این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش پنجم: ساير احكام
1- حجّ افراد
حديث شريف:
1- از امام رضا عليه السلام نقل است كه در نامهاى به مأمون فرمود:
«... وَلَا يَجُوزُ الْحَجّ إِلَّا مُتَمَتِّعاً، وَلَا يَجُوزُ الْقِرانُ والْإِفْرادُ الَّذِي تَسْتَعْمِلُهُ الْعَامَّةُ إِلَّا لِأَهْلِ مَكَّةَ وَحَاضِرِيها»[1].
«... حجّ قِران و افراد كه عامه آن را بكار مىبرند جز براى اهل و ساكنان مكّه جايز نيست.»
2- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:
«الْمُفْرِدُ لِلْحَجِّ عَلَيْهِ طَوافٌ بِالْبَيْتِ وَرَكْعَتَانِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْراهِيمَ عليه السلام وَسَعْيٌ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، وَطَوافُ الزِّيَارَةِ، وَهُوَ طَوافُ النِّساءِ، وَلَيْسَ عَلَيْهِ هَدْيٌ وَلَا اضْحِيَّةٌ...»[2].
«كسى كه حجّ افراد بجاى مىآورد بايد خانه خدا را طواف كند و نزد مقام ابراهيم عليه السلام دو ركعت نماز بگزارد و بين صفا و مروه سعى كند وبه طواف زيارت يعنى همان طواف نساء بپردازد وقربانىبر او واجب نمىگردد ...»
تفصيل احكام:
حجّ افراد، وظيفه اهالى مكّه و ساكنان اطراف آن است يعنى كسانى كه
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب اقسام الحجّ، ص 188، باب 6، حديث 8.
[2]- همان، ص 157، باب 2، حديث 13.
فاصله وطنشان با مكّه بيش از شانزده فرسنگ- حدود نود كيلومتر- نباشد و در حجّ افراد، دادن قربانى واجب نيست.
و امّا چگونگى حجّ مفرد و اعمال آن:
اعمال حجّ افراد:
1- احرام حجّ افراد از ميقات و يا از همان جايى است كه براى وى جايز است طبق آنچه در باب احرام عمره تمتّع ذكر كرديم، و همه احكام مزبور، در اين جا نيز جارى است.
2- وقوف در عرفه دقيقاً همان است كه در حجّ تمتّع ذكر شد.
3- وقوف در مشعر الحرام همچنانكه گفته شد.
4- رفتن به منى براى اداى اعمال منى كه عبارت از: رمى، حلق و يا تقصير بدون قربانى مىباشد.
5- طواف حجّ بر حسب شرايط و احكام مذكور در طواف عمره تمتّع.
6- دو ركعت نماز طواف.
7- سعى ميان صفا و مروه همچنان كه گفته شد.
8- طواف نساء.
9- دو ركعت نماز طواف نساء.
احكام حجّ افراد:
1- ارتباطى ميان حجّ افراد و عمره وجود ندارد و آنها دو واجب جدا از يكديگر هستند. پس اگر حاجى قبلًا به عمره مفرده رفته باشد از او ساقط مىشود، واگر استطاعت عمره مفرده را نداشته و تنها استطاعت حجّ را يافته بر او عمره واجب نمىشود، واگر استطاعت هر دو را با هم يافته بايد پس از
حجّ، عمره مفرده بجاى آورد، و مىتواند هر وقتى را براى آن برگزيند و بهتر آن است كه آن را زودتر به انجام رساند، بدينسان بر او واجب نيست كه در طول ماههاى حجّ و در سالى كه در آن حجّ مىگزارد عمره مفرده بجاى آورد.
2- شخص مُفْرِد مىتواند طواف حجّ و سعى را- حتّى در حال اختيار- قبل از وقوف در عرفات و مشعر الحرام انجام دهد، اگر چه احوط آن است كه طواف نساء را تا پس از مناسك منى به تأخير اندازد.
3- ميقات احرام در حجّ افراد همان منزل حاجى و يا يكى از ميقاتهاى پنجگانهاى است كه در احرام عمره تمتّع ذكر شد، اگر از يكى از آنها گذر كند، و اگر گذرش بر آنها نيفتاد احوط آن است كه از منزل خود احرام بندد البتّه در صورتى كه منزلش خارج از مكّه باشد، ولى اگر منزلش در مكّه قرار داشته باشد احوط آن است كه به أدنى الحل (خارج مرز حرم) برود و از آنجا احرام بندد.
4- دادن قربانى در حجّ افراد واجب نمىباشد و امّا استحباب دارد.
2- حجّ قِران
حديث شريف:
از حضرت صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:
«الْقَارِنُ لَايَكُونُ إِلَّا بِسِيَاقِ الْهَدْي، وَعَلَيْهِ طَوافٌ بِالْبَيْتِ وَرَكْعَتَانِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْراهِيمَ عليه السلام، وَسَعْيٌ بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، وَطَوافٌ بَعْدَ الْحَجِّ، وَهُوَ طَوافُ النِّسَاءِ»[1].
«شخصى كه حجّ قِران بجاى مىآورد بايد قربانى را با خود همراه كند و به طواف
[1]- وسايل الشيعه، ج 10، ص 156، باب 2، حديث 12.
بيت اللَّه بپردازد و نزد مقام ابراهيم عليه السلام دو ركعت نماز بگزارد، ميان صفا و مروه سعى كند و پس از حجّ به طواف نساء بپردازد.»
تفصيل احكام:
حجّ قِران نيز از وظايف اهل مكّه و كسانى است كه در اطراف آن زندگى مىكنند، مشروط بر آنكه دورى آنها از مكّه بيش از شانزده فرسنگ (چهل و هشت مايل و حدود نود كيلومتر) نباشد. در اين حجّ بعلاوه آنچه در حج افراد واجب است حاجى بايد هنگام احرام يك قربانى همراه خود داشته باشد تا در زمان ذبح آن، در منى ذبح نمايد. و به همين سبب اين حجّ «قِران» ناميده شده است.
احكام حجّ قِران:
1- احرام در حجّ قِران با اشعار، يا تقليد و يا تلبيه صورت مىپذيرد.
«اشعار» عبارت از آن است كه كوهان شتر از سمت راست شكافته شود، و «تقليد» يعنى آويختن نعلى كه در آن نماز گزارده بر گردن قربانى (خواه شتر، يا گاو يا گوسفند مانند)، و جايز است كه تقليد را با بند، يا با نخ ونظاير آن انجام دهد.
2- كسى كه احرام حجّ قِران بسته نمىتواند به حجّ تمتّع عدول كند.
3- بر شخصى كه حجّ قِران بجاى مىآورد مستحبّ است تلبيه، اشعار و تقليد را با هم انجام دهد.
4- شخصى كه حجّ قِران بجاى مىآورد مىتواند طواف را بر وقوف در عرفات و مشعر الحرام مقدّم دارد.
5- بهتر است كسانى كه حجّ قِران و افراد انجام مىدهند، اگر پيش از رفتن به مشاعر (عرفات، مزدلفه و منى) طواف كنند تلبيه را دوباره گويند.
3- احكام حجّ زنان
حديث شريف:
1- از معاويه بن عمّار نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام درباره زنى پرسيدم كه بدون سرپرست براى حجّ به مكّه مىرود. پس حضرت عليه السلام فرمود:
«لَابَأْسَ، تَخْرُجُ مَعَ قَوْمٍ ثُقاتٍ»[1].
«اگر با گروهى مورد اطمينان برود اشكالى ندارد.»
2- از ابو جعفر عليه السلام نقل است كه كسى از حضرت عليه السلام درباره زنى پرسيد كه همسر دارد و امّا او اجازه حجّ به اين زن را نمىدهد. حضرت عليه السلام فرمود:
«تَحُجُّ وَإِنْ لَمْ يَأْذَنْ لَهَا»[2].
«به حجّ مىرود حتّى اگر همسرش اجازه ندهد.»
3- از ابى عُيينه به نقل از ابو عبداللَّه عليه السلام آمده است كه گفت: از حضرت پيرامون پوششهاى زن مُحرِم سؤال كردم. پس حضرت عليه السلام فرمود:
«الثِّيابُ كُلُّهَا مَا خَلَا الْقَفازَيْنِوَالْبُرْقُعِ وَالْحَرِيرِ»، قُلْتُ: أَتَلْبَسُالْخَزَّ؟ قَالَ: «نَعَمْ»، قُلْتُ: فَإِنَّ سُداهُ إِبْرِيسَموَهُوَ حَرِيرٌ؟ قَالَ: «مَا لَمْ يَكُنْ حَرِيراً خَالِصاً فَلَا بَأْسَ»[3].
[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 109، باب 58، حديث 3.
[2]- همان، ص 111، باب 59، حديث 4.
[3]- همان، ج 9، ابواب الاحرام، ص 42، باب 33، حديث 3.
«هر نوع جامه بر او حلال است جز دستكش، چهره پوش و حرير.» عرض كردم: آيا مىتواند خزّ هم بپوشد؟ حضرت عليه السلام فرمود: «آرى». عرض كردم كه تار آن حرير است؟ حضرت عليه السلام فرمود: «اگر حرير خالص نباشد اشكالى ندارد.»
4- از يعقوب بن شعيب نقلاست كه گفت: بهابو عبداللَّه عليه السلام عرض كردم:
چگونه است اگر زن پيراهنى بر تن كند كه دكمه دارد و يا حرير، خزّ و ديباج مىپوشد. حضرت عليه السلام فرمود:
«نَعَمْ، لَابَأْسَ بِهِ، وَتَلْبَسُ الْخِلْخَالَيْنِ وَالْمُسكَ»[1].
«آرى باكى بدو نيست حتّى اگر خلخال و دست بند هم بكار زند.»
5- از عيص بن قاسم نقل است كه گفت: به ابو عبداللَّه عليه السلام عرض كردم آيا زن در حال حيض مىتواند احرام بندد؟ حضرت عليه السلام فرمود:
«نَعَمْ، تَغْتَسِلُ وَتُلَبِّي»[2].
«آرى غسل مىكند و تلبيه مىگويد.»
تفصيل احكام:
1- در وجوب حجّ بر زن مستطيع اجازه شوهر شرط نيست، و او بايد حتّى اگر شوهرش مانع شود حجّ گزارد، و چنين است حكم زنى كه با اجازه شوهرش نذر حجّ كرده، كه پس از نذر، به منع شوهر اعتنا نمىشود.
2- در استطاعت زن همراهى همراهان مَحْرَمِ او شرط نيست، البتّه در
[1]- وسايل الشيعة، ج 9، ابواب الاحرام، ص 41، باب 33، حديث 1.
[2]- همان، ص 65، باب 48، حديث 5.
صورتى كه بتواند خويش را از خطرها حفظ كند، حتّى اگر مجرّد باشد.
3- زنى كه توان حجّ ندارد، مگر با همراهى از مَحارِمِ خويش، تحقّق استطاعت وى بسته به بودن چنين كسى است و اگر همراهى مَحَرم متوقّف بر پرداخت هزينه سفر او باشد، بر زن واجب است كه آن را تأمين نمايد وجزء هزينه حجّ خودش به شمار مىرود، پس- در اين صورت- اگر زن توانايى تأمين هزينه حجّ خود و همراه مَحْرَم را دارد مستطيع است و گرنه مستطيع نمىباشد.
4- زنى كه مهرش براى هزينههاى حجّ كافى باشد و همسرش بتواند آن را بدو بپردازد، آن زن بايد مهر خود را از شوهرش مطالبه كند و اگر همسرش اين مهر را بدو پرداخت آن زن مستطيع خواهد شد.
5- اگر زن حائضى بخواهد داخل مسجد شجره و يا ديگر مساجد در ميقاتها احرام بندد، بايد در حالى نيّت احرام كند كه از اين مسجدها گذر مىكند اگر درهاى اين مساجد گوناگون باشد، يا هنگام بيرون آوردن چيزى باشد كه در اين مساجد نهاده شده است، و همچنان مىتواند كنار اين مساجد بدون دخول در آنها احرام بندد، يا پيش از ميقات به وسيله نذر احرام بندد، مثل اينكه نذر كند كه در مدينه منوّره احرام بندد.
6- زنى كه به ميقات مىرسد در حالى كه حيض است و نمىداند آيا پيش از پايان يافتن زمان عمره تمتّع پاك مىشود و يا نه، نيّت احرام ما فى الذمّه مىكند، پس اگر پاك شد عمره تمتّع و حجّ آن را بجاى مىآورد و در غير اينصورت حجّ افراد را با احرامى كه در آن بسر مىبرد مىگزارد.
7- غسل احرام بر زن حائض و زنى كه در نفاس است استحباب دارد چنانكه بر ديگران.