معناى آن را بدانند بنابراين اگر مجرى صيغه آشنا به عربى نباشد مىتواند آن را هم به زبان خودش اجرا نمايد.
سؤال 362.اگر صيغه به زبان غير عربى خوانده شود، آيا عبارتى كه خوانده مىشود، بايد حتماً مطابق عبارت عربى باشد؟
جواب:همين مقدار كه زن به مرد براى خواندن عقد وكالت دهد، و مرد بگويد: «اين زن را براى هميشه، يا براى فلان مدّت، به فلان مبلغ مهريه به عقد خود درآوردم» و بعد بگويد: «از سوى خودم قبول كردم»، كافى است.
سؤال 363.آيا اجراى صيغه عقد دائم، يا غير دائم از طريق مكالمه تلفنى و امثال آن، توسّط مرد و زن، يا وكيل آن دو صحيح است؟
جواب:هرگاه شرايط رعايت شود، اشكالى ندارد.
سؤال 364.نظر شريفتان راجع به عقد معاطاتى نكاح چيست؟ منظور اين است كه معيار حلّيت در نكاح، آيا صرفاً لفظ «انكحت» و مانند آن مىباشد، يا اين كه فقط نيت و قصد انشا و رضايت قلبى طرفين كفايت مىكند؟ اگر ملاك روح توافق و قصد انشاى طرفين است، در اين فرض چه لزومى به اداى الفاظ مخصوص است؟ بويژه آن كه به جاى آن الفاظ مخصوص، مىتوان به وسيله حركات نيز از قصد و رضايت طرفين مطّلع شد.
جواب:اوّل اين كه درست است كه عقد نكاح از نظر قرارداد مانند ساير عقود است؛ ولى اجماع علماى اسلام بر اين است كه در نكاح بايد صيغه عقد خوانده شود و روايات نيز شاهد بر اعتبار صيغه است؛ بلكه در ميان عقلاى اهل عرف نيز هميشه در عقد نكاح نوعى قرارداد لفظى يا كتبى وجود داشته و دارد و اين نشان مىدهد كه نكاح وضعى مخصوص به خود دارد.
دوم اين كه معروف در ميان فقها اين است كه نكاح به عبادات شبيهتر است تا به معاملات؛ منظور اين است كه نكاح در شرع مقدّس قيود تعبّدى زيادى دارد
كه آن را شبيه به عبادات مىكند كه جنبه توقيفى دارد.
سؤال 365.بعضى از سردفتران ازدواج به گمان اين كه چون لفظ «انكحت و زوّجت» گاهى بنفسه وگاهى به حروف «مِن» و «باء» متعدّى مىشود، در جواب «أنكحت موكلتى فلانه من موكلك فلان» اين طور مىخوانند «قبلت النكاح من موكلى، و يا قبلت التزويج بموكلى» با اين كه به آنها تذكر داده مىشود كه اين عبارت غلط است و بايد گفته شود «قبلت النكاح يا قبلت التزويج لموكلى» باز به اشتباه خود ادامه مىدهند. خواهشمند است مرقوم فرماييد در صورت غلط بودن چنين صيغهاى، آيا عقد صحيح است؟
جواب:اجراى عقد با صيغه مزبور اشكالى ندارد؛ هرچند بهتر است كه صيغه بطور صحيحتر، طبق موازين ادبيات عرب خوانده شود.
سؤال 366.آيا عقد نكاح دائم، الفاظ معينى دارد، يا با هر لفظى كه معنا و مفهوم آن را برساند جارى مىشود؟
جواب:عقد را با هر عبارتى كه مفهوم آن را به وضوح برساند مىتوان جارى نمود؛ ولى اگر انسان به عربى آشنا باشد، احتياط آن است كه صيغه را عربى بخواند.
سؤال 367.در اجراى صيغه عقد دائم، زوج بايد مقدّم شود، يا زوجه؟
جواب:تفاوتى نمىكند؛ ولى تقدّم زوجه بهتر است.
سؤال 368.«نَكحَ» در لغت چندين معنا دارد، و از الفاظ مشتركه است. هنگام قصد انشاء، كدام معنا را بايد قصد كنيم؟ در حالى كه «به زنىِ دائمى دادم ...» از معانى لغويه آن نيست؟
جواب:معناى مشهور نكاح همان عقد ازدواج است؛ و اگر زمان خاصّى در آن قيد نشود، ظهور در عقد دائم دارد.
سؤال 369.نكاح دائم چند ركن دارد؟ آيا صداق نيز از اركان آن است؟
جواب:صداق از اركان عقد دائم نيست؛ و اگر ذكر نشود بايد مهرالمثل پرداخت شود.
سؤال 370.آيا در عقد نكاح، تقدّم ايجاب بر قبول لازم است؟
جواب:لازم نيست؛ ولى بهتر است ايجاب مقدّم شود.
سؤال 371.اگر روحانى سُنّى عقد نكاح پسر يا دختر شيعه را بخواند، حكمش چيست؟
جواب:در صورتى كه شرايط معتبر نزد شيعه در آن رعايت شود اشكالى ندارد.
سؤال 372.صيغه محرميت بين زن و مرد نامحرم (صيغه برادرى و خواهرى) چگونه است؟
جواب:چيزى به نام صيغه برادرى و خواهرى نداريم. و صيغه محرميت يا به وسيله ازدواج دائم، و يا ازدواج موقّت حاصل مىشود؛ (البتّه با شرايطش) و غير آن ممنوع است.
سؤال 373.اگر دختر باكره بدون اجازه پدر و يا جدّ پدرى شوهر كند شرعاً تكليف چيست؟
جواب:احتياط آن است كه دختر اجازه پدر را به دست آورد.
سؤال 374.طبق فتواى علما در صورتى كه پدر و يا جدّ پدرى غايب باشد و دختر باكره احتياج به شوهر داشته باشد، اجازه ساقط مىشود، معناى احتياج داشتن به شوهر چيست؟
جواب:منظور اين است كه به سنّى رسيده باشد كه اگر شوهر نكند به زحمت يا به خطر مىافتد.
سؤال 375.آيا براى ازدواج با دختر باكره، اذن پدر يا ولى لازم است؟ آيا در اين مسأله، ازدواج موقّت با دائم فرق دارد؟
جواب:واجب است كه اجازه بگيرند و تفاوتى ميان ازدواج موقّت و دائم نيست.
سؤال 376.دختر جوانى بدون اذن پدر و مادر خود به خانه كسى مىرود و به درخواست پسر و دختر عقد نكاح بدون رضايت پدر خوانده مىشود و اعمال مترتّب بر نكاح انجام مىگيرد، در حالى كه اگر دختر با پدر مشورت مىكرد مانعى هم وجود نداشت، در اين دو صورت (تحصيل رضايت پدر بعد از عقد و عدم تحصيل رضايت)، حكم عقد چيست؟
جواب:بهتر اين است كه بعداً رضايت پدر را جلب نمايد.
سؤال 377.دخترى قبل از نه سالگى به عقد شخصى در آمده است در حالى كه دختر از موضوع خبر نداشته و عقد را پدر دختر جارى كرده است و در ضمن، فاصله سنّى بين اين دختر و آن مرد حدود 25 سال است و آن مرد زن ديگرى نيز دارد و حتى دخترش با اين زن دوم هم سن است. وقتى دختر بالغ مىشود عدم رضايت خود را از اين عقد اعلام داشته و اصرار مىكند كه اين ازدواج به مصلحت من نيست و من طلاق مىخواهم ولى مرد حاضر به طلاق نمىشود، آيا اين عقد درست است و بايد به اين عقد ملتزم باشد يا مىتواند با كسى ديگر ازدواج كند با توجّه به اينكه دختر به حدّى رسيده كه احتياج به شوهر كردن دارد؟
جواب:چنانچه اين عقد به مصلحت دختر نبوده، باطل است و دختر مىتواند بدون طلاق شوهر كند ولى اگر دختر بعد از بلوغ رضايت داده نمىتواند آن را به هم بزند.
سؤال 378.اگر دخترى با پسر هم شأن شرعى و عرفى خود قصد ازدواج داشته باشد، آيا اذن پدر ساقط است؟
جواب:در فرض مسأله اگر به تاييد بزرگان فاميل پدر بدون دليل مخالفت كند اذن او ساقط مىشود.
سؤال 379.براى خاله بنده خواستگارهاى زيادى آمده كه بيشتر آنها افرادى متدين بودهاند ولى پدر ايشان آنها را رد كرده، و مىگويد فقط با فاميل من بايد ازدواج كند تكليف او با چنين پدرى چيست؟
جواب:هرگاه خواستگاران با او تناسب داشتهاند و كفو شرعى و عرفى بودهاند، او حق نداشته آنها را رد كند همچنين حق ندارد اصرار بر ازدواج با فاميل كند و اجازه و اذن او در اين صورتها ساقط است، در عين حال اگر بتواند رضايت پدر را به دست آورد كار خوبى كرده است.
سؤال 380.اگر مرد، مقلّد مرجعى باشد كه معتقد است ازدواج موقّت دختر باكره بدون اجازه پدرش جايز است ولى دختر مقلّد كسى است كه مىگويد اجازه پدر لازم است، آيا آن مرد مىتواند اين دختر را بدون اجازه پدرش عقد كند؟
جواب:دختر نمىتواند بدون اجازه پدر ازدواج كند.
سؤال 381.آيا شرايط نكاح بايد در متن عقد ذكر شود، يا در خارج عقد؟
جواب:شرايط بايد در متن عقد باشد؛ مگر اين كه قبلًا بر آن توافق شود و عقد را مبنى بر آن شرايط بخوانند.
سؤال 382.با توجّه به اين كه طبق بند 3 مادّه 15 كنوانسيون محو اشكال تبعيض عليه زنان، كلّيه قراردادها و اسناد خصوصى كه در جهت محدود كردن اختيارات و اهليت قانونى زنان است ملغى اعلام مىشود، آيا زن و مرد هنگام ازدواج مىتوانند شروطى را در ضمن عقد بگنجانند كه مفاد آن محدود كردن اختيارات همسر باشد؟
جواب:در بعضى از موارد مىتوان از طريق شرطى حقّ همسر را محدود كرد، مانند حقّ سكنى و امثال آن؛ امّا در مواردى كه شرط بر خلاف كتاب و سنّت يا مقتضاى عقد باشد جايز نيست، خلاصه موارد مختلف است.
سؤال 383.اگر مردى قبل از جارى شدن صيغه عقد، و به هنگام گفتگوهاى مقدّماتى ازدواج، توافقنامههاى شروط ضمن عقد كتبى با دختر امضا كند، كه متضمّن شروط رفتارى و فعلى باشد. يعنى در زندگى اين كار را بكند يا نكند، و مخالف مقتضاى عقد هم نباشد. از جمله «با دار و ندار شوهر بسازد» و «تا قبل از بچّهدار شدن و سر و سامان گرفتن زندگى، ما بقى مهريه را از او مطالبه نكند» و دختر پس از گفتگو و مطالعه آنها، كتباً بنويسد: «من با تمام آنها موافقم» و امضا كند. ولى اين شرط در ذيل قباله رسمى نوشته نشود. آيا اين شروط اعتبار و سنديت دارد؟ اگر زن جهت فريب و جلب رضايت مرد آنها را قبول كرده، ولى پس از ازدواج تخلّف و عهد شكنى كند، و آنها را به تمسخر بگيرد، و سه ماه بعد از عروسى مهريه خود را به اجرا بگذارد، با توجّه به اين كه با عدم قبول شروط، عقد واقع نمىشد، وضعيت اين عقد چگونه است؟ آيا زوجه تدليس كرده است؟ آيا وى مىتواند على رغم اين كه سه دانگ از منزل مسكونى به نام وى شده، و مبالغ هنگفتى طلاجات و جواهرات و بقيه اقلام مهريه خود را گرفته، بقيه آن را طلب كند؟ آيا منزل مسكونى و محلّ كسب شوهر از مستثنيات دين و مهر زوجه محسوب مىشود؟
جواب:هرگاه قبلًا توافق بر شروطى شده و طرفين آن را امضا كردهاند، سپس عقد خوانده شده، اين شروط لازم الاجراست و به اصطلاح فقهى از قبيل شروط مبنىّ عليها العقد است.
سؤال 384.آيا كسى كه دستور زبان عربى را نميداند ميتواند عقد را بخواند؟
جواب:كسى كه دستور زبان عربى را نمىداند ولى كلمات عقد را صحيح ادا مىكند و معنى آن را نيز مىداند عقد او صحيح است.
2
شرايط مجاز عقد ازدواج
سؤال 385.اگر زنى خواسته باشد با مردى با اين شرط ازدواج كند كه مرد او را در طلاق دادن از طرف خود وكيل كند، آيا چنين شرطى صحيح است؟ آيا اين شرط در ضمنِ عقد ازدواج هم تحقّق مىيابد؟ يا بايد در ضمن يك معامله لازم ديگرى تحقّق يابد؟
جواب:اين شرط مىتواند در ضمن عقد ازدواج، يا عقد لازم ديگرى باشد.
سؤال 386.آيا زن مىتواند حقّ وكالت در طلاق دادن از طرف مرد را نه براى خود، بلكه براى يك فرد ثالث، مثلًا براى پدر خود، به عنوان شرط عقد ازدواج قرار بدهد؟ آيا در اين صورت نيز چنين شرطى در ضمن عقد ازدواج تحقّق مىيابد، يا بايد در ضمن معامله مستقلّ ديگرى تحقّق يابد؟ و آيا زن بعد از عقد ازدواج مىتواند حقّ وكالت در طلاق را براى خود، يا فرد ثالثى در ضمن معاملهاى، يا مستقلًّا از شوهرش بگيرد؟
جواب:قرار دادن وكالت براى فرد ثالث در عقد ازدواج اشكال ندارد، و بعداً نيز مىتوان آن را در ضمن معامله ديگرى، هرچند بعد از ازدواج باشد، قرار داد.
سؤال 387.چنانچه زوج در سند ازدواج شرط كند كه ازدواج مجدّد ننمايد و اين شرط مطلق باشد، پس از آن براى يك روز زنى را به عقد موقّت خود درآورد، آيا در اين فرض با شرط مذكور مخالفت شده است؟
جواب:اگر منظور شرط وكالت طلاق است كه در عقد نامههاى كنونى در اينگونه موارد به زوجه داده مىشود، ظاهراً شامل چنين ازدواج كوتاه مدّتى نمىشود.
سؤال 388.اگر زن مهريّه خود را به مردش ببخشد و بگويد: «به شرط آن كه تا وقتى كه من زنده هستم زن دوّمى نگيرى»؛ در اين صورت:
الف) آيا اين شرط از نظر شرعى صحيح است؟
جواب:اشكالى ندارد.
ب) آيا در طول عمل كردن مرد به اين شرط مهريه از گردن او ساقط مىشود؟
و اگر مرد خلاف شرط عمل كند، زن اوّل و زن دوم نسبت به مرد چه حكمى پيدا مىكنند؟ آيا زن دوم حرام مىشود؟
جواب:چنانچه مرد از اين شرط تخلّف كند و ازدواج نمايد ازدواجش صحيح است؛ ولى زن مىتواند مهريهاش را بازپس بگيرد، بنابراين زن دوم حرام نيست.
سؤال 389.شخصى جهت ازدواج از دخترى خواستگارى مىكند، خانواده عروس از اوّل با داماد شرط مىكند كه مثلًا مقدار چند من برنج، چند عدد روغن بزرگ و فلان مقدار چيزهاى ديگر جهت خرج مطبخ، يا يكصد هزار تومان پول بايد بدهد، در صورتى كه داماد شرايط فوق را بپذيرد آيا عمل به آن لازم است؟
جواب:هرگاه در ضمن عقد يا قبل از آن شرط كرده باشند صحيح و لازم الاجراست و بايد بپذيرد.
سؤال 390.با توجّه به اين كه در قانون مدنى، نكاح اعمّ از دائم و منقطع مىباشد، در صورتى كه زوج شروط مندرج در عقد نامه را پذيرفته باشد، و ازدواج مجدّد (اعم از دائم يا منقطع) نمايد، آيا زوجه مىتواند تقاضاى طلاق كند؟ آيا همسر ديگر، شامل نكاح موقّت هم مىشود؟ آيا در صورت اثبات و تحقّق تخلّف، دادگاه مىتواند حكم فسخ نكاح را صادر نمايد؟