فصل سوم : دندانپزشكي
طهارت و نجاست دندان
(29)دندان جدا شده از انسان زنده، اگر خون و گوشت همراه آن نباشد پاك است و مس آن موجب غسل نيست .(30)اگر هنگام پركردن دندان و يا جرم گيري و جراحي هاي لثه و فك و امثال آنها، دهان انسان خوني شود، بنابر احتياط دهان را آب بكشد.(31)استفاده مسلمان از دندان ساخته شده توسط غيرمسلمان جايز است، ولي بنابر احتياط ظاهر آن را آب بكشد.(32) سؤال :هنگام معاينه و درمان دهان و دندان بيماران از وسايلي از قبيل آينه، سوند و... به دفعات متوالي استفاده ميگردد; از سويي در هنگام درمان معمولا وسيله اي به نام ساكشن (مكنده) بزاق و ترشحات آلوده به خون احتمالي موجود در دهان را خارج ميكند. با توجه به توضيح فوق الذكر:الف :ورود مجدد و مكرر وسيله اي كه در اثر ترشحات آلوده به خون دهان خود بيمار نجس گرديده، به داخل دهان او چه حكمي دارد؟ با توجه به اينكه ممكن است در طي معالجه به دفعات مكرر اين وسيله به دهان بيمار وارد و خارج گردد و تطهير مجدد وسيله كاري صعب و دشوار است .ب :وارد كردن وسيله اي كه از لحاظ ظاهري در مواد ضد عفوني تميزكننده و دستگاههاي استريل كننده قرار گرفته ولي قبلا آلوده به خون گرديده و با آب تطهير نشده است به دهان بيمار چه حكمي دارد؟جواب :پس از اتمام كار لبها را بشويد و بنابر احتياط دهان را نيز با داخل كردن آب در آن آب بكشد.
(33) سؤال :در دندانپزشكي وسيله اي مورد استفاده قرار ميگيرد به نام "توربين" كه توسط آن پوسيدگي هاي دندان را تراش ميدهند و در هنگام تراش از قسمتي از همين وسيله به طور خودكار آب بر روي دندان و محل تراش پاشيده ميشود، با ذكر اين نكته كه منبع آب مذكور در بعضي از "يونيت ها" (دستگاههاي دندانپزشكي) متصل به آب كر و در بعضي متصل به آب قليل ميباشد، با توجه به توضيحات مذكور، در هنگام كار با توربين مذكور، در صورت آلوده به خون بودن محيط دهان، ترشحات خارج شده از محيط دهان بيمار كه بر لباس و بدن دندانپزشك و خود بيمار برخورد ميكند در هر كدام از يونيتهاي متصل به آب كر و آب قليل چه حكمي دارد؟جواب :اگر ترشحات از آب خون آلود باشد نجس است و هم چنين بنابر احتياط اگر از آب قليل متصل به آب خون آلود باشد، وگرنه پاك است .(34) سؤال :در يونيت ها (دستگاههاي مخصوص دندانپزشكي) وسايلي هست به نام "پوار آب" يا "پوار هوا"، كه آب يا هوا را با فشار زياد خارج ميكند و جهت شستشو و خشك كردن محيط دهان و دندان مورد استفاده قرار ميگيرد. با اين توضيح لطفا بفرماييد در صورت آلوده به خون بودن محيط كار، ترشحات ناشي از پوار آب (وسيله توليد آب با فشار به داخل دهان) در صورت متصل بودن به آب كر يا قليل هنگام برخورد با لباس و بدن دندانپزشك يا بيمار چه حكمي دارد؟جواب :حكم آن حكم مسأله قبل است .(35) سؤال :به طور كلي فرو بردن خون كه از محل كشيده شدن دندان تا مدتي جريان دارد و با بزاق دهان مخلوط ميگردد چه حكمي دارد؟جواب :فرو بردن خون يا آب خون آلود جايز نيست، مگر اينكه بي اختيار فرو رود.(36) سؤال :دندان مصنوعي - اعم از ثابت و متحرك - و نيز موادي كه با آن دندان را پر ميكنند، آيا جزو باطن است كه با ملاقات با نجاست نياز به تطهير ندارد، يا آن كه در صورت ملاقات با خون يا غير آن بايد تطهير شود؟جواب :بنابر احتياط تطهير شود.
گذاشتن دندان طلا
(37)گذاشتن دندان طلا يا روكش طلا براي مرد اگر زينت نباشد يا ضرورت داشته باشد اشكال ندارد، و براي زن مطلقا مانعي ندارد.
دندانپزشكي در ايام روزه داري
(38) سؤال :در رساله توضيح المسائل آمده است : يكي از مكروهات ايام روزه داري كشيدن دندان و هر كاري است كه به واسطه آن از دهان خون بيايد، و اينكه بي جهت آب يا چيزي روان در دهان كند; با توجه به مسأله مذكور آيا دندانپزشك كه به واسطه عمل او از دهان بيمار خون جاري گشته و يا حين مداوا با وسيله اي آب به محيط دهان بيمار وارد ميكند مرتكب فعل مكروهي شده است ؟جواب :بيمار با اجازه اعمال مذكور مرتكب عمل مكروه شده است .
ضمانت در دندانپزشكي
(39)دندانپزشك براي كشيدن دندان بايد از بيمار اجازه بگيرد; و اگر بدون اجازه او دندانش را بكشد و بيمار راضي نشود ضامن خواهد بود و بايد ديه بپردازد.(40) سؤال :گاهي بيماران به دليل دندان درد شديد و يا بالا بودن هزينه درمان، اصرار بر كشيده شدن دندان آسيب ديده توسط دندانپزشك ميكنند; در چنين مواردي با علم به اينكه ميتوان چنين دنداني را درمان نمود، آيا كشيدن دندان به صرف رضايت و اصرار بيمار جايز است ؟ و در صورت كشيدن چنين دنداني با اصرار و رضايت بيمار آيا دندانپزشك ضامن و مسؤول پرداخت ديه دندان ميگردد؟جواب :در صورت عدم تحمل درد يا عدم تمكن از هزينه درمان، كشيدن آن مانعي ندارد، و با رضايت بيمار پزشك ضامن نيست .(41) سؤال :گاهي در هنگام درمان، دندانهايي كه پوسيدگي آنها نزديك عصب است در اثر خطاي سهوي دندانپزشك عصب دندان باز ميگردد، كه اين مسأله
معمولا منجر به كاهش عمر دندان و دربرداشتن هزينه درماني اضافي براي بيمار ميگردد; آيا اين خطاي سهوي و عملي دندانپزشك موجب ضمان و مديون شدن او ميشود؟جواب :پزشك ضامن و مديون است مگر اينكه بيمار رضايت دهد.
ديه دندان
(42)اگر تمام دندانهاي كسي را از بين ببرند، ديه آن مانند ديه قتل است ; و ديه هركدام از دوازده دندان جلوي دهان كه شش عدد در بالا و شش عدد در پايين ميباشد، پنجاه مثقال شرعي طلاي سكه دار است ; و ديه هركدام از شانزده دندان عقب دهان بيست و پنج مثقال شرعي طلاي سكه دار است . (هرمثقال شرعي طلاي سكه دار معادل 3/456 گرم ميباشد).(43)در صورتي كه بر اثر ضربه اي دندان كسي سياه شود يا بشكند، شخص ضربه زننده بايد ديه بدهد، و معالجه آن بعد از وقوع جنايت از ديه نمي كاهد.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل چهارم : پزشكي قانوني
كالبد شكافي
(44)نبش قبر مسلمان براي كالبدشكافي جايز نيست ; مگر اينكه اثبات حقي بر آن متوقف باشد، يا اينكه حفظ جان مسلمانان - هرچند در آينده - متوقف بر آن باشد و تهيه جسد كافر امكان نداشته باشد.(45) سؤال :آيا براي تشخيص علت مرگ ناشناخته جهت پيشرفت علم پزشكي و كمك به نجات و يا درمان بيماران مشابه در آينده، ميتوان اقدام به كالبدگشايي (اتوپسي) نموده و از اعضاي ميت براي آزمايش نمونه برداري كرد؟ و همچنين كالبدگشايي براي كشف جرم و شناسايي احتمالي قاتل و يا كالبدگشايي براي نجات متهم بي گناهي از مرگ چه حكمي دارد؟جواب :كالبد شكافي جسد مسلمان در هر موردي كه حاكم شرع جامع الشرايط يا نماينده او ضرورت آن را احراز كند مانع ندارد; و الا جايز نيست .(46) سؤال :در صورتي كه ضرورت داشته باشد علت مرگ شخصي مشخص شود، آيا مجازيم جسد وي را در پزشكي قانوني تشريح نماييم ؟ و يا اگر مدفون باشد نبش قبر كرده جسد وي را بررسي نماييم ؟جواب :اگر حاكم شرع جامع الشرايط يا نماينده او از جهت اهميت موضوع، لزوم تشريح را احراز كند و دستور تشريح بدهد اشكال ندارد; و در غير اين فرض جايز نيست و ديه هم دارد; و اما نبش قبر در صورتي كه به نظر محكمه صالحي اثبات حقي متوقف بر ديدن و بررسي جسد باشد اشكال ندارد.
تشخيص مرگ
(47) سؤال :اگر براي تشخيص حيات يا مرگ مصدومي تنها راه منحصر به
شكافتن يكي از شريانهاي وي باشد، بفرماييد:الف :آيا انجام اين كار جايز است يا خير؟ب :آيا انجام اين عمل در صورت ضرورت مستلزم پرداخت ديه ميباشد يا خير؟ج :اگر پرداخت ديه لازم باشد، پرداخت آن به عهده كيست ؟جواب :در مفروض سؤال جايز است، و ظاهرا ديه هم ندارد (ما علي المحسنين من سبيل).(48) سؤال :در صورتي كه فوت بيمار مشكوك باشد تكليف چيست ؟ آيا ميتوان در اين فرض چيزي به او تزريق كرد تا نسبت به مرگ او يقين حاصل شود؟جواب :با احتمال حيات جايز نيست .
گواهي پزشكي
(49)گواهي پزشك واجد شرايط درباره جنايات و جراحات در صورتي كه مستند به حس باشد معتبر است ; ولي آنچه از روي حدس و گمان پزشك باشد براي اثبات ديه يا قصاص و ضمانت اعتبار ندارد.(50)تشخيص پزشك براي اجراي حدود در اثبات گناهان جنسي - مثل زنا يا لواط - كفايت نمي كند; و اثبات اين جرايم فقط با اقامه بينه يا اقرار متهم ميباشد، با رعايت شرايطي كه براي بينه و اقرار بيان شده است .(51)اگر از گفته پزشك يقين به مرگ شخصي پيدا شود تجهيز و دفن او جايز است ; در غير اين صورت بايد تا حصول يقين صبر كرد.(52)پزشك بايد از صدور گواهي هاي خلاف واقع خودداري نمايد.(53) سؤال :آيا تشخيص پزشك در اصل تحقق زنا يا لواط و حصول دخول در قبل يا دبر، شرعا كافي است يا حتما بايد اقرار يا بينه اقامه شود؟جواب :در فرض مسأله اثبات حد از طريق اقرار و يا بينه ميباشد، و تشخيص پزشك موجب حد نمي شود.(54) سؤال :آيا حاكم شرع ميتواند براي اثبات زنا يا لواط، پايه و اساس علم خود را نظريه پزشك قانوني قرار داده و متهمان را جهت معاينه و انجام آزمايشات