13- پيوند اعضا
الف) پيوندهاى مجاز
1. پيوند از اعضاى انسان مرده
سؤال 282- امروزه علم پزشكى بسيار پيشرفت نموده، و پزشكان مىتوانند برخى از اعضاى فردى كه به طور طبيعى فوت كرده، و حتّى ضربان قلب او نيز از كار افتاده، را به بيمارانى كه در خطر مرگ هستند، يا زندگانى پرمشقّت و رنجآورى دارند پيوند زنند (مانند كليه، استخوان، كبد، چشم و ...) آيا اين عمل جايز است؟
جواب:در فرض مسأله اشكالى ندارد.
سؤال 283- اگر جسد مجهول الهويّهاى، كه اعضاى قابل پيوندى دارد، در دسترس باشد، آيا مىتوان اعضا آن را به بيمارى كه محتاج آن است پيوند زد؟
جواب:اگر موجب نجات جان مسلمانى از مرگ يا بيمارى مهمّى شود جايز است.
سؤال 284- در فرض مسأله فوق اگر بعداً ولىّ متوفّى پيدا شود، و نسبت به اين كار اظهار نارضايتى كند چه بايد كرد؟
جواب:در فرض فوق عدم رضايت او مشكلى ايجاد نمىكند، و فرقى بين
مجهول الهويّه و غير آن نيست؛ ولى احتياط صرف ديه آن در خيرات براى ميّت است.
سؤال 285- در صورتى كه حيات رزمنده مسلمانى متوقّف بر پيوند اعضا باشد، لطفاً بفرماييد:
الف) آيا مىتوان اعضاى ميّت غير مسلمان را قطع، و براى پيوند استفاده نمود؟
ب) بر فرض جواز، آيا ديه لازم است؟ بر عهده بيمار است، يا قطعكننده؟
ج) آيا عضو پيوند شده براى نماز اشكالى ايجاد نمىكند؟
جواب:پيوند در چنين فرضى جايز، بلكه واجب است. و بعد از اينكه جزء بدن شد، براى نماز اشكالى ندارد. و در فرض مسأله ديهاى ندارد.
سؤال 286- قطع عضو ميّت مسلمان، و پيوند آن، در صورتى كه حفظ جان يا عضو مسلمانى متوقّف بر آن باشد، چه حكمى دارد؟ آيا اجازه قبل از فوت تأثيرى در حكم دارد؟ اگر اجازه شخص موضوعيّت داشته باشد، آيا فرد مىتواند در زمان حيات عضوى از بدنش را براى استفاده پس از مرگ بفروشد؟
جواب:در صورتى كه حفظ جان مسلمان يا حفظ عضو مهمّى از آن منوط به پيوند باشد، جايز است. و در اين صورت، اجازه شخص متوفّى، و اولياى دم او لازم نيست؛ هرچند گرفتن اجازه بهتر است. و احتياط آن است كه ديه را بپردازد.
سؤال 287- هرگاه شخصى نسبت به پيوند اعضاى خود به ديگران پس از مرگش ناراضى باشد، امّا پس از وفاتش ولىّ وى نسبت به اين كار رضايت دهد، در اين صورت پيوند چه حكمى دارد؟
جواب:اگر موجب نجات جان مسلمانى از مرگ يا بيمارى مهمّى گردد جايز است.
سؤال 288- اگر شخصى در طول زندگيش نظر مخالف يا موافقى در مورد پيوند اعضايش نداشته باشد، آيا پس از مرگش مىتوان با اجازه ولىّ وى چنين كارى را انجام داد؟
جواب:اگر ضرورتى ايجاد كند مانعى ندارد.
سؤال 289- با توجّه به وجود هزاران هزار بيمار دياليزى، و نظر به اينكه پيوند كليه قطعىترين درمان اين عزيزان است، احتراماً خواهشمند است نظر خود را در مورد مسائل ذيل مرقوم بفرماييد:
الف) به نظر حضرت عالى، پيوند عضو از فردى كه دچار مرگ مغزى شده چه حكمى دارد؟ لازم به ذكر است كه طبق نظر متخصّصين با از كار افتادن مغز، كليّه اعضاى بدن نيز پس از ساعتى از كار مىافتد.
ب) آيا با وصيّت فرد، چنين پيوندى جايز است؟
ج) چنانچه پيوند عضو از فرد دچار مرگ مغزى شده جايز باشد، براى روشن شدن اذهان مردم نسبت به اين امر چه بايد كرد؟
جواب:هرگاه مرگ مغزى به طور كامل و مسلّم باشد، و هيچ گونه احتمال بازگشت به زندگى عادى وجود نداشته باشد، برداشتن بعضى از اعضا (خواه مانند قلب باشد يا كليه يا عضو ديگر) براى نجات جان مسلمانى، مانعى ندارد، خواه وصيّت به اين كار كرده باشد يا نه، ولى بهتر جلب رضايت اولياى ميّت است.
سؤال 290- هرگاه اعضاى مهمّ بدن بيمارى بر اثر ضعف و ناراحتى در حال مرگ باشد، و از طرفى جسد مردهاى نيز در اختيار باشد، آيا مىتوان عضو مورد نظر را از بدن ميّت برداشت، و به بدن شخص مريض پيوند زد؟
جواب:اگر زندگى آن بيمار متوقّف بر اين كار باشد، واجب است.
2. پيوند از اعضاى انسان زنده
سؤال 291- اهداى كليه در چه سنّى جايز است، آيا براى انسان غير بالغ، در صورتى كه ولىّ او اجازه دهد، اين كار جايز است؟
جواب:اهداى كليه براى غير بالغ جايز نيست، چون ولى در اين گونه موارد ولايت ندارد.
سؤال 292- آيا برداشتن عضو از بدن فرد زنده جهت پيوند جايز است؟ در صورت جواز مستلزم پرداخته ديه مىباشد؟
جواب:اگر با اجازه خود او باشد، و خطرى وى را تهديد نكند، جايز است و ديه ندارد.
سؤال 293- آيا جدا كردن عضو از بدن شخص زنده جهت پيوند جايز است؟
در صورت جواز، آيا تفاوتى ميان اعضاى رئيسى (مانند قلب) و غير آن هست؟
جواب:تنها اعضايى را مىتوان با رضايت صاحب آن جدا كرد كه فقدان آن (مانند كليه) جان صاحبش را به خطر نيندازد، و براى نجات جان ديگرى مورد استفاده قرار بگيرد.
سؤال 294- در مورد محكومين به اعدام يا حبسهاى طولانى، آيا قاضى يا حاكم شرع مىتواند به لحاظ مصلحت، تخفيف كيفر محكوم را موكول به اهداى عضوى براى نجات مسلمانى از بيمارى يا مرگ نمايد؟
جواب:هرگاه محكوم راضى به اين امر باشد، و ضرر مهمّى براى او نداشته باشد، جايز است؛ ولى چنانچه انعكاس خارجى اين امر، نامطلوب و دستاويزى براى دشمنان اسلام گردد بايد از آن پرهيز كرد.
سؤال 295- آيا مىتوان تخفيف جرم محكومين به اعدام را موكول به اهداى عضوى از آنها براى نجات جان مسلمانى دانست؟
جواب:تنها صاحب حق در مورد قصاص يا ديات مىتواند گذشت از تمام يا
قسمتى از حقّ خود را مشروط به اهداى عضوى كه اهداى آن جايز است بكند، و طرف مقابل مىتواند اين شرط را بپذيرد يا نپذيرد.
سؤال 296- آيا برداشتن قطعهاى از استخوان يا عضله شخص مسلمان «با رضايت يا بدون رضايت وى» براى استفاده در بدن شخص غير مسلمانى كه دشمنى با مسلمانان ندارد جايز است؟
جواب:اگر با اجازه بردارند و اين كار براى شخصى كه از او بر مىدارند خطر جانى يا نقص عضو مهمّى نداشته باشد، مانعى ندارد.
سؤال 297- استفاده از باقيماندههاى زايمانى «جفت، پرده جنين و ...» براى اعمال جرّاحى ديگران، چه حكمى دارد؟
جواب:اشكالى ندارد.
سؤال 298- پيوند زدن انگشتان قطعشده سارق به دست شخص ديگرى (كه فرضاً در كارخانه بريده شده) چه حكمى دارد؟ بر فرض جواز، آيا اجازه صاحب عضو در اين كار لازم است؟
جواب:با اجازه صاحب عضو جايز است.
سؤال 299- آيا از فردى كه در حال مرگ مغزى است، ولى به وسيله دستگاه تنفس مصنوعى به حيات نباتى ادامه مىدهد، و از نظر پزشكى امكان برگشت وى به زندگى عادى وجود ندارد و مرده تلقّى مىشود، مىتوان در موارد زير عضوى را (مثل چشم يا كليه) براى پيوند خارج كرد؟
الف) در مورد مسلمانان به طور كلّى.
ب) در مورد مسلمانان با وصيّت قبلى، و يا اجازه اطرافيان.
ج) در مورد غير مسلمانان.
جواب:با اجازه و رضايت قبلى خودش در مورد يك كليه و مانند آن مانعى
ندارد، و امّا در غير مسلمان مطلقاً جايز است. و در مورد اعضاى اصلى مانند مسأله 282 است.
3. وصيّت به پيوند اعضا
سؤال 300- آيا اهداى اعضاى بدن، مثل قلب، كليه و چشم، بعد از فوت و با موافقت ورثه جهت پيوند به انسان زنده ديگرى جايز است؟
جواب:در موارد ضرورت اشكالى ندارد.
سؤال 301- آيا انسان بالغ مىتواند وصيّت كند كه پس از مرگ اعضاى بدنش را (مانند قلب و كليه و ...) بدون اخذ وجهى به بيماران نيازمند داده، سپس او را دفن كند؟ آيا مىتواند شرط كند كه اعضا را بفروشند و در مواردى كه وصيّت مىكند خرج كنند؟
جواب:اين وصيّت تنها در صورتى نافذ است كه ضرورتى ايجاب كند كه اعضاى بدن او را بردارند. و بهتر آن است كه رايگان در اختيار نيازمندان بگذارند، هرچند گرفتن پول به صورتى كه در بالا گفته شد مانعى ندارد.
سؤال 302- آيا انسان مىتواند وصيّت كند اعضاى بدنش را بعد از وفات، به مسلمانى كه اعضاى مهمّ بدنش مثل قلب و غير آن در خطر است اهدا كنند، به بيمار غير مسلمان چطور؟
جواب:در مورد مريض مسلمان، در فرض مسأله اشكالى ندارد، و امّا در مورد مريض غير مسلمان جايز نيست؛ مگر اينكه هدف مهمترى در كار باشد، يا اينكه كننده از كفّار باشد.
سؤال 303- اگر شخصى وصيّت كند بعد از وفات، اعضاى قابل پيوندش را به بيماران پيوند زنند، آيا مجاز به اين كار هستيم؟
جواب:اگر موجب نجات جان مسلمانى از مرگ يا بيمارى مهمّى گردد جايز است.
سؤال 304- اگر شخصى وصيّت كند بعد از وفاتش، اعضايش را به ديگران پيوند بزنند، اما ولىّ وى نسبت به اين كار ناراضى باشد، آيا مجازيم اين كار را بدون اجازه ولى انجام دهيم؟
جواب:اگر موجب نجات جان مسلمانى از مرگ يا بيمارى مهمّى گردد جايز است، و اجازه ولى شرط نيست.
4. پيوند از اعضاى حيوانات
سؤال 305- پيوند اعضاى حيوانات به انسان چه حكمى دارد؟
جواب:در موارد ضرورت اشكالى ندارد.
سؤال 306- آيا مىتوان از اعضاى بدن خوك به انسان پيوند زد؟
جواب:در موارد ضرورت مانعى ندارد.
ب) پيوندهاى غير مجاز
1. پيوند دست قطعشده سارق
سؤال 307- پس از اجراى حدّ سرقت عضو قطع شده ملك كيست؟ ملك حكومت است كه اجراى حد كرده، يا ملك سارق؟ در صورت دوم، پيوند آن عضو به شخص سارق، يا فروش آن براى پيوند به ديگرى چه حكمى دارد؟
جواب:عضو قطع شده متعلّق به صاحب آن است، ولى پيوند مجدّد آن به صاحب اصلى جايز نيست. امّا مىتواند به ديگرى به صورت مجّانى يا در برابر قيمت آن واگذار كند.
2. برداشتن اعضاى بدن اعدامىها براى پيوند
سؤال 308- گرفتن اعضا از كسانى كه به دلايلى غير از قصاص محكوم به اعدام
مىشوند، با اجازه و رضايت خود متّهم، در بيمارستان و اطاق عمل براى پيوند به افراد مسلمان نيازمند و نجات جان آنان، چه حكمى دارد؟ به عبارت ديگر، در مواردى كه شرع مقدّس و قانون، نوع اعدام را مشخّص ننموده، اعضايى از آنها برداشته شود به شكلى كه با اين كار (برداشتن عضو مثل قلب، ريه، كبد و مانند آن) متّهم فوت خواهد كرد، كه اين كار نوعى اعدام تلقى مىشود. آيا اين كار جايز است؟
جواب:دليلى بر جواز اين نوع اعدام نيست.
3. پيوند دست قطعشده محارب
سؤال 309- آيا پس از اجراى حدّ محاربه مىتوان به محكوم عليه اجازه داد تا با هماهنگى يك پزشك متخصّص نسبت به پيوند اعضا جدا شده اقدام نمايد؟
جواب:محارب حق ندارد عضو قطع شده را پيوند بزند.
4. پيوند عضوى كه با قصاص قطع شده است
سؤال 310- پيوند عضوى كه با قصاص قطع مىشود جايز است؟
جواب:اشكال دارد.
5. برداشتن اعضاى بيمار لاعلاج براى پيوند
سؤال 311- چنانچه در اثر وقوع بيمارى لاعلاج و پيشرونده، مرگ بيمارى از نظر پزشكان حتمى و قريب الوقوع باشد، آيا مىتوان از اعضاى بدن وى نظير قلب، كليه و كبد براى پيوند به بيماران و نجات جان آنان استفاده كرد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر در مورد مرگ مغزى كه بطور قطع قابل بازگشت نيست.