وارد مىشود و تا فرارسيدن هلال ماه شوّال در آنجا مىماند، فطرهاش بر مهماندار يعنى صاحب خانه واجب است به شرطى كه در عرف صدق كند كه او جزء افراد نان خور صاحب خانه است مثل اينكه او براى مدّت كافى قبلاز شب عيد يا بعداز آن بماند و بنابر احتياط مستحبّ فطره هر مهمانى را كه مطلقاً در شب عيد نزد اوست پرداخت كند امّا فطره مهمانى كه بعداز غروب شب عيد واردمى شود هر چند قبلاز آن دعوت شده باشد، بر صاحب خانه واجب نمىشود.
19- زنى كه شوهرش مخارج او را نمىدهد، اگر كسى ديگر مخارج او را مىدهد، فطره زن هم بر او واجب است و اگر هيچ كسى مخارج او را نمىدهد، چنانچه غنى باشد فطره بر خود او واجب است.
20- فطره جنين واجب نيست مگر اينكه قبلاز غروب شب عيد متولّد شود امّا فطره شيرخوار بر عهده پدر اوست اگر خرج زن شير دهنده (مادرش باشد ياغير او)
را مىدهد امّا اگر خرج زن شيردهنده را كسى ديگر مىدهد فطره شيرخوار هم بر عهده آن كس است امّا اگر خرج زن شيردهنده از اموال خود شيرخوار داده مىشود، فطره از او ساقط است.
21- زنى كه طلاق رجعى داده شده اگر همچنان نانخور شوهر است، فطره او نيز بر عهده شوهر است و گرنه بر عهده او نيست.
22- اگر شخص عيالوار خود، فقير باشد امّا فرد تحت تكفّل او بىنياز، بنابر اقوى زكات فطره بر عهده خود شخص تحت تكفّل
است.
23- شرط وجوب زكات فطره اين نيست كه مخارج افراد تحت تكفّل از مال حلال باشد بلكه اگر از راه حرام مثل مال غصبى، مصرف آنها را بدهد بازهم فطره بر او واجب است.
24- كسى كه فطره او بر ديگرى واجب شده است (مانند همسر واولاد و مهمان) بنابر احتياط واجب در صورتيكه آن ديگرى از باب معصيت يا از روى فراموشى فطره آنان را پرداخت نكند، بايد خودشان فطره خود را بدهند.
25- كسى كه فطره ديگرى بر او واجب است (مثل صاحب خانه نسبت به مهمان و سرپرست خانواده نسبت به اعضاى خانواده) اگر آن ديگرى از طرف خود فطرهاش را بدهد، بنابر احتياط از كسى كه فطره براو واجب شده ساقط نمىشود مگر اينكه آن ديگرى داوطلبانه و به قصد نيابت از كسى كه فطره بر او واجب شده و- احتياطاً- با اجازه او فطره را داده باشد كه دراين صورت فطره ساقط مىشود.
فطره اجير:
26- كسى كه شخصى را براى كار در نزد خود اجير مىكند و در ضمن قرارداد كليه مخارج او را نيز به عهده مىگيرد، فطرهاش نيز بر او واجب مىشود امّا اگر با او شرط كند كه اجرت معيّنى به او بدهد و او هزينههاى خود را از آن اجرت تأمين كند، فطره او بر صاحب كار نيست. معيار كلّى در مسأله اين است كه در عرف صدق كند كه اجير، نانخور و تحت تكفّل صاحب كار شده است.
موارد مصرف فطره:
27- فطره را مىتوان در همان هشت مورد مصرف زكات مال، مصرف كرد ولى احوط ايناست كه بهمصرف كردن آن براى فقرا ومساكين مؤمنيناكتفا شود. چنانكه هزينه كردنآن براى كودكان فقير مؤمنين يا تمليك آن به آنها نيز جايز مىباشد.
28- در فقيرى كه فطره به او داده مىشود، عدالت شرط نيست ولى احوط اين است كه به شرابخوار و متجاهر به معصيت داده نشود. همچنين جايز نيست به كسى داده شود كه آن را در معصيت مصرف مىكند.
29- فطره غير هاشمى به هاشمى داده نمىشود امّا فطره هاشمى براى هاشمى و غير هاشمى جايز است.
30- بنابر احوط نبايد به يك فقير كمتر از يك صاع (سه كيلوگرام)
داده شود امّا بيشتر از آن جايز است.
31- اگر شخصى ادّعا كند كه فقير است، زكات فطره به او داده نمىشود مگر اينكه زكات دهنده علم داشته باشد كه او قبلًا فقير بوده يا به راستى او از ظاهر حالش گمان حاصل شود يا كسى كه به سخن او اطمينان مىشود به فقير بودن او شهادت بدهد.
آداب فطره:
32- براى فقير نيز مستحبّ است كه فطره خود را بدهد و اگر خانوادهدارد ومىخواهد فطرهازآنان هم پرداخت كند ولى بيش از يك
صاع ندارد، مىتواند اوّل آن يك صاع را به نيّت فطره از طرف خود به يكى از افراد خانواده بدهد و او هم به نيّت فطره از طرف خود به سوّمى بدهد و هكذا تا اينكه آخرين فرد آن را به فقير خارج از خانواده بدهد.
33- در دادن فطره مستحبّ است فقراى خويشاوندان، سپس فقراى همسايه، سپس فقراى اهل علم و فضيلت را ترجيح دهد، و اگر مرجّحات و امتيازات ديگرى هم باشد، مستحبّ است صاحبان امتياز را بر ديگران مقدّم بدارد.
34- مستحب است فطره طفلى كه بين غروب شب عيد تا پيش از ظهر روز عيد به دنيا آمده داده شود.
35- همچنين اگر بين غروب شب عيد تا قبلاز زوال روز عيد كودك به بلوغ برسد يا ديوانه هوشيار شود يا كافر مسلمان گردد، مستحبّ است فطره بدهد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
بخش سوّم- انفاق و صدقات
انفاق و صدقات در قرآن كريم
انفاق در راه خدا، نتيجه مستقيم ايمان به خدا و نشانه يقين ژرف به اوست و يقين به اينكه تنها او بخشنده زندگى، ثروت، مالكيّت و هدايت است.
از ويژهگيهاى يك شخصيّت مسلمان، بخشندگى و دهندگى اوست و اين بذل و بخشش براى كسب شهرت و ريا و به منظور نشان دادن به مردم نيست بلكه در راه خدا و براساس روشى است كه خداوند براى او ترسيم نموده است.
قرآن مجيد در بسيارى از سورههاى خود، از انفاق و صدقه دادن سخن گفته است كه خود از اهمّيت موضوع و نقش اساسى آن در برپا داشتن زندگى اجتماعى انسان، حكايت مىكند. درآيات كريمه 261 تا 274 سورهبقرهبهجوانب گوناگون مخصوصاً ابعاد روانى انفاق پرداخته شده وبه عنوان جلوهاى از جلوههاى ايمان به خدا و روز قيامت بيان شده است. اين آيات را باهم مرور و مورد تدبّر قرار مىدهيم: