يك جوان داراى حجم قابل توجهى از انگيزههاى جنسى است كه پيوسته بر او فشار مى آورند تا آنها را اشباع كند، اين انگيزههاى فعال- اگر بر آورده نشوند- در زندگى انسان نقش ويرانگر ايفا مىكنند ونيروها وتوانائيهاى بشر را مىفرسايند واو را به تباهى وعقدههاى جنسى مهلك مىكشاند، ولى ازدواج مانع از آن مىشود كه جوان در پليدى فرو رود، واو را وا مى دارد كه انرژى خود را در زمينههاى مطلوب به كار بندد.
علاوه بر آن كه ازدواج نياز جنسى فرد را فرو مى نشاند، نياز روانى او را نيز كه قرآن بدان اشاره دارد بر مى آورد:
(وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُم مِنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجاً لِّتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُم مَوَدَّةً وَرَحْمَةً)[1]
«واز آيات الهى آن است كه از جنس خودتان جفتى آفريد تا در كنار او آرامش يابيد وميانتان دوستى ومحبت قرار داد.»
انسان در پرتو ازدواج نياز عاطفى وروانى خود را از راه محبت ودوستى والفت به همسر خود تأمين مىكند.
واين بيان قرآنى داراى عمق بلاغت وزيبائى است كه همسر بخشى جدا از «خود» است كه اين «خود» جز بدو كمال نمىيابد وپيوستگى با آن در پرتو دوستى صورت مىپذيرد؛ عاطفهاى برخاسته از نياز مادى ودر پرتو رحمت ومهربانى عاطفهاى جان گرفته از نياز معنوى وروانى. در پرتو اين دوستى ومهربانى است كه ساختار بنيان خانواده كه جايگاه آرامش والفت است فراهم مىآيد، بويژه اگر
[1]- سوره روم، آيه 21.
حاصل اين ازدواج فرزندان صالح وبابركتى باشد كه خانه را از گرمى وشادى بپا كند وموجب شود كه هر يك از زن ومرد در برابر موجوديت خانواده، كه در ساختار آن وبالا بردن بناى آن شريك بودهاند، احساس مسؤوليت مشترك كنند.
اينك بيائيد تا در كنار هم بر سر خوان روايات شريفه بنشينيم ومعارف مهمى را پيرامون حكمت ازدواج از آن بر گيريم:
1- از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل شده است كه فرمود: «هيچ چيز نزد خدا محبوبتر از آن نيست كه در عرصه اسلام خانهاى به ازدواج آباد گردد.»[1]
2- ونيز از پيامبر اسلام روايت شده است كه: «كسى كه مىخواهد در حالى خدا را ديدار كند كه پاك وپاكيزه است همسر برگزيند.»[2]
3- وايضاً از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است: «دو ركعت نماز يك متأهل برتر است از مجردى كه شب را به عبادت گذرانده وروز را به روزه.»[3]
نكوهش پديده بى همسرى
روايات انسان عزبى را كه مىتواند ازدواج كند واز آن سر بر مىتابد سرزنش كرده است وآن را از عوامل مساعد ناقص بودن دين انسان وسستى ايمان او شمردهاند، به سبب اينكه در همه سطوح
[1]- وسائل الشيعه، ج 14، ص 5، باب 1، حديث 10.
[2]- همان، ص 6، حديث 15.
[3]- همان، ص 7، باب 2، حديث 2.
خطرات وآثارى منفى در پى دارد.
از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نقل است كه فرمود:
«بيشتر اهل دوزخ عزبها هستند.»[1]
«پستترين مردگان شما عزبها هستند.»[2]
آرى، اقتضاى بى زنى وعزب بودن گسستن ومحو نسل انسان وياد اوست وتوشه او را از دنيا بر مىچيند. آيا هر انسانى نيازمند فرزندان صالحى نيست كه پس از مرگ او ونوميديش از زندگى، با انجام كارهاى نيكو وطلب رحمت ومغفرت به آن توشه رسانند؟
[1]- همان، ص 8، باب 2، حديث 7.
[2]- همان، ص 7، حديث 3.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش دوم: آنهايى كه ازدواج با ايشان حرام است
1- آنهايى كه با اختلاف دين بر انسان حرام مىشوند
قرآن كريم:
(وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكٍ وَلَوْ أَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ)[1]
«با زنان مشرك ازدواج نكنيد، مگر آنكه ايمان آورند وهمانا كنيزكى با ايمان بهتر از زن آزاد مشرك است، هرچند از حسن او بشگفت آئيد وزن به مشركان ندهيد، مگر آنكه ايمان آورند، وهمانا بنده مؤمن بسى بهتر از آزاد مشرك است، هرچند از مال وجمالش بشگفت آئيد، مشركان شما را به آتش جهنم خوانند (از راه جهل وضلالت) وخداوند به بهشت ومغفرت خود خواند (از راه لطف وعنايت) وخداوند براى مردم آيات خويش بيان فرمايد، باشد كه هشيار ومتذكر گردند.»
2- (يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ
[1]- سوره بقره، آيه 221.
بِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَاهُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ)[1]
«اى كسانى كه ايمان آوردهايد، زنا نيكه به عنوان اسلام وايمان (ازديار خود) هجرت كرده وبه سوى شما آمدهاند خدا به ايمانشان داناتر است، شما از آنها تحقيق كرده وامتحانشان كنيد، اگر با ايمانشان شناختيد آنها را ديگر به شوهران كافرشان برنگردانيد، كه هرگز اين زنان مؤمن بر آن كفار وآن شوهران كافر بر اين زنان حلال نيستند، ولى مهر ونفقهاى كه شوهران هزينه آن زنان كردهاند به آنها بپردازيد وباكى نيست كه شما با آنان ازدواج كنيد در صورتيكه اجر ومهرشان را بدهيد وهرگز متوسل به حفاظت زنان كافر نشويد، وشما (اگر زنانتان از اسلام به كفر بازگشتند) از كفار مهر ونفقه مطالبه كنيد، آنها هم مهر ونفقه طلبند، اين حكم خدا است ميان شما بندگان وخدا (به حقايق امور) دانا و (به مصالح خلق) آگاه است.»
3- (الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوْتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوْتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ)[2]
«امروز آنچه پاكيزه است براى شما حلال شده وغذاهاى اهل كتاب
[1]- سوره ممتحنه، آيه 10.
[2]- سوره مائده، آيه 5.
براى شما حلال وغذاهاى شما براى آنها حلال است وزنان پاكدامن از مسلمانان واهل كتاب براى شما حلال هستند ومى توانيد با آنها ازدواج كنيد به شرط اين كه مهر آنها را بپردازيد وازدواج از طريق مشروع باشد نه به صورت زنا ونه به صورت دوست پنهانى انتخاب كردن، وهر كس كه نسبت به آنچه بايد به آن ايمان بياورد كفر بورزد؛ اعمال او بر باد مى رود ودر آخرت در زمره زيانكاران خواهد بود.»
اين آيات كريمه حرمت ازدواج بين مؤمنان ومشركان را بيان مى كند، پس يك مرد مؤمن نبايد با زن مشرك ازدواج كند، چنانكه يك مشرك حق ندارد با زن مؤمنى پيوند زناشويى بر قرار سازد وهرگاه زنى از سرزمين كفر به سرزمين اسلام هجرت كرد نكاح او فسخ مى شود، ولى جايز است مرد مؤمن زن ذمى را از اهل كتاب به عقد در آورد البته مشروط بر آن كه آن زن عفيفه باشد.
وجايز نيست زنان كافر را به عنوان همسر نگهداشت، شايد به دلالت سياق مقصود زنان مشرك باشد، يا آيه پس از نزول آيه ديگرى در سوره مائده نسخ شده باشد، زيرا اين سوره آخرين بخشى از قرآن است كه نازل شده است وبر حسب احاديث رسيده ساير سور قرآنى را مىتواند نسخ كند.
حديث شريف:
1- حفص بن غياث روايت كرده، مىگويد: يكى از برادران به من نامهاى نوشت واز من خواست كه از امام صادق عليه السلام مسائلى را پرسش كنم ومن از حضرت پرسيدم كه آيا اسير مىتواند در دار الحرب (يعنى در كشور كافر محارب) ازدواج كند؟