة البيت، باب 4، ص 205، ح 1.
[2]- همان.
ابراهيم عليه السلام دو ركعت نماز بگزار و در پى آن همه چيز بر تو حلال مىگردد و از همه اجزاء حجّت و هر آنچه بر تو حرام شده بود فراغت مىيابى.»
2- از امام صادق عليه السلام در حديثى نقل است كه فرمود:
«... وَإِذَا طَافَ طَوافَ النِّسَاءِ فَقَدْ أَحَلَّ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ أَحْرَمَ مِنْهُ إِلَّا الصَّيْدَ»[1]
. «... هرگاه حاجى طواف نساء را بجاى آورد همه چيز بر او حلال گردد مگر شكار.»
تفصيل احكام:
طواف نساء دهمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و آن جز در نيّت كاملًا به طواف عمره تمتّع مىماند كه بايد نيّت كند طواف نساء را انجام مىدهد. طواف نساء بر مردان و زنان و كودكان واجب است و نزديكى جنسى حلال نمىشود مگر پس از آن، و اگر شخصى آن را فراموش كند، زن بر او حرام مىگردد تا اينكه به مكّه باز گردد و طواف را انجام دهد، و يا اينكه، در صورت عدم توانايى بازگشت به مكّه، به كسى وكالت دهد كه از سوى او به طواف بپردازد.
11- نماز طواف نساء
اين يازدهمين واجب از واجبات حجّ تمتّع است و آن از نظر احكام و شرايط جز در نيّت كاملًا نظير نماز طواف عمره تمتّع است كه قبلًا گفتيم، پس بر حاجى واجب است كه نيّت نماز طواف نساء را قربةً إلى اللَّه ببندد.
پس از فراغت از اين نماز بهره بريهاى جنسى بر حاجى روا مىگردد.
[1]- وسائل الشيعه، ج 10، كتاب الحجّ، ابواب الحلق والتقصير، ص 193، باب 13، حديث 1.