است و اين طايفه هرچند اظهار اسلام مىكنند و لكن نماز و روزه و حج را به هيچ وجه قبول ندارند و پيش خودم بعضى از آنها منكر نماز (به صورتى كه مسلمين انجام مىدهند) مىباشند، و همچنين در ماه مبارك رمضان روزه نمىگيرند و براى خود احكام خاصّى دارند و حج و بسيارى از واجبات ديگر را انجام نمىدهند، لهذا از نظر حقير مرتد و ماندن زن در خانه آنان حرام است، با توجّه به اين كه قدرت تحمّل مردى خارج از دين اسلام و شكنجه او را ندارم، از محضر مبارك استدعاى صدور حكم خدايى را دارم.
جواب:در دو صورت شما مىتوانيد از او جدا شويد:
اوّل اين كه به يقين بدانيد او نماز و روزه و ساير احكام اسلام را قبول نداشته و از اصل انكار مىكرده است كه در اين صورت بدون طلاق جدا مىشويد.
دوم اين كه ثابت شود شكنجههاى طاقتفرسايى به شما مىدهد و زندگى با او عسر و حرج شديد داشته باشد، در اين صورت حاكم شرع يا كسانى كه از طرف او مأذون هستند مىتوانند شما را طلاق دهند.
بخش بيست و يكم:
عدّه طلاق
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
فلسفه عدّه
سؤال 998.آيا زن، در صورت يقين به عدم انعقاد نطفه، مىتواند قبل از سپرى شدن ايام عادت اقدام به ازدواج كند؟
جواب:عدّه در واقع حريم زوجيت است، و فلسفه و حكمت آن منحصر به انعقاد نطفه نيست؛ به همين دليل اگر مرد سالها از زن خود جدا زندگى كند، يا در مسافرت باشد، بعد از طلاق عدّه بر زن مدخوله غير يائسه واجب است.
سؤال 999.امروزه از نظر پزشكى امكانات آزمايشگاهى و تجهيزاتى نظير سونوگرافى وجود دارد كه در كوتاهترين زمان مىتوان بطور قطع، يقين حاصل نمود كه زنى در اثر همبسترى و نزديكى باردارشده، يا خير؟ حال با چنين فرضى، آيا مدّت عدّه طلاق همان است كه قبلًا در احكام آورده شده، يا قابل تغيير است؟
جواب:همان گونه كه قبلًا اشاره شد عدّه تنها مربوط به مسأله باردارى نيست، بلكه در واقع حريم زوجيت است؛ لذا اگر زنى چند سال از شوهرش دور باشد سپس او را طلاق دهد، بايد عدّه نگه دارد.
سؤال 1000.امروزه با استفاده از دارو (خوراكى تزريقى)، يا به كار بردن وسايل پيشگيرى پزشكى، بطور قطع مىتوان از باردارى زن جلوگيرى كرد، با چنين فرضى آيا بر زنانى كه از امكانات فوق استفاده مىكنند، لازم است عدّه نگه دارند؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
2
عدّه عقد دائم
سؤال 1001.ابتداى شروع عدّه طلاق از چه زمانى است؟
جواب:ابتداى شروع عدّه طلاق از آن موقعى است كه صيغه طلاق خوانده مىشود، خواه زن بداند يا نداند.
سؤال 1002.اگر زن بعد از تمام شدن مدّت عدّه بفهمد او را طلاق دادهاند لازم است دوباره عدّه نگه دارد؟
جواب:خير، لازم نيست دوباره عدّه نگه دارد.
سؤال 1003.مقدار عدّه در مورد زنانى كه عادت مىشوند چقدر است؟
جواب:احتياط آن است كه بقدرى صبر كند كه دوبار حيض ببيند و پاك شود هنگامىكه حيض سوم را ديد عدّه او تمام است.
سؤال 1004.در صورتى كه زوج پس از عقد دخول نكرده باشد، ولى انزال صورت گرفته و نطفه به رحم زن منتقل شده باشد، و سپس طلاق واقع گردد. آيا زوجه بايد عدّه نگه دارد؟ حكم مسأله در صورت حامله شدن، و حامله نشدن زوجه چيست؟
جواب:آرى زوجه بايد عدّه نگه دارد.
سؤال 1005.دوشيزهاى براى جوانى در نظر گرفته، و جهت حفظ جهات شرعى عقدشان خوانده مىشود، و آنها گاه از پشت آميزش مىكردند. متأسّفانه پس از
مدّتى از هم جدا مىشوند، دختر بر اثر جهل به مسأله، بدون رعايت عدّه به عقد دائم شخص ديگرى در مىآيد، حال پس از چند سال زندگى و با داشتن چند فرزند، مسأله را فهميده است، حكم شرعى او چيست؟
جواب:احتياط واجب آن است كه در فرض مسأله، بعد از عدّه مجدّداً صيغه عقد بخوانند، و حرام ابدى نيست.
سؤال 1006.دو سال است اسلام را پذيرفته، و شش ماه است كه از شوهر زردشتىام جدا شدهام، عدّه اينجانبه چگونه خواهد بود؟
جواب:چنانچه مدّت دو سال است اسلام را پذيرفتهايد از همان زمان قبول اسلام، عدّه شما شروع شده است. و اگر شوهر شما از اين امر باخبر بوده، و در مدّت عدّه شما اسلام نياورده، عدّه شما پايان يافته و از آن شوهر جدا شدهايد.
و نيازى هم به طلاق نيست.
3
عدّه عقد موقّت
سؤال 1007.عده ازدواج موقت چقدر است؟
جواب:عدّه ازدواج موقّت بعد از تمام شدن مدّت، در صورتى كه عادت ماهانه مىبيند، به مقدار دوحيض كامل است و اگر عادت نمىبيند چهلوپنجروز تمام است.
سؤال 1008.زن مطلّقهاى پس از انقضاء عدّه متعه مىشود، و پس از چندى با وساطت بزرگان فاميل قرار مىشود با شوهر اوّل ازدواج كند، جريان را به همسر دوم مىگويد، او بقيه مدّت عقد موقّت را مىبخشد، سپس زن را به عقد دائم خويش در مىآورد، و قبل از دخول او را طلاق مىدهد، و زن با اين استدلال كه طلاقِ قبل از دخول عدّه ندارد، بلافاصله به عقد شوهر اوّل در مىآيد. آيا اين كار صحيح است؟
جواب:عدّه عقد سابق با اين امور از بين نمىرود، و تا عدّه پايان نيابد ازدواج مجدّد او صحيح نمىباشد، و نمىتواند بدون عدّه به عقد كسى در آيد.