روند (يعنى پدربزرگها و مادربزرگها) و به فرزندان پسر و دخترش هر چند پائين روند (يعنى نوهها و...) و به همسر واجبالنفقهاش بدهد. البتّه از سهم فقرا جايز نيست امّا اگر از سهمهاى ديگر مانند بدهكاران، المؤلّفة قلوبهم يا سبيل اللَّه بدهد در صورتيكه اين عنوانها بر آنان انطباق داشته باشد، اشكال ندارد. البتّه به ابن السبيل هم تنها مصرف بازگشت او به شهرش را مىتواند بدهد نه نفقه واجبش را.
2- اگر سرپرست خانواده تنها به صورت خيلى محدود و سختگيرانه مىتواند مخارج خانوادهاش را پرداخت كند و در آن حدّ كه براى آنان گشايش و آسايش حاصل شود نداشته باشد، ظاهر اين است كه مىتوان به آنان زكات داد در آن حد كه سطح زندگى آنها متناسب با وضعيّت اجتماعىشان بالا برود زيرا كسانى كه سرپرست آنها به خاطر دست تنگى، نمىتواند آنان را به سطح ساير مردم برساند، در عرف فقير گفته مىشوند. پس گرفتن زكات براى آنان جايز است چه زكات از كسى باشد كه مخارج آنها به عهده اوست يا از ديگران.
3- اگر شخص فقير، پدر بىنياز داشته باشد كه از دادن مصرف و خرجى او هم امتناع نمىورزد، دادن زكات به او جايز نيست.
4- به زنى كه شوهر ثروتمندش، خرج او را مىدهد، نمىتوان زكات داد بلكه حتّى اگر شوهرش خرجى او را ندهد ولى مجبور كردن او به دادن خرجى امكان داشته باشد، باز هم دادن زكات به اين زن جايز نيست.
5- جايز است به زن متعهاى خود اگر فقير باشد زكات بدهد زيرا
نفقه او بر شوهر واجب نيست امّا اگر به جهت شرط كردن در ضمن عقد، نفقه او بر شوهر واجب باشد، دادن زكات به او جايز نيست.
6- زن مىتواند زكات اموالش را به شوهرش بدهد اگرچه شوهر، بخشى از آن زكات را براى خود اين زن، چون واجب النفقه اوست، مصرف كند.
7- اگر شخصى مخارج فقيرى را كه واجب النفقه او نيست (چه از نزديكان او باشد مانند برادر و عمو و دائى يا بيگانه باشد) به عهده گرفته باشد، جايز است زكات اموال خود يا زكاتهاى ديگران را به او بدهد.
8- پدر مىتواند زكات خود را به پسرش بدهد تا براى ازدواج خود هزينه كند، چنانكه پسر هم مىتواند اين كار را نسبت به پدرش انجام دهد.
9- همچنين جايز است پدر زكات خود را به پسر فقيرش بدهد تا براى همسر و نوكر خود خرج كند چون نفقه آنان بر پدر واجب نيست و همچنين مىتواند از سهم سبيل اللَّه به پسرش بدهد تا بتواند براى خود كتاب بخرد يا ساير نيازهاى تحصيلات دينى خود را بر آورده سازد.
10- مستحبّ است در دادن زكات، خويشاوندانِ فقير خود را ترجيح دهد، در صورتيكه واجب النفقه زكات دهنده نباشند.
چهارم- هاشمى نباشد:
1- سيّد هاشمى نمىتواند از غير سيّد زكات بگيرد ولى جايز
است از خيريّههايى مانند مدارس، بيمارستانها، پلها و مانند آنها كه از زكات ساخته شدهاند، استفاده كند.
2- براى سيّد فقيرى كه خمس و ساير وجوهات، كفايت مخارج او را نمىكند، جايز است زكات بگيرد ولى بنابر احتياط بايد به مقدار ضرورت اكتفا نمايد.
3- آنچه براى سيّد حرام است گرفتن زكات واجب و زكات فطره از غير سيّد است امّا غير اين دو مورد مانند زكات مستحبّى (مثل زكات مالالتّجاره) و ساير صدقات مستحبّى و بلكه صدقات واجب ديگر مثل صدقات نذر شده و وصيّت شده براى فقير و كفّارات، همگى آنها براى سيّد جايز است اگرچه احوط اين است كه در غير حالت اضطرار از اين موارد هم نگيرد.
مسائل گوناگون زكات
حديث شريف:
1- امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند كه مىفرمايد:
(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ)فرمود:
«وكلّما فرض اللَّه عليك فإعلانه أفضل من إسراره
، وكلّما كان تطوّعاً فإسراره أفضل من إعلانه
، ولو أنّ رجلًا يحمل زكاة ماله على عاتقه فقسّمها علانية كان ذلك حسناً جميلًا»[1]
. «هرچه از خداوند بر تو واجب كرده است، آشكار انجام دادن آن بهتر از پنهان كردن آن است امّا آنچه مستحبّ است، مخفى نگهداشتن آن بهتر از آشكار كردن آن است، و اگر مردى زكات مالش را بر دوش بر كشد و به طور آشكار تقسيم كند، بسيار كار نيكو و زيبا خواهد بود.»
2- در تفسير عيّاشى در ذيل قول خداوند:(إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاءِ وَالْمَسَاكِينِ)آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود:
«إن جعلتها فيهم جميعاً
، وإن جعلتها لواحد أجزء عنك»[2]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 54، ابواب المستحقّين للزكاة، حديث 1.
[2]- همان، باب 28، حديث 5.
«اگر زكات را براى همه اصناف مستحقّين بدهى يا براى يكى از آنها، كفايت مىكند و تكليف از تو ساقط است.»
3- ابو ولّاد حنّاط مىگويد: از ا مام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود:
«لا يُعطى أحد من الزكاة أقلّ من خمسة دراهم
، وهو أقلّ ما فرض اللَّه عزّ وجلّ من الزكاة في أموال المسلمين
، فلا تعطوا أحداً من الزكاة أقلّ من خمسة دراهم فصاعداً»[1]
. «به هيچ كس نبايد كمتر از پنج درهم زكات داده شود و آن كمترين چيزى است كه خداوند در اموال مسلمين واجب كرده است. پس به هيچكس كمتر از پنج درهم ندهيد.»
4- از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه آيا صروره (يعنى كسى كه براى اوّلين بار به حجّ مشرّف مىشود) مىتواند از زكات به حجّ برود؟
فرمود: «آرى.»[2]
5- از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه على عليه السلام وقتى كه مأمور تحصيل صدقاتش را مىفرستاد به او مىگفت:
«إِذا أتيتَ على ربِّ المال فقل: تصدَّق رحمك اللَّه ممّا أعطاك اللَّه
، فإنّ ولّى عنك فلا تراجعه»[3]
. «وقتى نزد صاحب مال رفتى، بگو: خداوند تو را رحمت كند، از آنچه
[1]- وسائل الشيعه، كتابالزكاة، باب 23، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 177، حديث 2.
[2]- همان، باب 42، ص 202، حديث 2.
[3]- همان، باب 66، ص 217، حديث 1.
خدا به تو داده است، زكاتش را بده پس اگر از تو رو برگرداند، نزد او باز نگرد.»
6- ابو حمزه مىگويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم كه زكات در چند محل بر من واجب مىشود ولى برايم ممكن نيست پرداخت كنم.
فرمود:
«اعزلها
، فإن اتّجرت بها فأنت لها ضامن ولها الربح
، وإن نويت في حال ما عزلتها من غير أن تشغلها في تجارة فليس عليك شيء
، فإنّ لم تعزلها فاتّجرت بها في جملة مالك
، فلها تقسيطها من الربح
، ولا وضيعة عليها»[1]
. «زكات را جدا كن و بگذار. پس اگر با آن تجارت كردى، ضامن هستى و همه سود هم از مال زكات است، و اگر هنگاميكه جدا كردى نيّت زكات نمودى بدون اينكه آن را به تجارت بيندازى، چيزى بر تو نيست، و اگر اصلًا جدا نكردى و در ضمن بقيّه اموالت با آن تجارت كردى، به نسبت مال زكات، سود به آن تعلّق مىگيرد امّا خسارت و زيان بر آن نيست.»
7- امام صادق عليه السلام فرمود:
«كان رسول اللَّه صلى الله عليه و آله يقسِّم صدقة أهل البوادى في أهل البوادي
، وصدقة أهل الحضر في أهل الحضر»[2]
. «پيامبر خدا صلى الله عليه و آله زكات اهل باديه و صحرانشين را در ميان خود آنها و زكات اهالى شهر را هم در ميان خود آنها تقسيم مىكرد.»
8- از امام صادق عليه السلام سؤال شد درباره شخصى كه به او زكات داده
[1]- وسائل الشيعه، كتابالزكاة، باب 52، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 214، حديث 3.
[2]- همان، باب 38، ص 197، حديث 2.
مىشود تا آن را تقسيم كند، آيا مىتواند آن را از شهرى كه در آن است به شهر ديگر ببرد و تقسيم كند؟ امام فرمود:
«اشكال ندارد.»[1]
9- محمّد بن مسلم مىگويد: به امام صادق عليه السلام عرض كردم:
مردى زكاتش را فرستاده تا تقسيم شود پس مال ضايع و تلف شده آيا او تا تقسيم نكرده ضامن است؟ فرمود:
«إذا وجد لها موضعاً فلم يدفعها إليه فهو لها ضامن حتّى يدفعها
، وإن لم يجد لها من يدفعها إليه فبعث بها إلى أهلها فليس عيله ضمان لأنّها قد خرجت من يده...»[2]
. «اگر مستحقّى يافته و نداده ضامن است تا پرداخت كند، امّا اگر مستحقّ نيافته و آن را فرستاده تا به مستحقّش برسد، ضامن نيست زيرا مال زكات از دستش خارج شده است.»
10- در حديث آمده است: عثمان بن عمران به امام صادق عليه السلام عرض كرد: من مرد پولدار و متمكّن هستم، كسى مىآيد از من چيزى مىخواهد ولى وقت پرداخت زكات فرا نرسيده است؟ امام فرمود:
«القرض عندنا بثمانية عشر
، والصدقة بعشرة
، وماذا عليك إذا كنت كما تقول موسراً أعطيته
، فإذا كان إبّان زكاته احتسبت بها من الزكاة. يا عثمان
، لا تردّه فإنّ ردّه عند اللَّه عظيم»[3]
[1]- وسائل الشيعه، كتاب الزكاة، باب 37، ابوابالمستحقّين للزكاة، ص 195، حديث 1.
[2]- همان، باب 39، حديث 1.
[3]- همان، باب 49، ص 208، حديث 2.
«قرض دادن نزد ما هجده برابر ثواب دارد، و صدقه دادن ده برابر، و تو را چه مىشود وقتى كه به قول خودت پولدار هستى، چيزى به سائل بدهى و بعد زمانى كه وقت زكات رسيد، آن را بابت زكات حساب كنى.
سائل را رد نكن كه رد كردن آن در نزد خداوند خيلى سنگين است.»
11- عبدالرحمن بن حجّاج مىگويد: از امام ابوالحسن عليه السلام سؤال كردم درباره كسى كه اموال زكات را به مردى تحويل مىدهد كه به مستحقين برساند و تقسيم كند و او خود از كسانى است كه مستحقّ زكات است؟ فرمود:
«لا بأس أن يأخذ لنفسه كما يعطي غيره
، وقال: ولا يجوز له أن يأخذ إذا أمره أن يضعها في مواضع مسمّاة إلّابإذنه»[1]
. «اشكال ندارد چنانكه به غير خود مىدهد، براى خود هم چيزى بگيرد.» و فرمود:
«اگر به او امر كرده باشد كه در موارد مشخّص و مستحقّين خاصّى و نام برده برساند، نمىتواند بدون اجازه زكات دهنده براى خود بگيرد.»
احكام
نيّت زكات:
1- زكات از عبادات است، لذا در هنگام پرداخت آن بايد تقرّب به خداوند را نيّت كند و امتثال امر خداوند را قصد نمايد و اگر به قصد ريا و شهرت زكات بدهد، باطل مىباشد امّا اگر به منظور تشويق
[1]- وسائل الشيعه، كتابالزكاة، باب 40، ابواب المستحقّين للزكاة، ص 200، حديث 3.