فصل سيزدهم : سقط جنين
سقط جنين
(220)سقط كردن جنين مطلقا - چه روح در آن دميده شده باشد يا نه، و چه جنين از حلال باشد يا از زنا، و چه با رضايت پدر و مادر باشد يا بدون رضايت آنان - حرام است و ديه نيز دارد; ولي اگر روح در جنين دميده نشده باشد و به تشخيص پزشك حاذق و موثق زنده ماندن مادر متوقف بر سقط آن باشد، يا اينكه بقاي آن در رحم مستلزم نقص عضو يا درد غير قابل تحمل براي مادر باشد و زنده نگاه داشتن در خارج رحم نيز ميسر نباشد اشكال ندارد، هرچند در اين صورت بايد ديه آن را بپردازد.(221)اگر بيماري مادر به حدي است كه درد غير قابل تحمل فعلي دارد و معالجه لازم و ضروري است ولي در ضمن معالجه جنين طبعا سقط ميشود، اقدام به معالجه جايز است ; چه قبل از دميده شدن روح باشد يا بعد از آن .(222)اگر ادامه حاملگي براي مادر خطر جاني دارد هرچند در حال حاضر درد غير قابل تحمل ندارد، سقط جنين براي او قبل از دميده شدن روح در جنين (براي معالجه) جايز است ; ولي اگر بعد از دميده شدن روح باشد جايز نيست، مگر اينكه درد غير قابل تحمل فعلي عارض مادر شود و در ضمن معالجه سقط طبعا انجام گيرد.(223)سقط جنين كافر حتي در صورتي كه پدر و مادر او هر دو كافر باشند نيز جايز نيست ; مگر در مواردي كه بيان گرديد.(224) سؤال :آيا سقط كردن عمدي جنيني كه مطمئن هستيم يا احتمال ميدهيم معيوب و نارسا ميباشد در هر ماهي از بارداري (اگر ديه لازم هم پرداخت شود) مجاز است ؟جواب :پس از دميدن روح قطعا جايز نيست، و پيش از آن نيز محل اشكال است .
(225) سؤال :سقط جنين قبل از دميدن روح و يا بعد از آن در صورتي كه بقاي آن براي مادر يا جنين ضرر داشته باشد چگونه است ؟ و آيا ضرورتهاي اجتماعي - اقتصادي مجوز سقط جنين قبل از دميدن روح ميتواند باشد؟جواب :اسقاط جنين مطلقا - چه روح در آن دميده باشد يا نه - حرام است ; بلي قبل از دميدن روح، اگر به تشخيص پزشك متخصص متعهد زنده ماندن مادر متوقف بر آن باشد يا اينكه بقاي جنين در رحم مستلزم معيوب شدن و ناراحتي غير قابل تحمل براي مادر باشد، اشكال ندارد.(226) سؤال :با عكس برداري از جنين درون شكم مادري، معلوم شد كه جنين ناقص الخلقه ميباشد و پس از تولد مانند تكه گوشتي به كناري خواهد افتاد و هيچ گونه فعاليتي نمي تواند داشته باشد و فاقد هرگونه درك و شعور انساني خواهد بود; بفرماييد:الف :آيا جايز است در همان حال جنين بودن - قبل از دميدن روح يا بعد از آن - آن را ساقط نمود؟ب :اگر اين طفل به دنيا آمده و سپس بيمار شد، آيا جايز است كه هيچ گونه اقدامي در مورد درمان وي انجام نداد تا زودتر بميرد و چه بسا از درد و رنج راحت شود؟جواب :الف :در مفروض سؤال قبل از دميدن روح مانعي ندارد و بعد از آن محل اشكال است .ب :درمان به اندازه متعارف لازم است و بيش از آن لازم نيست .(227) سؤال :آيا در موارد زير قبل از دميده شدن روح ميتوان سقط درماني انجام داد؟الف :بيماريهايي كه ميدانيم مسلما جنين پس از تولد خواهد مرد.ب :بيماريهاي ژنتيكج :ناهنجاريهاي نوزادان، مانند: "آنانسفالي"جواب :موارد مختلف است .(228) سؤال :اگر پزشكان بگويند در صورتي كه زن كورتاژ نكند، در هنگام تولد يا زن ميميرد يا بچه، آيا ميتوان جنين را قبل از تولد سقط كرد؟
جواب :پيش از دميدن روح جايز است، و بعد از آن جايز نيست .(229) سؤال :بر طبق تشخيص پزشكان جنيني هست كه اگر در شكم مادر بماند خواهد مرد ولي اگر آن را از شكم مادر خارج نمايند و در دستگاه مخصوص (انكوباتور) بگذارند زنده ميماند و به رشد و حيات خود ادامه ميدهد; بفرماييد:الف :تكليف در اين مورد چيست ؟ آيا ميتوان بچه را از شكم مادر خارج نمود؟ب :آيا قبل از دميدن روح و يا بعد از دميدن حكم فرق ميكند؟جواب :در مفروض سؤال لازم است در صورت تمكن در حفظ جنين به نحو مذكور اقدام شود به ويژه بعد از دميدن روح .(230) سؤال :در صورتي كه زنده ماندن مادر متوقف بر سقط جنين در رحم او - كه روح نيز به او دميده است - باشد آيا سقط جايز است ؟جواب :با دميدن روح، جنين انسان كاملي است و فداكردن انساني براي انسان ديگر جايز نيست ; بايد امر را به اراده خدا محول نمود، مگر اينكه ماندن جنين موجب تلف هر دو گردد.(231) سؤال :اگر پزشك تشخيص قطعي داد كه ماندن جنين در شكم مادر موجب مرگ مادر ميگردد، بفرماييد:الف :آيا جايز است جنين را در شكم مادر از بين ببرند تا مادر سالم بماند؟ب :آيا ميتوان مادر را به همان حال باقي نهاد تا بچه سالم بماند و مادر بميرد؟ج :اگر در باقي گذاردن مادر به همان حال، احتمال مرگ هم مادر و هم جنين در كار باشد، تكليف چيست ؟ ضمن آنكه احتمال مرگ و سلامت براي هر دو مساوي باشد.د:اگر حكم فوق نسبت به جنين قبل از دميدن روح و بعد از دميدن آن فرق پيدا ميكند، حكم هر دو حال را بيان بفرماييد.جواب :مجرد احتمال مجوز سقط جنين نيست، ولي اگر پزشك متعهد تشخيص داد و يا خود مادر اطمينان پيدا كرد كه ماندن جنين براي حيات مادر يا سلامت او خطر جدي دارد سقط جنين پيش از دميدن روح مانعي ندارد، و پس از دميدن روح جايز نيست مگر اينكه ماندن جنين موجب تلف هر دو گردد.(232) سؤال :زني كه در ماه هفتم حاملگي به سر ميبرد در اثر تصادف نياز به
عمل جراحي فوري پيدا ميكند كه لازمه اش بيهوش نمودن اوست، ولي در اثر بيهوشي يقين داريم كه بچه ميميرد، آيا جايز است مادر جراحي و عمل شود؟جواب :در مفروض سؤال حتي الامكان عمل را با بيحسي موضعي يا بدون بيهوشي انجام دهند ولي اگر بيهوش كردن او ضرورت دارد مانعي ندارد.(233) سؤال :در فرض فوق اگر فقط احتمال فوت بچه برود، آيا باز هم جايز است مادر عمل شود؟جواب :اگر زن با انجام عمل جراحي حتما نجات پيدا ميكند اشكال ندارد.
غسل و كفن جنين مرده
(234)اگر جنين سقط شده چهار ماه يا بيشتراز چهار ماه داشته باشد، بايد جنين را غسل ميت داد و كفن كرد و دفن نمود; و كسي كه با بدن او تماس داشته است (مانند مادر، پزشك، و يا پرستار) بايد غسل مس ميت نمايد; و در صورتي كه جنين كمتر از چهار ماه داشته باشد او را در پارچه اي ميپيچند و بدون غسل دفن ميكنند; و كسي كه با او تماس داشته است بهتر است غسل نمايد.
ديه سقط جنين
(235)در مواردي كه سقط جنين جايز است ديه آن ساقط نمي شود; و ديه آن به عهده كسي است كه متصدي سقط باشد. بنابراين اگر پزشك با جراحي يا به وسيله تزريق آمپول جنين را سقط كند او ضامن است ; و اگر خود مادر با خوردن قرص يا استعمال چيزهاي ديگر كه پزشك نوشته اين كار را انجام دهد، مادر ضامن خواهد بود; و اگر پدر اطلاع نداشته باشد ديه به او پرداخت ميشود، و اگر پدر مطلع و اجازه دهد ديه به عهده هر دو ميباشد و بايد آن را به وراث ديگري كه در سقط شدن جنين مباشرت نداشته اند، بپردازند.(236)در مواردي كه سقط جنين جايز است، پزشك ميتواند با اخذ برائت از ورثه جنين، ذمه خود را بريئ سازد; و ورثه با يكديگر مصالحه نمايند.
(237)معمولا در پايان ماه چهارم و آغاز ماه پنجم روح در جنين دميده ميشود; ولي اختلاف زمان و مكان و جهات ديگر در استعداد جنين براي دميدن روح تأثير دارد. بنابراين تعيين زمان آن به طور دقيق و به نحو كامل ممكن نيست ; و در هر موردي كه تشخيص آن ممكن نباشد و در دميده شدن روح ترديد حاصل شود، حكم به عدم دميدن ميشود.(238)اگر سقط جنين بعد از دميده شدن روح باشد، سقطكننده علاوه بر ديه بنابراحتياط واجب بايد كفاره قتل را نيز بپردازد.(239)اگر جنين به صورت "نطفه" باشد ديه آن بيست مثقال شرعي طلاي سكه دار است، كه هر مثقال شرعي هجده نخود ميباشد; و اگر به صورت "علقه" (خون بسته شده) باشد ديه آن چهل مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و اگر به صورت "مضغه" (يك پاره گوشت) باشد شصت مثقال شرعي، و اگر به صورت استخوان باشد هشتاد مثقال شرعي، و اگر روي استخوان گوشت روييده و صورت بندي شده ولي هنوز روح نداشته باشد ديه آن يكصد مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و اگر روح در آن دميده شده، چنانچه جنين پسر باشد ديه او يكهزار مثقال شرعي طلاي سكه دار، و اگر دختر باشد پانصد مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و در اين صورت بنابراحتياط كفاره قتل نيز بر عهده ساقطكننده ميباشد.(240)ديه صدمات وارده بر اعضاي جنين و يا جراحات وارده بر سر و بدن او به نسبت ديه خود جنين در آن حال است ; يعني اگر روح دميده مثل ديه انسان كامل، و اگر روح در آن ندميده به نسبت صد مثقال شرعي طلاي سكه دار حساب ميگردد.(241) سؤال :اگر مادري براي سقط بچه اش كاري انجام ندهد، لكن با رعايت نكردن موارد لازم و تهيه نكردن شرايط حفظ جنين باعث سقط بچه شود، آيا كار حرامي انجام داده است ؟جواب :حفظ جنين واجب است، و در فرض سؤال مادر مسئوليت دارد و ضامن ديه است .(242) سؤال :در صورتي كه پزشك متخصص با رضايت زن و شوهر، بچه ناقص الخلقه اي را كه نواقص جسمي او با دستگاه تشخيص داده شده است از روي
ندانستن مسأله سقط كند، آيا ديه اي بايد پرداخت شود؟ و در صورت وجوب ديه، پرداخت آن متوجه چه كسي است ؟ و اگر مباشر سقط، پدر و مادر را نمي شناسد ديه را بايد به چه كسي بپردازد؟جواب :كسي كه مستقيما عامل سقط است ضامن ديه است، پزشك باشد يا خود مادر با خوردن دارو; و در صورتي كه نتواند ديه را به صاحب ديه يا وارث او برساند بايد از طرف او به فقير صدقه دهد.(243) سؤال :ماده 91 قانون تعزيرات كه به تأييد فقهاي شوراي نگهبان رسيده است مقرر ميدارد: "اگر زن حامله براي سقط جنين به طبيب يا قابله مراجعه كند و طبيب هم عالما و عامدا مباشرت به اسقاط جنين كند، ديه جنين به عهده اوست ; و اگر روح در جنين دميده باشد بايد قصاص شود، و اگر او را به وسايل اسقاط جنين راهنمايي كند، به شش ماه تا سه سال حبس محكوم ميشود." نظر به اينكه فقهاي شيعه در مورد جنين بين حلول روح و غير آن فرقي قائل نيستند و در هرحال سقط جنين موجب ثبوت قصاص نمي شود، آيا ماده قانوني مذكور منطبق با شرع ميباشد يا خير؟ در صورت منفي بودن، با توجه به عدم مخالفت شوراي نگهبان با آن، تكليف قاضي در صدور حكم چيست ؟جواب :هرچند جنين پس از دميدن روح نسبت به ديه حكم انسان كامل را دارد ولي قصاص در اسقاط جنين بلكه در قتل غير بالغ به نظر اين جانب محل اشكال است، و قاضي مجتهد بايد برحسب اجتهاد خويش عمل نمايد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة