بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 69

9- نيزعبدالرحمان بن حجّاج روايت مى‌كند كه از امام كاظم عليه السلام پرسيدم درباره اينكه از گروهى طلبكارم و طلب من هم در نزد آنان طول كشيده و توانايى پرداخت آن را ندارند و مستحقّ زكات هم هستند آيا مى‌توانم آن طلبم را زكات حساب كنم؟ فرمود: آرى.»[1]

10- يونس بن عمّار مى‌گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى‌فرمود:

«قرض المؤمن غنيمة

، وتعجيل أجر

، إن أيسَرَ قضاك‌

، وإن مات قبل ذلك احتسبت به من الزكاة»[2]

. «قرض دادن به مؤمن يكنوع غنيمت و تعجيل در به دست آوردن پاداش است، اگر برايش ميسّر بود، قرض تو را پرداخت مى‌كند و اگر قبل از پرداخت فوت كرد، آن را از زكات حساب مى‌كنى.»

احكام‌

زكات در موارد زير مصرف مى‌شود:

1- فقرا.

2- مساكين.

3- كارگزاران زكات.

4- آزاد كردن بردگان.

5- جذب تمايل كفّار و يا مسلمانان ضعيف‌الايمان.

[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 1، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 2.

[2]- همان، باب 49، ص 208، حديث 1.


صفحه 70

6- بدهكاران.

7- سبيل اللَّه.

8- ابن السبيل (مسافر در راه مانده).

تفصيل احكام اين موارد به شرح ذيل بيان مى‌شود:

اوّل و دوّم- فقير و مسكين:

1- فقير كسى است كه به تناسب وضعيّت اجتماعى و نيازمنديهايش، نمى‌تواند مخارج خود وخانواده‌اش را تأمين كند.

گاهى كسى كه مخارج روزانه خود را دارد امّا از داشتن منزل مسكونى يا وسيله نقليّه ضرورى براى خود، ناتوان است، فقير محسوب مى‌شود و همچنين است ساير نيازمنديهاى زندگى كه البتّه نسبت به اين شخص و آن شخص و اين شهر و آن شهر و اين زمان و آن زمان متفاوت است.

و چون زكات، سالانه است فقير را نيز تعريف كرده‌اند كه: كسى است كه از تأمين مخارج سالانه خود و خانواده‌اش، ناتوان باشد.

امّا مسكين كسى است كه وضعيّتش بدتر و سخت‌تر از فقير است.

2- كسى كه منبع درآمد دارد مانند زمين كشاورزى، يا دامدارى، يا مستغلاتى كه درآمد مستمرّ دارد، يا كارى ادارى، يا كسب و تجارت و يا سرمايه‌اى براى استفاده و سودآورى و مانند آن، و اين درآمدها مخارج سالانه او را كفايت كند، جايز نيست زكات بگيرد امّا اگر عوايد او كفايت نمى‌كند، به همان اندازه‌اى كه كم دارد مى‌تواند از زكات بگيرد.


صفحه 71

3- كسى كه سرمايه يا وسايل و ابزار آلات صنعتى دارد كه با آنها كار مى‌كند وعوايد آن را براى مخارج خود مصرف مى‌نمايد ولى اين عوايد همه مخارج سال او را كفايت نمى‌كند، واجب نيست كه از سرمايه‌اش مصرف كند يا ابزار آلات ووسايل كارش را بفروشد بلكه مى‌تواند آنها را براى ادامه كار و كسب درآمد و سود، نگهدارد و بقيّه مخارج سال خود را از زكات بگيرد.

4- مى‌توان به فقير و مسكين از زكات، در يك نوبت به حدّى داد كه از مخارج خود او وخانواده‌اش بيشتر شود و احوط آن است كه به دادن مقدار مخارج سالانه‌اش اكتفا شود امّا اگر چند نوبت به او زكات داده شود تا آنجا كه مخارج يكسال كامل او تأمين گردد، ديگر دادن زكات به او جايز نيست.

5- داشتن منزل مسكونى و خدمتكار و وسيله نقليّه (اسب يا ماشين يا...)

واثاث و لوازم منزل و لباس ومانند آن كه متناسب با شخصيّت و وضعيّت اجتماعى او باشد، مانع از دادن زكات نيست در صورتيكه درآمد او مخارج سالانه‌اش را كفايت نكند. بلكه اگر فقير وسايل و لوازم فوق را نداشته باشد، مى‌توان از زكات به اندازه‌اى به او داد كه هم مخارج سالانه‌اش را تأمين نمايد وهم به او امكان دهد كه مناسب با وضعيّت اجتماعى خود در شهر و كشورش، براى خود لوازم زندگى تهيه كند.

6- اگر كسى منزل مسكونى بالاتر از حدّ نياز وشأن‌اجتماعى‌خود يا منزلهاى متعدّدى كه به آنها احتياج ندارد يا ماشين‌ها و وسايل و لوازم بيشتر از نيازمنديهاى معمولى خود داشته باشد، واجب است زكات‌


صفحه 72

نگيرد زيرا مى‌تواند با فروختن مقدار اضافه بر نياز، زندگى خود را تأمين كند.

7- فقيرى كه مى‌تواند شغل و صنعتى ياد بگيرد كه زندگى‌اش را تأمين كند، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و بر زكات متّكى نباشد ولى در مدّت زمانى كه مشغول يادگرفتن است، اگر در عرف فقير محسوب شود هر چند با عدم توانايى قرض گرفتن، مى‌تواند زكات بگيرد.

8- اگر فقير شغل يا كار فنّى دارد كه مى‌تواند او را بى‌نياز گرداند امّا وسايل مورد نياز كار از قبيل: جا و ابزار و دستگاههاى لازم را ندارد، جايز است زكات بگيرد و بهتر اين است كه آن مقدار زكات بگيرد كه با آن بتواند وسايل كار تهيه كند بخصوص در صورتيكه مبلغ مورد نياز كمتر از مخارج سالانه او باشد بلكه دراين حالت، احوط نيز همين است.

9- كسى كه ادّعا مى‌كند فقير است اگر راست و دروغ او را مى‌دانيم، طبق آن با او رفتار مى‌كنيم ولى اگر نمى‌دانيم پس چنانچه قبل‌از اين فقير بوده، جايز است اكنون نيز از زكات داده شود و اگر قبلًا بى‌نياز بوده يا اينكه وضعيّت قبلى او براى ما ناشناخته باشد اقوى اين است كه اگر ظاهر حالش موجب شك و اتهام مى‌شود، دادن زكات به او جايز نيست تا اينكه درباره او تحقيق شود و به فقير بودن او اطمينان عرفى حاصل گردد امّا اگر ظاهر حال او موجب شك و اتهام نمى‌شود مى‌توان بنابر اقوى بدون بحث و تحقيق از حال او به او زكات داد.


صفحه 73

10- اگر كسى از فقيرى پول طلب داشته باشد، و زكات بر او واجب شود مى‌تواند طلب خود را بابت زكات حساب كند.

11- اگر فقير بدهكار بميرد و تركه او براى پرداخت بدهى‌هايش كفايت نكند، جايز است بدهى او را بابت زكات حساب كرد، و همچنين اگر تركه داشته باشد ولى ورثه از پرداختن بدهى او از تركه مانع شوند كه بازهم ظاهر اين است كه جايز است بدهى او بابت زكات حساب گردد.

12- واجب نيست كه زكات دهنده به فقير اعلام كند كه آنچه به او مى‌دهد از بابت زكات است و حتّى مى‌تواند مال را در ظاهر به عنوان هديه به او بدهد ولى در واقع نيّت زكات كند مخصوصاً در صورتيكه براى فقير، گرفتن زكات دشوار باشد و باعث شرمندگى او شود.

سوم- كارگزاران زكات:

1- كارگزاران زكات كسانى هستند كه از سوى امام يا نايب خاصّ يا عامّ او (حاكم شرع)، به جمع‌آورى زكات و حفظ و ثبت حسابها و رساندن آن به امام يا به مستحقّين وظيفه دارند. كسى كه در اين رابطه كار كند، در مقابل كارش، مستحقّ سهمى از زكات است اگرچه بى‌نياز باشد.

2- واجب نيست با شروع كار، اجرت معيّنى براى كاركنان تعيين شود بلكه جايز است بعداز انجام عمل، امام يا نايب او آنچه را مناسب تشخيص مى‌دهد به او بپردازد.

3- بنابر احوط كارگزاران و متولّيان زكات بايد شرايط و صفات ذيل‌


صفحه 74

را دارا باشند: بلوغ، عقل، ايمان، عدالت، آزادى و دانستن احكام شرعى مربوط به كار و مسؤوليّت‌شان.

امّا نسبت به ساير كارمندان و مزدبگيران كه زير نظر متولّيان زكات كار مى‌كنند، اين شرايط لازم نيست اگرچه بنابر احتياط مستحب آنان هم بايد واجد اين شرايط باشند.

4- جايز است سادات هاشمى به كارهاى زكات گمارده شوند، بشرطى كه از خود زكات به آنان داده نشود، بلكه مزد آنان از منبع ديگرى تأمين گردد.

چهارم- كسانيكه براى جذب تمايلشان به آنان زكات داده مى‌شود:

اين افراد كه به نام (المؤلّفة قلوبهم) خوانده مى‌شوند دو دسته هستند:

1- كفّارى كه براى جلب محبّت و تحكيم روابط آنان با مسلمانان و جذب آنان به اسلام يا دفع اذيت و آزار آنان يا استفاده از آنان در زمينه‌هاى مشخّص مانند جنگ و جهاد، به آنان زكات داده مى‌شود.

2- مسلمانان ضعيف‌الايمان كه براى تحكيم ارتباط و پيوند آنان با جامعه اسلامى، به آنان زكات داده مى‌شود.

پنجم- آزاد كردن بردگان:

سهمى از زكات هم در راه خريد بردگان- در حالت وجود نظام بردگى- و آزاد كردن آنان مصرف مى‌شود و اين يكى از برنامه‌هاى عملى اسلام براى پايان دادن به مسأله بردگى بوده است.


صفحه 75

ششم- بدهكاران:

1- بدهكاران كسانى هستند كه بدهى‌ها بر آنان متراكم گشته، به اندازه‌اى كه از پرداخت آن ناتوان شده‌اند. پس زكات به آنان داده مى‌شود هر چند بتوانند مخارج سالانه خود را هم تأمين نمايند.

2- در بدهكار شرط است كه بدهى خود را در راه معصيت خداوند مصرف نكرده باشد و گرنه از سهم بدهكاران به او داده نمى‌شود هر چند جايز است از سهم فقرا براى تأمين مخارج او داده شود و اگر او آن را براى اداى بدهكاريهايش مصرف كند مربوط به خود اوست.

3- اگر بدهكار، در مصرف كردن بدهى خود در راه گناه معذور باشد، مانند كسى كه از روى جهل (ناآگاهى) يا اضطرار (ناچارى‌)

و يا فراموشى اين كار را كرده باشد، دادن زكات به او اشكال ندارد.

4- اگر زكات را به بدهكارى بدهد و بعد معلوم شود كه او بدهى خود را در معصيت مصرف كرده، يا اصلًا بدهكار نبوده و يا اينكه طلبكار او را بخشيده است، زكات از او برگردانده مى‌شود.

5- اگر بدهكار از پرداخت ديونش ناتوان باشد، طلبكار مى‌تواند دَين او را از زكات حساب كند، هر چند او فقير نبوده و مخارج سالش را داشته باشد.

هفتم- سبيل اللَّه:

سبيل اللَّه (راه خدا) همه كارهاى نيك و خير را شامل مى‌شود


صفحه 76

مانند: جهاد در راه خدا، آبادسازى شهرها مثل حفر رودها، ساختن پل‌ها، را هسازى، تأسيس مدارس، كتابخانه‌ها، مؤسّسات فرهنگى، مراكز علمى، مساجد، نجات مؤمنان از چنگ ستمگران، كمك به مجاهدين، چاپ كتابهاى مفيد براى جامعه، كمك كردن به علما و طلاب و همه كارها وپروژه‌هايى كه به نفع امّت و مصالح عمومى آنان است.

هشتم- ابن السبيل:

ابن السبيل مسافرى است كه اموال و بودجه‌اش در راه تمام شده يا وسيله نقليّه او خراب شده وهزينه تعمير آن را ندارد، اگرچه در شهر خود بى‌نياز هم باشد.

در دادن زكات به اينگونه مسافر چند چيز شرط است:

1- سفر او، سفر معصيت خداوند نباشد.

2- نتواند، هر چند با قرض گرفتن يا فروختن اشياى غير ضرورى، نياز خود را مرتفع سازد.

در صورت وجود شرايط بالا، از زكات، مقدارى به او داده شود كه نيازش را تا رسيدن به شهرش يا جايى كه بتواند پول مورد نيازش را به هر طريقى به دست آورد، تأمين نمايد.