بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 149

سؤال 379.براى خاله بنده خواستگارهاى زيادى آمده كه بيشتر آنها افرادى متدين بوده‌اند ولى پدر ايشان آنها را رد كرده، و مى‌گويد فقط با فاميل من بايد ازدواج كند تكليف او با چنين پدرى چيست؟

جواب:هرگاه خواستگاران با او تناسب داشته‌اند و كفو شرعى و عرفى بوده‌اند، او حق نداشته آنها را رد كند همچنين حق ندارد اصرار بر ازدواج با فاميل كند و اجازه و اذن او در اين صورت‌ها ساقط است، در عين حال اگر بتواند رضايت پدر را به دست آورد كار خوبى كرده است.

سؤال 380.اگر مرد، مقلّد مرجعى باشد كه معتقد است ازدواج موقّت دختر باكره بدون اجازه پدرش جايز است ولى دختر مقلّد كسى است كه مى‌گويد اجازه پدر لازم است، آيا آن مرد مى‌تواند اين دختر را بدون اجازه پدرش عقد كند؟

جواب:دختر نمى‌تواند بدون اجازه پدر ازدواج كند.

سؤال 381.آيا شرايط نكاح بايد در متن عقد ذكر شود، يا در خارج عقد؟

جواب:شرايط بايد در متن عقد باشد؛ مگر اين كه قبلًا بر آن توافق شود و عقد را مبنى بر آن شرايط بخوانند.

سؤال 382.با توجّه به اين كه طبق بند 3 مادّه 15 كنوانسيون محو اشكال تبعيض عليه زنان، كلّيه قراردادها و اسناد خصوصى كه در جهت محدود كردن اختيارات و اهليت قانونى زنان است ملغى اعلام مى‌شود، آيا زن و مرد هنگام ازدواج مى‌توانند شروطى را در ضمن عقد بگنجانند كه مفاد آن محدود كردن اختيارات همسر باشد؟

جواب:در بعضى از موارد مى‌توان از طريق شرطى حقّ همسر را محدود كرد، مانند حقّ سكنى و امثال آن؛ امّا در مواردى كه شرط بر خلاف كتاب و سنّت يا مقتضاى عقد باشد جايز نيست، خلاصه موارد مختلف است.


صفحه 150

سؤال 383.اگر مردى قبل از جارى شدن صيغه عقد، و به هنگام گفتگوهاى مقدّماتى ازدواج، توافقنامه‌هاى شروط ضمن عقد كتبى با دختر امضا كند، كه متضمّن شروط رفتارى و فعلى باشد. يعنى در زندگى اين كار را بكند يا نكند، و مخالف مقتضاى عقد هم نباشد. از جمله «با دار و ندار شوهر بسازد» و «تا قبل از بچّه‌دار شدن و سر و سامان گرفتن زندگى، ما بقى مهريه را از او مطالبه نكند» و دختر پس از گفتگو و مطالعه آنها، كتباً بنويسد: «من با تمام آنها موافقم» و امضا كند. ولى اين شرط در ذيل قباله رسمى نوشته نشود. آيا اين شروط اعتبار و سنديت دارد؟ اگر زن جهت فريب و جلب رضايت مرد آنها را قبول كرده، ولى پس از ازدواج تخلّف و عهد شكنى كند، و آنها را به تمسخر بگيرد، و سه ماه بعد از عروسى مهريه خود را به اجرا بگذارد، با توجّه به اين كه با عدم قبول شروط، عقد واقع نمى‌شد، وضعيت اين عقد چگونه است؟ آيا زوجه تدليس كرده است؟ آيا وى مى‌تواند على رغم اين كه سه دانگ از منزل مسكونى به نام وى شده، و مبالغ هنگفتى طلاجات و جواهرات و بقيه اقلام مهريه خود را گرفته، بقيه آن را طلب كند؟ آيا منزل مسكونى و محلّ كسب شوهر از مستثنيات دين و مهر زوجه محسوب مى‌شود؟

جواب:هرگاه قبلًا توافق بر شروطى شده و طرفين آن را امضا كرده‌اند، سپس عقد خوانده شده، اين شروط لازم الاجراست و به اصطلاح فقهى از قبيل شروط مبنىّ عليها العقد است.

سؤال 384.آيا كسى كه دستور زبان عربى را نميداند ميتواند عقد را بخواند؟

جواب:كسى كه دستور زبان عربى را نمى‌داند ولى كلمات عقد را صحيح ادا مى‌كند و معنى آن را نيز مى‌داند عقد او صحيح است.


صفحه 151

2

شرايط مجاز عقد ازدواج‌

سؤال 385.اگر زنى خواسته باشد با مردى با اين شرط ازدواج كند كه مرد او را در طلاق دادن از طرف خود وكيل كند، آيا چنين شرطى صحيح است؟ آيا اين شرط در ضمنِ عقد ازدواج هم تحقّق مى‌يابد؟ يا بايد در ضمن يك معامله لازم ديگرى تحقّق يابد؟

جواب:اين شرط مى‌تواند در ضمن عقد ازدواج، يا عقد لازم ديگرى باشد.

سؤال 386.آيا زن مى‌تواند حقّ وكالت در طلاق دادن از طرف مرد را نه براى خود، بلكه براى يك فرد ثالث، مثلًا براى پدر خود، به عنوان شرط عقد ازدواج قرار بدهد؟ آيا در اين صورت نيز چنين شرطى در ضمن عقد ازدواج تحقّق مى‌يابد، يا بايد در ضمن معامله مستقلّ ديگرى تحقّق يابد؟ و آيا زن بعد از عقد ازدواج مى‌تواند حقّ وكالت در طلاق را براى خود، يا فرد ثالثى در ضمن معامله‌اى، يا مستقلًّا از شوهرش بگيرد؟

جواب:قرار دادن وكالت براى فرد ثالث در عقد ازدواج اشكال ندارد، و بعداً نيز مى‌توان آن را در ضمن معامله ديگرى، هرچند بعد از ازدواج باشد، قرار داد.

سؤال 387.چنانچه زوج در سند ازدواج شرط كند كه ازدواج مجدّد ننمايد و اين شرط مطلق باشد، پس از آن براى يك روز زنى را به عقد موقّت خود درآورد، آيا در اين فرض با شرط مذكور مخالفت شده است؟


صفحه 152

جواب:اگر منظور شرط وكالت طلاق است كه در عقد نامه‌هاى كنونى در اين‌گونه موارد به زوجه داده مى‌شود، ظاهراً شامل چنين ازدواج كوتاه مدّتى نمى‌شود.

سؤال 388.اگر زن مهريّه خود را به مردش ببخشد و بگويد: «به شرط آن كه تا وقتى كه من زنده هستم زن دوّمى نگيرى»؛ در اين صورت:

الف) آيا اين شرط از نظر شرعى صحيح است؟

جواب:اشكالى ندارد.

ب) آيا در طول عمل كردن مرد به اين شرط مهريه از گردن او ساقط مى‌شود؟

و اگر مرد خلاف شرط عمل كند، زن اوّل و زن دوم نسبت به مرد چه حكمى پيدا مى‌كنند؟ آيا زن دوم حرام مى‌شود؟

جواب:چنانچه مرد از اين شرط تخلّف كند و ازدواج نمايد ازدواجش صحيح است؛ ولى زن مى‌تواند مهريه‌اش را بازپس بگيرد، بنابراين زن دوم حرام نيست.

سؤال 389.شخصى جهت ازدواج از دخترى خواستگارى مى‌كند، خانواده عروس از اوّل با داماد شرط مى‌كند كه مثلًا مقدار چند من برنج، چند عدد روغن بزرگ و فلان مقدار چيزهاى ديگر جهت خرج مطبخ، يا يكصد هزار تومان پول بايد بدهد، در صورتى كه داماد شرايط فوق را بپذيرد آيا عمل به آن لازم است؟

جواب:هرگاه در ضمن عقد يا قبل از آن شرط كرده باشند صحيح و لازم الاجراست و بايد بپذيرد.

سؤال 390.با توجّه به اين كه در قانون مدنى، نكاح اعمّ از دائم و منقطع مى‌باشد، در صورتى كه زوج شروط مندرج در عقد نامه را پذيرفته باشد، و ازدواج مجدّد (اعم از دائم يا منقطع) نمايد، آيا زوجه مى‌تواند تقاضاى طلاق كند؟ آيا همسر ديگر، شامل نكاح موقّت هم مى‌شود؟ آيا در صورت اثبات و تحقّق تخلّف، دادگاه مى‌تواند حكم فسخ نكاح را صادر نمايد؟


صفحه 153

جواب:شرط مزبور منصرف به ازدواج دائم است، و شامل عقد موقّت كوتاه مدّت نمى‌شود. ولى اگر عقد موقّت براى مدّت طولانى، مثلًا چند سال باشد، زن (طبق شرايط عقد نامه) وكيل در طلاق خواهد بود.

سؤال 391.شخصى به شرط آن كه همسرش بچّه دار شود با وى ازدواج نموده، و تصريح مى‌كند كه در صورت تخلّف او را طلاق خواهد داد. آيا چنين شرطى صحيح است؟

جواب:با توجّه به اين كه جلوگيرى از بچّه دار شدن امر حرامى نيست، اين شرط هم شرط حرامى نمى‌باشد. ولى سزاوار است در غير موارد ضرورت چنين شرطهايى نكنند.

سؤال 392.آيا شرط عدم آميزش و اكتفاء به ساير تمتّعات از سوى زن، مخصوصاً در عقد موقّت، مشروع است؟

جواب:مانعى ندارد.

سؤال 393.اگر زن دائمى شرط كند كه هفته‌اى فقط يكى دوبار تمكين كند، آيا اين شرط صحيح است؟

جواب:چنانچه طرفين به اين شرط راضى‌شده باشند اين شرط صحيح است.

سؤال 394.شخصى قبل از ازدواج با دخترى صحبت مى‌كند و مى‌گويد با شما ازدواج مى‌كنم به شرط اين كه به مادر پيرى كه دارم رسيدگى كنى و او قبول مى‌كند ولى آن دختر پس از ازدواج به مادر شوهرش رسيدگى نمى‌كند آيا چنين شرطى قبل از ازدواج الزام آور است؟

جواب:اين شرط الزام آور است.

سؤال 395.آيا زن مى‌تواند در موقع اجراى عقد نكاح با شوهر شرط كند كه امر تدريس يا درس خواندن را همچنان ادامه دهد و در جلسات مختلف شركت كند؟

جواب:مانعى ندارد.


صفحه 154

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 155

3

شرايط غير مجاز عقد ازدواج‌

سؤال 396.زوجين توافق مى‌نمايند كه اختيار طلاق مطلقاً با زوجه باشد؛ آيا چنين شرطى منافات با مقتضاى عقد دائم ندارد؟

جواب:تنها در صورت شرط وكالت زن از طرف مرد اين كار صحيح است، نه شرط واگذارى طلاق به زن.

سؤال 397.آيا مرد مى‌تواند در ضمن عقد نكاح، حقّ ازدواج مجدّد را از خود سلب نمايد، يا تعهّد نمايد كه ازدواج مجدّد نكند؟ آيا اين شرط از شروط مخالف كتاب خدا مى‌باشد؟

جواب:اين شرط صحيح نيست؛ ولى مى‌توان شرط كرد كه در صورت ازدواج مجدّد، زن وكالت در طلاق خود داشته باشد.

سؤال 398.آيا مرد در ازدواج دائم مى‌تواند شرط كند كه تأمين مخارج زن بطور دائم يا تا مدّتى بر عهده او نباشد؟

جواب:اين شرط اشكال دارد؛ ولى زن مى‌تواند نفقه خود را به او ببخشد.

سؤال 399.دوشيزه‌اى بطور رسمى به عقد مردى در آمد. زوج علاوه بر شروط ضمن عقد نكاح، شرط زير را نيز متعهّد گرديد: «در ضمن عقد خارج لازم شرط شد كه هر زمان زوج خانه ملكى تهيه نمود، دو دانگ آن را به طور رسمى به زوجه انتقال دهد.» على رغم مرسوم بودن چنين شرطى در محاضر، وكيل زوج‌


صفحه 156

ادّعاى باطل بودن آن را مى‌نمايد. لطفاً در اين رابطه بفرماييد: با توجّه به اين كه مشروط در عقد فوق ملك به عنوان عام نبوده، بلكه به صورت خانه بوده، و آن هم به صورت دو دانگ از شش دانگ تعيين شده است. آيا باز هم شرط مورد نظر مجهول و باطل است؟

جواب:با توجّه به اين كه مشخّصات خانه از نظر متراژ و قيمت و مانند آن تعيين نشده، شرط مجهول بوده و خالى از اشكال نيست. بهتر آن است طرفين در مورد خانه با هم مصالحه كنند.

سؤال 400.همان طور كه امروز در ازدواجها معمول است ازدواج دوم مرد بايد با اذن و رضايت همسر اوّل باشد، آيا اين شرط واجب‌العمل است؟ هرچند زن نتواند مرد خود را تأمين كند، يا از خواسته او سر باز زند، يا از او دورى گزيند؟

جواب:ازدواج دوم مشروط به اجازه همسر اوّل نيست؛ ولى دادگاه‌ها معمولًا به خاطر مسايلى كه بر اثر ازدواج دوم بدون قيد و شرط حاصل مى‌شود، محدوديت‌هايى براى آن قائل هستند.