بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُؤلئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْراً عَظِيماً)[1].
«ولى راسخان در علم از آنها، و مؤمنان، به تمام آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو نازل گرديده، ايمان مىآورند، و نمازگزاران و زكات دهندگان و ايمان آورندگان به خدا و روز قيامت، بزودى به همه آنان پاداش عظيمى خواهيم داد.»
4-(وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ)[2].
«و آنان را پيشوايانى قرار داديم كه به فرمان ما (مردم را) هدايت مىكردند و انجام كارهاى نيك و برپاداشتن نماز و اداى زكات را به آنها وحى كرديم و تنها ما را عبادت مىكردند.»
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام فرمود:
«چون آيه زكات(خُذْ مِن أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا)در ماه رمضان نازل شد، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله منادى خود را دستور داد و او در ميان مردم اعلام كرد: خداوند متعال، همانگونه كه نماز را بر شما واجب گردانيد، زكات را نيز واجب كرده است. پس از طلا، نقره، شتر، گاو، گوسفند، گندم، جو، خرما و كشمش، بايد زكات بدهيد.
اين تكليف در ماه رمضان اعلام شد. پيامبراسلام از غير اموال ياد شده عفو فرمود... ديگر متعرّض اموال آنان نشد تا يكسال ديگر بر آنان
[1]- سوره نساء، آيه 162.
[2]- سوره انبياء، آيه 73.
گذشت و ماه رمضان بعدى را روزه گرفتند و افطار كردند، دوباره پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به منادى خود دستور دادو او در ميان مردم اعلام كرد:
اى مسلمانان! ازاموال خود زكات بدهيد تانماز شما قبول شود. سپس مأموران و كارگزاران جمع آورى صدقات را در ميان مردم اعزام نمود.»[1]
2- امام صادق عليه السلام فرمود:
«زكات به جهت آزمايش ثروتمندان و كمك به فقيران و نيازمندان واجب شده است و اگر مردم زكات اموال خود را بپردازند، هيچ مسلمانى، فقير و نيازمند باقى نخواهد ماند و به وسيله اين واجب الهى، بىنياز خواهد شد. همانا مردم هيچگاه فقير و محتاج و گرسنه و برهنه نشدهاند مگر به خاطر گناهان ثروتمندان و خداوند متعال حق دارد از شمول رحمت خود جلوگيرى كند نسبت به كسى كه از دادن حق خدا در مالش جلوگيرى كرده است و من به آن كسى كه خلق را آفريده و سفره روزى را گسترده است قسم مىخورم كه هيچ مالى در خشكى و دريا، نابود وضايع نشده است مگر به جهت ترك زكات.»[2]
3- امام موسى كاظم عليه السلام فرمود:
«اموال خود را با دادن زكات حفظ كنيد.»[3]
4- امام باقر عليه السلام فرمود:
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 3، حديث 1 و: باب 8، ص 42، حديث 1.
[2]- همان، ص 4، حديث 6.
[3]- همان، حديث 5.
«خداوند متعال زكات را قرين نماز قرار داده و فرموده:(وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ)پس هر كس نماز را برپا دارد امّا زكات ندهد مثل اين است كه نماز را هم برپا نداشته است.»[1]
5- بازهم امام باقر عليه السلام فرمود:
«هيچ بندهاى نيست كه زكات مالش را ندهد مگر اينكه خداوند در روز قيامت، مارى از آتش را مأمور مىسازد كه بر گردن او حلقه زده و به گوشت بدن او نيش بزند تا زمانى كه خداوند از حساب فارغ شود و اين همان قول خداوند است كه فرمود:
(... سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ...)[2](بزودى در روز قيامت، آنچه را نسبت به آن بخل ورزيدند، مانند طوقى به گردنشان مىافكنند).»[3]
6- از امام باقر عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در مسجد نشسته بود كه فرمود: فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! فلانى بلند شو! تا اينكه پنج نفر را بلند كرده و از مسجد بيرون نمود و فرمود: از مسجد ما خارج شويد و در آن نماز نخوانيد در حاليكه شما زكات را پرداخت نمىكنيد.»[4]
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 11، حديث 2.
[2]- سوره آل عمران، آيه 180.
[3]- همان، حديث 3.
[4]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 12، حديث 7.
7- امام باقر عليه السلام فرمود:
«ما در كتاب على عليه السلام ديدهايم كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: زمانى كه از دادن زكات جلوگيرى شود، زميننيز بركات خودرا مانع مىشود.»[1]
8- از امام صادق عليه السلام نقل شده كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
«از هشت نفر، نمازى قبول نمىشود و از جمله آنان منع كننده زكات است.»[2]
احكام
1- زكات مانند نماز، از ضروريات دين يعنى از جمله واجبات قطعيّهاى است كه مسلمانان درباره آن هيچگونه اختلافى نداشته و ندارند و آيات زيادى از قرآن (در حدود 26 آيه) زكات را قرين نماز و همراه آن ذكر كرده و در روايات هم به صورت متواتر نقل شده است و منكر وجوب آن با علم به آن، از اسلام خارج مىشود.
در وصيّت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام آمده است:
«يا على! ده گروه از اين امّت، به خداى بزرگ كافر شدهاند و از جمله آنان منع كننده زكات را شمردند.» سپس فرمود:
«اى على! هشت نفر نمازشان قبول نمىشود و از جمله آنان منع كننده زكات را شمردند.» سپس فرمود: «اى على! كسى كه قيراطى
[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 13، حديث 12.
[2]- همان، ص 16، حديث 22.
(يك دانگ يا يك جو)
از زكات مالش را ندهد، مؤمن ومسلمان نيست و كرامتى ندارد.»
«اى على! تارك زكات در روز قيامت از خداوند مىخواهد كه به دنيا بازگردانده شود و اين همان قول خداوند است:(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ)[1](تا اينكه مرگ يكى از آنان فرا رسد، مىگويد پروردگار من، مرا بازگردانيد).»[2]
2- بايد اين نكته را نيز يادآور شويم: زكاتى كه در قرآن آمده است تنها به معناى خاص فقهى آن نيست بلكه همه وظايف و تكاليف مالى مسلمان از قبيل: خمس، زكات، فطره، صدقات، انفاق به محرومان و مستمندان و همه اعمال خيريه و نيكوكارانه را شامل مىشود.
3- در فرهنگ اسلامى، انفاق مالى «زكات» ناميده مىشود و زكات در لغت به معناى پاكى و رشد است زيرا نفس انسان با دادن زكات پاك مىشود. خداوند متعال فرمود:(خُذْ مِن أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا)يعنى (از اموال آنان صدقهاى بگير تا به وسيله آن آنها را پاك سازى وپرورش دهى)[3]همچنين انفاق عامل تزكيه وپاك ساختن مال و باعث رشد و بركت آن مىباشد.
[1]- سوره مؤمنون، آيه 99.
[2]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب ما تجب فيه الزكاة، ص 19، حديث 7.
[3]- سوره توبه، آيه 103.
كسانى كه زكات بر آنان واجب مىشود
حديث شريف:
1- يونس بن يعقوب مىگويد: به امام صادق عليه السلام نوشتم كه برادران كوچكى دارم، كى در اموال آنان زكات واجب مىشود؟ امام فرمود:
«إذا وجب عليهم الصلاة وجب عليهم الزكاة...»[1]
. «زمانى كه نماز واجب شود، زكات نيز واجب مىشود.»
2- از امام صادق عليه السلام روايت شده است كه فرمود:
«ليس في مال اليتيم زكاة
، وليس عليه صلاة
، وليس على جميع غلاته من نخل
، أو زرع
، أو غلّة
، زكاة. وإن بلغ اليتيم فليس عليه لما مضى زكاة
، ولا عليه لما يستقبل حتّى يدرك
، فإذا أدرك كانت عليه زكاة واحدة
، وكان عليه مثل ما على غيره من الناس»[2]
. «در مال يتيم زكات نيست، چنانكه نماز هم بر او واجب نيست، و همه غلّات او از خرما و زراعت گندم و جو، زكات ندارد، و اگر يتيم به بلوغ
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب من تجب عليه الزكاة، ص 55، حديث 5.
[2]- همان، ص 56، حديث 11.
رسيد، براى اموال او درگذشته چيزى واجب نيست و براى آينده هم واجب نيست تا اينكه (وقت وجوب يا سال را) درك كند و موقعى كه درك كرد يك زكات بر او واجب مىشود و بر او واجب مىشود مثل همان چيزى كه بر ساير مردم، واجب است.»
3- عبدالرحمن بن حجّاج مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه: زنى از خانواده ما ديوانه است آيا زكات بر او واجب است؟
فرمود:
«إن كان عمل به فعليها زكاة
، وإن لم يعمل به فلا»[1]
. «اگر با مال او كار شده باشد زكات بر او واجب است و گرنه واجب نمىشود.»
4- در حديث آمده است كه مردى از امام صادق عليه السلام پرسيد كه آيا در مال برده زكات واجب مىشود؟ امام فرمود:
«لا
، ولو كان له ألف ألف درهم
، ولو احتاج لم يكن له من الزكاة شيء»[2]
. «نه، هر چند هزار هزار درهم هم داشته باشد، و اگر احتياج هم پيدا كند، چيزى از زكات به او نمىرسد.»
5- از امام صادق عليه السلام روايت شده اينكه آنحضرت درباره مردى كه مال او در دستش نيست و قدرت به گرفتن آن هم ندارد فرمود:
«فلا زكاة عليه حتّى يخرج
، فإذا خرج زكّاه لعام واحد
، فإن كان يدعه
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 3، ابواب من تجب عليه الزكاة، ص 59، حديث 1.
[2]- همان، باب 4، ص 60، حديث 3.
متعمّداً وهو يقدر على أخذه فعليه الزكاة لكلّ ما مرّ به من السنين»[1]
. «زكات ندارد تا اينكه بدستش برسد و اگر بدستش رسيد، زكات يكسال را بپردازد، امّا اگر قدرت بر گرفتن مال خود را داشته ولى از روى عمد ترك كرده است، زكات همه سالهاى گذشته بر او واجب است.»
احكام
زكات بر كسى واجب مىشود كه واجد شرايط ذيل باشد:
1- بلوغ 4- مالكيّت
2- عقل 5- قدرت بر تصرّف
3- آزادى 6- نصاب
جزئيات شرايط بالا به ترتيب ذيل بيان مىشود:
اوّل- بلوغ:
1- زكات بر غير بالغ واجب نيست هر چند تنها در قسمتى از سال نابالغ باشد پس سال زكاتى از حين بلوغ حساب مىشود.
منظور از سال زكاتى اين است كه در بعضى از موارد وجوب زكات، مانند گاو، گوسفند، شتر، طلا و نقره واجب است كه يكسال كامل از آنها بگذرد، بعد زكات بدهد. پس اگر مالك آنها بالغ شود، بايد از لحظه بلوغ، يكسال بگذرد، بعد زكات واجب مىشود امّا در مواردى كه گذشتن يكسال در آنها شرط نيست مانند گندم و جو
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 5، ابواب من تجب عليه الزكاة، ص 63، حديث 7.