بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 76

«إِنَّما امِرُوا بِالْحَجِّ لِعِلَّةِ الْوِفَادَةِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَطَلَبِ الزِّيَادَةِ، وَالْخُرُوجِ مِنْ كُلِّ مَا اقْتَرَفَ الْعَبْدُ تَائِباً مِمَّا مَضى‌، مُسْتَأْنِفاً لِمَا يَسْتَقْبِلُ، مَعَ مَا فِيهِ مِن إِخْرَاجِ الْأَمْوَالِ، وَتَعَبِ الْأَبْدَانِ، وَالْإِشْتِغَالِ عَنِ الْأَهْلِ وَالْوِلْدِ، وَحَظْرِ النَّفْسِ عَنِ اللَّذّاتِ، شَاخِصاً فِي الْحَرِّ وَالْبَرْدِ، ثَابِتاً عَلى‌ ذ لِكَ دَائِماً، مَعَ الْخُضُوعِ وَالْإِسْتِكَانَةِ وَالتَّذَلُّلِ، مَعَ مَا فِي ذ لِكَ لِجَمِيعِ الْخَلْقِ مِنَ الْمَنَافِعِ لِجَمِيعِ مَنْ فِي شَرْقِ الْأرْضِ وَغَرْبِهَا، وَمَنْ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ، مِمَّنْ يَحُجُّ وَمِمَّنْ لَمْ يَحُجَّ، مِنْ بَيْنِ تَاجِرٍ وَجَالِبٍ وَبَائِعٍ وَمُشْتَرٍ وَكَاسِبٍ وَمِسْكِينٍ وَمُكارٍ وَفَقِيرٍ، وَقَضَاءِ حَوائِجَ أَهْلِ الْأَطْرَافِ فِي الْمَواضِعِ الْمُمْكِنِ لَهُمْ الاجْتِمَاعُ فِيهِ، مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّفَقُّهِ وَنَقْلِ أَخْبَارِ الْأئِمَّةِ عليهم السلام إِلى‌ كُلِّ صَقْعٍ وَنَاحِيَةٍ، كَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ: فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ‌[1]و لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ‌[2][3]

«مردم به حجّ دستور داده شده‌اند تا به حضور خداى درآيند، و فزونى طلبند، و از گناهان خود در حالى بيرون آيند كه از گذشته توبه مى‌كنند و آينده را از سر مى‌گيرند، با در نظر گرفتن مخارج حجّ و خستگى تن و فراموش كردن همسر و فرزندان، و به كنار داشتن نفس از لذات، و خويش را در برابر گرما و سرما قرار دادن، با فروتنى وخضوع و خوارى، با در نظر گرفتن منافع آن براى همه مردمان از شرق زمين گرفته تا غرب آن و از خشكى تا دريا، براى هر آن كه حجّ گزارده يا نه، از خريدار گرفته تا فروشنده، واز كاسب گرفته تا مسكين، و از توانگر تا تهيدست، و برآوردن نيازهاى اهالى همه سرزمينهايى كه مى‌شود درا نجا گرد آمد، با در نظر گرفتن ژرف‌انديشى در دين و نقل كردن اخبار امامان به هر ناحيه و سرزمينى، چنان كه خداوند مى‌فرمايد:فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَلِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ‌

[1]- سوره توبه، آيه 122.

[2]- سوره حجّ، آيه 28.

[3]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 7، باب 1، حديث 15.


صفحه 77

يَحْذَرُونَ و لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ.

2- امام رضا عليه السلام مى‌فرمايد:

«عِلَّةُ فَرْضِ الْحَجِّ مَرَّةً وَاحِدَةً لِأَنَّ اللَّهَ تَعالى‌ وَضَعَ الْفَرائِضَ عَلى‌ أَدْنَى الْقَوْمِ قُوَّةً، فَمِنْ تِلْكَ الْفَرائِضِ الْحَجُّ الْمَفْرُوضُ وَاحِداً، ثُمَّ رَغَّبَ أَهْلَ الْقُوَّةِ عَلى‌ قَدْرِ طَاقَتِهُمْ»[1].

«دليل واجب كردن حجّ براى يك بار اين است كه خداوند فرايض را بر اساس توانايى ضعيفترين مردم قرار مى‌دهد و از همين روست كه فريضه حجّ را يك بار واجب گردانيده است، و در پى آن توانگران را تشويق كرده به قدر توان به حجّ بروند.»

3- از ابوعبداللَّه امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«إِذَا قَدِرَ الرَّجُلُ عَلى‌ مَا يَحُجُّ بِهِ ثُمَّ دَفَعَ ذ لِكَ وَلَيْسَ لَهُ شُغْلٌ يَعْذِرُهُ بِهِ فَقَدْ تَرَكَ شَرِيعَةً مِنْ شَرائِعِ الْإِسْلَامِ»[2].

«اگر فردى بتواند حجّ كند و از آن سرباز زند بى آن كه كارى داشته باشد كه او را معذور دارد شريعتى از شرايع اسلام را ترك گفته است.»

4- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود:

«مَنْ مَاتَ وَلَمْ يَحُجَّ حجَّةَ الْإِسْلَامِ لَمْ يَمْنَعْهُ مِنْ ذ لِكَ حَاجَةٌ تَجْحَفُ بِهِ، أَوْ مَرَضٌ لَايَطِيقُ فِيهِ الْحَجَّ، أَوْ سُلْطَانٌ يَمْنَعُهُ، فَلْيَمُتْ يَهُودِيّاً أَوْ نَصْرَانِيّاً»[3].

«كسى كه بميرد و حجّ نگزارد بى آن كه نيازى او را از اين كار باز دارد، يا مرضى كه در حجّ آن را طاقت نياورد، يا سلطانى كه از حجّ او جلوگيرى كند، مسيحى يا يهودى مُرده است.»

5- از امام صادق عليه السلام نقل است كه فرمود: على بن الحسين عليهما السلام فرموده است:

«حُجُّوا وَاعْتَمِرُوا تَصِحُّ أَبْدانَكُمْ، وَتَتَّسِعُ أَرْزَاقَكُمْ، وَتُكْفَوْنَ مَؤُنَاتِ‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 13، باب 3، حديث 3.

[2]- همان، ص 17، باب 6، حديث 3.

[3]- همان، ص 19، باب 7، حديث 1.


صفحه 78

عِيَالَاتِكُمْ»، وَقَالَ: «الْحَاجُّ مَغْفُورٌ لَهُ، وَمَوْجُوبٌ لَهُ الْجَنَّةُ، وَمُسْتَأْنَفٌ لَهُ الْعَمَلُ، وَمَحْفُوظٌ فِي أَهْلِهِ وَمَالِهِ»[1].

«حجّ و عمره بگزاريد تا جسمتان به سلامتى گرايد، و روزيتان فزونى پيدا كند، و مخارج خانواده‌تان تأمين گردد.» نيز مى‌فرمايد: «حاجى، بخشوده است و بهشت بر او واجب، مى‌تواند كار خويش را از سر گيرد و خانواده و مالش محفوظ خواهد بود.»

6- از معاوية بن عمّار نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«الْحَجُّ ثَلَاثَةُ أَصْنَافٍ: حَجٌّ مُفْرَدٌ، وَقِرَانٌ، وَتَمَتُّعٌ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ، وَبِهَا أَمَرَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و آله و سلم، وَالْفَضْلُ فِيهَا، وَلَا نَأْمُرُ النَّاسَ إِلَّا بِهَا»[2].آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، احكام حج - قم، چاپ: سوم، 1388.

حجّ سه گونه است: حجّ مفرد، حجّ قِران، و حجّ تمتّع، و پيامبر صلى الله عليه و آله بدين دستور داده است و ما نيز جز بدان دستور نمى‌دهيم.»

تفصيل احكام:

تعريف حجّ‌

حجّ شريعتى است از شرايع الهى، و مقصود از آن در آيين اسلام عبارت است از: آهنگ بيت اللَّه‌الحرام و اماكن متبرّكه براى اداى اعمالى مخصوص در آنجا، در مقطع زمانى خاص.

حكم حجّ:

حجّ يا واجب است يا مستحبّ، و واجب آن سه گونه است به شرح زير:

1- حِجّة الاسلام: و آن حجّى است كه يك بار در عمر بر كسى واجب مى‌گردد كه شرايط وجوب حجّ در او باشد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 5، باب 1، حديث 7.

[2]- همان، ابواب اقسام حجّ، ص 148، باب 1، حديث 1.


صفحه 79

2- حجّى كه انسان با نذر، پيمان يا قسم بر خود واجب گرداند.

3- اگر انسان خود را اجير ديگرى كند تا به نيابت از او حجّ گزارد.

گونه‌هاى ديگر حجّ مستحب است.

اقسام حجّ:

حجّ- از نظر چگونگى انجام دادن آن- سه گونه است به شرح زير:

1- حجّ تمتّع: كه غالباً بر كسى واجب است كه وطنش از مكّه بيش از چهل و هشت مايل يا شانزده فرسنگ يا حدود نود كيلومتر فاصله داشته باشد.

كسى كه حجّ تمتّع بر او واجب است بايد در همان سال و پس از ماه رمضان، پيش از حجّ، عمره بجا آورد زيرا عمره بخشى از حجّ تمتّع است.

2- حجّ افراد: اين حجّ واجب است بر اهالى مكّه و كسانى كه در اطراف آن مى‌زيند. به شرطى كه مسافت آنها تا مكّه بيش از شانزده فرسنگ يعنى حدود نود كيلومتر نباشد. در اين حجّ قربانى كردن واجب نيست.

3- حجّ قِران: آن نيز بر اهالى مكّه و اطرافيان آن واجب است با اين تفاوت كه حاجى بايد در آن قربانى را با خود همراه كند.

اين گونه‌هاى سه‌گانه در بسيارى از اعمال حجّ با هم اشتراك دارند، چنان كه تفاوتهاى نيز دارند كه به خواست خدا در جاى خود از آنها سخن خواهيم گفت.


صفحه 80

2- حجّ، بر چه كسى واجب است؟

حديث شريف:

1- از شهاب از ابو عبداللَّه عليه السلام در حديثى آمده است كه گفت: از حضرت عليه السلام پرسيدم آيا پسر بچه ده ساله مى‌تواند حجّ بگزارد؟ فرمود:

«عَلَيْهِ حِجَّةُ الْإِسْلَامِ إِذَا احْتَلَمَ، وَكَذ لِكَ الْجَارِيَةُ عَلَيْهَا الْحَجُّ إِذَا طَمَثَتْ»[1].

«اگر محتلم شود حجّ بر او واجب مى‌شود، و نيز دختر هنگامى كه حيض شود حجّ بر او واجب مى‌گردد.»

2- از ابو عبداللَّه عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَوْ أَنَّ غُلَاماً حَجَّ عَشْرَحِجَجٍ ثُمَّ احْتَلَمَ كَانَتْ عَلِيهِ فَرِيضَةُ الْإِسْلَامِ»[2].

«اگر پسر بچه‌اى ده بار هم حجّ بگزارد و سپس محتلم گردد باز حجّ بر او واجب خواهد بود.»

3- از ابو الحسن موسى بن جعفر عليه السلام نقل است كه فرمود:

«لَيْسَ عَلَى الْمَمْلُوكِ حَجٌّ وَلَا عُمْرَةٌ حَتّى‌ يُعْتَقَ»[3].

«بَرْدِه، نه حجّ دارد نه عمره تا آن كه آزاد گردد.»

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب حجّ، باب 12، ص 30، حديث 2.

[2]- همان، ص 30، باب 13، حديث 2.

[3]- همان، ص 32، باب 15، حديث 2.


صفحه 81

4- از ابوعبداللَّه عليه السلام نقل است كه پيرامون آيه:وَللَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًافرمود:

«مَنْ كَانَ صَحِيحاً فِي بَدَنِهِ، مُخَلّى سِرْبه، لَهُ زادٌ وَرَاحِلَةٌ فَهُوَ مُسْتَطِيعٌ لِلْحَجِّ»[1].

«كسى كه جسمش سالم باشد و راهش باز و توشه و مركب داشته باشد، مستطيع حجّ خواهد بود.»

5- از امام جعفر الصادق عليه السلام در حديثى پيرامون شرايع دين آمده است كه فرمود:

«وَحَجُّ الْبَيْتِ وَاجِبٌ عَلى‌ مَنْ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا، وَهُوَ الزّادُ وَالراحِلَةُ مَعَ صِحَّةِ الْبَدَنِ، وَأَنْ يَكُونَ لِلْإِنْسَانِ مَا يَخْلِفُهُ عَلى‌ عِيَالِهِ، وَمَا يَرْجِعُ إِلَيْهِ بَعْدَ حَجِّهِ»[2].

«حجّ خانه خدا واجب است بر هر كه استطاعت آن را داشته باشد. اين استطاعت همان توشه و مركب و سلامتى است و اين كه شخص پس اندازى براى خانواده‌اش بجاى بگزارد، و نيز چيزى داشته باشد كه پس از بازگشت از حجّ آن را به كار زند.»

6- از فضل بن عبدالملك به نقل از حضرت صادق عليه السلام در حديثى آمده است: از حضرت پيرامون فردى سؤال شد كه شتر اجاره مى‌دهد و از آن سود مى‌برد، و با شترهاى خود به حجّ مى‌رود از حضرتش عليه السلام سؤال شد كه آيا اين حجّ پذيرفته است؟ يا فردى كه با تجارت خود به مكّه مى‌رود و حجّ مى‌كند و در داد و ستدش سود و يا زيان مى‌برد. آيا حجّ او كامل است يا ناقص؟ يا اينكه بايد فقط به نيّت حجّ برود؟ يا اينكه هر دو را با هم (تجارت وحجّ) نيّت كند؟ آيا حجّ چنين فردى هم كامل است؟ حضرت عليه السلام فرمود:

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 23، باب 8، حديث 10.

[2]- همان، ص 25، باب 9، حديث 4.


صفحه 82

«نَعَمْ، حجّتهُ تامَّة»[1]

. «آرى، حجّش كامل است.»

7- از ابى بصير نقل است كه گفت: از ابو عبداللَّه عليه السلام شنيدم كه گفت:

«مَنْ عُرِضَ عَلَيْهِ‌الْحَجُّ وَلَوْ عَلى‌ حِمَارٍ أَجْدَع مَقْطُوعِ‌الذَّنْبِ‌فَأَبى‌ فَهُوَ مُسْتَطِيعٌ لِلْحَجِّ»[2].

«اگر بر كسى حجّ رفتن عرضه گردد، اگر چه بر دراز گوش باشد كه دماغ و دُمش بريده است، و از حجّ سرباز زند او مستطيع حجّ خواهد بود.»

تفصيل احكام:

حِجّة الاسلام (يا حجّ واجب) بر هر كس كه شرايط زير در او جمع گردد يك بار در عمر واجب مى‌گردد:

1- بلوغ: اين كه پسر پانزده سال را تمام كرده وارد شانزده سالگى شده باشد، يا اينكه نشانه‌هاى مردانگى، اعمّ از خروج منى، روئيدن موى درشت زير شكم و روى شرمگاه او، در وى پديد آمده باشد. دختر نيز بايد نه سال را تمام كرده وارد ده سال شده باشد.

2- عقل: حجّ بر انسان ديوانه واجب نيست.

3- آزادى: پس بر برده (چه مرد و چه زن) واجب نيست.

4- استطاعت: كه با فراهم آمدن شرايط زير در يك زمان به دست مى‌آيد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 8، ابواب وجوب الحجّ، ص 40، باب 22، حديث 5.

[2]- همان، ص 27، باب 10، حديث 7.


صفحه 83

شرايط و احكام استطاعت‌

حجّ بيت اللَّه الحرام بر انسان مستطيع واجب است. استطاعت چيست؟

و احكام و شرايط آن كدام است؟ اينك شرايط استطاعت را بيان مى‌داريم:

1- فراهم بودن هزينه‌هاى سفر رفت و برگشت به بيت اللَّه الحرام به گونه‌اى متعارف و به دور از هر گونه سختى، نيز داشتن توانايى در پرداختن نفقه خانواده در مدّت سفر.

2- داشتن نيروى بدنى لازم براى پرداختن به چنين سفرى و در كار نبودن مرضى كه حاجى را از رفتن به سفرى هم چون حجّ باز دارد يا چنان بر او سخت باشد كه حاجى توانايى تحمّل آن را نداشته باشد.

3- نبودن مانعى در راه كه شخص را از پيمودن آن باز دارد؛ مانعى همچون دزد و دشمن و نظاير آن، مگر آن كه شخص بتواند بى‌هيچ سختى اين مانع را بر طرف سازد.

4- داشتن وقت كافى از هنگام استطاعت براى پيمودن مسافت و رسيدن به مكّه مكرّمه و پرداختن به اعمال حجّ در وقت معيّن.

5- اين كه رفتن به حجّ موجب نگردد اخلال جدّى به زندگى او يا خانواده او پس از بازگشت از حجّ، وارد آيد، همچون بيكار شدن.

شرايط استطاعت چنين بود، و اينك شمارى از مسائل مورد نياز حاجى در اين باب:

اوّل- شخص نبايد براى فراهم كردن استطاعت مالى تلاش زياد به كار بندد يا به گرفتن قرض تن در دهد، ولى اگر چنين كرد و مى‌توانست پس از بازگشت بدون مشكل قرض خود را بپردازد بعيد نيست كه حجّ بر او واجب گردد و حِجّة الاسلام به حساب آيد.