4
عقد معاطاتى
سؤال 347.آيا در ازدواج رضايت طرفين به تنهايى كافى است، يا اينكه بايد صيغه عقد خوانده شود؟
جواب:در عقد ازدواج خواه دائم باشد يا موقّت، خواندن صيغه لازم است و رضايت طرفين به تنهايى كافى نيست و صيغه عقد را طرفين يا وكيل آنها مىتوانند بخوانند.
سؤال 348.حكم ازدواج معاطاتى چيست و چه شرايطى دارد؟ اگر يكى از مقلّدين شما در اين مسأله (به فرض عدم صحّت ازدواج معاطاتى به نظر شما) به مرجع ديگرى رجوع نمايد حكم چيست؟ اگر فردى به علّت عدم آشنايى به حكم (در صورت عدم صحّت ازدواج معاطاتى) با فردى به اين طريق ازدواج كند و بعد حكم را بفهمد وظيفهاش چيست؟
جواب:چيزى به نام ازدواج معاطاتى نداريم، چنين ازدواجى باطل است.
سؤال 349.دختر و پسرى به هم علاقمند بودند، ولى خانواده دختر با ازدواج آنان مخالف بود. آن دو براى اين كه خانواده دختر را مجبور كنند تا با ازدواج آنان موافقت كنند، به طور نامشروع مجامعت كرده، و دختر حامله شده، و طفلى به دنيا آورده است اكنون اظهار مىدارند كه چون روستايى بوده، نمىدانسته، و يا نمىتوانستهاند صيغه ازدواج را جارى كنند، و به رضايت طرفينى اكتفا كرده، و آن
را كافى دانستهاند:
الف) آيا توافق طرفين به عنوان صيغه عقد قابل قبول است؟
جواب:توافق طرفين كافى نيست.
ب) همين كه طرفين ادّعاى اجراى صيغه عقد نمايند براى ايجاد شبهه كافى است، يا بايد صحّت آن بررسى و اثبات شود؟
جواب:چنانچه احتمال دهيم ادّعاى آنها راست باشد، بايد حمل بر صحّت كرد.
ج) آيا در مسأله فوق حدوث شبهه، فقط موجب برائت از حدّ است، يا تعزير را نيز منتفى مىسازد؟
جواب:در فرض بالا حدّ و تعزير هر دو ساقط مىشود.
د) بر فرض احصان مرد، حكم چيست؟
جواب:احصان مرد تفاوتى ايجاد نمىكند.
ه) آيا ازدواج آن دو با يكديگر بلامانع است؟
جواب:آنها مىتوانند با هم ازدواج كنند.
و) آيا در فرض بكارت و عدم آن، حكم متفاوت است؟
جواب:تفاوتى نمىكند.
بخش پنجم:
شرايط مجازو غير مجاز عقد ازدواج
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
كليات و شرايط لازم در عقد ازدواج
سؤال 350.شرايط عقد ازدواج كدام است؟
جواب:عقد ازدواج شرايطى دارد از جمله:
الف) احتياط آن است كه صيغه آن به عربى صحيح خوانده شود، ولى در صورتى كه مرد و زن نتوانند صيغه را به عربى بخوانند مىتوانند به زبان خود بخوانند و گرفتن وكيل براى خواندن صيغه به زبان عربى واجب نيست، ولى بايد لفظى بگويند كه معنى همان صيغه عربى را بفهماند.
ب) كسى كه صيغه را مىخواند بايد قصد انشاء داشته باشد يعنى قصدش اين باشد كه با گفتن اين الفاظ همسرى در ميان آن دو برقرار گردد، زن خود را همسر مرد قرار دهد و مرد اين معنى را قبول كند، وكيل نيز بايد چنين قصدى را داشته باشد.
ج) كسى كه صيغه عقد را مىخواند بايد عاقل و احتياطاً بالغ باشد هر چند از طرف ديگرى وكيل باشد.
د) ولى يا وكيل در اجراى صيغه عقد بايد زن و شوهر را معين كند، بنابراين اگر كسى چند دختر دارد نمىتواند به مردى بگويد:
«زَوَّجْتُكَ احْدى بَناتى»
(يكى از دخترانم را به همسرى تو درآوردم).
ه) زن و مرد بايد از روى اختيار به ازدواج راضى باشند ولى اگر يكى از آن دو
ظاهراً با كراهت اجازه مىدهد، امّا مىدانيم قلباً راضى است عقد صحيح است.
و) صيغه عقد بايد صحيح خوانده شود و اگر طورى غلط بخوانند كه معنى آن را عوض كند عقد باطل است، امّا اگر معنى عوض نشود اشكالى ندارد.
سؤال 351.آيا صيغه عقد فضولى صحيح است؟
جواب:اگر عقد زنى را براى مردى بدون اجازه آنها بخوانند و بعداً آنها راضى شوند و اجازه دهند عقد صحيح است.
سؤال 352.زن و مردى يا يكى از آن دو را مجبور به ازدواج نمايند ولى بعد از خواندن عقد راضى شوند، عقد صحيح است؟
جواب:اگر زن و مردى يا يكى از آن دو را مجبور به ازدواج نمايند ولى بعد از خواندن عقد راضى شوند و اجازه دهند احتياط واجب آن است كه صيغه عقد را از نو بخوانند.
سؤال 353.آيا پدر و جدّ پدرى مىتوانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود ازدواج كنند؟
جواب:پدر و جدّ پدرى مىتوانند (در صورت ضرورت) براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود ازدواج كنند و بعد از آنكه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد بنابر احتياط واجب نبايد آن را به هم زد.
سؤال 354.آيا دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، مىتواند بدون اجازه خانواده ازدواج نمايد؟
جواب:دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد چنانچه باكره باشد بايد با اجازه پدر يا جدّ پدرى ازدواج نمايد ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و به تاييد بزرگان فاميل پدر بدون دليل مخالفت كند اجازه او شرط نيست، همچنين اگر به پدر يا جدّ پدرى دسترسى نباشد و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد و همسر مناسبى
براى دختر پيدا شود مىتواند با اطلاع بزرگان فاميل ازدواج كند، يا اينكه دختر قبلًا شوهر كرده باشد كه در اين صورت اجازه پدر و جد در ازدواج جديد لازم نيست.
سؤال 355.مرد مقلّد مرجعى است كه مثلًا تعدد موجب و قابل را شرط مىداند و زن از مجتهدى تقليد مىكند كه اتّحاد موجب و قابل را كافى مىداند، در اين جا طبق نظر كدام يك از اين دو مرجع بايد عمل كرد؟
جواب:در چنين مواردى احتياط آن است كه مطابق فتواى مرجعى كه تعدد را شرط مىداند عمل كنند.
سؤال 356.به دخترى گفتند مهريه شما 15 هزار روپيه هندى است و او به اين مهريه راضى شد ولى در عقد نامه 10 هزار نوشته شد، وكيل بعد از خواندن عقدنامه، بر مهريه نوشته شده صيغه جارى كرد، آيا اين صيغه (ازدواج دائمى) صحيح است؟
جواب:احتياط آن است كه صيغه عقد را مجدّداً با مهريه مورد توافق جارى كنند.
سؤال 357.اگر زن، مرد را وكيل در اجراى عقد دائم كند و مرد مدعى اجراى عقد موقّت باشد (آن هم بعد از چند سال) حكم عقد، مهر و توارث بين زن و شوهر و فرزندان چيست؟
جواب:چنانچه يقين داشته باشد كه مرد راست مىگويد و عقد موقّت خوانده است، عقد باطل است و زن و مرد از هم ارث نمىبرند ولى فرزندان آنها از آنها ارث مىبرند مگر اينكه مرد عالم بوده به بطلان عقد بوده باشد، كه در اين صورت فرزندان، تنها از زن ارث مىبرند نه از مرد و حدّ زنا بر مرد جارى مىشود و در هر حال بايد مهرالمثل زن را بپردازد.
سؤال 358.آيا يك نفر مىتواند عقد را به فارسى يا عربى اصالتاً از طرف خود
و وكالتاً از سوى طرف مقابل اجرا كند؟
جواب:مرد مىتواند از طرف زن وكيل شود و عقد را بخواند و از طرف خودش قبول كند مثل اين كه بگويد: موكله خودم فلان كس را به عقد موقّت خودم در فلان مدّت به فلان مبلغ مهر در آوردم سپس بگويد قبول كردم، در صورتى كه عربى بتواند، بهعربى بخواند و اگر نتواند به فارسى بخواند و زن هم مىتواند از طرف مرد وكيل شود.
سؤال 359.كسى كه بدون انقضاى عقد موقّت، عقد دائم اجرا كند و بعداً متوجّه شود، آيا عقد دائم او باطل است؟
جواب:احتياط واجب آن است كه مجدّداً عقد را بخواند ولى اگر قبلًا فرزندانى به وجود آمده باشند، حلال زادهاند.
سؤال 360.آيا تعدّد وكيل از سوى مرد و زن در اجراى عقد لازم است؟
جواب:تعدّد وكيل در اجراى عقد احتياط مستحب است.
سؤال 361.همانگونه كه مستحضريد در احكام عقود از قبيل بيع و اجاره و نكاح و ... طرفين عقد (يا وكيل آنها) به منظور ايجاب و قبول بايد صيغه بخوانند مخصوصاً در عقد ازدواج و منظور از صيغه كلمات و جملات به هر لفظ و زبانى كه باشد، البتّه مقصود و مطلوب بالذّات، معانى و مفاهيم و مفاد كلمات و جملات مىباشد، بنابراين عقل و منطق حكم مىكند كه صيغه به زبانى باشد كه طرفين ازدواج و شاهدان قضيه و حضّار مجلس با آن زبان آشنايى داشته باشند؛ سؤال اين است كه براى غير عرب چه لزومى دارد كه اين صيغه به عربى باشد در حالى كه هر شخصى با زبان مادرى و رسمى خودش بهتر مىتواند مطلبى را بيان و تفهيم و يا تفهّم نمايد؟
جواب:اجراى صيغه به هر زبانى كه براى طرفين مفهوم باشد جايز است، فقط در نكاح و طلاق احتياط اجراى صيغه به زبان عربى است مشروط بر اين كه