بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 215

بجاى آوردن اعمال حجّ او مى‌شود.

مهمترين احكام مصدود بدينقرار است:

1- كسى كه دشمن مانع از آن شده كه مناسك عمره و يا حجّ را كامل كند مى‌تواند از احرام بيرون آيد، و اين امر با ذبح قربانى در همان محلّى كه هست حاصل مى‌شود، و احتياط مستحبّ آن است كه به نيّت تحلّل (رها شدن از احرام) باشد و به اين وسيله همه محرّمات احرام حتّى‌ زن بر او حلال مى‌گردد، و احتياط واجب آن است كه براى تكميل رها شدن از احرام حلق و تقصير كند، و اگر قربانى همراه داشت آن را ذبح و يا نحر كند و اين او را از دادن قربانى ديگرى بسنده است.

2- حجّ از مصدودى كه استطاعتش به همان سال اختصاص دارد ساقط مى‌شود، ولى كسى كه قبلًا استطاعت حجّ را يافته و به عهده او مستقر شده باشد، يا تا سال بعد مستطيع باقى بماند، بايد حجّ را بجاى آورد و حجّ از او ساقط نمى‌گردد.

3- شخص مصدود اگر بتواند از راه ديگرى به مسير خود ادامه دهد نمى‌تواند از احرام خارج شود، بلكه بايد مناسك حجّ را كامل گرداند. مگر آنكه اين كار با دشوارى (حرج) همراه باشد.

4- اگر حاجى از وقوف در عرفات و مشعر الحرام بازداشته شود، در همان محلّ بازداشته شدن با ذبح قربانى تحلّل مى‌يابد، ولى اگر از وقوف در يكى از دو موقف بازداشته شود آنچه را از آن بازداشته شده است ترك مى‌كند و مناسك باقيمانده را بجاى مى‌آورد و حجّش صحيح است.

و اگر از تمامى و يا پاره‌اى از اعمال منى بازداشته شد، پس اگر توانست نايب بگيرد واجب است چنين كند و اگر نتوانست به وظيفه مصدود عمل مى‌كند.


صفحه 216

و در صورتيكه از انجام اعمال مكّه مكرّمه پس از بازگشت از منى‌ بازداشته شود، اگر بازداشتن تا پايان ذى‌الحجّه ادامه يافت حكم مصدود بر او جارى مى‌شود، و در غير اينصورت بايد تا پايان ذى‌الحجّه، خود مناسك حجّ را بجاى آورد، ولى اگر توانست براى اداى مناسك مكّه كسى را از سوى خود نايب بگيرد اقوى‌ صحيح بودن حجّ اوست.

5- اگر حاجى از بازگشت به منى در حالى بازداشته شد كه اعمالش را در مكّه به پايان بُرده، بايد در صورت امكان در همان سال براى اعمال منى‌ نايب بگيرد و در غير اينصورت بايد براى سال آينده نايب برگزيند و حجّش صحيح خواهد بود.

ب- احكام محصور

«محصور» به آن حاجى گفته مى‌شود كه بيمارى مانع از آن شده است كه مناسك حجّ را به پايان رساند.

و اينك مهمترين احكام آن:

1- اگر حاجى پس از احرام محصور گردد و خواهان تحلّل باشد بايد قربانى را به مكّه فرستد تا در آنجا ذبح گردد در صورتى كه ا حرام عمره تمتّع داشته باشد و اگر احرام حجّ داشته باشد در روز عيد در منى‌ ذبح مى‌شود.

2- شخصى كه احرام عمره مفرده دارد قربانيش را با همراهانش به مكّه مى‌فرستد تا در وقتى كه بدان اتّفاق كرده‌اند ذبح شود تا پس از آن تحلّل يابد.

3- شخصى كه احرام عمره تمتّع و عمره مفرده واجب دارد پس از ذبح قربانى تحلّل مى‌يابد، و جز زن همه محرمات احرام بر او حلال مى‌گردد و در عمره واجب همچنان زن براى او حرام باقى مى‌ماند تا بعداً عمره تمتّع وحجّ گزارد و يا كسى را مأمور كند كه از سوى او طواف نساء بجاى آورد،


صفحه 217

ولى در عمره مستحبّ پس از ذبح، زن نيز بر او حلال مى‌گردد.

4- اگر حاجى از درك وقوف در عرفات و مشعر الحرام محصور گردد با ذبح تحلّل مى‌يابد و جز زن همه محرمات احرام بر او روا مى‌گردد تا آنكه اعمال حجّ را بجاى آورد و يا نايب بگيرد، امّا اگر تنها از درك يكى از دو موقف محصور گردد بر او چيزى نيست و حجّش صحيح است.

5- اگر بيمارى تا پس از اعمال منى ادامه يافت، پس اگر توانست به منى باز گردد و خود قضاى اعمال آن را انجام دهد بر او واجب است كه چنين كند، و گرنه بايد براى ذبح و رمى نايب بگيرد و با حلق و تقصير تحلّل مى‌يابد.

6- اگر حاجى پس از مناسك منى‌ از مناسك مكّه محصور شد، اگر توانست تا پايان ذى الحجّه خود اعمال را انجام دهد بر او واجب است كه چنين كند و در غير اينصورت بايد نايب بگيرد.

7- اگر حاجى از همه مناسك منى‌ و مكّه محصور شد بايد قربانى خود را به منى‌ فرستد تا ذبح شود و پس از ذبح تحلّل مى‌يابد، ولى پس از آن بايد حجّ را اعاده كند و اين در صورتى است كه نتواند در ديگر مناسك منى‌ ومكّه نايب بگيرد ولى اگر توانست وجه اقوى‌ اين است كه گرفتن نايب كفايت از حجّ مى‌كند، اگرچه احوط آن است كه سال بعد نيز حجّ گزارد.


صفحه 218

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 219

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 220

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 221

بخش ششم: پيرامون زيارت و دعا

زيارت پيامبر و اهل بيت او

حاجى گرامى بايد بداند كه اينك در خدمت پيامبر اكرم و در آستانه مسجد شريف او در مدينه منوّره يعنى جائى است كه هنوز شراره‌هاى وحى وعطر نبوّت‌از جاى جاى آن به‌مشام مى‌رسد، چه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد:

«مَنْ زَارَ قَبْرِي بَعْدَ مَوْتِي كَانَ كَمَنْ هَاجَرَ إِلَيَّ فِي حَيَاتِي»[1]

. «هر كه پس از مرگم آرامگاه مرا زيارت كند چونان كسى است كه در زمان زندگى من بسوى من هجرت كرده است.»

امام صادق عليه السلام نيز در اين باره مى‌فرمايد:

«صَلُّوا إِلى‌ جَنْبِ قَبْرِ النَّبِيِّ وَإِنْ كَانَتْ صَلَاةُ الْمُؤَمِنِينَ تَبْلُغُهُ أَيْنَما كَانُوا»[2].

«در كنار آرامگاه پيامبر درود بر او فرستيد، اگرچه درود مؤمنان هر جا كه باشند بدو مى‌رسد.»

و امام باقر عليه السلام در پرسش يكى از اصحابش كه از حضرت سؤال نمود:

مَا لِمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ مُتَعَمِّداً؟ قَالَ: «الْجَنَّةَ»[3].

«پاداش كسى كه آگاهانه پيامبر را زيارت كند چيست؟ فرمود: «بهشت.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب المزار، ص 263، باب 4، حديث 1.

[2]- همان، ص 264، باب 4، حديث 2.

[3]- همان، ص 260، باب 3، حديث 1.


صفحه 222

پس بودنت را در مدينه غنيمت شمار و نماز در مسجد النبى، فراوان بگزار و درود بسيار بر پيامبر فرست كه صدايت را مى‌شنود، و تو نمى‌توانى هرگاه كه بخواهى چنين كنى و هرگاه به مسجد داخل شدى از نزديك آرامگاه شريفش بر پيامبر درود فرست و بدان كه ميان آرامگاه و منبر او باغى است از باغهاى بهشت چرا كه پيامبر خود فرموده است:

«مَا بَيْنَ بَيْتِي وَمِنْبَرِي رَوْضَةٌ مِنْ رِياضِ الْجَنَّةِ، وَمِنْبَرِي عَلى‌ تُرْعَةٍ مِنْ تُرَعِ الْجَنَّةِ، وَقَوائِمُ مِنْبَرِي رُتبٌ فِي الْجَنَّةِ»[1]

. «ميان خانه و منبر من باغى است از باغهاى بهشت و منبر من بر نهرى از نهرهاى فردوس قرار گرفته و پايه‌هاى منبرم در درون بهشت است.»

پس هرگاه آهنگ زيارت او كردى با غسل و دعا براى اين زيارت آماده شو و با رويكردى ژرف به آنجايى نظر كن كه رسول اكرم در آنجا غنوده و محلّ هبوط ملائكه است، و اينك تفصيل چگونگى زيارت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله:

پيش از دخول:

مستحب است از باب جبرئيل درآيى و صد بار تكبير گويى و اذن دخول را چنين خوانى:

«اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلى‌ بَابِ بَيْتٍ مِنْ أَبْوابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَقَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ انْ يَدْخُلُوا إِلَّا بِإِذْنِهِ فَقُلْتَ:يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَاتَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِىِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ‌. اللَّهُمَّ إِنِّي اعْتَقِدُ حُرْمَةَ صَاحِبِ هذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ في غَيْبَتِهِ كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَأَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَخُلَفَآءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ أَحْيَآءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَقَامِي وَيَسْمَعُونَ كَلَامي وَيَرُدُّونَ سَلَامِي وَأَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلَامَهُمْ وَفَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذيذِ مُنَاجَاتِهِمْ، وَإِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلًا،

[1]- وسائل الشيعه، ج 10، ابواب المزار، ص 270، حديث 2، باب 7.