و حتّى جبّاران و خودكامگان در مىيابند كه اعتراض به اين خانه، يا بازداشتن مردم از رسيدن بدان موجب تعجيل عذاب برايشان خواهد شد، چنان كه خداوند با اصحاب فيل چنين كرد و بر ايشان طير ابابيل فروفرستاد كه آنها را همچون كاه خورده شده قرار داد.
4- خداوند همه چيز از پرندگان و وحوش گرفته تا گياهان را در اطراف اين خانه امن قرار داده است. خداوند مىفرمايد:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْىَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِن رَبِّهِمْ وَرِضْوَاناً وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ[1]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، حرمت شعائر الهى، و ماههاى حرام، و قربانيهاى بىنشان و نشاندار، و زائران بيتالحرام را كه از پروردگارشان جوياى گشايش معاش و خشنودى او هستند، نگه داريد، و چون از حال احرام بيرون آمديد مىتوانيد به شكار بپردازيد، و خصومت با مردمى كه شما را از مسجد الحرام بازداشتند، بر آنتان ندارد كه تجاوز كارى كنيد، و در نيكى و پارسايى همكارى كنيد، نه در گناه و ستمكارى، و از خدا پروا كنيد كه خداوند سخت كيفر است.»
پس هركه آهنگ خانه خدا كند، بس گرامى باشد كه او نيز بايد به سهم خود به مردم احترام گذارد، و از هنگامى كه احرام بر تن مىكند، و بر سرزمين حجاز گام مىنهند، آنجا كه بيتاللَّه الحرام است، ديگر از اين زمين شكار نكند. از آنجا كه برخى از مردم با خود چهارپايانى را براى هَدى «قربانى» مىآورند، لذا هيچكس حقّ ندارد متعرّض اين شعائر گردد.
[1]- سوره مائده، آيه 2.
5- خداوند بر مسلمانان حرام كرده كه حتّى بر كسانى متعرّض شوند كه ايشان را قبلًا از رسيدن به مسجدالحرام بازداشتهاند. اينجا منطقه امن الهى است كه شايسته نيست مردم آن را عرصه تصفيه حسابها و ميدان ستيزهگرى قرار دهند، بلكه اين نقطه محل هميارى در نيكوكارى و تقواست.
خانه پاكى و تسليم
1- بيتالحرام ميراث ابراهيم نبى است كه خداوند او را پيشواى مردم قرار داد، و خانهاى را كه او بنا كرد جايگاهى قرار داد امن براى مردم، و هنگامى خداوند او را گرامى داشت كه به مسلمانان دستور داد، مقامش نماز بگزارند، و قبلًا به ابراهيم و اسماعيل فرمان داده بود تا خانه خدا را از هرگونه پلشتى بيالايند تا آماده طواف و اعتكاف و نماز گردد. خداوند مىفرمايد:
وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْناً وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ[1]
«و كعبه را جايگاه بازگشت و مكان امن مردم ساختيم، مقام ابراهيم را نمازگاه خويش گيريد. ما ابراهيم و اسماعيل را فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و مجاوران و راكعان و ساجدان پاكيزه داريد.»
2- پس خداوند دعاى ابراهيم الخليل را در مكّه استجابت كرد و آن را جايى امن قرار داد و ثمراتى را نصيب اهالى آن ساخت ولى اين هرگز بدان معنا نيست كه مردم مكّه نيز مقدّس هستند و از ضلالت و كفر بدور. خداوند مىفرمايد:
[1]- سوره بقره، آيه 125.
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا بَلَداً آمِناً وَارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُم بِاللَّهِ وَالْيَومِ الآخِرِ قَالَ وَمَن كَفَرَ فَأُمَتِّعُهُ قَلِيلًا ثُمَّ أَضْطَرُّهُ إِلى عَذَابِ النَّارِ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ[1]
«و ابراهيم گفت: اى پروردگار من! اين شهر را جاى امنى گردان و از مردمش، آنان را كه به خدا و روز قيامت ايمان دارند، از هر ثمره روزى ساز. گفت: هر كس كه كافر شد او را اندك برخوردارى دهم، سپس به عذاب آتش دچارش گردانم كه بد سرانجامى است.»
3- ابراهيم از خدا خواست تا آيين حجّ را به او بنمايد (پس مناسك حجّ بنا به خواست ابراهيم و هدايت الهى صورت پذيرفته است) و چكيده آن دعاى پذيرش و ره يافتن به سوى اسلام است. خداوند مىفرمايد:
وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ* رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُسْلِمَةً لَكَ وَأَرِنَا مَنَاسِكَنَا وَتُبْ عَلَيْنَا إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ[2]
«و ابراهيم و اسماعيل پايههاى خانه را بالا بردند. گفتند: اى پروردگار ما! از ما بپذير كه تو شنوا و دانا هستى. اى پروردگار ما، ما را تسليم فرمان خود قرار ده، و از دودمان ما، امّتى كه تسليم فرمانت باشند، و مناسكمان را به ما بياموز و توبه ما بپذير كه تو توبهپذيرنده و مهربان هستى.»
از اين آيات به دست مىآيد كه بهترين دعا در خانه خدا بعد از توبه، اين دعاست كه خداوند ما را از مسلمانانى حقيقى قرار دهد كه در برابر خداى جهانيان تسليم هستند، و اين كه خداوند حقايق اسلام را تا ابد در نسل ما
[1]- سوره بقره، آيه 126.
[2]- همان، آيات 127- 128.
پاينده بدارد.
4- قرآن روشن مىكند كه اين خانه تنها براى پرستش خدا بنيان نهاده شده است، و روا نيست براى او شريكى بگيريم و اين كه اين خانه بايد از پليدى شرك و پلشتى ديگر پاك گردد. خداوند مىفرمايد:
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّاتُشْرِكْ بِي شَيْئاً وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ[1]
«و مكان خانه را براى ابراهيم آشكار كرديم و گفتيم: هيچ چيز را شريك من مساز و خانه مرا براى طواف كنندگان و قيام كنندگان و راكعان و ساجدان پاكيزه بدار.»
شايد در اينجا يكى از معانى شرك آن است كه كسى اين خانه را وسيلهاى قرار دهد براى شالوده ريزى شخصيّت يا انديشههاى خاص خويش. هرگز چنين نيست، آن خانه خداست كه براى همه مردم نهاده شده است تا با طواف و نماز خدايشان را پرستش كنند.
از اين آيه نيز به دست مىآيد كه خدمت حاجيان با پاك كردن خانه خدا يا آب رساندن به ايشان و فراهم كردن موجبات راحتى آنان از مسؤوليّتهاى عهدهداران اين خانه است، كه كارى درخور و پسنديده به شمار مىآيد.
5- از سياق آيه به دست مىآيد كه كارپرداز و سرپرست اين خانه ياهر پرستشگاه ديگرى بايد شخصى الهى يا پيامبر يا جانشين پيامبر يا يكى از اولياى بزرگوار خدا باشد، و اين چنين است كه خداوند به ابراهيم نبى دستور مىدهد دعوت حجّ را آشكار سازد. خداوند مىفرمايد:
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيق[2]
[1]- سوره حجّ، آيه 26.
[2]- همان، آيه 27.
«و مردم را به حجّ فراخوان تا پياده يا سوار بر شتران تكيده از راههاى دور نزد تو بيايند.»
همچنين از آيه مباركه به دست مىآيد كه گاهى رفتن به حجّ دشوار است، ولى مردم نبايد براى دشوارى، آن را ترك كنند. از آنجا كه خداوند سبحان همه مردم را آگاه گردانيده و اعلام ابراهيم به حجّ را بديشان ابلاغ كرده و بيتاللَّه الحرام را فرودگاه دلهاى ايشان قرار داده لذا همه جانها شيفته زيارت اين سرزمين الهى است، تا جايى كه مردم را مىبينى پياده در هر درّه عميقى يا بر هر شترى كه از دشوارى راه تكيده شده، در راه رسيدن به اين سرزمين هستند.
6- و براى تشويق مردم به حجّ، آيات قرآن كريم بخشى از منافع دنيوى و اخروى حجّ را بيان كرده مىفرمايد:
لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ[1]
«تا سودهايى را كه از آنِ آنهاست ببينند و نام خدا را در روزهايى معيّن به هنگام ذبح چارپايانى كه خدا رزق آنها ساخته ياد كنند. پس از آنها بخوريد و بينوايان فقير را نيز اطعام كنيد.»
بدين سان، نخستين هدف حياتى از حجّ آن است كه مردم منافع خويش را لمس كنند، چه، يكديگر را مىشناسند و هميارى مىكنند و تجربيات هم را با يكديگر مبادله مىكنند و به بازرگانى مىپردازند و در منافع كشورشان و اتّحاد عليه دشمنان به رايزنى باهم مىپردازند. برپايى اين آيين با قربانى كردن، صورت مىپذيرد، و با ذكر نام خدا در روزهاى عيد و سپاس از
[1]- سوره حجّ، آيه 28.
پروردگار از براى روزى كردن چهارپايان براى مسلمانان كه از آن مىخورند و به بيچارگان و كم توشگان مىخورانند. اين درسى است براى آنها در بهره گرفتن از نعمتهاى الهى كه شايد اشارتى داشته باشد به اعمال منى در روز عيد و قربانى كردن و زدودن چركها.
قربانى كردن براى خدا سنّتى است ديرينه كه از شعائر شناخته شده است ولى خداوند دستور داده كه بايد اين كار از خرافههاى بتپرستى بدور باشد و هنگام قربانى كردن جز نام خداى آورده نشود.
7- تقديم كردن قربانى اشارهاى است به آمادگى انسان براى قربانى كردن خود و گرامىترين چيزى كه خداوند بدو داده است. در داستان ابراهيم عليه السلام كه در خواب ديد فرزندش را سر مىبُرد، و دانست كه بايد پسرش را قربانى كند، و هر دو در برابر فرمان الهى سر تسليم فرود آوردند و ابراهيم، اسماعيل را به چهره برانداخت، ولى خداوند او را به ذبحى عظيم ارمغان كرد، در اين داستان چكيدهاى از حكمت قربانى را در روز عيد شاهد هستيم. خداوند مىفرمايد:
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ* فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ* وَنَادَيْنَاهُ أَن يَا إِبْرَاهِيمُ* قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ* إِنَّ هذَا لَهُوَ الْبَلَاءُ الْمُبِينُ* وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ* وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ* سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ[1]
«هنگامى كه با او به مقام سعى و كوشش رسيد، گفت: پسرم! من در خواب ديدم كه تو را ذبح مىكنم، نظر تو چيست؟ گفت: پدرم! هرچه دستور دارى اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت. و چون هر دو تسليم شدند و ابراهيم جبين
[1]- سوره صافّات، آيات 102- 109.
او را بر خاك نهاد. او را ندا داديم كه: اى ابراهيم! آن رؤيا را تحقّق بخشيدى، ما اين گونه، نيكوكاران را جزا مىدهيم. اين مُسلّماً همان امتحان آشكار است. ما ذبح عظيمى را فداى او كرديم. و نام نيك او را در امّتهاى بعد باقى نهاديم. سلام بر ابراهيم.»
و سپس مىگويد:
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ.
«سپس چرك از خود دور كنند و نذرهاى خويش را ادا كنند و بر آن خانه كهنسال طواف كنند.»
از اعمال روز عيد است حلق و تقصير و زدودن چركهاى ظاهرى به عنوان سمبلى براى از ميان بردن گناهان با اعمال حجّ كه از آن جمله است وفا كردن به نذرها و دادن كفّاره، و آنگاه زمانى كه اعمال منى به پايان رسيد، به سوى بيتاللَّه مىروند تا به طواف حجّ بپردازند.
8- خداوند به سنّت قربانى كردن در ميان ملّتها و به هدف از آن اشاره دارد و مىفرمايد:
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنا مَنسَكاً لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلهُكُمْ إِلهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ[1]
«براى هر امّتى رسم قربانى كردنى نهاديم، تا بدان سبب كه خدا از چهارپايان روزيشان داده است نام او را بر زبان رانند. پس خداى شما خدايى يكتاست، در برابر او تسليم شويد و تواضع كنندگان را بشارت ده.»
بدين ترتيب هدف از اين آيين (تقديم كردن قربانى) بيان اين مطلب است كه نعمتها از سوى خدا هستند و هدف والا از اين كار تسليم در برابر
[1]- سوره حجّ، آيه 34.
خدا و فرمانبرى محض از شريعت اوست.
هنگامى كه شتران براى سر بُريدن به صف ايستادهاند ما به ياد نعمت خدايى مىافتيم كه چگونه آنها را كه پيكرشان بزرگتر از ماست در اختيار ما قرار داده، و درپى آن اين سؤال رُخ مىنمايد كه چرا خداوند چهارپايان را مسخّر ما گردانيده است؟ شايد پاسخ آن اين باشد كه ما خداوند را سپاس بگذاريم و ديگران را از رزق خدا اطعام كنيم و تنها خدا را بىهيچ انبازى ياد آوريم. خداوند مىفرمايد:
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ[1]
«شتران قربانى را براى شما از شعاير خدا قرار داديم. شما را در آن خيرى است و همچنان كه بر پاى ايستادهاند نام خدا را بر آنها بخوانيد و چون پهلويشان بر زمين رسيد از آنها بخوريد و فقيران قانع و گدايان را اطعام كنيد. اينها را براى شما رام كرديم. باشد كه سپاسگزارى كنيد.»
حدود الهى در حجّ:
1- خداوند حدود حجّ را روشن كرده و مهمترين آنها به پايان بردن حجّ براى خداست. حجّ شريعتى الهى است و ما بايد براى خشنودى خدا آهنگ آن كنيم، و در انجام آن بايد از ريا يا شهرتطلبى با هدف تكبّر در زمين و تباهى كردن در آن دورى ورزيم.
بدينترتيب در مىيابيم كه همه اعمال حجّ بايد از ابتدا از هنگام احرام كه
[1]- سوره حجّ، آيه 36.