بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 406

در يك شهر و زن در شهر ديگر به سر مى‌برد و قبل از انقضاى عدّه، مرد رجوع مى‌كند ولى زن مطّلع نمى‌شود و پس از انقضاى عدّه، زن ازدواج مى‌كند وظيفه چيست؟ يا مرد رجوع كرده و زن هم تمايل نشان مى‌دهد ولى پدر و برادران زن اجازه نمى‌دهند برگردد و الان چند سالى گذشته و زن ازدواج نكرده آيا زوجيت اوّل برقرار است؟

جواب:اگر رجوع مسلّم باشد عقد دوم باطل است و گذشتن زمان طولانى اثرى ندارد و نيز عقد زوجيت با اعراض از بين نمى‌رود و طلاق لازم است تا از يكديگر جدا شوند.

سؤال 929.كسى كه در عدّه رجعى به زن رجوع كند و فوراً پشيمان شود و بگويد همان جدايى و طلاق برقرار باشد، آيا صرف پشيمانى از رجوع كافى است و يا اين كه طلاق مجدّد لازم است اگر طلاق لازم است چه زمانى بايد انجام گيرد؟

جواب:پشيمانى فايده ندارد و با رجوع كردن، آن زن همسر او مى‌باشد و اگر بخواهد جدا شود بايد مجدّداً طلاق دهد.

سؤال 930.اگر مردى زن خود را طلاق دهد امّا ورثه زن به آن مرد بگويند كه فلان مقدار پول بگير و طلاق مده، آيا شوهر مى‌تواند رجوع كند؟

جواب:مردى كه همسرش را طلاق داده مى‌تواند پولى بگيرد و رجوع كند و اگر غير طلاق رجعى است احتياج به عقد مجدّد دارد.

سؤال 931.هرگاه طبق ادّعاى زوج، زوجه مرتكب عمل منافى عفّت شده، و زوج نسبت به وى ظنين باشد، و نگه دارى وى تا پايان عدّه در منزل مشترك، احتمال تشنّج و درگيرى ما بين طرفين را به همراه داشته باشد، و زوج براى جلوگيرى از اين مشكل، متقبّل هزينه مسكن جداگانه و اسكان همسرش در آن منزل شود. آيا در صورت صدور حكم طلاق رجعى توسّط دادگاه صالحه،


صفحه 407

و اسكان زوجه در ايام عدّه در منزل جداگانه به هزينه زوج، اجراى صيغه طلاق و ثبت آن از نظر شرع انور اسلام مانع شرعى دارد؟

جواب:در فرض مسأله، چون احتمال خطر، يا ضرر، يا مفسده‌اى وجود دارد، عمل كردن به ترتيب فوق مانعى ندارد.

سؤال 932.زوج و زوجه‌اى در اصل رجوع و انقضاى مدّت عدّه طلاق رجعى اتّفاق نظر دارند، ولى در اين كه كدام زودتر واقع شده، اختلاف دارند. قول كدام يك مقدّم است؟

جواب:در صورتى كه تاريخ طلاق معلوم باشد، و تاريخ رجوع مجهول؛ رجوع بى اثر خواهد بود. و اگر بالعكس بوده باشد، رجوع مؤثّر است. و اگر تاريخ هر دو مجهول باشد، رجوع فايده‌اى ندارد.

سؤال 933.مردى زوجه‌اش را طلاق رجعى داده است. زوج مدّعى رجوع به طلاق، و زوجه منكر آن است. حكم شرعى در دو فرض بالا در اثناى عدّه و پس از آن چيست؟

جواب:اگر در اثناى عدّه باشد، اين كار خود رجوع محسوب مى‌شود. و اگر بعد از عدّه باشد، بدون دليل پذيرفته نمى‌شود.

سؤال 934.مرتد فطرى كه توبه كند حق رجوع را دارد؟

جواب:بعد از توبه ميتواند در عده با همان زن ازدواج كند.

سؤال 935.شخصى زوجه مدخولٌ‌به خود را طلاق مى‌دهد و تمام مهر المسمّى را به زوجه پرداخت مى‌كند، زوجه فقط نفقه ايام عدّه را به زوجش بذل و گذشت مى‌نمايد، در قبال بذل نفقه ايام عدّه، آيا طلاق خلعى مى‌باشد يا رجعى؟ (در صورتى كه مهريه را خود دريافت مى‌نمايد).

جواب:بذل نفقه ايام عدّه كافى نيست؛ زيرا هنوز نفقه‌اى واجب نشده است؛ به‌علاوه زوجه مختلعه نفقه ندارد، نفقه مخصوص مطلّقه رجعيه است، بنابراين‌


صفحه 408

طلاق مذكور رجعى است.

سؤال 936.چنانچه برابر مقرّرات شرع و قانون براى غايب مفقودالاثر، حكم طلاق صادر گردد، زوجه بايد به ميزان عدّه وفات عدّه نگهدارد و هرگاه زوج قبل از انقضاى عدّه بازگردد، حقّ رجوع دارد. حال اگر زوجه مطلّقه غايب مفقودالاثر، يائسه يا غير مدخوله باشد و زوج در حين عدّه مراجعت نمايد، آيا باز هم زوج حقّ رجوع دارد، و يا چون يائسه، يا غير مدخولٌ‌به است، ديگر حقّ رجوع براى زوج نمى‌باشد؟ به عبارت ديگر طلاق غايب مفقودالاثر مطلقاً رجعى است ولو در زن يائسه و غير مدخولٌ‌به، يا چنين نيست؟

جواب:اين حكم ظاهراً شامل يائسه و غير مدخوله نمى‌شود و حقّ رجوع ثابت نيست.


صفحه 409

بخش نوزدهم:

طلاق خُلْع و مبارات‌


صفحه 410

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 411

1

مسائل مشترك خُلْع و مبارات‌

سؤال 937.مى‌توان صيغه طلاق خلع و مبارات را به فارسى خواند؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق خلع و مبارات به عربى صحيح خوانده شود، ولى اگر زن براى بخشيدن مال خود به شوهر به فارسى بگويد: فلان مال را به تو بخشيدم تا مرا طلاق دهى مانعى ندارد.

سؤال 938.زن مى‌تواند در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد؟

جواب:زن مى‌تواند در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد.

سؤال 939.اگر زن در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد، شوهر حق رجوع دارد؟

جواب:شوهر مى‌تواند رجوع كند و بدون عقد دوباره او را همسر خود قرار دهد.


صفحه 412

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 413

2

طلاق خُلْع‌

سؤال 940.چه طلاقى را طلاق خلع گويند؟

جواب:زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند، و بيم آن مى‌رود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود مى‌تواند مهر خود يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد، اين را طلاق خلع گويند.

سؤال 941.صيغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق خلع به صورت زير باشد: اگر خود شوهر مى‌خواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن مثلًا «فاطمه» است مى‌گويد:

«زَوْجَتِى فاطِمَه خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ‌»

يعني زنم فاطمه را در برابر چيزى كه بخشيده است طلاق دادم، او رهاست و اگر وكيل او بخواهد صيغه را بخواند احتياط واجب آن است كه يك نفر از طرف زن وكيل شود و ديگرى از طرف مرد، چنانچه مثلًا اسم شوهر «محمد» و اسم زن «فاطمه» است، وكيل زن مى‌گويد:

«عَنْ مُوَكلَتِى فاطِمَه بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكلِكَ مُحَمَّدٍ لِيخْلَعَها عَلَيهِ‌»

پس از آن وكيل مرد بدون فاصله مى‌گويد:

«زَوْجَه مُوَكلِى خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ‌»

(و اگر زن چيز ديگرى غير از مهر را به شوهر ببخشد بايد نام همان را در موقع خواندن صيغه ببرد).

سؤال 942.شوهر مى‌تواند براى طلاق خلع مالى بيش از مهريه بگيرد؟