سؤال 348- اهداى خون در حال روزه چه حكمى دارد؟
جواب:انجام كارهايى كه باعث ضعف مىشود، مانند خون گرفتن و حمام رفتن كراهت دارد.
سؤال 349- آيا تزريق خون به بدن روزه دار روزه را باطل مىكند؟
جواب:احتياط اتمام آن روز، و قضاى آن است.
سؤال 350- بيرون آوردن خون از بدن در حال احرام چه حكمى دارد؟
جواب:بهتر است در حال احرام از دادن خون به روش امروزى خوددارى كند، مگر در مواقع ضرورت و براى حفظ جان مسلمانان.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
15- پزشكى قانونى
الف) كالبد شكافى براى تعيين علّت مرگ
سؤال 351- يكى از وظايف پزشكى قانونى تشخيص و تعيين علّت تأمّه مرگ امواتى است كه بنا به دلايلى، از جمله بيم وقوع و يا وقوع جنايت، بايد علّت تامّه مرگ آنان براى محاكم قضايى روشن گردد، و در اكثر موارد تشخيص و تعيين دقيق علّت فوت، فقط با كالبد شكافى مقدور مىباشد، و با اين اقدام بسيارى از جنايات به وقوع پيوسته كشف گرديده، و از پايمال شدن خون بناحق ريخته مقتولين جلوگيرى به عمل مىآيد. با عنايت به مطالب فوق، نظر مبارك خويش را در خصوص مسائل زير مرقوم فرماييد:
1. با توجّه به اينكه انجام عمل كالبد شكافى راهى است براى كشف حقيقت و احقاق حقّ اولياى دم، آيا انجام اين عمل شرعاً جايز است؟
2. بر فرض جايز بودن، آيا رضايت اولياى دم براى انجام عمل كالبد شكافى لازم است؟ در صورتى كه شرط باشد، اگر بعضى از اولياى دم راضى و بعضى ناراضى باشند، چه حكمى دارد؟
3. آيا براى انجام عمل كالبد شكافى، تشخيص پزشكى قانونى مىتواند مجوّز
شرعى باشد، يا علاوه بر آن، درخواست مقام قضايى نيز در اين خصوص لازم است؟
4. با فرض شرط بودن رضايت اولياى دم در جواز شرعى انجام كالبد شكافى، آيا در صورت درخواست مقام قضايى بازهم رضايت اولياى دم شرط است؟
جواب:چون شارع مقدّس راضى به هدر رفتن و پايمال شدن خون مسلمان نيست، در اين گونه موارد بر حاكم شرع لازم است امر به كالبد شكافى كند، تا مشكل حل شود. و در اين صورت بر متخصّص اين امر جايز، بلكه واجب است اطاعت كند، و در چنين فرضى بر ورثه نيز لازم است رضايت دهند.
ب) كالبد شكافى براى اثبات نسب
سؤال 352- امروزه كالبد شكافى داراى اهميّت فراوانى است، و مراكز مهمّ علمى و پژوهشى در اين زمينه مشغول فعاليّت هستند، و عمدتاً براى اثبات نسب، كشف جرم، و هر هدف عقلايى ديگر، يا صرفاً به قصد آموزشهاى پزشكى، اجسادى را كالبد شكافى مىنمايند. لطفاً نظر مبارك خود را در مورد جواز، يا عدم جواز اين كار مرقوم فرماييد.
جواب:كالبد شكافى ذاتاً جايز نيست. جز در مواردى كه هدف مهمّ دينى و اجتماعى بر آن مترتب شود، كه تحت قاعده اهمّ و مهم قرار گيرد.
ج) كالبد شكافى با عدم رضايت اولياى دم
سؤال 353- در صورتى كه قاضى پروندهاى تشخيص دهد كشف حقيقت لازم و ضرورى است، و براى اين منظور چارهاى جز كالبد شكافى نيست. ولى اولياى
دم حاضر به كالبد شكافى نباشند، يا بعضى راضى باشند و بعضى ديگر راضى نباشند، يا ميّت بر عدم كالبد شكافى وصيّت كرده باشد، تكليف چيست؟
جواب:هرگاه تشريح جهت احقاق حقوق اولياى دم باشد، و آنها حاضرند از حق خود بگذرند و تشريح صورت نگيرد، نبايد تشريح كرد. ولى اگر پيشگيرى از يك مشكل مهمّ اجتماعى متوقّف بر اين كار باشد، رضايت آنها شرط نيست.
د) كالبد شكافى براى تعليم دانشجويان
سؤال 354- لطفاً به سؤالات زير كه پيرامون كالبد شكافى است، پاسخ فرماييد:
1. آيا براى تشخيص علّت مرگ جهت پيشرفت علم پزشكى و تعليم به دانشجويان، كالبد شكافى جايز است؟
2. اگر كالبد شكافى براى كشف جرم و شناسايى قاتل باشد حكم چگونه است؟
3. اگر كالبد شكافى تنها راه براى رهايى يك متهم بىگناه از مرگ باشد قضيه چه حكمى دارد؟
جواب:چنانچه كالبد شكافى ضرورتى داشته باشد، مانند نجات جان متهم بىگناه، شناسايى قاتل، و تعليماتى كه براى دانشجويان ضرورى است، مانعى ندارد.
ه) كالبدشكافى جنس مخالف
سؤال 355- با توجّه به اينكه صدور جواز دفن اجساد منوط به معاينه توسّط پزشك قانونى است، و از آنجا كه در مركز پزشكى قانونى بعضى از استانها به دليل كمبود امكانات، معاينه متوفّيات توسّط پزشك مرد صورت مىگيرد، آيا از نظر شرعى پزشك مرد مجاز به معاينه جسد زن مىباشد؟ توضيح آنكه معاينه
جسد منوط به عريان بودن كامل آن مىباشد.
جواب:اين امر شرعاً جايز نيست؛ بايد تلاش كنند پزشك قانونى زن براى اجساد زنان تعيين شود.
و) اظهار نظر پزشكى قانونى در صورت داشتن مفسده
سؤال 356- اگر از طرف قاضى، زنى را جهت معاينه و تشخيص نطفهاى كه در رحم دارد به پزشك قانونى بفرستند، و طبيب به طور قطع تشخيص دهد كه نطفه متعلّق به شوهر اين زن نبوده، بلكه از مرد اجنبى است. در اين حال اگر طبيب واقعيّت را گزارش دهد يقين دارد اين زن را بناحق خواهند كشت، و اگر خلاف گزارش كند بچّه ملحق به شوهر اين زن مىگردد، و مسائل حقوقى و ارث و محرميّت و ساير مشكلات پيش خواهد آمد، بفرماييد وظيفه طبيب چيست؟
جواب:مهم اين است كه قول طبيب و يقين او براى قاضى در اين گونه موارد حجّت نيست، و حتّى حجيّت يقين خود قاضى هم كه از اين طريق حاصل شود محلّ اشكال است. بنابراين لزومى ندارد يقين خود را در اين گونه موارد بازگو نمايد، و در نتيجه به حسب حكم ظاهرى بچّه ملحق به آن شوهر است، و اين گونه احكام ظاهرى مشكلى ايجاد نمىكند.
ز) كالبد شكافى براى تشخيص حيات
سؤال 357- اگر براى تشخيص حيات يا مرگ مصدومى تنها راه، شكافتن يكى از شريانهاى وى باشد، بفرماييد:
1. آيا اين كار جايز است؟
2. آيا اين عمل در صورت ضرورت ديه دارد؟ ديه آن بر عهده كيست؟
جواب:جايز است، و ديه هم ندارد.
سؤال 358- احترام ميّت مسلمان در صحنه قتل، يا در سالن تشريح، عمدتاً مورد توجّه قرار نمىگيرد. و از طرفى، جهت ارتقاى دانش پزشكى، و كشف علمى جرم، و بررسى صحنه قتل، و احقاق حق، تشريح ضرورى به نظر مىرسد.
در اين صورت تكليف چيست؟
جواب:شرايط سهگانه جواز تشريح را براى مقاصد پزشكى، در آخر رساله توضيح المسائل نوشتهايم.
ح) نبش قبر براى تشريح
سؤال 359- در صورتى كه تعيين علت مرگ ضرورت داشته باشد، به طور مثال جهت تعيين قاتل وى، آيا مجازيم نبش قبر كرده، جسد وى را در پزشكى قانونى تشريح كنيم؟
جواب:در صورت ضرورت جايز است.
و) برداشتن قرنيه اجساد
سؤال 360- برداشتن قرنيه اجساد در سالن تشريح پزشكى قانونى و نگهدارى آن در بانك قرنيه (با اجازه ولى و يا بدون آن) چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه سبب نجات مسلمانى از بيمارى شديد چشم شود مانعى ندارد، و بهتر است از كسان بيمار اجازه بگيرند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة