بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 52

2- با فرارسيدن ماه دوازدهم از سال زكاتى، زكات واجب شده و استقرار مى‌يابد، پس اگر در ماه دوازدهم برخى از شرايط منتفى شود، باز هم در وجوب زكات، اشكالى وارد نمى‌شود.

3- امّا اگر قبل‌از ماه دوازدهم، برخى از شرايط منتفى شود، زكات ساقط مى‌شود مثل اينكه از حدّ نصاب كمتر شود يا از تصرّف در آن منع گردد يا آن را با دينارها و درهم‌هاى ديگر معاوضه و مبادله كند يا به خاطر استفاده‌هاى ديگر آن را ذوب نمايد، در همه اين موارد طبق نظر مشهور زكات ندارد.

چند مسأله:

اوّل- اگر به منظور فرار از زكات، دينارها يا درهم‌هاى خود را كه به حدّ نصاب رسيده، قبل‌از فرارسيدن ماه دوازدهم، باديگرى معاوضه كند يا ذوب نمايد، احوط استحبابى اين است كه زكات آن را بدهد.

دوم- اگر سكّه‌هاى طلا يا نقره رايج را بعداز داخل شدن ماه دوازدهم، ذوب نمايد، وجوب زكات همچنان باقى است و بايد نصاب را طبق وزن آنها قبل‌از ذوب كردن محاسبه نمايد.

سوم- كسى كه به اندازه نصاب، طلا و نقره دارد و همچنان بدون اينكه كم شود تا سال ديگر باقى بماند، واجب است زكات آن را تا زمانى كه از حدّ نصاب كم نشده باشد، در هر سال بپردازد.

چهارم- در زيور آلات طلا و نقره و ظرفهاى طلائى و نقره‌اى، هر مقدار وزن هم داشته باشد، زكات واجب نمى‌شود.


صفحه 53

زكات غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش)

حديث شريف:

1- سعد بن سعد اشعرى مى‌گويد: از ابوالحسن امام كاظم عليه السلام پرسيدم درباره كمترين مقدار از گندم، جو، خرما و كشمش كه زكات آن واجب مى‌شود. امام فرمود:

«پنج وسق از وسق پيامبر خدا صلى الله عليه و آله. گفتم: وسق چه مقدار است؟

فرمود: «شصت صاع»[1].

2- امام محمّد باقر عليه السلام فرمود:

«في الزكاة ما كان يُعالج بالرُّشا والدّوالي والنضح ففيه نصف العُشْر

، وإن كان يُسقى من غير علاج بنهر أو عين أو بعل أو سماء ففيه العُشْر كاملًا»[2]

. «زكات (گندم، جو، خرما و كشمش) اگر با طناب و دلو و چرخ آبكشى و شتر آبكش آبيارى شود، نصف يك دهم (/ يك بيستم) است امّا اگر از رودخانه يا چشمه سيراب شود يا با ريشه‌هاى خود بدون آبيارى،

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب زكاة الغلات، ص 119، حديث 1.

[2]- همان، باب 4، ص 125، حديث 5.


صفحه 54

سيراب گردد، يا از آب باران استفاده كند، زكات آن يك دهم كامل است.»

3- امام صادق عليه السلام فرمود:

«اگر از آب باران و رودخانه سيراب گردد يا با ريشه‌هاى خود آب بكشد، زكات آن يك‌دهم است، امّا اگر با شتر آب كش يا چرخ آب كشى و دلو، آبيارى گردد، زكات آن نصف يك‌دهم (/ يك بيستم) است. گفتم: زمين‌هاى ما با دلو و چرخ آب كشى آبيارى مى‌شود سپس آب زياد مى‌شود و با آب جارى و روان، آبيارى مى‌گردد.

فرمود: آيا زمين‌هاى شما چنين است؟ گفتم: بلى. فرمود: زكات آن نيم و نيم است يعنى نصف زمين شما زكاتش نصف يك‌دهم، ونصف ديگر زكاتش يك‌دهم است.»[1]

4- على بن جعفر مى‌گويد از برادرش امام موسى بن جعفر عليه السلام پرسيد درباره باغى كه محصول آن فروخته نمى‌شود و اگر فروخته شود، مال زيادى مى‌شود. آيا زكات آن واجب است؟ فرمود:

«لا

، إذا كانت تؤكل»[2].

«اگر ميوه آن خورده مى‌شود زكات ندارد.»

5- محمّد بن خالد برقى مى‌گويد: به امام ابوجعفر دوّم عليه السلام نوشتم: آيا جايز است در زكات گندم و جو و طلا، قيمت آن به درهم داده شود، يا اينكه زكات هر چيز بايد از خود آن داده شود؟ فرمود:

«أيّما تيسَّر يخرج»[3].

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب الزكاة، باب 6، ابواب زكاة الغلات، ص 128، حديث 1.

[2]- همان، باب 8، ص 130، حديث 1.

[3]- همان، باب 9، ص 131، حديث 1.


صفحه 55

«هر كدام كه امكان داشته باشد داده شود.»

6- امام صادق عليه السلام فرمود:

«أيّما رجل كان له حرث أو ثمرة فصدَّقها فليس عليه فيه شي‌ء

، وإن حال عليه الحول عنده‌

، إلّاأن يحوّل مالًا

، فإن فعل ذلك فحال عليه الحول عنده فعليه أن يزكّيه‌

، وإلّا فلاشي‌ء عليه‌

، وإن ثبت ذلك ألف‌عام إذا كان بعينه...»[1].

«هر كسى كه زراعت و خرما داشته وزكات آن را پرداخت كرده باشد، اگرچه سال ديگر هم بر او بگذرد، ديگر بار زكات ندارد مگر آنكه آن را تبديل به مال ديگر كرده باشد ويكسال هم بگذرد پس بايد زكات آن را بدهد و اگر چنين نباشد زكات ندارد هر چند عين آن هزار سال هم ثابت بماند.»

7- سعد بن اشعرى مى‌گويد: از امام رضا عليه السلام سؤال كرده است كه زكات گندم، جو، خرما و كشمش، كى بر دارنده آن واجب مى‌شود؟

فرمود:

«إذا ما صُرِم وإذا خُرِص»[2]

. «زمانى كه ميوه‌ها چيده شود و زمانى كه مقدار محصول، مشخّص شده و تخمين زده شود.»

8- امام صادق عليه السلام درباره سخن خداوند كه مى‌فرمايد:(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَلَاتَيَمَّمُوا الْخَبِيث مِنْهُ تُنفِقُونَ وَ لَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَ‌اللَّهَ‌غَنِيٌّ حَمِيدٌ)[3]يعنى: (اى كسانيكه ايمان آورده‌ايد! از قسمتهاى‌

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب‌الزكاة، باب 11، ابواب زكاةالغلات، ص 133، حديث 1.

[2]- همان، باب 12، ص 133، حديث 1.

[3]- سوره بقره، آيه 267.


صفحه 56

پاكيزه اموالى كه بدست آورده‌ايد و از آنچه از زمين براى شما خارج ساخته‌ايم، انفاق كنيد و براى انفاق به سراغ قسمتهاى ناپاك نرويد در حالى كه خود شما حاضر نيستيد آنها را بپذيريد مگر از روى اغماض و كراهت و بدانيد خداوند بى‌نياز و شايسته ستايش است.) فرمود:

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وقتى كه دستور داد زكات خرما داده شود، گروهى گونه‌هايى از خرما را مى‌آوردند كه بدترين نوع خرما بود و آنها را به عنوان زكات خرماهاى‌شان پرداخت مى‌كردند، اين خرماها «جعرور» و «معافاره» ناميده مى‌شدند كه بدترين نوع خرماى حجاز با هسته‌هاى بزرگ و گوشت كم هستند و اينها را زكات خرماى خوب مى‌دادند. پيامبر خدا فرمود: اين دو گونه خرما را تخمين نزنيد و آنها را براى زكات نياوريد و در همين مورد اين آيه نازل شد(وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ)و اغماض اين است كه اين دو گونه خرما گرفته شود.»[1]

احكام‌

شرايط وجوب:

1- زكات در غلّات چهارگانه (گندم، جو، خرما و كشمش) در صورتى واجب است كه دو شرط ذيل فراهم باشد:

اوّل- نصاب؛ يعنى 847 كيلو و 665 گرم‌[2].

[1]- وسائل الشيعه، ج 6، كتاب‌الزكاة، باب 19، ابواب زكاةالغلات، ص 141، حديث 1.

[2]- خلاصه آنچه در روايات درباره نصاب فوق آمده چنين است: نصاب غلّه‌هاى فوق، پنج وسق است و هر وسق، 60 صاع و هر صاع، 9 رطل عراقى و هر رطل ل لا عراقى، 130 درهم و هر ده درهم مساوى هفت مثقال شرعى و هر مثقال شرعى معادل (75%) مثقال صيرفى و هر مثقال صيرفى، مساوى 6/ 4 گرم است. طبق اين محاسبه، نصاب مساوى است با 2700 رطل عراقى كه براساس اندازهاى فوق، 847 كيلو و 665 گرم مى‌باشد.


صفحه 57

دوّم- مالكيّت؛ يعنى بايد قبل‌از تعلّق زكات به محصول، اصل درختها يا زراعت ملك شخص باشد و تحقّق مالكيّت هم يا به واسطه كاشتن است، مانند كشت گندم و جو يا به وسيله نقل و انتقال مثل خريدن و هبه گرفتن و مانند آن مثل اينكه كسى درخت خرما و تاك انگور را قبل‌از رسيدن خرما و انگور، بخرد وهمچنين اگر تنها ميوه را بر روى درخت، (بدون خود درخت‌)

قبل‌از وقت تعلّق زكات به آن بخرد، بازهم مالكيّت تحقّق پيدا مى‌كند.

2- اگر نخل خرما و تاك انگور و زراعت گندم و جو، قبل‌از تعلّق زكات، از راه خريد يا غير آن به كسى انتقال يابد، زكات بر عهده اوست در صورتيكه شرايط ديگر هم فراهم باشد.

3- اگر كسى يكى از غلّه‌هاى چهارگانه را بخرد و علم داشته باشد كه مالك قبلى زكات آن را پرداخته است يا شك داشته باشد كه پرداخته است يا نه، چيزى بر او واجب نيست.

4- اگر زراعت يا نخل خرما و تاك انگور را بعداز تعلّق زكات به محصول آنها بفروشد، زكات بر عهده فروشنده است نه خريدار.

زمان وجوب:

5- وقت وجوب زكات در گندم، جو، خرما و كشمش، زمانى‌


صفحه 58

است كه هر كدام از آنها به نام خود ناميده شود؛ يعنى: گندم، گندم گفته شود و جو، جو و انگور، انگور و خرما، خرما و اين هنگامى است كه وقت دِرو و برداشت آنها فرا رسيده باشد. بنابر احتياط مستحبّ وقت تعلّق زكات زمانى دانسته شود كه دانه گندم و جو منعقد مى‌شود و خرما، سرخ يا زرد مى‌گردد و ميوه تاك، غوره مى‌شود.

زمان تعيين نصاب:

6- زمان تعيين نصاب و وزن كردن غلّات، هنگام خشك شدن آنهاست. پس اگر محصول، در حاليكه تراست به‌حدّ نصاب رسيده باشد ولى‌بعداز خشك شدن‌از نصاب كمتر باشد، زكات ندارد.

7- اگر مالك قبل‌از فرا رسيدن فصل دِرو و برداشت، با خوردن يا صدقه دادن يا هبه كردن در محصول غلّات، تصرّف كرده باشد، آن مقدار تلف شده، زكات ندارد امّا اگر اين تصرّفات بعداز موسم برداشت و تعلّق زكات باشد، بايد زكات آن مقدار تلف شده را در صورتيكه بيش از حدّ متعارف باشد، نيز پرداخت نمايد.

زمان پرداختن زكات:

8- زمان پرداختن زكات، موقعى است كه گندم و جو از كاه و پوسته‌ها جدا وخرما وانگور از شاخه‌ها چيده شود واگر دادن زكات را از اين وقت به تأخير اندازد و محصول تلف گردد، ضامن مى‌باشد و بايد عوض زكات را پرداخت كند. همچنين كسى كه از سوى حاكم‌


صفحه 59

شرع مسؤول جمع‌آورى زكات است حق دارد در همين وقتى كه ذكر شد، زكات را از مالك مطالبه نمايد.

9- براى مالك جايز است كه بعداز تعلّق گرفتن زكات، زكات را در حاليكه هنوز خرما بر درخت است پرداخت نمايد و جايز است كه زكات را از خود خرما بدهد يا از قيمت آن.

10- زكات غلّات چهارگانه با گذشت سالهاىِ متعدّد تكرار نمى‌شود. پس اگر مثلًا گندم يا جو را بعداز پرداخت زكاتش، براى چند سال هم نگهدارد، چيزى بر مالك واجب نمى‌شود.

11- خرمايى كه به صورت رطب خورده مى‌شود و وزن آن بعداز خشك شدن كم مى‌شود يا بعداز خشك شدن اصلًا خرما ناميده نمى‌شود، نصاب آن براساس وزن آن بعداز خشك شدن محاسبه مى‌شود.

12- براى مالك جايز است قيمت زكات را هر چند از غير پول رايج، پرداخت نمايد بشرطى كه مسؤول جمع‌آورى زكات، قبول كند يا فقير راضى باشد يا مصلحت او دراين باشد. امّا در غير اين حالات احوط اين است كه از دادن قيمت اجتناب شود.

مقدار زكات:

13- مقدار زكاتى كه بايد داده شود، به حسب نوع آبيارى، تفاوت پيدا مى‌كند:

الف- اگر آبيارى بصورت طبيعى يعنى با آب جارى (نهرها و رودخانه‌ها) يا آب باران يا چشمه صورت گيرد يا با مكيدن آب‌