بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 407

و اسكان زوجه در ايام عدّه در منزل جداگانه به هزينه زوج، اجراى صيغه طلاق و ثبت آن از نظر شرع انور اسلام مانع شرعى دارد؟

جواب:در فرض مسأله، چون احتمال خطر، يا ضرر، يا مفسده‌اى وجود دارد، عمل كردن به ترتيب فوق مانعى ندارد.

سؤال 932.زوج و زوجه‌اى در اصل رجوع و انقضاى مدّت عدّه طلاق رجعى اتّفاق نظر دارند، ولى در اين كه كدام زودتر واقع شده، اختلاف دارند. قول كدام يك مقدّم است؟

جواب:در صورتى كه تاريخ طلاق معلوم باشد، و تاريخ رجوع مجهول؛ رجوع بى اثر خواهد بود. و اگر بالعكس بوده باشد، رجوع مؤثّر است. و اگر تاريخ هر دو مجهول باشد، رجوع فايده‌اى ندارد.

سؤال 933.مردى زوجه‌اش را طلاق رجعى داده است. زوج مدّعى رجوع به طلاق، و زوجه منكر آن است. حكم شرعى در دو فرض بالا در اثناى عدّه و پس از آن چيست؟

جواب:اگر در اثناى عدّه باشد، اين كار خود رجوع محسوب مى‌شود. و اگر بعد از عدّه باشد، بدون دليل پذيرفته نمى‌شود.

سؤال 934.مرتد فطرى كه توبه كند حق رجوع را دارد؟

جواب:بعد از توبه ميتواند در عده با همان زن ازدواج كند.

سؤال 935.شخصى زوجه مدخولٌ‌به خود را طلاق مى‌دهد و تمام مهر المسمّى را به زوجه پرداخت مى‌كند، زوجه فقط نفقه ايام عدّه را به زوجش بذل و گذشت مى‌نمايد، در قبال بذل نفقه ايام عدّه، آيا طلاق خلعى مى‌باشد يا رجعى؟ (در صورتى كه مهريه را خود دريافت مى‌نمايد).

جواب:بذل نفقه ايام عدّه كافى نيست؛ زيرا هنوز نفقه‌اى واجب نشده است؛ به‌علاوه زوجه مختلعه نفقه ندارد، نفقه مخصوص مطلّقه رجعيه است، بنابراين‌


صفحه 408

طلاق مذكور رجعى است.

سؤال 936.چنانچه برابر مقرّرات شرع و قانون براى غايب مفقودالاثر، حكم طلاق صادر گردد، زوجه بايد به ميزان عدّه وفات عدّه نگهدارد و هرگاه زوج قبل از انقضاى عدّه بازگردد، حقّ رجوع دارد. حال اگر زوجه مطلّقه غايب مفقودالاثر، يائسه يا غير مدخوله باشد و زوج در حين عدّه مراجعت نمايد، آيا باز هم زوج حقّ رجوع دارد، و يا چون يائسه، يا غير مدخولٌ‌به است، ديگر حقّ رجوع براى زوج نمى‌باشد؟ به عبارت ديگر طلاق غايب مفقودالاثر مطلقاً رجعى است ولو در زن يائسه و غير مدخولٌ‌به، يا چنين نيست؟

جواب:اين حكم ظاهراً شامل يائسه و غير مدخوله نمى‌شود و حقّ رجوع ثابت نيست.


صفحه 409

بخش نوزدهم:

طلاق خُلْع و مبارات‌


صفحه 410

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 411

1

مسائل مشترك خُلْع و مبارات‌

سؤال 937.مى‌توان صيغه طلاق خلع و مبارات را به فارسى خواند؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق خلع و مبارات به عربى صحيح خوانده شود، ولى اگر زن براى بخشيدن مال خود به شوهر به فارسى بگويد: فلان مال را به تو بخشيدم تا مرا طلاق دهى مانعى ندارد.

سؤال 938.زن مى‌تواند در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد؟

جواب:زن مى‌تواند در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد.

سؤال 939.اگر زن در بين عدّه طلاق خلع يا مبارات از بخشش خود برگردد، شوهر حق رجوع دارد؟

جواب:شوهر مى‌تواند رجوع كند و بدون عقد دوباره او را همسر خود قرار دهد.


صفحه 412

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 413

2

طلاق خُلْع‌

سؤال 940.چه طلاقى را طلاق خلع گويند؟

جواب:زنى كه مايل نيست با شوهرش زندگى كند، و بيم آن مى‌رود كه ادامه همسرى آنها باعث گناه شود مى‌تواند مهر خود يا مال ديگرى را به او ببخشد كه طلاقش دهد، اين را طلاق خلع گويند.

سؤال 941.صيغه طلاق خلع به چه صورت است؟

جواب:احتياط واجب آن است كه صيغه طلاق خلع به صورت زير باشد: اگر خود شوهر مى‌خواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن مثلًا «فاطمه» است مى‌گويد:

«زَوْجَتِى فاطِمَه خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ‌»

يعني زنم فاطمه را در برابر چيزى كه بخشيده است طلاق دادم، او رهاست و اگر وكيل او بخواهد صيغه را بخواند احتياط واجب آن است كه يك نفر از طرف زن وكيل شود و ديگرى از طرف مرد، چنانچه مثلًا اسم شوهر «محمد» و اسم زن «فاطمه» است، وكيل زن مى‌گويد:

«عَنْ مُوَكلَتِى فاطِمَه بَذَلْتُ مَهْرَها لِمُوَكلِكَ مُحَمَّدٍ لِيخْلَعَها عَلَيهِ‌»

پس از آن وكيل مرد بدون فاصله مى‌گويد:

«زَوْجَه مُوَكلِى خَلَعْتُها عَلى ما بَذَلَتْ هِيَ طالِقٌ‌»

(و اگر زن چيز ديگرى غير از مهر را به شوهر ببخشد بايد نام همان را در موقع خواندن صيغه ببرد).

سؤال 942.شوهر مى‌تواند براى طلاق خلع مالى بيش از مهريه بگيرد؟


صفحه 414

جواب:در طلاق خلع هر مقدار باشد اشكال ندارد.

سؤال 943.آيا طلاق خلع (با توجّه به بذل مال) عقد است، يا ايقاع؟ اگر عقد است، الفاظ ايجاب و قبول آن چيست؟

جواب:نوعى عقد است، كه الفاظ آن را در توضيح المسائل در بحث خود نوشته‌ايم.

سؤال 944.آيا در تقاضاى طلاق خلع، كه از ناحيه زوجه مطرح مى‌شود، كراهت و نفرت، بايد كراهت ذاتى باشد، يا كراهت عرضى نيز موجب جواز طلاق خلع است؟

جواب:هرگونه كراهتى سبب طلاق خلع مى‌شود.

سؤال 945.با عنايت به اين كه زن در عدّه طلاق خلع نفقه ندارد، آيا بذل نفقه ايام عدّه از سوى زوج به عنوان قسمتى از بذل، وجاهت شرعى دارد؟ و آيا اساساً چيزى كه هنوز واجب نشده، مى‌تواند مورد بذل واقع شود؟

جواب:با توجّه به اين كه در ايام عدّه در طلاق خلع نفقه وجود ندارد، چيزى براى بخشيدن محسوب نمى‌شود.

سؤال 946.قسمتى از مهريه نيز قبلًا توسّط زوجه مطالبه و وصول شده است، حال زوجه مدّعى بذل كلّ مهريه است، حكم شرع نسبت به مبلغ دريافتى زوجه چيست؟ آيا بايد آن را بازگرداند؟

جواب:مال البذل در طلاق خلع تابع توافق طرفين است؛ بر هر چيزى توافق كنند همان كفايت مى‌كند.

سؤال 947.آيا اعلام قبول ما بذل از ناحيه زوج، شرط صحّت طلاق خلع است؟ به عبارت ديگر، آيا اعلام قبول ما بذل از ناحيه زوج شرعاً ضرورت دارد؟

چنانچه زوج قبول ما بذل را اعلام ننمايد، آيا مى‌توان طلاق خلع را به صرف بذل از ناحيه زوجه انجام داد؟