داشت در ثبوت ارتداد شرايطي معتبر است كه تا آن شرايط تحقق نيابد حكم ارتداد اجرا نمي شود، و به اندك شبهه اي بايد از اجراي احكام ارتداد خودداري كرد.(146) سؤال :آيا تفاوتي بين اهل تسنن و اهل تشيع در احترام جسد و عدم جواز تشريح آن وجود دارد؟جواب :تفاوت ندارد.
تشريح مرده غيرمسلمان
(147)تشريح مرده غيرمسلمان - اگر اهل ذمه نباشد - جايز است ; و در اهل ذمه احوط ترك آن است، مگر آنكه حفظ جان مسلمان يا اهل ذمه بر آن متوقف باشد.(148) سؤال :اگر دانشجو نداند جنازه مسلمان است كه تشريح ميكند يا كافر، تكليف چيست ؟جواب :در كشور اسلامي بايد تحقيق كند.
تهيه جسد و استخوان
(149)اگر تهيه جسد غيرمسلمان ممكن است بايد تهيه كنند تا از تشريح جسد مسلمان جلوگيري شود; هرچند مستلزم تعيين بودجه و خريداري از كشورهاي ديگر باشد.(150) سؤال :آيا انسان مالك بدن خود ميباشد يا نه ؟ و آيا ميتواند وصيت نمايد پس از فوت، بدن يا اجزايي از بدن خود را براي تشريح يا پيوند عضو در اختيار دانشكده هاي پزشكي و پزشكان قرار دهند؟جواب :انسان در غير مواردي كه شرعا ممنوع است، تسلط بر بدن خود دارد; و در خصوص وصيت مورد سؤال به لحاظ اينكه وصيت به امر حرام نافذ نيست نظر اينجانب سابقا اين بود كه در مواردي كه كاري بدون وصيت جايز نيست وصيت بي اثر ميباشد [يعني كار حرام را حلال نمي كند]; ولي ممكن است گفته شود كه منشاء حرمت تشريح [بدون وصيت ] دو چيز است : يكي تصرف در جسد انسان بدون اذن
او، و ديگري هتك حرمت جسد مسلمان ; لكن وصيت به امر عقلايي علاوه بر اينكه عرفا اذن است موضوع هتك را نيز منتفي ميسازد. بنابراين وصيت مورد سؤال جايز و نافذ ميباشد; ولي بايد به نحوي انجام شود كه در عمل نيز صدق هتك نكند، مثلا اگر ذكر نام و شناسايي او در نزد عموم يا دانشجويان موجب انتزاع هتك باشد بايد از ذكر نام و معرفي او خودداري شود.(151) سؤال :در دانشگاههاي علوم پزشكي از اجساد افرادي كه صاحب ندارند، براي تشريح و يادگيري دانشجويان استفاده ميشود و يا اعضاي آنها را مثل قلب و كبد و كليه، اغلب بدون اجازه صاحبان ميت در شيشه ها نگهداري ميكنند. لطفا نظرتان را در اين مورد بيان فرماييد؟جواب :حتي الامكان از اجساد غيرمسلمان استفاده كنند، مگر اينكه يافت نشود و حفظ جان يا معالجه فرد مسلمان متوقف بر آن باشد.(152) سؤال :آيا ولي فقيه يا حاكم شرع بدون رضايت صاحب ميت ميتواند حكم به اهداي جنازه به دانشكده پزشكي جهت تعليم نمايد؟جواب :مشكل است .(153)نبش قبر مسلمان براي تهيه استخوان و تشريح جايز نيست ; مگر اينكه حفظ جان مسلمان - هرچند در آينده - متوقف بر آن باشد و تهيه استخوان كافر امكان نداشته باشد.(154) سؤال :آيا ميتوان براي تشريح جهت آموزش، به علت كمبود جسد و استخوان (كه بدون آنها آموزش ممكن نيست) اقدام به نبش قبر غيرمسلمان نمود؟جواب :نبش قبر كفار اشكال شرعي ندارد، مگر اينكه مفسده اي بر آن مترتب باشد; و نبش قبر كافري كه در ذمه اسلام ميباشد جايز نيست، مگر اينكه طبق آداب خودشان جايز باشد.(155) سؤال :در فرض فوق اگر ندانيم اين قبر متعلق به مسلمان است يا غيرمسلمان، آيا مجازيم نبش قبر كنيم ؟جواب :در بلاد اسلام جايز نيست .(156) سؤال :در صورت كمبود جسد و استخوان، آيا ميتوانيم استخوانهايي را
كه در بيابانها و قبرستانها مييابيم و يا به وسيله عمليات حفاري شهرداريها در سطح خاك ظاهر ميشوند مدتي جهت آموزش استفاده كنيم و بعد از اتمام كار به يك مركز آموزشي هديه نماييم و يا دفن كنيم ؟جواب :اگر ثابت شود كه استخوان جسد كافر است مانع ندارد; ولي اگر استخوان جسد مسلمان است جايز نيست و بايد دوباره دفن شود، مگر اينكه حفظ جان مسلمان - هرچند در آينده - متوقف بر استفاده از اين استخوان باشد.(157)تشريح بدن كسي كه دچار مرگ مغزي شده ولي قلب او هنوز از كار نيفتاده است، چه حكمي دارد؟جواب :اگر صدق كند كه مرده است حكم ساير اموات را دارد.
تماس با جسد
(158)تشريح جسد مسلمان - در مواردي كه جايز است - اگر پس از تغسيل ميت باشد، تماس با جسد او موجب غسل مس ميت نمي شود; و اگر ميت را غسل نداده باشند، تماس با جسد او در هنگام تشريح، موجب وجوب غسل مس ميت ميگردد.
پرداخت ديه
(159)در مواردي كه حفظ جان مسلمانان متوقف بر تشريح بدن مسلمان باشد، بنابر احتياط ديه آن را پرداخت نمايند; و اگر ميت مسلمان را بدون مجوز شرعي تشريح نمايند، براي قطع اعضاي او ديه واجب ميشود.(160)ديه قطع اعضاي ميت مسلمان مانند ديه جنين كاملي است كه روح در آن دميده نشده باشد; پس اگر جنازه مسلماني را سر ببرند يا شكمش را پاره كنند يا كار ديگري را انجام دهند كه اگر زنده بود به جهت آن ميمرد، بايد يكصد مثقال شرعي طلاي سكه دار - يعني 345/6 گرم طلاي سكه دار - بدهند; و ديه بريدن اعضاي او به نسبت ديه خود اوست ; بنابراين ديه بريدن هر دست يا هر پا پنجاه مثقال شرعي طلا، و ديه بريدن هر انگشت ده مثقال شرعي طلا ميباشد.
(161)ديه صدمات وارد شده بر ميت به ورثه او تعلق نمي گيرد، و بايد صرف حج يا صدقات و يا خيرات براي شخص خود ميت شود، و يا اگر او بدهي دارد صرف پرداخت آن گردد; مگر اينكه در وصيت مصرف معيني براي آن در نظر گرفته باشد يا وصيت كرده باشد كه به ورثه برسد. همچنين است اگر از راه مصالحه يا قرارداد، مبلغ معيني در قبال استفاده از جسد او به ميت تعلق گيرد.(162)اگر پولي را به عنوان غير ديه به بستگان ميت بدهند ديه تشريح و قطع اعضاي ميت ساقط نمي شود; مگر اينكه از ابتدا پول را به عنوان ديه بپردازند يا اينكه ميت قبل از فوت خود بر سر مبلغ ذكر شده به توافق رسيده و مصالحه كرده باشد، كه در اين صورت اگر مبلغ توافق شده كمتر از ديه باشد پرداخت همان مبلغ كافي است .(163)پرداخت ديه به عهده عامل تشريح يا قطع عضو ميباشد; ولي مؤسسات و دانشگاههاي پزشكي ميتوانند اين هزينه را از طرف او پرداخت كنند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
فصل دهم : زنان و زايمان
دخالت مردان در امور زنان
(164)در كارهاي مربوط به زايمان كه مستلزم تماس يا ديدن زنان است فقط زنان ميتوانند دخالت نمايند; مگر اينكه زن متخصص وجود نداشته باشد، يا مراجعه به او مستلزم عسر و حرج باشد، و يا اينكه پزشك مرد از تخصص بيشتري برخوردار باشد به گونه اي كه عدم مراجعه به او غير عقلايي تلقي شود.(165)در صورتي كه مرد امور مربوط به زايمان را انجام ميدهد حتي الامكان بايد از دستكش استفاده نمايد تا از تماس مستقيم با بدن زن اجتناب شود; ولي اگر استفاده از دستكش ممكن نبود، در تماس با بدن زن به مقدار ضرورت اكتفا نمايد. همچنين تا جايي كه ممكن است از نگاه مستقيم به بدن زن پرهيز نمايد و به حداقل ممكن اكتفا نمايد.(166)زني كه ميخواهد وضع حمل نمايد در صورتي كه شوهر او پزشك متخصص باشد جايز نيست براي وضع حمل به پزشك مرد يا زن ديگر مراجعه نمايد، مگر در مواردي كه پزشكان ديگر از تخصص بالاتري برخوردار باشند كه سلامتي زن و يا كودك به آن نياز دارد و يا اينكه شوهر او از اين كار امتناع ورزد.(167)زن در اتاق زايمان بايد در معرض ديد نامحرم قرار نداشته باشد; و لازم است از ورود نامحرم جلوگيري شود. مگر كساني كه جواز ورودشان در مواقع ضرورت در مسائل بالا گذشت .
عمل جراحي براي خروج جنين
(168)اگر جنين در رحم مادر بميرد بايد به آسانترين راه او را بيرون آورند، هرچند ناچار شوند او را قطعه قطعه كنند.