بخش هفتم:
عيوب فسخ نكاح
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
كليات
سؤال 425.آيا در صورت فسخ عقد، احتياجى به طلاق است؟
جواب:هرگاه مرد يا زن به واسطه يكى از عيوبى كه موجب فسخ مىشود كه آن عيوب عبارتند از:
1. عيوب مرد
الف) ديوانه بودن شوهر.
ب) نداشتن آلت مردى.
ج) ناتوانى از نزديكى جنسى.
د) بيضههاى او را كشيده باشند.
2. عيوب زن
الف) ديوانگى.
ب) بيمارى خوره.
ج) بيمارى برص (پيسى).
د) كور بودن.
ه) شل بودن بطورى كه آشكار باشد.
و) افضا شدن.
ز) گوشت يا استخوان يا غدّهاى در او باشد كه مانع نزديكى شود.
در اين موارد اگر عقد را به هم زنند احتياجى به طلاق نيست، و همان فسخ كافى است.
سؤال 426.در صورت فسخ عقد آيا پرداخت مهريه لازم است؟
جواب:هرگاه به خاطر ناتوانى مرد از نزديكى، زن عقد را به هم زند، شوهر بايد نصف مهر او را بپردازد، ولى اگر به خاطر يكى ديگر از عيبهايى كه گفته شد، مرد يا زن عقد را به هم بزند اگر باهم نزديكى نكرده باشند چيزى بر مرد نيست و اگر كرده باشند بنابر احتياط واجب بايد تمام مهر را بپردازد
سؤال 427.آيا عيوبى كه موجب فسخ عقد ازدواج دائم است، شامل عقد موقّت نيز مىشود؟
جواب:ظاهراً شامل عقد موقّت هم مىشود.
سؤال 428.با توجه به اين كه كشور ما، در حال حاضر، در مرحله حذف بيمارى جذام است، آيا مىتوان جايگزينهاى ديگرى، مثل بيمارى ايدز، يا ساير بيمارىهاى پوستى كه مُخلّ روابط زناشويى است، براى آن در نظر گرفت؟
جواب:در صورتى كه واقعاً مُخلّ رابطه زناشويى باشد، حقّ فسخ ثابت است.
سؤال 429.مواردى كه مرد حقّ فسخ دارد، مانند بيمارى برص (ويتيليگو)، نقص مادر زادى، افضاء، موانع مقاربت (مانع استخوانى، يا پرده پوستى و مانند آن) همگى امروزه با درمان قابل رفع مىباشد. حال چنانچه مردى پس از ازدواج متوجّه موارد مذكور گردد، آيا باز هم اختيار بر هم زدن عقد را دارد؟ چنانچه نياز به درمان باشد، آيا درمان و هزينه آن، بر عهده زن و خانواده اوست، يا بر عهده شوهر مىباشد؟
جواب:هر گاه به سهولت قابل معالجه باشد، و زن با هزينه خود اقدام به درمان نمايد، خيار فسخ جارى نيست.
2
عيوب مرد
سؤال 430.زن در چه صورت مىتواند عقد را فسخ كند؟
جواب:زن نيز مىتواند در چند صورت عقد را به هم زند:
الف) ديوانه بودن شوهر.
ب) نداشتن آلت مردى.
ج) ناتوانى از نزديكى جنسى.
د) بيضههاى او را كشيده باشند (تفصيل اين مسأله و مسأله سابق در كتابهاى مفصّل فقهى آمده است).
سؤال 431.تعريف «خصا» را بيان فرماييد؟
جواب:خصا به معناى بيرون كشيدن و بيرون آوردن بيضههاست و اگر بيضهها را بطورى بكوبند كه از كار بيفتد آن هم در حكم خصاست.
سؤال 432.تعريف «جَبّ» چيست؟
جواب:جبّ آن است كه آلت قطع شده باشد؛ بطورى كه قادر بر دخول نباشد.
سؤال 433.شوهرم پزشك محترمى بود؛ ولى متأسّفانه پس از چند سال زندگى مشترك، مبتلا به جنون شد. اختلال حواسّ او را به دادگاه اعلام كردم و پزشك قانونى نيز آن را تأييد كرده است. در صورتى كه محجور شود نكاح خود به خود فسخ مىشود، يا جهت فسخ نكاح بايد به حاكم شرع مراجعه كنم؟
جواب:زن مىتواند صيغه فسخ را جارى كند، و احتياط آن است كه آن را به اطّلاع حاكم شرع برساند.
سؤال 434.اگر در ضمن عقد لازمى (همچون نكاح) به زوجه وكالت دهيم كه هرگاه عارضهاى پيش آمد، خود را مطلّقه سازد. سپس زوج مجنون شود، آيا زن مىتواند با استفاده از اين وكالت، خود را مطلّقه سازد، در حالى كه علما مىفرمايند: «وكالت، عقدى جايز است، و با جنون باطل مىشود»؟
جواب:درست است كه وكالت با جنون باطل مىشود؛ ولى يكى از مجوّزات فسخ نكاح جنون است، هر چند بعد از ازدواج عارض شده باشد.
سؤال 435.اگر مردى قبل از ازدواج از نزديكى عاجز باشد، و زن بعد از مراسم عروسى بفهمد و فوراً عقد را بر هم نزند و از شوهر جدا نشود؛ ولى راضى به عقد نباشد، آيا در اين صورت زن مىتواند بدون طلاق شوهر كند؟
جواب:در اين موارد، زن بايد به حاكم شرع مراجعه كند و حاكم يك سال به مرد مهلت مىدهد، اگر درمان شد ازدواج باقى است، در غير اين صورت زن مىتواند نكاح را فسخ كند و احتياج به طلاق نيست، و به فرض كه مرد بعد از آن هم خوب شود قابل بازگشت نيست؛ مگر به ازدواج جديد.
سؤال 436.اينجانبه مدّت دو سال و نيم است كه به عقد دائم فردى درآمدهام كه به علّت ناتوانى جسمى قادر به تصاحب بنده نبوده، و هنوز هم باكره مىباشم.
لطفاً در اين خصوص به سؤالات زير پاسخ دهيد:
الف) آيا اين مورد، از موارد فسخ است؟
ب) آيا شرعاً مستحقّ نفقه مىباشم؟
ج) ساير حقوقى كه به بنده تعلّق مىگيرد چيست؟
جواب:در صورتى كه به عيب او رضايت نداده باشيد، حقّ فسخ داريد.
و چنانچه حكم را نمىدانستهايد و فسخ نكردهايد و آماده تمكين بودهايد، حقّ
نفقه داريد. و در صورت جدا شدن با فسخ، هرگاه عروسى نشده باشد، حقّ نصف مهر را داريد.
سؤال 437.اگر در مدّت يك سال مهلت به فرد عنين، زوجه از تمكين خوددارى كند، آيا بعد از اتمام مدّت، زوجه حقّ فسخ دارد؟
جواب:چنانچه درمان او نياز به همبستر شدن با زوجه دارد، در صورت عدم تمكين زوجه، بايد مدّت تمكين تجديد شود.
سؤال 438.زوجه مدّعى ناتوانى جنسى زوج است، ولى زوج براى نفى ادّعاى زوجه حاضر نيست اعمالى از قبيل معاينه توسط اطباى موثّق، و مجامعت با زوجه را انجام دهد، و نفقه زوجه را نيز نمىپردازد، حكم شرعى اين زوجين چيست؟
جواب:اگر زوج نسبت به ترك انفاق، اصرار داشته باشد و حاضر به انجام وظيفه شرعى نشود، حاكم شرع مىتواند زوجه را مطلّقه سازد و يا حقّ او را از زوج بگيرد. و نسبت به اتّهام عنين بودن، اگر اين امر از ابتداى زوجيت بوده و زوج حاضر به آزمايش نشود و بر آن اصرار ورزد، باز حاكم شرع مىتواند زوجه را مطلّقه سازد. ضمناً توجّه داشته باشيد هر گاه ثابت شود زوج عنين است، بايد يك سال مهلت داد، اگر بيمارى او خوب نشد زوجه حقّ فسخ دارد، و مىتواند نصف مهر خود را بگيرد.
سؤال 439.اگر فردى در بعضى مواقع، به علّت وضعيت خاصّ جسمانىاش، قادر بر نزديكى نباشد، ولى در بعضى مواقع، كه كليه شرايط فردى و محيطى مهيا باشد، و طرف مقابل نيز همكارى لازم را بنمايد، موفّق بر اين عمل شود، آيا اين مشكل عنن محسوب شده، و موجب فسخ نكاح مىشود؟
جواب:در صورتى كه فراهم شدن اين شرايط ميسّر باشد، عنن محسوب نمىشود.
سؤال 440.اگر فردى از لحاظ جنسى در حالت عادى موفّق به عمل نزديكى نباشد، ولى با استفاده از داروهاى موجود، كه توسّط پزشكان مورد تأييد و تجويز است، قادر به اين كار باشد. آيا بيمارى مذكور عنن محسوب، و موجب فسخ نكاح مىشود؟
جواب:بيمارى مزبور عنن محسوب نمىشود.
سؤال 441.با توجّه به پيشرفت علوم پزشكى، در صورتى كه با آزمايشات متعدّد اطمينان حاصل شود كه زوج عنين است، آيا باز هم يك سال مهلت دادن لازم است؟
جواب:آرى لازم است و بايد به او فرصت معالجه داد.
سؤال 442.زنى پس از سالها ازدواج بچّه دار نشده است، دكتر تشخيص داده كه عيب از مرد مىباشد، اكنون زن مىگويد: «شوهرم فاقد بيضه است». و بدين جهت بچّه دار نشده است، آيا زن مىتواند عقد را فسخ كند؟
جواب:در صورتى كه آگاهى بر اين امر نداشته، مىتواند فسخ كند؛ مگر اين كه بعد از آگاه شدن راضى شده و با او زندگى كرده باشد.
سؤال 443.آيا بيمارى ايدز را در هر يك از زن و مرد، از عيوبى كه بتوان عقد نكاح را بدون طلاق فسخ كرد مىدانيد؟
جواب:اگر به گواهى اهل اطّلاع اين بيمارى در مرحلهاى باشد كه موجب سرايت و خطر گردد و شوهر حاضر به طلاق دادن زن نباشد، زن مىتواند طلاق خود را به وسيله حاكم شرع بگيرد و مرد نيز در اينگونه موارد مىتواند زن را طلاق بدهد.
سؤال 444.زوجهاى به علّت بيمارى پيسى زوج (بيمارى برص كه در هر دو پا و هر دو دست اوست) از غذا خوردن با زوج و نيز در انجام وظايف زناشويى با او كراهت دارد. حال با توجّه به اين كه بيمارى زوج مسلّم و مبتنى بر گواهى