بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 240

5- شرع حرام كرده است كه زن وشوهر از ترس حامله شدن يا از ترس بر كودك شير خوار، با جلوگيرى از همبستر شدن به يكديگر زيان وارد آورند. اين نكته در قرآن آمده وسنت هم آن را تفسير كرده است، در روايتى آمده است كه ابو الصباح كنانى پيرامون اين آيه شريفه (لَا تُضَارَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلَا مَوْلُودٌ لَهُ بِوَلَدِهِ)از امام صادق عليه السلام پرسش مى‌كند، وحضرت عليه السلام مى‌فرمايد: «چنين بوده است كه زن شيرده مرد خود را از خويش مى‌رانده ومى گفته: به تو اجازه نمى‌دهم با من همبستر شوى. ترسم كه حامله شوم وفرزند شير خوار خود را بكشم.

و نيز چنين بوده كه زنى مرد خود را به آميزش فرا مى‌خوانده ومرد مى‌گفته؛ من مى‌ترسم با تو همبستر شوم وتو باردار شوى ومن فرزند خود را بكشم، ولذا زن خود را كنار مى‌زده وبا او همبستر نمى‌شده، خداوند نهى كرده از اين كه مردى به زن يا زنى به مرد زيان وارد كند.»[1]

6- يكى از احكام شيردهى. كراهت دايه گرفتن زن زناكار ودختر حرامزاده اوست. از امام كاظم عليه السلام رسيده است كه برادرش على بن جعفر درباره زنى سؤال كرد كه از زنا فرزندى را زائيده است، آيا صلاحيت دايه شدن را دارد؟

حضرت عليه السلام فرمود: «نه خود او شايستگى دايه شدن را دارد ونه دخترش كه از زنا زاده شده است.»[2]

ونيز بر حسب روايت رسيده از امام صادق عليه السلام زن مجوسى نيز

[1]- همان، ص 180، باب 72، حديث 1.

[2]- همان، ص 184، باب 75، حديث 1.


صفحه 241

صلاحيت دايه شدن را ندارد: «نوزاد را نبايد زن مجوسى شير دهد، ولى شيردادن توسط زن يهودى يا مسيحى اشكال ندارد، واينها نبايد ميگسارى كنند واز آن باز داشته مى‌شوند.»[1]

زن ناصبى نيز نبايد به عنوان دايه شير دهد.[2]

7- اسلام توصيه مى‌كند دايه را بر حسب موازين شرعى وعقلى گزينش كنند. امير المؤمنين على عليه السلام مى‌فرمايد: «بنگريد چه كسى به فرزندان شما شير مى‌دهد، زيرا فرزند بر شير او جان مى‌گيرد وجوان مى‌شود»[3]از اين رو كراهت دارد زن نادان واحمق يا زنى كه ضعف چشم دارد كودك را شير دهد زيرا توسط شير (بيماريهاى روانى وجسمى) سرايت مى‌كند.[4]

8- اسلام توصيه مى‌كند كه زنى زيبا به فرزند شير دهد نه زن زشت وقبيح رو. در حديثى از امام باقر عليه السلام رسيده است كه: «از بين دايه‌ها زنى را بر گزينيد كه زيبا رو باشد، زيرا كه شير عامل سرايت است.»[5]

و- آداب وسنن اسلام در تربيت كودكان‌

1- اسلام، خير وخوبى نسبت به فرزندان را توصيه مى‌كند ودستور مى‌دهد آنها را دوست بدارند وبه وعده‌هايى كه به آنها مى‌دهند وفا كنند. در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله رسيده است: «كودكان را

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 185، باب 76، حديث 1.

[2]- همان، ص 187، باب 77، حديث 1.

[3]- همان، ص 187، باب 78، حديث 1.

[4]- همان، ص 188، باب 78، حديث 2.

[5]- همان، ص 189، باب 79، حديث 2.


صفحه 242

دوست بداريد وبر آنها رحم گيريد، وهرگاه چيزى به آنها وعده كرديد به وعده خود وفا كنيد، كه آنها گمان مى‌كنند شما روزى آنها را مى‌دهيد.»[1]

ودر حديثى از امام صادق عليه السلام پيرامون پاداش كسى كه فرزندان خود را دوست دارد آمده است: «خداوند بر بنده خود به سبب محبت فراوان او نسبت به فرزندش رحم مى‌گيرد.»[2]

2- از رحمت نسبت به كودكان است بوسيدن آنها كه پيامبر آن را تشويق كرده است واين هنگامى بود كه مردى نزد حضرت آمد وعرض كرد: من هرگز فرزندم را نبوسيده‌ام، وچون رفت پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين مرد نزد من از اهالى دوزخ است.»[3]ودر حديث ديگرى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل شده است: «هر كه فرزند خود را ببوسد خداوند حسنه‌اى براى او بنويسد.»[4]

چنين است برابرى ميان كودكان وعدم تمايز ميان آنها، پيامبر صلى الله عليه و آله مردى را ديد كه يكى از دو پسرش را مى‌بوسد وديگرى را رها مى‌كند، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «آيا ميان آن دو برابرى بر قرار نمى‌كنى.»[5]

3- از دوستى به كودكان است اداى حقوق آنها كه شرع آنها را به تفصيل بيان كرده است. مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد وعرض كرد:

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 201، باب 88، حديث 3.

[2]- همان، ص 201، باب 88، حديث 4.

[3]- همان، ص 202، باب 89، حديث 1.

[4]- همان، ص 202، باب 89، حديث 2.

[5]- همان، ص 204، باب 91، حديث 3.


صفحه 243

يا رسول اللَّه حق فرزند من بر من چيست؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «نام نيك بر او نهى، وخوب تربيتش كنى، واو را در جايگاه (اجتماعى) پسنديده‌اى قرار دهى.»[1]

پيامبر در اين باره الگوى مسلمانان است، در روايت آمده است كه حضرت صلى الله عليه و آله نماز ظهر را با مردم گزارد ودو ركعت پايانى را سبك برگزار كرد، چون پيامبر فارغ شد مردم گفتند: آيا در نماز چيزى پيش آمد؟ فرمود: (چه چيزى؟) گفتند دو ركعت پايانى نماز را سبك برگزار كردى، پيامبر فرمود: «آيا گريه كودك را نشنيديد؟»[2]

4- نيكى پدر به پسر در آينده به صورت نيكى پسر به پدر بازتاب مى‌يابد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «خداوند بر كسى رحم كند كه فرزندش را در نيكى رساندن به او يارى رساند، گفتند: چگونه فرزند را در نيكى رساندن به خودش يارى رساند؟ فرمود: آنچه را براى او مقدور است از او مى‌پذيرد، واز آنچه براى او مقدور نيست در مى‌گذرد، واو را خسته نمى‌كند، واو را در شرمندگى نيافكند».[3]

5- اسلام براى تربيت، سه مرحله مقرر كرده است وهر مرحله هفت سال است. امام صادق عليه السلام مى‌فرمايد: «بچه هفت سال بازى مى‌كند، وهفت سال سواد وقرآن مى‌آموزد، وهفت سال حلال وحرام را مى‌آموزد.»[4]

ونيز مى‌فرمايد: «بگذار فرزندت به شش سالگى برسد وسپس‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 198، باب 86، حديث 1.

[2]- همان، ص 198، باب 86، حديث 3.

[3]- همان، ص 199، باب 86، حديث 8.

[4]- همان، ص 194، باب 83، حديث 1.


صفحه 244

هفت سال او را نزد خود نگهدار وچنان كه مى‌خواهى او را ادب كن، اگر پذيرفت وشايستگى يافت چه بهتر، والا او را رها كن.»[1]

پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «هر كه فرزندش را ببوسد خداوند براى او يك حسنه مى‌نويسد، وهر كه او را شاد كند خداوند در قيامت شادش كند، وهركه به فرزند خود قرآن آموزد پدر ومادرش فرا خوانده مى‌شوند ودو حلّه بر آن دو پوشانده مى‌شود كه نور آن دو، چهره بهشتيان را روشن مى‌گرداند.»[2]

ونيز پيامبر صلى الله عليه و آله مى‌فرمايد: «كودك، هفت سال ارباب است وهفت سال بنده وهفت سال وزير، اگر در بيست ويك سالگى در اخلاق و رفتار رضايت بخش بود چه بهتر، والّا رها مى‌شود وتو نزد خداوند معذورى.»[3]

6- اسلام بر والدين ضرورى‌دانسته تا علم‌دين (فرهنگ وشريعت) را به كودكان خود بياموزند. امير المؤمنين در وصيتى براى امام حسن- كه بهترين الگوى تربيت شايسته است- مى‌فرمايد: «من به عللى در وصيت به تو پيشدستى كردم، اگر اجل به من مهلت نداد (تا اين كه مى‌گويد) و ترسم هوى وهوس وفتنه‌هاى دنيا پيش از من به تو رسد، و تو سخت و سركش شوى، قلب نوجوان همچون زمين خالى است، آنچه در آن افكنده شود مى‌پذيرد، ولذا پيش از آن كه قلبت سخت گردد وانديشه‌ات مشغول شود، به ادب كردن تو اقدام كردم.»[4]

[1]- وسائل الشيعه، ج 15، ص 193، باب 82، حديث 2.

[2]- همان، ص 194، باب 83، حديث 3.

[3]- همان، ص 195، باب 83، حديث 7.

[4]- همان، ص 197، باب 84، حديث 6.


صفحه 245

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 246

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 247

بخش پنجم: سنن وآداب ازدواج‌

1- آغاز زندگى زناشويى‌

در حديثى منقول از زرارة بن اعين به نقل از امام صادق عليه السلام آمده است كه حضرت عليه السلام آغاز آفرينش وچگونگى خلق حواء را براى آدم عليهما السلام وايجاد مودت ورحمت ميان آن دو را تشريح مى‌كند، در ضمن اين حديث آمده است:

آدم گفت: پروردگارا اين‌آفريده نيكو چيست‌كه نزديكى ونگريستن به او موجب آرامش وأنس من است؟ خداوند فرمود: اين كنيز من حوّاست، آيا دوست دارى با تو باشد وتو را مأنوس گرداند، وباتو هم سخن شود، وپيرو امر تو باشد؟ آدم عرض كرد: آرى بار خدايا، وبدين سان- تا من زنده هستم- تو را حمد وسپاس مى‌گذرام. خداوند فرمود: او را از من خواستگارى كن كه كنيز من است، واو نيز شايستگى همسرى تو را دارد، وخداوند در دل حضرت آدم شهوت افكند وپيش از آن آگاهيهاى لازم را نسبت به همه چيز به آدم داد. پس آدم گفت: بار خدايا من او را از تو خواستگارى مى‌كنم، خشنودى تو در چيست؟ خداوند عز وجل فرمود: خشنودى من در اين است كه نشانه‌ها واحكام دينم را به او بياموزى.»[1]

[1]- وسائل‌الشيعه، ج 14، ص 2، ابواب مقدمات النكاح وآدابه، باب 1، حديث 1.