بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 27

شايسته است يك روحانى برنامه‌اى را براى درسهاى روزانه در فروع گوناگون شريعت اعمّ از عقايد يا اخلاق يا احكام، در سه ساعت جدا از هم برنامه ريزى كند، و اگر چه برخى از حاجيان از آن بى‌نياز هستند ولى بيشتر آنها به اين برنامه احتياج دارند. پس ما نبايد اهمّيت اين گونه درسهاى روزانه را از ياد بريم.

3- هميارى با مسؤولان حجّ در اداره حاجيان تا مناسك حجّ را به گونه‌اى نيكوتر انجام دهند.

4- عالم و روحانى همچون يك پزشك است، و همان گونه كه يك پزشك نبايد علم خود را به هنگام نياز بيماران از ايشان دريغ دارد، و بايد خود را به آنها معرفى كند، و درمان آنها را به عهده گيرد، يك عالم و روحانى نيز نبايد هويّت خود را پنهان دارد، و مردم را در حالى رها كند كه بيشترين نياز را به او دارند. بلكه شايسته است كه بيان احكام شريعت را پيرامون حجّ بر عهده گيرد، آن هم نه تنها براى همكاروانيان و دوستان كه براى همه مردم.

يك عالم هرگاه از محل اقامت خود بيرون مى‌آيد بايد لباس روحانى خود را بر تن داشته باشد تا مردم او را بشناسند و احكام دينشان را از او پرسند و در حل مشكلات پيش آمده بدو رجوع كنند، چه بويژه در سفر دشوار حجّ كسى همچون عالم وروحانى وجود ندارد كه مردم بدو اعتماد ورزند.


صفحه 28

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 29

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 30

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 31

بخش اوّل: در آستانه حجّ‌

1- حجّ در قرآن كريم‌

سارا، همسر با وفاى ابراهيم الخليل عليه السلام بود، ولى براى او فرزندى به ارمغان نياورده بود. او كنيزى داشت بنام هاجر، پس كنيز را به ابراهيم هديه كرد به اميد آن كه خداوند از او فرزندى بدو دهد، و اين چنين هاجر اسماعيل را بزاد، ولى سارا چيزى يافت كه زنان مى‌يابند، و خداوند به ابراهيم فرمان داد هاجر و پسرش را در مكّه در كنار خانه‌اش جاى دهد.

حضرت ابراهيم نيز فرمان خداى را گردن نهاد و عرض كرد:رَبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُوا الصَّلَاةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ‌[1]

«پروردگارا، من برخى فرزندام را در سرزمينى بى‌آب و علف، در جوار بيت‌الحرام تو، سُكنا داده‌ام، تا- پروردگارا- نماز را برپا دارند، پس دلهاى مردمى را متوجّه آنها ساز، و از ثمرات روزيشان ببخشى، باشد كه سپاس بگزارند.»

بدين ترتيب هدف از ساختن اين خانه در آن روزگار برپا كردن نماز بود.

پس كعبه، قبله گزاردن نماز گشت.

خداوند دعاى حضرت ابراهيم را استجابت كرد و بيت‌اللَّه الحرام را كعبه‌

[1]- سوره ابراهيم، آيه 37.


صفحه 32

دلهايى قرار داد كه به سوى او مى‌آيند و هرگونه ميوه‌اى را در آن‌جا، گرد مى‌آورند، چنان كه بيت اللَّه الحرام را بازگشتگاهى براى مردم قرار داد، كه هرگاه مكّه را زيارت مى‌كنند، بدان دوباره روى مى‌آورند، چه، عطر توحيد و روح و روحيّه ايمان از آن برمى‌خيزد و نخستين خانه‌اى است كه براى مردم برپا شده است. خداوند مى‌فرمايد:إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكاً وَهُدىً لِلْعَالَمِينَ* فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِناً وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِين‌[1]

«نخستين خانه‌اى كه براى مردم قرار داده شده، همان است كه در مكّه است كه پربركت، و مايه هدايت جهانيان است. در آنجاست آيات روشن و مقام ابراهيم، و هركه بدان داخل شود ايمن است. و براى خدا، حجّ آن خانه بر كسانى كه قدرت رفتن به آن را داشته باشند واجب است، و هر كه راه كفر پيش گيرد (بداند كه) خدا از جهانيان بى‌نياز است.»

از اين سخنان اين بينشها را مى‌يابيم:

1- اين كه بيت اللَّه الحرام نخستين خانه‌اى است براى بندگان خدا، كه در آن پرستشى كنند بدون آن كه چيزى غير از تقديس خدا اعمّ از قوميّت‌گرايى يا نژادپرستى يا برترى رنگ يا هر آلودگى ديگر بشرى، آن را بيالايد.

2- اين خانه از آن همه مردم است؛ همه جهانيان از سياه گرفته تا سفيد واز عجمى تا عربى، از مجاور نزديك گرفته تا زائر دور. اين خانه همه مردمان است به يك سان.

3- آن خانه خداست در مكّه كه همه ملّتها و قبيله‌ها در آنجا با يكديگر ديدار مى‌كنند.

[1]- سوره آل عمران، آيات 96- 97.


صفحه 33

4- در اين خانه بركت است براى همه مردمان؛ جايى كه مردم در آن گرد مى‌آيند تا شاهد منافع خويش باشند، و به تقوا و پاكى نايل آيند.

5- در اين خانه هدايت است براى مردم، خانه‌اى كه زائران آن، به دين حقيقى خدا در آن ژرف‌انديشى مى‌كنند، و علم و ايمان مى‌اندوزند. آيا در اين خانه بيّنات دلايل روشنى از آثار ابراهيم و ديگر انبياء و از صحّت وعده الهى در يارى رساندن به بندگانش و پيروز كردن دينش بر همه اديان ديده نمى‌شود؟ اين مقام ابراهيم عليه السلام است كه مردم آن را تا امروز محرابى مى‌دانند براى نماز و دعايشان، كه بزرگداشتى است از خدا براى بنده با وفايش حضرت ابراهيم الخليل عليه السلام.

6- از نشانه‌هاى خداوند سبحان اين است كه هر كه به مكّه درآيد در امن خواهد بود زيرا خداوند اين خانه را حرم امن قرار داده است، و اين كه هر انسانى با هر نژاد و رنگى در كنار خانه خدا احساس آرامش مى‌كند، اگرچه دنيا به ستيز با او برخاسته باشد. اين احساس از نشانه‌هاى خداوند سبحان و از عوامل دوستى و انس مردم نسبت به اين خانه است.

7- خداوند از همه مردم خواسته است تا آهنگ خانه او كنند، و اين شريعتى گشته است الهى كه هم چون دَيْنى بر ذمّه همه مردم لازم الاجراست، (حجّ همان رويكرد به محل مقدّس است) ولى خداوند اين تكليف را بر آن‌ها سبك ساخته است، زيرا توانايى را در وجوب حجّ شرط دانسته و فرموده است:مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا.

8- توانايى، شرطى است مفهوم در ميان مردم كه مصاديق آن متناسب با هر زمان و مكان و شخص تغيير مى‌كند. پس هنگامى كه انسان قدرت رفتن به بيت اللَّه الحرام را دريافت، و از صحّت جسمى و امنيّت راه و زاد و توشه رفتن و برگشتن به سوى خانواده‌اش اطمينان حاصل كرد و ديگر پس از حجّ‌


صفحه 34

براى زندگى خود به احدى نياز نيافت، مى‌توان گفت حجّ بر او واجب گشته است، چه، راهى به سوى بيت اللَّه الحرام يافته است.

حرم امن خدا

خداوند مسجدالحرام را خانه‌اى همگانى براى تمامى مردم قرار داده است، و اهالى و زائران را در آن‌جا يكسان دانسته است، و به كسانى كه مردم را از اين خانه باز مى‌دارند و يا در آن ستم روا مى‌دارند با عذابى دردناك هشدار داده است. و اين چنين خداوند آن‌جا را جايگاه و محل امنى قرار داده است براى مردم. خداوند مى‌فرمايد:

إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ‌[1]

«آنهايى را كه كافر شدند و مردم را از راه خدا و مسجدالحرام- كه براى مردم چه مقيم و چه غريب يكسانش قرار داده‌ايم- باز مى‌دارند، و نيز هر كه در آن‌جا قصد كجروى يا ستمكارى داشته باشد، عذاب دردآور مى‌چشانيم.»

از اين آيه كريمه بر حقايق زير ره مى‌يابيم:

1- كسى كه مردم را از رفتن به مسجدالحرام باز مى‌دارد، و مانع از آن مى‌شود كه مردم بدان جا روند، به منزله كافر است.

2- اين كه مسجدالحرام از آن هيچ كس نيست و براى مجاور يا زائرى كه از راه دور آمده يكسان است، زيرا كه خانه، خانه خداست و از آنِ جهانيان.

3- كسانى كه در آن‌جا به مردم ستم روا دارند، خداوند به عذابى دردناك گرفتارشان مى‌كند، و بدين ترتيب بشريّت حرمت اين خانه را درمى‌يابد،

[1]- سوره حجّ، آيه 25.