بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 94

مكّه مكرّمه است و تقريباً چهارصد و هشتاد و شش كيلومتر دورتر از مكّه است و فقط هفت كيلومتر از مدينه منوّره فاصله دارد، اين ميقات اهل مدينه يا كسانى است كه از راه مدينه حجّ مى‌كنند.

دو مسأله:

1- بهتر است كه حاجى داخل مسجد شجره احرام كند، اگرچه مى‌تواند در اين منطقه به احرام بپردازد، و بهتر آن است كه موازى مسجد و در روبروى قبله قرار گيرد به نحوى كه مسجد در كنار او قرار گيرد.

2- احوط عدم تأخير احرام است از مسجد شجره به جحفه براى كسى كه از آن مى‌گذرد، مگر به سبب ضرورتى همچون بيمارى يا ضعف شديد.

دوّم- وادى العقيق‌: و آن موضعى است كه با مكّه مكرّمه حدود يكصد كيلومتر فاصله دارد، كه شامل سه موضع مى‌شود: از سوى عراق از مسلخ آغاز مى‌گردد و غمره در ميانه قرار مى‌گيرد و به ذات عرق منتهى مى‌شود و آن ميقات مردم نجد و عراق و كسانى است كه از اين راه به حجّ مى‌روند.

بهتر آن است كه براى احرام، نخست مسلخ، سپس غمره برگزيده شود، و احوط آن است كه احرام به ذات عرق از روى اختيار به تأخير نيفتد.

سوم- جحفه‌: و آن موضعى‌در حدود يكصد و ينچاه و شش كيلومترى مكّه مكرّمه است و آن ميقات اهل شام و مصر و كسانى است كه از اين دو سرزمين مى‌آيند و در راه به ميقات ديگرى برنمى‌خورند.

چهارم- قرن المنازل‌: كه تقريباً در نود و چهار كيلومترى مكّه قرار دارد و آن ميقات اهل طائف و كسانى است كه از اين راه به حجّ مى‌روند.

پنجم- يلملم‌: كوهى است از كوههاى تهامه، تقريباً در هشتاد و چهار كيلومترى مكّه كه ميقات مردم يمن و كسانى است كه از اين راه به مكّه مى‌روند.


صفحه 95

ششم- دويرة الاهل‌: كه مقصود از آن منزل حاجى است كه بعداز ميقات قرار دارد، كه حاجى مى‌تواند از منزل خود احرام كند چنانچه مى‌تواند از ميقاتهاى ديگر نيز احرام كند كه اين بهتر است.

هفتم- مكّه مكرّمه‌: و آن ميقات است براى احرام حجّ تمتّع كه مى‌توان از هر نقطه آن احرام بست. ولى بهتر آن است كه احرام از مسجد الحرام و دقيقاً از مقام ابراهيم عليه السلام يا حجر اسماعيل عليه السلام صورت پذيرد.

هشتم- ادنى الحل‌: يعنى از حدود منطقه حرم كه مكّه مكرّمه را در برمى‌گيرد، و آن ميقات احرام عمره مفرده است براى كسى كه عمره مفرده را قصد كند و حال آنكه در داخل حدود حرم قرار دارد، و بهتر آن است كه احرام در يكى از مواضع زير صورت پذيرد:

1- حديبيه.

2- جعرانه.

3- تنعيم.

نهم- فخّ‌: موضعى است در كنار مكّه مكرّمه كه ميقات كودكان است كه مى‌توان احرام آنها را تا اين نقطه به تأخير انداخت.

دهم- محاذات‌: يعنى موازى يكى از ميقاتهاى پنجگانه‌اى كه بيان آن گذشت:

1- ذوالحليفه يا مسجد شجره.

2- وادى العقيق.

3- جحفه.

4- يلملم.

5- قرن المنازل.

محاذات هنگامى حاصل مى‌شود كه قبله در برابر قرار گيرد، و يكى از


صفحه 96

ميقاتهاى پنجگانه در طرف راست يا چپ او قرار گرفته باشد، در محاذات به شرط است كه ميقات آن قدر دور نباشد كه عرفاً محاذات گفته نشود.

محاذات، ميقات كسى به شمار مى‌آيد كه از يكى از ميقاتهاى پنجگانه گذر نكرده باشد.

احكام ميقات‌

: 1- حاجى نبايد احرامش را بر ميقات مقدّم دارد و اگر چنين كرد بايد هنگام گذر از يكى از ميقاتها يا آنچه محاذى آن قرار دارد نيّت كرده، و تلبيه (لبّيك گفتن) را از سر گيرد.

دو مورد از اين حكم استثناست:

الف- اگر يك حاجى نذر كند كه احرام خود را پيش از ميقات در جايى مخصوص مثل مسجد النبى در مدينه منوّره، ببندد، بايد به نذر خود وفاكند و احرامش نيز صحيح خواهد بود، و رفتن به ميقات براى او ضرورى نيست چنان كه اگر هم به ميقات گذر كرد تجديد احرام بر او واجب نمى‌گردد.

ب- هنگام تنگى وقت براى كسى كه در ماه رجب آهنگ عمره مفرده كرده است و هراس آن دارد كه مبادا پيش از پايان ماه رجب نتواند ميقات را درك كند. چنين كسى مى‌تواند پيش از ميقات احرام بندد و عمره رجب براى او حساب مى‌شود حتّى اگر ساير اعمال عمره در ماهى جز رجب صورت پذيرد.

2- كسى كه آهنگ حجّ يا عمره مى‌كند بايد در نخستين ميقاتى كه از آن مى‌گذرد احرام بندد و نبايد از روى اختيار از اين ميقات در گذرد مگر آن كه محرم باشد اگرچه در برابرش ميقات ديگرى نيز باشد. بدين ترتيب براى كسى كه از مدينه گذر مى‌كند احوط آن است كه احرامش را از مسجد الشجره‌


صفحه 97

به جحفه به تأخير نياندازد.

و اگر چنين كند گناه كرده است و بنا به قول اقوى احرامش صحيح است، و اگر بدون احرام از ميقات بگذرد بايد بدان ميقات باز گردد و احرام بندد.

3- جايز نيست كسى بدون احرام به مكّه مكرّمه وارد شود، حتّى براى كسى كه از آغاز قصد آن را نداشته باشد و سپس تصميم گيرد به مكّه در آيد.

بنابه احوط حكم ورود به حرم نيز چنين است.

4- كسى كه با احرام صحيح به مكّه وارد شده و از آن خارج گشته مى‌تواند پيش از پايان يافتن يكماه از وارد شدنش، بار ديگر بدون احرام به مكّه در آيد.

5- كسى كه همچون رانندگان به اقتضاى شغلش پياپى به مكّه آمد و شد مى‌كند مى‌تواند بدون احرام به مكّه درآيد و «بيمار» به همين صورت است.


صفحه 98

حجّ تمتّع‌

قرآن كريم:

فَإِذَا أَمِنْتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَن لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذلِكَ لِمَن لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُوْا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ‌[1]

«و چون ايمن شويد هر كه از عمره تمتّع به حجّ درآيد آن قدر كه او را ميسّر است قربانى كند، و هركه را قربانى ميسّر نشد سه روز در حجّ روزه بدارد و هفت روز چون از حجّ باز گردد تا ده روز كامل شود، و اين حكم براى كسى است كه از مردم مكّه نباشد، از خدا بترسيد و بدانيد كه خدا به سختى عقوبت مى‌كند.»

حديث شريف:

ابو عبداللَّه عليه السلام مى‌فرمايد:

«التَّمَتُّعُ أَفْضَلُ الْحَجِّ، وَبِهِ نَزَلَ الْقُرْآنُ وَجَرَتْ السُّنَّةُ، فَعَلَى الْمُتَمَتِّعِ إِذَا قَدِمَ مَكَّةَ طَوافٌ بِالْبَيْتِ، وَرَكْعَتَانِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْراهِيمَ، وَسَعْيٌ بِيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، ثُمَّ يُقَصِّرُ، وَقَدْ حَلَّ هذا لِلْعُمْرَةِ وَعَلَيْهِ لِلْحَجِّ طَوافانِ، وَسَعْي بَيْنَ الصَّفا وَالْمَرْوَةِ، وَيُصَلِّي عِنْدَ كُلِّ طَوافٍ بِالْبَيْتِ رَكْعَتَيْنِ عِنْدَ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ عليه السلام،...»[2]

[1]- سوره بقره، آيه 196.

[2]- وسايل الشّيعة، ج 8، ابواب اقسام حجّ، ص 149، باب 2، حديث 2.


صفحه 99

«حجّ تمتّع با فضيلترين حجّ است كه در قرآن نازل شده و سنّت بر آن جارى گشته است، پس بر متمتّع است هنگامى كه به مكّه درمى‌آيد بيت اللَّه را طواف كند و در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و سعى بين صفا و مروه كند و سپس به تقصير اقدام ورزد، كه با اين كار از احرام عمره خارج مى‌شود، و در حجّ بايد دو طواف كند و سعى بين صفا و مروه را فرونگزارد و هنگام هر طوافى دو ركعت نماز در مقام ابراهيم بجاى آرد.»

تفصيل احكام:

حجّ تمتّع بر كسى واجب است كه از مكّه دور باشد، (چنان كه پيشتر گفتيم) و از دو فريضه تركيب مى‌شود كه به هر دو باهم (حجّ تمتّع) گفته مى‌شود:

1- عمره تمتّع.

2- حجّ تمتّع.

و اينك اعمال هر يك از آنها را به ترتيب بيان مى‌كنيم:


صفحه 100

اعمال عمره تمتّع و دخول حرم‌

1- احرام‌

قرآن كريم:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِي‌الْحَجِ‌[1]

«حجّ در ماههاى معيّنى است. هركه در آن ماهها اين فريضه را ادا كند بايد كه در اثناى آن جماع و فسقى از او سر نزند و مجادله نكند.»

حديث شريف:

1- از امام رضا عليه السلام نقل است كه فرمود:

«وَإِنَّما امِرُوا بِالْإِحْرامِ لِيَخْشَعُوا قَبْلَ دُخُولِهِم حَرَمَ اللَّهِ وَأَمْنِهِ، وَلَئِلّا يَلْهُوا وَيَشْتَغِلُوا بِشَيْ‌ءٍ مِنْ امُورِ الدُّنْيا وَزِينَتِها وَلَذّاتِها، وَيَكُونُوا جَادِّينَ فِيمَا هُمْ فِيهِ قَاصِدِينَ نَحْوَهُ، مُقْبِلِينَ عَلَيْهِ بِكُلِّيَتِهِمْ، مَعَ مَا فِيهِ مِنَ التَّعْظِيمِ للَّهِ عَزَّ وَجَلَّ وَلِبَيْتِهِ، وَالتَّذَلُّلِ لِأَنْفُسِهِمْ عِنْدَ قَصْدِهِمْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ، وَوِفَادَتِهِمْ إِلَيْهِ رَاجِينَ ثَوابَهُ، رَاهِبِينَ مِنْ عِقَابِهِ،

[1]- سوره بقره، آيه 197.


صفحه 101

مَاضِينَ نَحْوَهُ، مُقْبِلِينَ إِلَيْهِ بِالذُّلِّ وَالْإِسْتِكَانَةِ وَالْخُضُوعِ»[1].

«حاجيان به احرام دستور داده شده‌اند تا پيش از ورود به حرم امن الهى خشوع بيابند و به زينت و لذّتى از امور دنيوى سرگرم نگردند، و در جائى كه آهنگش را دارند جدّى باشند و با تمام وجود بدان روى آورند، و خداى عزّ وجلّ و خانه‌اش را بزرگ شمارند، و به هنگام قصد مقام كبريايى و ورودشان به بارگاه الهى خود را به خوارى كشند در حالى كه پاداشش را اميد مى‌برند، و از كيفرش در هراسند، و به سويش درمى‌گذرند و با فروتنى و خضوع به سوى او روى مى‌آورند.»

2- از اسماعيل بن جابر نقل است كه گفت: به ابى عبداللَّه عليه السلام عرض كردم به هنگام آهنگ حجّ چقدر موى دراز كنم؟ حضرت عليه السلام فرمود:

«اعْفِهِ شَهْراً»[2].

«يك ماه رهايش كن.»

3- از ابى عبداللَّه عليه السلام در حديثى آمده است كه فرمود:

«وَاعْلَمْ أَنَّهُ واسِعٌ لَكَ أَنْ تُحْرِمَ فِي دُبْرِ فَرِيضَةٍ أَوْ نَافِلَةٍ أَوْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ»[3].

«بدان كه تو مى‌توانى احرام خود را پس از نماز واجب، يا نماز مستحب، در شب يا در روز، ببندى.»

4- و فرمود:

«كُلُّ ثَوْبٍ تُصَلِّي فِيهِ فَلَا بَأْسَ أَنْ تُحْرِمَ فِيهِ»[4].

«هر جامه‌اى كه در آن نماز مى‌گزارى، اشكال ندارد كه در آن احرام بندى.»

5- از حماد بن عثمان از ابى عبداللَّه عليه السلام آمده است كه به حضرت عرض‌

[1]- وسايل الشّيعه، ج 9، ابواب احرام، ص 3، باب 1، حديث 4.

[2]- همان، ص 6، باب 3، حديث 2.

[3]- همان، ص 21، باب 15، حديث 2.

[4]- همان، ص 36، باب 27، حديث 1.