بخش اوّل- زكات مال
وجوب زكات
قرآن كريم:
1-(خُذْ مِن أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ)[1].
«از اموال آنان صدقهاى (به عنوان زكات) بگير تا به وسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى و (به هنگام گرفتن زكات) به آنها دعا كن كه دعاى تو مايه آرامش آنهاست و خداوند شنوا و دانا است.»
2-(وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنفُسِكُم مِن خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)[2].
«و نماز را برپا داريد و زكات را ادا كنيد و هر كار خيرى را براى خود از پيش مىفرستيد، آن را نزد خداوند خواهيد يافت. خداوند به اعمال شما بيناست.»
3-(لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ
[1]- سوره توبه، آيه 103.
[2]- سوره بقره، آيه 110.
بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُؤلئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً)[1].
«ولى راسخان در علم از آنها، و مؤمنان، به تمام آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مىآورند، و نمازگزاران و زكات دهندگان و ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد.»
4-(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ)[2].
«و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مىكردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مىكردند.»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«چون آيه زكات(خُذْ مِن أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا)در ماه رمضان نازل شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله منادى خود را دستور داد و او در ميان مردم اعلام كرد: خداوند متعال، همانگونه كه نماز را بر شما واجب گردانيد، زكات را نيز واجب كرده است. پس از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما و كشمش، بايد زكات بدهيد.
اين تكليف در ماه رمضان اعلام شد. پيامبراسلام از غير اموال ياد شده عفو فرمود... ديگر متعرّض اموال آنان نشد تا يكسال ديگر بر آنان
[1]- سوره نساء، آيه 162.
[2]- سوره انبياء، آيه 73.
گذشت و ماه رمضان بعدى را روزه گرفتند و افطار كردند، دوباره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به منادى خود دستور دادو او در ميان مردم اعلام كرد:
اى مسلمانان! ازاموال خود زكات بدهيد تانماز شما قبول شود. سپس مأموران و كارگزاران جمع آورى صدقات را در ميان مردم اعزام نمود.»[1]
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«زكات به جهت آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران و نيازمندان واجب شده است و اگر مردم زكات اموال خود را بپردازند، هيچ مسلمانى، فقير و نيازمند باقى نخواهد ماند و به وسيله اين واجب الهى، بىنياز خواهد شد. همانا مردم هيچگاه فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نشدهاند مگر به خاطر گناهان ثروتمندان و خداوند متعال حق دارد از شمول رحمت خود جلوگيرى كند نسبت به كسى كه از دادن حق خدا در مالش جلوگيرى كرده است و من به آن كسى كه خلق را آفريده و سفره روزى را گسترده است قسم مىخورم كه هيچ مالى در خشكى و دريا، نابود وضايع نشده است مگر به جهت ترك زكات.»[2]
3- امام موسى كاظم عليه السلام فرمود:
«اموال خود را با دادن زكات حفظ كنيد.»[3]
4- امام باقر عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 3، حديث 1 و: باب 8، ص 42، حديث 1.
[2]- همان، ص 4، حديث 6.
[3]- همان، حديث 5.
«خداوند متعال زكات را قرين نماز قرار داده و فرموده:(وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)پس هر كس نماز را برپا دارد امّا زكات ندهد مثل اين است كه نماز را هم برپا نداشته است.»[1]
5- بازهم امام باقر عليه السلام فرمود:
«هيچ بندهاى نيست كه زكات مالش را ندهد مگر اينكه خداوند در روز قيامت، مارى از آتش را مأمور مىسازد كه بر گردن او حلقه زده و به گوشت بدن او نيش بزند تا زمانى كه خداوند از حساب فارغ شود و اين همان قول خداوند است كه فرمود:
(... سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ...)[2](بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، مانند طوقى به گردنشان مىافكنند).»[3]
6- از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بود كه فرمود: فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! تا اينكه پنج نفر را بلند كرده و از مسجد بيرون نمود و فرمود: از مسجد ما خارج شويد و در آن نماز نخوانيد در حاليكه شما زكات را پرداخت نمىكنيد.»[4]
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 11، حديث 2.
[2]- سوره آل عمران، آيه 180.
[3]- همان، حديث 3.
[4]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 12، حديث 7.
7- امام باقر عليه السلام فرمود:
«ما در كتاب على عليه السلام ديدهايم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زمانى كه از دادن زكات جلوگيرى شود، زميننيز بركات خودرا مانع مىشود.»[1]
8- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«از هشت نفر، نمازى قبول نمىشود و از جمله آنان منع كننده زكات است.»[2]
احكام
1- زكات مانند نماز، از ضروريات دين يعنى از جمله واجبات قطعيّهاى است كه مسلمانان درباره آن هيچگونه اختلافى نداشته و ندارند و آيات زيادى از قرآن (در حدود 26 آيه) زكات را قرين نماز و همراه آن ذكر كرده و در روايات هم به صورت متواتر نقل شده است و منكر وجوب آن با علم به آن، از اسلام خارج مىشود.
در وصيّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است:
«يا على! ده گروه از اين امّت، به خداى بزرگ كافر شدهاند و از جمله آنان منع كننده زكات را شمردند.» سپس فرمود:
«اى على! هشت نفر نمازشان قبول نمىشود و از جمله آنان منع كننده زكات را شمردند.» سپس فرمود: «اى على! كسى كه قيراطى
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 13، حديث 12.
[2]- همان، ص 16، حديث 22.
(يك دانگ يا يك جو)
از زكات مالش را ندهد، مؤمن ومسلمان نيست و كرامتى ندارد.»
«اى على! تارك زكات در روز قيامت از خداوند مىخواهد كه به دنيا بازگردانده شود و اين همان قول خداوند است:(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ)[1](تا اينكه مرگ يكى از آنان فرا رسد، مىگويد پروردگار من، مرا بازگردانيد).»[2]
2- بايد اين نكته را نيز يادآور شويم: زكاتى كه در قرآن آمده است تنها به معناى خاص فقهى آن نيست بلكه همه وظايف و تكاليف مالى مسلمان از قبيل: خمس، زكات، فطره، صدقات، انفاق به محرومان و مستمندان و همه اعمال خيريه و نيكوكارانه را شامل مىشود.
3- در فرهنگ اسلامى، انفاق مالى «زكات» ناميده مىشود و زكات در لغت به معناى پاكى و رشد است زيرا نفس انسان با دادن زكات پاك مىشود. خداوند متعال فرمود:(خُذْ مِن أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا)يعنى (از اموال آنان صدقهاى بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازى وپرورش دهى)[3]همچنين انفاق عامل تزكيه وپاك ساختن مال و باعث رشد و بركت آن مىباشد.
[1]- سوره مؤمنون، آيه 99.
[2]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 19، حديث 7.
[3]- سوره توبه، آيه 103.
كسانى كه زكات بر آنان واجب مىشود
حديث شريف:
1- يونس بن يعقوب مىگويد: به امام صادق عليه السلام نوشتم كه برادران كوچكى دارم، كى در اموال آنان زكات واجب مىشود؟ امام فرمود:
«إذا وجب عليهم الصلاة وجب عليهم الزكاة...»[1]
. «زمانى كه نماز واجب شود، زكات نيز واجب مىشود.»
2- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«ليس في مال اليتيم زكاة
، وليس عليه صلاة
، وليس على جميع غلاته من نخل
، أو زرع
، أو غلّة
، زكاة. وإن بلغ اليتيم فليس عليه لما مضى زكاة
، ولا عليه لما يستقبل حتّى يدرك
، فإذا أدرك كانت عليه زكاة واحدة
، وكان عليه مثل ما على غيره من الناس»[2]
. «در مال يتيم زكات نيست، چنانكه نماز هم بر او واجب نيست، و همه غلّات او از خرما و زراعت گندم و جو، زكات ندارد، و اگر يتيم به بلوغ
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب من تجب عليه الزكاة، ص 55، حديث 5.
[2]- همان، ص 56، حديث 11.
رسيد، براى اموال او درگذشته چيزى واجب نيست و براى آينده هم واجب نيست تا اينكه (وقت وجوب يا سال را) درك كند و موقعى كه درك كرد يك زكات بر او واجب مىشود و بر او واجب مىشود مثل همان چيزى كه بر ساير مردم، واجب است.»
3- عبدالرحمن بن حجّاج مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه: زنى از خانواده ما ديوانه است آيا زكات بر او واجب است؟
فرمود:
«إن كان عمل به فعليها زكاة
، وإن لم يعمل به فلا»[1]
. «اگر با مال او كار شده باشد زكات بر او واجب است و گرنه واجب نمىشود.»
4- در حديث آمده است كه مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه آيا در مال برده زكات واجب مىشود؟ امام فرمود:
«لا
، ولو كان له ألف ألف درهم
، ولو احتاج لم يكن له من الزكاة شيء»[2]
. «نه، هر چند هزار هزار درهم هم داشته باشد، و اگر احتياج هم پيدا كند، چيزى از زكات به او نمىرسد.»
5- از امام صادق عليه السلام روايت شده اينكه آنحضرت درباره مردى كه مال او در دستش نيست و قدرت به گرفتن آن هم ندارد فرمود:
«فلا زكاة عليه حتّى يخرج
، فإذا خرج زكّاه لعام واحد
، فإن كان يدعه
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب من تجب عليه الزكاة، ص 59، حديث 1.
[2]- همان، باب 4، ص 60، حديث 3.