بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 17

خواهيد كرد ولى در نهان با آنان قرار وپيمانى نگذاريد، مگر آن كه به وجهى نيكو ومشروع سخن گوييد.»

11- در پى آن به مردان مجرد دستور مى‌دهد پيوند زناشويى قرار سازند واز تهيدستى نهراسند: (وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى‌ مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[1]

«بايد مردان بى زن وزنان بى شوهر وبندگان وكنيزان صالح وشايسته خود را همسر دهيد، اگر بينوا باشند خدا به كرم ولطف خود توانگرشان خواهد ساخت كه خدا رحمتش وسيع (ونامتناهى وبه احوال بندگان) آگاه است.»

12- خداوند از اين كه دختران جوان به فحشاء مجبور گردند نهى كرده است، (واين البته پس از زمانى است كه آنها را امر به ازدواج مى‌كند).

خداوند مى‌فرمايد: (...وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّناً لِتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ)[2]

«ودختران خود را اگر خواهند كه پرهيزگار باشند به خاطر طمع مال دنيوى به زنا وادار نكنيد، هر كس كه آنان را به زنا وادارد خدا براى آنان كه به اكراه بدان كار وادار گشته‌اند آمرزنده ومهربان است.»

از اين آيات شريفه، درمى‌يابيم كه مقصود قرآن ساختن خانه زناشويى است بدور از زنا، قذف، تهمت ودروغ بستن، ودژ بندى آن‌

[1]- سوره نور، آيه 32.

[2]- سوره نور، آيه 33.


صفحه 18

در پرتو عفت وپاكى چشم وبازداشتن از «تَبَرُّج»،- زينت نمايى زن در برابر نامحرمان- وحرمت لحظات استراحت وموارد استثنا از تحريم نگاه وآرايش وآشكار كردن زينت در برابر ديگران كه همان در ميان نبودن حكمت اين حرمت است، همچون آرايش نزد خويشان ونزد كسانى كه به زن نياز ندارند نظير خدمتگزاران مرد وكودكان وكسانى همچون زنان كهنسال كه اميدى به نكاح آنها نمى‌رود.

با تأمل وانديشه دقيق در آيات مذكور وتدبر در تأكيد قرآن پيرامون تزكيه وپاكى در مى‌يابيم كه حكمت بسيارى از احكام مربوط به زن حفظ جامعه از زنااست. خداوند تبارك وتعالى بارها به صراحت حكمت تشريع وقانونگذارى را در اين موارد بيان فرموده، واين احكام را در پيوند با نياز جنسى واميد ازدواج ورسيدن به سن بلوغ معرفى مى كند.

بدين ترتيب فقهاى ما از مجموع احكام شريعت، نگاه كردن توأم با لذت و ريبه را حرام دانسته حتى در موارد استثنا شده، ومقصود از (لذت) آنچه غريزه وشهوت را بر مى انگيزد و (ريبه) يعنى ترس از افتادن در عمل حرام.

وقرآن كريم بيان داشته است كه از برجسته‌ترين ويژگيهاى مؤمنان حفظ شرمگاه است. خداوند مى‌فرمايد: (وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَى‌ أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ* فَمَنِ ابْتَغَى‌ وَرَاءَ ذ لِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ)[1]

«وآنها كه دامان خود را (از آلوده شدن به بى عفتى) حفظ مى‌كنند

[1]- سوره مؤمنون، آيات 5- 7.


صفحه 19

* وتنها آميزش جنسى به همسران وكنيزان ملكى‌شان دارند كه در بهره‌گيرى از آنان ملامت نمى‌شوند* وكسانى كه غير از اين طريق را طلب كنند، تجاوزگرند.»

بدين ترتيب در مى يابيم كه حكمت احكام شريعت پيرامون رابطه مرد وزن همان پاكدامنى، عفت وحفظ جامعه از به بازى گرفتن كانون خانواده است. واللَّه العالم.


صفحه 20

2- احكام اجازه خواهى‌

قرآن كريم مى‌فرمايد: (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُم مِنْكُمْ ثَلَاثَ مَرّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحينَ تَضَعُونَ ثِيابَكُمْ مِن الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى‌ بَعْضٍ كَذ لِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَليمٌ حَكِيمٌ)[1]

«اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد! بايد مملوكهاى شما (بردگانتان) وهمچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيده‌اند در سه وقت از شما (براى ورود به خلوتگاه واطاق خوابتان) از شما اجازه بگيرند، قبل از نماز صبح، ونيم روز (ظهر) هنگامى كه لباسهاى (معمولى) خود را بيرون مى‌آوريد، وبعد از نماز عشا، (اين اوقات سه گانه) سه وقت خصوصى براى شماست، در غير اين سه وقت گناهى بر شما وبر آنان نيست (كه بدون اجازه وارد شوند) وبرگِرد يگديگر بگرديد، اين چنين خداوند آيات را براى شما تبيين مى كند وخداوند دانا وحكيم است.»

[1]- سوره نور، آيه 58.


صفحه 21

خداوند مسلمانان را چنين تربيت كرده كه به بندگان وكنيزان ملكى وكودكان نابالغ خود دستور دهند كه به هنگام ورود به خلوتگاههاى ايشان (اطاق خواب واستراحت) اجازه بگيرند. اوقات اين خلوتگاهها عبارتند از پيش از پگاه وهنگام قيلوله (بعد از ظهر) وهنگام خواب شب پس از نماز عشاء.

از اين آيه الهام مى‌گيريم كه انسان دو گونه خلوتگاه دارد كه ورود در آن از سوى ديگران بدون اجازه گرفتن جايز نيست:

نخستين آن عمومى است، كه هيچ يك از مردم اجازه ندارد به خانه كسى در آيد مگر پس از اجازه خواستن.

دوم: خاص اهل خانواده وتوابع آنان بجز زن وشوهر است. كه هر انسانى بايد در اوقات استراحت اذن ورود بطلبد ودر زمانهايى كه احتمال مى‌رود آدمى برهنه يابه معاشرت زناشويى مشغول باشد.

از اين سخن پروردگار: (ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَكُمْ)«سه وقت خلوتگاه شماست»، در مى‌يابيم كه اين حكم، همه خلوتگاهها را در برمى گيرد حتى اگر در غير اين اوقات باشد وآن به عرف هر گروهى بستگى دارد. پس اگر در ميان برخى از مردم هنگام استراحت، پس از نماز صبح باشد ونه پيش از آن- چنانكه امروزه بسيارى از خانواده‌ها چنين هستند- حكم اجازه خواهى ورخصت طلبيدن، آن وقت را نيز در بر مى‌گيرد.

ونيز از اين سخن پروردگار: (الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ)«بندگان ملكى شما». فهميده مى شود كه بنده ملكى خواه زن باشد يا مرد مى‌تواند در غير اوقات خلوتگاه براى ارائه خدمت به درون اطاقها رفت وآمد


صفحه 22

كند همانطور كه براى طفل غير بالغ جايز است.

واز اين سخن خداوند كه مى‌فرمايد:

(وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِه وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1]

«وهنگامى كه اطفال شما به سن بلوغ مى‌رسند بايد (در همه اوقات) اجازه بگيرند، همان گونه كه اشخاصى كه قبل از آنها بودند اجازه مى‌گرفتند، اين گونه خداوند آياتش را براى شما تبيين مى كند وخداوند عالم وحكيم است.»

از اين سخن خداوند چنين در مى‌يابيم كه آن كودكى بايد اجازه بگيرد كه به سن تمييز يعنى سنى كه بتواند خوب وبد را از هم تشخيص دهد رسيده باشد.

در حديثى حلبى از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه به حضرت عرض كردم: آيا مرد بايد هنگام ورود بر پدرش اجازه بگيرد؟

حضرت فرمود: آرى.. من در حالى از پدرم اجازه مى‌گرفتم كه مادرم نزد او نبود، بلكه زن پدرم در كنار او به سر مى‌برد. مادرم مرده بود در حالى كه من نوجوان بودم وشايد در خلوتگاهشان چيزى بود كه دوست نداشتم كه آنان را در آن حال بطور ناگهانى ببينم وآنها نيز اين كار را از من ناپسند مى داشتند، پس دريافتم در اين هنگام گفتن سلام (به صداى بلند) بهتر ونيكوتر است.[2]

[1]- سوره نور، آيه 59.

[2]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 157، از ابواب مقدّمات نكاح، باب 119، حديث 2.


صفحه 23

3- فقه نگاه‌

الف- احكام عمومى‌

قرآن كريم:

(قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذ لِكَ أَزْكَى‌ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ* وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا...)[1]

«به مردان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت) محفوظ دارند، اين برايشان پاكيزه‌تراست، زيرا خدا به كارهايى كه مى كنند آگاه است* وبه زنان مؤمن بگو كه چشمان خويش را (از نگاه ناروا) ببندند وشرمگاه خود را (از عمل زشت) محفوظ دارند وزينتهاى خود را جز آن مقدار كه پيداست (بر بيگانه) آشكار نكنند.»

[1]- سوره نور، آيات 30- 31.


صفحه 24

حديث شريف:

1- در صحيح فضيل آمده است كه از امام صادق عليه السلام پيرامون دو ساعد زن پرسيدم كه آيا آنها از زينت محسوب مى شوند كه در اين فرموده خداوند به آن اشاره شده است: (وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ)«زنان مؤمن زينت خود را آشكار نكنند مگر براى شوهران خود..؟»

حضرت عليه السلام فرمود: آرى.. وهر آنچه زير وپائين‌تر از مقنعه است زينت است، وهر آنچه جز مچ دست است كه دستبند بر آن مى بندند زينت است.[1]

2- در موثق زراره از ابو عبد اللَّه عليه السلام پيرامون اين سخن خداوند:

(إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا)جز آن مقدار «از زينت كه ظاهر است». آمده است كه فرموده: (مقصود از زينت ظاهر سرمه وانگشترى است).[2]

3- نيز حضرت عليه السلام مى فرمايد: (نگاه اول از تو، ونگاه دوم به زيان تو، ونگاه سوم نابودى تو در آن است).[3]

تفصيل احكام:

1- جايز نيست مردى در غير ضرورت به زنى بيگانه نگاه كند مگر در حد متعارف (صورت ودست) مشروط به اينكه توأم بالذت وريبه (يعنى ترس از افتادن در عمل حرام) نباشد.

[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 145، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 109، حديث 1.

[2]- همان، حديث 3.

[3]- همان، ص 139، ابواب مقدّمات نكاح وآداب آن، باب 104، حديث 8.