فصل اول : معاينه و درمان پزشكي
نگاه به نامحرم
(1)نگاه كردن مرد به بدن زن نامحرم - چه با قصد لذت يا بدون آن - حرام است ; و نگاه كردن به صورت و دستها - تا مچ - نيز به قصد لذت حرام ميباشد، هرچند بنابراحتياط بدون قصد لذت نيز نگاه عمدي نكند. زن نيز بنابر احتياط به بدن مرد نامحرم نگاه نكند; ولي اگر پزشك براي معاينه يا درمان ناچار باشد نگاه كند به مقدار ضرورت مانعي ندارد.(2)نگاه مرد به بدن زنان غير مسلمان - در صورتي كه مفسده نداشته باشد- اشكال ندارد; گرچه احتياط آن است كه به اعضايي كه معمولا آن را ميپوشانند نگاه نكند; مگر هنگام درمان به مقدار ضرورت .(3)اگر پزشك براي درمان ناچار باشد به عورت شخصي نگاه كند بنابراحتياط واجب در صورت امكان بايد آينه اي را در مقابل گذاشته و در آن نگاه كند; ولي اگر چاره اي جز نگاه كردن به خود عورت نباشد اشكال ندارد.
لمس بدن نامحرم
(4)لمس بدن نامحرم حرام است ; ولي اگر پزشك براي معاينه يا درمان ناچار شود بدن نامحرم را لمس نمايد و مراجعه به پزشك هم جنس يا محرم دشوار باشد اشكال ندارد; و در اين موارد در صورت امكان پزشك معالج بايد از دستكش استفاده كند يا از روي لباس اقدام كند; ولي در صورت ضرورت و ناچاري لازم نيست .(5)لمس بدن بيمار نامحرم توسط پزشك، از روي لباس بدون قصد لذت و ترتب مفسده ديگر مطلقا جايز است ; چه در حال ضرورت باشد يا در غير حال ضرورت .
(6)اگر پزشك معالج بتواند فقط با نگاه كردن بيمار نامحرم را معاينه كند لمس بدن او جايز نيست ; و اگر بتواند فقط با لمس كردن اين كار را انجام دهد، نگاه كردن جايز نخواهد بود; و در هر حال بايد به مقدار ضرورت اكتفا شود.(7)گرفتن نبض و فشار خون و عمل به ساير دستورات پزشك توسط جنس مخالف اشكالي ندارد، به شرط اينكه جنس موافق در دسترس نباشد و به مقدار ضرورت اكتفا شود.(8) سؤال :با توجه به اينكه جهت معاينه ساده پروستات حتما بايد از طريق مقعد بيمار را مورد بررسي قرار داد، يا در بسياري از بيماريهاي ادراري و تناسلي مشاهده و گاه لمس آنها ضروري است، همچنين طبق نظريه هاي علوم پزشكي يكي از معايناتي كه امروزه در هر بيماري جزو معاينات اصلي به شمار ميآيد عملي به نام "توشه ركتال" است كه يك نوع معاينه نظري و لمسي از طريق مقعد ميباشد، از سوي ديگر يكي از دقيق ترين روشهاي تعيين درجه حرارت فرد از طريق مقعد است و اين معاينات گاهي به خاطر احتياط در جهت تشخيص يا رد برخي از بيماريها انجام ميشود و گاهي در تشخيص برخي بيماريها بسيار مؤثر و روش كم خرج و ساده اي به نظر ميآيد; حال آيا پزشك مجاز است چنين معايناتي را بر روي بيمار بدون اشكال شرعي انجام دهد؟ در ضمن استفاده از آينه هميشه امكان ندارد و به علاوه عمل لمس را بايد با ديد كامل انجام داد.جواب :اگر تشخيص بيماري يا مداوا متوقف بر نظر و لمس مستقيم و بدون دستكش باشد، بدون تجاوز از مقدار لازم جايز است، و كوتاهي جايز نيست .(9) سؤال :آيا احكامي كه درباره معالجه بيماران توسط پزشكان گفته شده است شامل پرستاران يا كساني كه در آزمايشگاهها و... مشغول به كار هستند نيز ميشود؟جواب :فرقي نمي كند.(10) سؤال :در حكم نظر و يا لمس بدن مرد و زن نامحرم، آيا فرقي بين مسلمان و غيرمسلمان ميباشد؟جواب :نگاه به بدن غيرمسلمان نامحرم كه خود را نمي پوشاند اگر از روي شهوت نباشد و مفسده اي بر آن مترتب نيست مانعي ندارد; ولي بنابراحتياط به جاهايي از
بدن كه معمولا ميپوشانند نگاه نكند; و لمس بدن غيرمسلمان نيز براي معاينه يا معالجه حكم بدن مسلمان را دارد، كه در صورت ضرورت مانعي ندارد.
مراجعه به پزشك غير هم جنس
(11)بيمار در صورت وجود پزشك هم جنس خود خوب است به پزشك غير هم جنس مراجعه نكند، و اگر نياز به نگاه يا لمس باشد واجب است به غير هم جنس مراجعه نكند; مگر در صورتي كه دسترسي به پزشك هم جنس مشكل باشد، و يا اينكه تشخيص بيماري توسط پزشك هم جنس ممكن نباشد.(12)اگر مراجعه به پزشك هم جنس مستلزم عسر و حرج يا تشديد بيماري و يا تأخير در بهبودي باشد مراجعه به پزشك غير هم جنس مانعي ندارد، اما اگر ميتواند بدون عسر و حرج به پزشك هم جنس مراجعه كند جايز نيست در صورت نياز به نگاه يا لمس به پزشك غير هم جنس مراجعه نمايد.(13)در مواردي كه امكان مراجعه به پزشك هم جنس وجود ندارد و بيمار ناچار باشد به پزشك نامحرم مراجعه كند، اقدام به معالجه و معاينه براي پزشك جايز و گاهي لازم است ; در اين صورت اگر معالجه به نظر، لمس، گرفتن فشار خون و اقدامات ديگر متوقف باشد، براي پزشك بدون تجاوز از مقدار لازم و ضروري جايز است .(14) سؤال :اگر بيمار به پزشك نامحرم مراجعه كند و به نگاه يا لمس نياز باشد، آيا بر پزشك لازم است او را به پزشك هم جنس راهنمايي كند يا خير؟جواب :اگر پزشك از وجود پزشك هم جنس آگاهي دارد و ميداند كه بيمار از آن بي اطلاع است او را راهنمايي كند.(15) سؤال :اگر پزشك هم جنس خيلي حاذق نباشد، آيا جايز است به غير هم جنس حاذق مراجعه كرد؟جواب :با توجه به خصوصيات بيماري - از جهت ميزان خطر و شدت و ضعف آن - و نيز با توجه به مقدار آگاهي پزشك هم جنس، اگر مراجعه به او عقلايي نباشد
مراجعه به غير هم جنس اشكالي ندارد.(16) سؤال :مقصود از "اضطرار" كه به موجب آن ميتوان به پزشك نامحرم مراجعه نمود، چيست ؟جواب :اگر تأخير تا دسترسي به پزشك محرم موجب خطر يا تشديد بيماري يا تأخير در بهبودي ميشود، "اضطرار" صدق ميكند. همچنين اگر مراجعه به محرم موجب عسر و حرج براي او ميشود ميتواند به نامحرم مراجعه كند.(17) سؤال :همان گونه كه ميدانيد معاينه پزشكي تنها شامل گرفتن نبض و اندازه گيري حرارت و فشار خون نيست، بلكه طبق نظريه هاي علوم پزشكي شامل نگاه، لمس و نيز معاينات فيزيكي خاص در مورد اعضا و جوارح - كه معمولا از روي لباس امكان پذير نيست - در مورد هر بيمار و در هر شرايط ميشود; و براي تشخيص ساده بسياري از بيماريها، عدم تحميل هزينه هاي اضافي ناشي از آزمايشات متعدد بر بيمار، تسريع تشخيص و كاستن از خطرات تشخيص به وسيله راههاي ديگر، وظيفه پزشكي انجام هريك را ايجاب ميكند و در صورت عدم انجام آنها به طور كامل، تشخيص كه بايد به راحتي صورت گيرد انجام نمي شود و با عدم تشخيص، بيماري پيشرفت ميكند و جان بيمار در معرض خطر قرار ميگيرد. حال با توجه به اينكه در فتاواي مراجع بزرگوار آمده است كه اگر پزشك زن در دسترس باشد جايز نيست بيمار زن به پزشك مرد مراجعه نمايد، خواهشمند است در موارد زير بفرماييد:الف :اگر به طور مثال زن بيماري كه جانش در خطر است به تنها پزشك يك روستاي دورافتاده كه مرد است مراجعه كند، آيا اين پزشك مجاز است هر گونه معاينه ضروري را در مورد بيمار انجام دهد؟جواب :حكم داير مدار ضرورت و ناچاري براي بيمار ميباشد; پس در موردي كه معالجه ضرورت عرفي داشته باشد و مراجعه به هم جنس و محرم ميسور نباشد و معالجه پزشك نامحرم بر معاينه و نظر و لمس توقف داشته باشد، به مقدار لزوم جايز و در بعضي موارد لازم ميباشد; و اگر نظر به وسيله آينه و لمس به وسيله دستكش ممكن و كافي باشد، از نظر و لمس مستقيم اجتناب شود.ب :در فرض فوق اگر جان بيمار در خطر نباشد بلكه يك بيماري خفيف يا
متوسط وجود داشته باشد، آيا بيمار زن حتما بايد به پزشك زن در شهر مراجعه كند و يا در همان روستا پزشك مرد مجاز است با انجام معاينات ضروري اقدام به تشخيص و درمان نمايد؟جواب :اگر معالجه توقف بر نظر و لمس داشته باشد و مراجعه به پزشك هم جنس مستلزم عسر و حرج باشد، مراجعه به پزشك نامحرم مانعي ندارد.ج :گرفتن نبض و فشار خون و عمل به ساير دستورات پزشك توسط پرستار جنس مخالف بيمار چه حكمي دارد؟جواب :در صورت نبودن جنس موافق و اكتفا به مقدار ضرورت اشكال ندارد.د:در صورت لزوم مشاهده و لمس موهاي خانم بيمار جهت معاينه توسط پزشك مرد چه حكمي دارد؟جواب :مو در خصوص مورد سؤال حكم بدن او را دارد، كه تفصيل آن در مسائل قبل بيان شد.(18) سؤال :اگر پزشك مرد از روي ناچاري مجبور به معاينه خانم بيمار باشد، و يا خانم بيمار ناچار به مراجعه به پزشك مرد شود، با توجه به اينكه در صورت رعايت كامل مسائل شرعي و اخلاقي در معاينه كامل خانمها شايد بيش از نود درصد معاينات كه در كتب پزشكي به انجام آنها تأكيد شده است بايد انجام نگيرد، اگر با اين گونه معاينات سطحي و غير كامل بيماري وي تشخيص داده نشود و درمان كامل صورت نگيرد، آيا پزشك مسئول است ؟ اگر مسئول است چاره چيست ؟ آيا برخلاف مسائل شرعي عمل نكرده است ؟ البته پزشكان متخصص ممكن است بدون معاينه كامل بتوانند تشخيص و درمان را انجام دهند; ولي افراد غيرمجرب بدون معاينه كامل امكان مداوا ندارند.جواب :در هر موردي كه بيمار ناچار باشد به پزشك نامحرم مراجعه كند، اقدام به معالجه براي پزشك جايز و گاهي لازم است ; و معالجه بر هر چيزي از قبيل نگاه كردن و لمس و اقدامات ديگر اگر توقف داشته باشد براي پزشك بدون تجاوز از مقدار لازم جايز است و برخلاف مسائل شرعي نيست ; و در اين موارد بايد وسواس را كنار گذاشت .
(19) سؤال :معاينه افرادي كه بيمار نيستند و يا بيماري آشكاري ندارند و براي امور مختلف نظير استخدام، سربازي و كارهاي پژوهشي به پزشك معرفي ميگردند، چه حكمي دارد؟ تسري اين مسأله به افراد هم جنس و غير هم جنس چگونه است ؟جواب :معاينه غير همجنس نامحرم و معاينه عورت غير همسر حتي براي همجنس و محرم در غير حال ضرورت جايز نيست، ولي در صورت لزوم و ضرورت مانعي ندارد، و مقصود از "ضرورت" ضرورت عرفي است .
اولويت در درمان
(20) سؤال :انتخاب اولويت در رسيدگي به چند بيمار كه همگي به اقدامات اورژانسي نياز دارند بر چه اساسي است ؟ آيا معيار، تنها رسيدگي به حال بيمار بدحال تر است يا اين كه شخصيت حقوقي و حقيقي افراد، باعث برتري يك نفر بر ديگري ميشود؟ مثلا رسيدگي به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده با يك فرد مؤثر در جامعه يكسان است ؟جواب :بايد بيماري را كه بدحال تر و خطر جاني او بيشتر است مقدم داشت .(21) سؤال :اگر دو مصدوم را براي معالجه بياورند كه هر دو در شرايط خطر جاني قرار دارند، در صورتي كه يكي از آن دو مصدوم، عضو خانواده اي باشد كه اين پزشك، طبيب خانوادگي آنان ميباشد و اقدام پزشك براي معالجه هر يك از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر است بفرماييد:الف :اگر طبيب هيچ گونه تعهد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده مصدومي كه وي پزشك آنان است نداده باشد وظيفه او چيست ؟ب :در صورتي كه تعهد شرعي نسبت به معالجه اعضاي خانواده يكي از آن دو داشته باشد چه كند؟ج :در صورتي كه مصدوم و مجروحي كه وي پزشك خانوادگي آنان ميباشد حالش بسيار سخت است ولي احتمال خطر مرگ براي او كمتر است تا مصدوم ديگر، در اين صورت وظيفه چيست ؟
جواب :الف :اگر از جهت خطر مساوي هستند فردي كه ارزش انساني - اسلامي او بيشتر است مقدم است .ب :در صورت مساوي بودن خطر و ارزش انساني - اسلامي بايد به فردي كه نسبت به او تعهد دارد بپردازد.ج :فردي را كه احتمال خطرش بيشتر است مقدم بدارد.(22) سؤال :مبلغي پول در اختيار است كه آن را ميتوان يا مصرف مداواي يك بيمار قلبي نمود و يا صرف چند بيمار ديگر كه به امراض ديگري مبتلا هستند. حال اگر بيمار قلبي را مداوا ننماييم خواهد مرد، و اگر مداواي بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنجهاي شديد ميشوند و موجب پيشرفته شدن بيماري آنان ميگردد، و راهي هم براي مداواي هيچ يك از بيماران فوق جز از طريق خرج كردن اين مبلغ وجود ندارد; در اين صورت تكليف پزشك انتخاب كدام طرف ميباشد؟جواب :حفظ جان مسلمان مقدم بر كارهاي ديگر است، بنابراين در اين فرض بايد به معالجه بيمار قلبي بپردازد، مگر اينكه پيشرفت بيماري ديگران موجب مرگ آنان شود.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة