ازدواج قبلى آنها چيست؟
جواب:اگر تغيير حقيقى باشد زوجيّت بلافاصله فسخ مىشود، و مىتوانند مجدّداً عقد ازدواج در شكل جديد بخوانند؛ ولى احتياط آن است كه زمان عدّه بگذرد.
سؤال 264- اگر يكى از زوجين تغيير جنسيّت دهد لطفاً بفرماييد:
1. حكم ازدواج آنها چيست؟
2. مهريّه زوجه چه حكمى دارد؟
جواب:اگر تغيير جنس واقعى باشد نه صورى، ازدواج آنها باطل مىشود، ولى مهريّه مربوط به زمان قبل به قوّت خود باقى است.
ى) نفقه زوجه بيمار
سؤال 265- با توجّه به اينكه مداواى بيمارى عرفاً جزء نيازهاى اوليّه هر انسانى است، آيا هزينه دارو و درمان زوجه مريض نيز جزء نفقه زوجه محسوب مىشود؟
جواب:مداوا در حدّ متعارف جزء نفقه است.
سؤال 266- هرگاه طبق نظر پزشك، زوجه دائمى مبتلا به بيمارى باشد كه براى مدّت طولانى يا براى هميشه قادر بر تمكين نباشد، يا به علّت ابتلاى به جنون ادوارى يا دائم، در تيمارستان يا منزل بسترى و تحت درمان باشد، و به هيچ وجه حاضر به نزديكى با شوهرش نباشد، آيا چنين زنى در دو فرض بالا نفقه دارد؟
جواب:در صورتى كه زن مقصّر نبوده باشد احتياط واجب آن است كه نفقه او را بپردازد.
سؤال 267- زنى به سبب آتشسوزى در منزل شوهر راهى بيمارستان شده، و پس از چند ماه بسترى شدن فوت مىكند. آيا هزينه بيمارستان بر عهده شوهر است؟
جواب:احتياط واجب آن است كه شوهر هزينه درمان او را بدهد.
11- تغيير جنسيّت
1. تغيير جنسيّت از منظر شرع
سؤال 268- تغيير جنسيّت از نظر شرع چگونه است؟
جواب:تغيير جنسيّت ذاتاً خلاف شرع نيست، ولى بايد از مقدّمات مشروع استفاده شود؛ يعنى نظر به عورت و لمس آن لازم نيايد، مگر اينكه به حدّ ضرورت، همچون ضرورت مراجعه به طبيب رسيده باشد، كه در اين صورت جايز است.
سؤال 269- مردى در اثر عدم تربيت صحيح، و مراعات نكردن مسائل شرعى در خانواده، در كودكى لباس زنانه پوشيده، و اكنون كه بزرگ شده خود را زن مىداند، و با استفاده از داروهاى شيميايى حالات زنانه را در خود تقويت كرده، و درخواست تغيير جنسيّت دارد، آيا مىتواند تغيير جنسيّت بدهد؟
جواب:همان طور كه در بالا گفته شد تغيير جنسيّت صورى جايز نيست، ولى اگر جنسيّت واقعى او خلاف آن است كه در او ظاهر مىباشد، تغيير آن جايز، بلكه گاه واجب است.
سؤال 270- مردى به علّت اينكه در گذشته علاقه زيادى به بازى با دختران
داشته، و به جهت اينكه صاحب فرزندى در زندگى مشترك خود نگرديده، و به خاطر لجبازى در برخى مسائل با دوستانش، تصميم به تغيير جنسيّت مىگيرد.
وى بدون اطّلاع خانوادهاش، قريب به شش ماه داروهاى هورمونى زنانه مصرف كرده، و جهت محكم نمودن تصميم خويش با روانشناسى مشاوره نموده است. ابتدا با طرح مسائلى دروغ در خانواده، از قبيل اينكه به گفته پزشكان «قلب من زنانه است» و مانند آن، قصد آمادهسازى زمينه اين كار را داشته است، پس از مدّتى با اغفال خانوادهاش موفّق مىشود خانمش را طلاق دهد، و در گام بعد براى اوّلين بار لباس زنانه پوشيده، و با آراستن شكل ظاهرى خويش به شكل زنان به منزلشان مىآيد، كه با عكس العمل تند والدين روبهرو مىشود، ولى نه تنها عقبنشينى نكرده، بلكه تهديد مىنمايد كه اگر به آرزويش نرسد انتحار خواهد كرد. و بالاخره تغيير جنسيّت داده، و با تغيير نام خود با مردى ازدواج مىكند. حكم اين مسأله چيست؟
جواب:چنانچه قبلًا هم گفتهايم تغيير جنسيّت دو صورت دارد:
گاهى صرفا ظاهرى و صورى است؛ يعنى اثرى از آلت جنس مخالف نيست، بلكه فقط يك جرّاحى صورى انجام مىگيرد، و چيزى شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مىگردد، اين كار حرام است، و بايد بشدّت از آن پرهيز نمود. و اگر ازدواجى بر اساس آن صورت گيرد حرام و باطل است و حدّ شرعى دارد.
ولى گاه واقعى است، يعنى با جرّاحى كردن، عضو تناسلى مخالف ظاهر مىگردد، اين كار ذاتاً جايز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در او باشد؛ امّا چون اين جرّاحى نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.
سؤال 271- سؤالى در موردِ جنسيّتِ يكى از دوستان به شرح زير دارم:
«پس از ازدواج تا دو سال مشخّص نشد كه زن است؛ ولى اين مطلب بعداً باعث طلاق شد. در اين روستاى كوچك همه با هم خويشاوند هستند، و ايشان با همه مردها روابط حسنه و دوستانهاى دارد. اكنون كه با اين مشكل مواجه شده، نمىتواند در روستا زندگى كند.» با اين مشكل چه كند؟ نماز و روزه اين شخص چگونه است؟ كدام حالت را رعايت كند؟ مرد باشد همان گونه كه در اين مدّت بوده، يا زن شود؟
جواب:چنانچه واقعاً جنسيّت او زن است، و مرد بودن اشتباه بوده، بايد فعلًا به وظايف زن عمل كند، و نسبت به گذشته كه اطّلاعى نداشته، گناهى مرتكب نشده است. البتّه ماندن او در آن محيط كوچك با اين حال مشكل است، و مصلحت اين است كه از آنجا مهاجرت كند. شكّى نيست كه او گرفتار وضع دشوارى است، امّا به لطف خدا مشكل او حلّ مىشود.
2. وظيفه پزشك در برابر متقاضيان تغيير جنسيّت
سؤال 272- دخترى از كودكى لباس مردانه مىپوشيده، و اكنون كه بزرگ شده خود را مرد مىداند، و با استفاده از داروهاى شيميايى حالت مردانه در خود ايجاد كرده، و با مراجعه به پزشك، در خواست تغيير جنسيّت نموده است، آيا پزشك مجاز به تغيير جنسيّت مىباشد؟
جواب:تغيير جنسيّت اگر صورى باشد، جايز نيست، و اگر واقعى باشد (اين امر در افراد دو جنسى واقع مىشود) به عنوان درمان و ظاهر شدن جنسيّت واقعى جايز، و گاه واجب است.
سؤال 273- با توجّه به اينكه تغيير جنسيّت از نظر طبّى در غير خنثى (دو جنسى) به تعبير اطبا تنقيص جنسيّت محسوب مىشود، بعضاً اطبا با مواردى
مواجهند كه شخص از نظرِ ظاهرِ بدن، بدون هيچ شبههاى يا مرد است يا زن، ولى داراى تمايلات، احساسات و عواطف جنس مخالف است. بسيارى از اين افراد مىگويند: اگر اين تغيير و لو به طور صورى و ظاهرى صورت نگيرد، انتحار خواهيم كرد (تا به حال دو بار اين مسأله پيش آمده است) و با توجّه به اينكه آمارهاى علمى نشان مىدهد، اين گونه افراد شش الى شانزده ماه بعد از وضعيّت جديد پشيمان خواهند شد. آيا اطبّا در اينگونه موارد كه با تهديد انتحار مواجهند، مىتوانند از باب اينكه حفظ نفس مقدّم بر حفظ عضو است، اين عمل را انجام دهند؟
جواب:همان گونه كه گذشت تغيير جنسيّت دو صورت دارد، گاه صرفاً ظاهرى و صورى است، يعنى اثرى از آلت جنس مخالف در او نيست، فقط يك جرّاحى صورى در او انجام مىگيرد، و چيزى شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مىگردد، اين كار جايز نمىباشد. و گاه واقعى است، يعنى با جرّاحى كردن عضو تناسلى مخالف ظاهر مىشود، اين كار ذاتاً جايز است و محذور شرعى ندارد، مخصوصاً در مواردى كه آثار جنس مخالف در او باشد، امّا چون اين جرّاحى نياز به نظر و لمس دارد تنها در موارد ضرورت، مانند آنچه ذكر كردهايد، مجاز است.
سؤال 274- دو جنسىهاى كاذب از لحاظ پزشكى بر دو دستهاند: دسته اوّل دو جنسىهاىِ كاذبِ مؤنّثاند، كه از لحاظ كروموزومى مؤنّث، ولى ظاهرى كاملًا مردانه دارند. دسته دوّم دو جنسىهاىِ كاذب مذكّر هستند، كه وضعيّت كروموزومى آنان مذكّر، ولى داراى ظاهرى كاملًا زنانه هستند. ضمناً دو جنسىهاى حقيقى (كه در فقه به آنها خنثاى مشكل مىگويند) داراى دو گناد (بيضه و تخمدان) هستند، و ممكن است هر دو فعّال باشد. (ممكن است تخمدان در يك طرف و بيضهها در طرف ديگر باشد، يا مخلوطى از بافت بيضه
و تخمدان در يك طرف، يا در هر دو طرف باشد.
خلاصه داراى اندام تناسلى، به اشكال گوناگون هستند.) با توجّه به مطالب بالا بفرماييد:
1. آيا پزشك در دو جنسىهاى كاذب مؤنّث، مجاز است، در صورت تمايل فرد و علىرغم ماهيّت زنانه، اقدامى كند كه ظاهر مردانه وى حفظ شود؟
جواب:جايز نيست.
2. اگر دوجنسى كاذب مؤنّث- كه ماهيّتش زنانه است- با زن سالم ازدواج كرده باشد، تكليف شرعى پزشك در اقدام به عمل جرّاحى براى حفظ ظاهر مردانه وى چيست؟
جواب:بايد سفارش كند آنها از هم جدا شوند، زيرا ازدواج آنها باطل است.
3. اگر دو جنسى كاذب مؤنّث هنوز ازدواج نكرده باشد، با توجّه به اينكه اگر ازدواج كند- هرچند ظاهرش بر اثر عمل جرّاحى باقى مىماند- دو زن با هم ازدواج كردهاند، تكليف پزشك در انجام عمل جرّاحى براى ظاهر مردانه چيست؟
جواب:جايز نيست.
4. در مواردى كه دو جنسى كاذب مؤنّث با زن ازدواج كرده باشد، و پزشك متوجّه دو جنسى بودن وى شود، وظيفهاش در كتمان يا افشاى اسرار چيست؟
(كتمان سر موجب ازدواج يا ادامه ازدواج دو زن مىشود، و افشاى سرّ نيز كار ناشايستى است، چون صاحب آن راضى به افشا نيست.) پزشك چه كند؟
جواب:سزاوار است خود آنها را از نامشروع بودن اين كار با خبر سازد.
5. آيا پزشك مجاز است در مورد دو جنسىهاى كاذب مذكّر، كه على رغم ظاهر زنانه از لحاظ ماهيّت مرد هستند، براى حفظ ظاهر زنانه آنها، عمل جرّاحى انجام دهد؟
جواب:جايز نيست.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
12- مرگ مغزى
سؤال 275- درباره مرگ مغزى كراراً سؤالى كردهايم و جواب فرموديد. اجازه دهيد آن را به صورت كلّىتر مطرح كنيم: در مورد مرگ مغزى، كه مغز از كار افتاده، و تنها دستگاههاى حياتى نباتى كار مىكند، و هيچ اميدى به بازگشت چنين كسى به حيات حيوانى و انسانى نيست، احكام مختلفى در زمينه مسائل گوناگون حقوقى و مالى و پزشكى تصوّر مىشود. لطفاً شرح جامعى درباره تمام اين مسائل هرچند به صورت فشرده بيان فرماييد.
جواب:با توجّه به اينكه پزشكان تصريح مىكنند اين گونه افراد مانند شخصى هستند كه مغز او بكلّى متلاشى شده، و يا سر از تن او جدا كردهاند، كه با كمك وسايل تنفّس مصنوعى و تغذيه، ممكن است تا مدّتى به حيات نباتى او ادامه داد، يك انسان زنده محسوب نمىشوند، در عين حال يك انسان كاملًا مرده هم نيستند. بنابراين، در احكام مربوط به حيات و مرگ بايد تفصيل داده شود. مثلًا احكام مسّ ميّت، غسل و نماز ميّت، و كفن و دفن درباره آنها جارى نيست، تا قلب از كار بيفتد و بدن سرد شود. اموال آنها را نمىتوان در ميان ورثه تقسيم كرد، و همسر آنها عدّه وفات نگه نمىدارد، تا اين مقدار حيات آنان نيز پايان پذيرد.