گفته است: «اگر زن ديگرى بگيرى، يا به شهر ديگرى بروى خود من، كه پدر دختر مىباشم، دخترم را طلاق مىدهم، يا ابراى مدّت مىكنم، تو مرا وكيل كن» نامزد، پدر دختر را وكيل مىكند و سپس عقد جارى مىشود، ولى در ضمن عقد او را دوباره وكيل نكرده، و سپس عروسى مىكنند، تقريباً يك سال پس از عروسى، پدر به خاطر تخلّف شوهر، دخترش را ابراى مدّت مى كند يا طلاق مىدهد، شوهر ادّعا مىكند: «من او را وكيل كرده بودم، ولى بعداً او را عزل نمودهام» در اين صورت آيا اين طلاق يا ابراى مدّت صحيح است؟
جواب:وكالت به قوّت خود باقى است و اگر مرد از شرايط تخلّف كند پدر زوجه مىتواند طلاق دهد.
سؤال 1051.اگر زنى در ضمن عقد با شوهر شرط كند كه اگر مرد قصد طلاق او را داشت بايد مبلغى به زن بپردازد، آيا عمل به اين شرط لازم است؟ آيا طلاق متوقّف بر پرداختن اين مبلغ است؟
جواب:اين شرط اشكالى ندارد و عمل به آن واجب است.
سؤال 1052.اگر مرتد از طلاق دادن زوجه امتناع كند، حاكم شرع مىتواند او را طلاق دهد؟
جواب:احتياج به طلاق نيست، بعد از ارتداد از هم جدا مىشوند.
سؤال 1053.اگر مردى شك داشته باشد كه فلان خانم همسر اوست يا نه لطفاً بفرماييد:
الف) آيا مىتواند بطور قطعى و جزمى او را طلاق دهد و اگر صحيح نيست براى فرار از اين شك چگونه احتياط كند؟
ب) بر فرض عدم جواز طلاق قطعى در سؤال قبل، آيا اين مسأله را مىتوان به كسى كه شك در زوجيت زنى دارد بعد از آن كه عقد بر آن زن تمام شده است ولى زن ادّعاهايى مىكند كه باعث شك زوج در همسرى او شده است و با همين
شك او را طلاق قطعى داده است و به شك خود اعتنايى نكرده است، مقايسه كرد.
لازم به ذكر است كه آنچه باعث اين سؤال شد كلام شيخ انصارى رحمه الله در مكاسب است كه مىفرمايد: «اگر در امور مقوّمه شك شود امر مشكل مىشود».
و سپس از شهيد اوّل نقل كرده كه ظاهراً ايشان جزم به بطلان چنين طلاقى پيدا كرده است، نظر حضرتعالى چيست؟
جواب:اين طلاق اگر به صورت قطعى و عَنْ جَزْمٍ انجام شده است صحيح است و اگر در زوجيت شك دارد طلاق را به قصد احتياط جارى كند؛ و امّا كلام علّامه انصارى رحمه الله و بعضى ديگر از فقهاى عظام براى اثبات بطلان اين طلاق كافى نيست.
سؤال 1054.زوج شيعه جعفرى، و زوجه سُنّى شافعى است. زوج مدّعى است كه مطابق مذهب شافعى زوجه را سه طلاقه كرده، ولى زوجه منكر آن است. لطفاً بفرماييد:
الف) در فرض اثبات، آيا طلاق مورد ادّعا صحيح است؟ به عبارت ديگر، آيا زوج شيعه مذهب مىتواند زوجه خود را بر طبق مذهب شافعى سه طلاقه كند، يا رعايت شرايط طلاق از نظر فقه شيعه براى زوج شيعه مذهب در هر حال الزامى است؟
جواب:زوج شيعه موظّف است طبق مذهب خود همسرش را طلاق دهد.
ب) آيا آثار طلاق ياد شده را مىتوان بر اساس قاعده الزام نسبت به زوجه مترتّب ساخت؟
جواب:آرى زوجه مىتواند آثار طلاق مزبور را نسبت به خودش جارى سازد.
ج) آيا مجراى قاعده الزام تنها در فرضى است كه زوج سنّى مذهب باشد، يا
در فرض شيعه بودن زوج و سنّى بودن زوجه نيز قاعده الزام جارى مىشود؟
جواب:قاعده الزام در هر دو صورت جارى مىشود؛ هر چند رعايت احتياط خوب است.
د) به طور كلّى در موارد ادّعاى وقوع طلاق، قول زوج مقدّم است، يا زوجه؟
اثبات آن بر عهده كيست؟
جواب:هر كدام ادّعاى طلاق كنند، بايد طبق موازين شرع ثابت نمايند.
سؤال 1055.مرد و زنى در اثر اختلاف، كارشان به طلاق منتهى شده است. زن در ازاى طلاق، مهريهاش را بخشيده، و جهيزيه خود را برده، و صيغه شرعى طلاق جارى شده است. حال دو سؤال پيش آمده، مستدعى است پاسخ فرماييد:
الف) در طول مدّت 9 سال زندگى مشترك، كادوهايى از خانوادههاى طرفين به اين زن و شوهر داده شده است. حال كه اين دو نفر از هم جدا شدهاند، اين كادوها، كه بعضى توسّط بستگان مرد، و بعضى توسّط اقوام زن داده شده، شرعاً به كدام يك تعلّق دارد؟
جواب:كادوهايى كه زنانه است به زن تعلّق دارد، و آنها كه مردانه است به مرد. و اگر به درد هر دو مىخورد چنانچه از خانواده و دوستان مرد آوردهاند به مرد تعلّق دارد، و اگر از خانواده و دوستان زن آوردهاند به زن تعلّق دارد.
ب) در طول اين مدّت اين زن و شوهر نيز كادوهايى به اقوام همديگر دادهاند (البتّه پول اين كادوها را مرد پرداخت نموده است.) تكليف اين كادوها چيست؟
آيا زن بايد اين كادوها را از فاميل خود گرفته، و تحويل مرد دهد؟ يا چون اين كادوها در آن زمان داده شده، متعلّق به گيرنده آن مىباشد؟
جواب:در صورتى كه كادوها موجود باشد مرد مىتواند باز پس بگيرد، (به شرط اين كه با مرد خويشاوند نباشد؛) ولى اين كار مكروه و ناپسند است.
سؤال 1056.اگر زوج، زوجه را تهديد به استفاده از حقّ طلاق كند، مثلًا به
زوجهاش بگويد: «يا منزل شخصىات را ملك من كن، يا تو را طلاق مىدهم» و زن براى جلوگيرى از طلاق ملك را به نام شوهر بزند، آيا اكراه صدق مىكند؟
حكم اين انتقال چيست؟
جواب:آرى عرفاً مصداق اكراه است.
سؤال 1057.با توجّه به اطلاق مادّه 1133 قانون مدنى كه مىگويد: «مرد هر وقت بخواهد، مىتواند همسر خود را طلاق دهد.» بعضى از محاكم همان طور كه طلاق بىدليل زوجه را رد مىكنند، در مورد در خواست زوج نيز همين حكم را صادر مىنمايند. آيا اين مطلب با اختيارات مطلق زوج طبق روايت مشهور نبوى
«الطَّلاقُ بِيدِ مَنْ اخَذَ بِالسّاقِ»[1]
منافات ندارد؟
جواب:مطابق عنوان اوّلى اختيار طلاق به دست زوج است؛ هر زمان كه بخواهد. ولى با توجّه به عناوين ثانويه، كه برگرفته از شرايط خاصّ اجتماعى امروز است، حاكم شرع مىتواند اجازه طلاق مرد را به مواردى موكول كند كه عذر موجّهى داشته باشد.
سؤال 1058.اگر مردى زنى را فريب دهد كه از شوهرش طلاق بگيرد و همسر او شود طلاق و عقد آن زن صحيح است؟
جواب:صحيح است، ولى هر دو معصيت بزرگى انجام دادهاند.
[1]. سنن ابن ماجه، ج 1، ص 672، ح 2081؛ المعجم الكبير للطبرانى، ج 11، ص 300، ح 1800؛ الدارقطنى، ج 4، ص 24، ح 3947؛ سنن بيهقى، ج 7، ص 360؛ كنزالعمال، ج 9، ص 640، ح 27770
بخش بيست و پنجم:
ارث زن و شوهر
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
1
ارث شوهر
سؤال 1059.هرگاه زن دائمىاز دنيا برود چه مقدار ارث به شوهر او مىرسد؟
جواب:اگر فرزندى نداشته باشد نصف تمام مال او به شوهر مىرسد و بقيه را ورثه ديگر مىبرند و اگر از آن شوهر يا از شوهر ديگرى فرزندى داشته باشد يك چهارم تمام مال او به شوهرش مىرسد و بقيه به وارثان ديگر.
سؤال 1060.هرگاه زن در حال بيمارى، شوهر كند و با همان بيمارى از دنيا برود شوهرش از او ارث مىبرد؟
جواب:ارث مىبرد، خواه نزديكى كرده باشد يا نه.
سؤال 1061.هرگاه زن را به ترتيبى كه در احكام طلاق گفته شد، طلاق رجعى دهد و در بين عدّه بميرد شوهر از او ارث مىبرد؟
جواب:آرى ارث مىبرد.
سؤال 1062.اگر شوهر زن را طلاق رجعى دهد و در بين عدّه بميرد، زن از او ارث مىبرد؟
جواب:آرى ارث مىبرد.
سؤال 1063.اگر زن و شوهر طلاق بائن بگيرند و در بين عدّه يكى از آنها بميرد، طرف مقابل از او ارث مىبرد؟
جواب:خير، در عدّه طلاق بائن هرگاه يكى از آنان بميرد ديگرى از او ارث نمىبرد.
سؤال 1064.آيا مهريه زن جزء تركه اوست و اگر جزء تركه اوست آيا شوهر مىتواند به نسبت سهمالارث خود از آن، كسر و مانده مهريه را به ساير ورثه زن (زوجه خود) پرداخت نمايد؟
جواب:آرى جزء تركه اوست و مانند ساير اموال تقسيم مىشود.
سؤال 1065.هر گاه زن از دنيا برود و به غير از شوهر وارث ديگرى نداشته باشد اموال او به چه كسى مىرسد؟
جواب:اگر زوجه از دنيا برود و وارثى نداشته باشد تمام اموال او به شوهرش مىرسد.
سؤال 1066.شوهر در ضمن عقد تعهّد مىدهد كه پس از عروسى و آمدن زوجه به خانه او، چند يا چندين قلم كالا و چيز ديگرى به عنوان جهيزيه، براى همسرش خريدارى نمايد. بعد از عروسى و قبل از اين كه شوهر به تعهّد خود عمل نمايد همسرش فوت مىكند. اگر ساير ورثه اين زن از طريق دادگاه زوج را ملزم به انجام تعهّد نمايند، آيا خود شوهر نيز جزء ورّاث زنش مىباشد و از جهيزيهاى كه مىخرد، ارث مىبرد؟
جواب:سهم الارث دارد.
سؤال 1067.فردى كه نظامى بوده، بر اثر جدال و نزاع خانوادگى، با پدر زنش درگير شده است. پدر زن به طرف اسلحه داماد دست دراز كرده و قصد استفاده از اسلحه را داشته است؛ او براى اين كه پدر زنش دست از جدال و نزاع بردارد، ابتدا دو تير هوايى شليك مىكند، سپس به علّت اين كه پدرزن دور نشده، بلكه با چوبدستى به طرف او و اسلحهاش نزديك مىشود، به طرف دست پدرزنش شليك مىكند كه ناگهان همسرش به حمايت از پدرش درمىآيد و در اين ميان اشتباهاً كشته مىشود. قاتل از اين همسر، داراى پسرى دو ساله است و متوفّيه پدر و مادر هم دارد. در اين مورد سهم همسر، پسر، پدر و مادر متوفّيه را بطور