سؤال 358- احترام ميّت مسلمان در صحنه قتل، يا در سالن تشريح، عمدتاً مورد توجّه قرار نمىگيرد. و از طرفى، جهت ارتقاى دانش پزشكى، و كشف علمى جرم، و بررسى صحنه قتل، و احقاق حق، تشريح ضرورى به نظر مىرسد.
در اين صورت تكليف چيست؟
جواب:شرايط سهگانه جواز تشريح را براى مقاصد پزشكى، در آخر رساله توضيح المسائل نوشتهايم.
ح) نبش قبر براى تشريح
سؤال 359- در صورتى كه تعيين علت مرگ ضرورت داشته باشد، به طور مثال جهت تعيين قاتل وى، آيا مجازيم نبش قبر كرده، جسد وى را در پزشكى قانونى تشريح كنيم؟
جواب:در صورت ضرورت جايز است.
و) برداشتن قرنيه اجساد
سؤال 360- برداشتن قرنيه اجساد در سالن تشريح پزشكى قانونى و نگهدارى آن در بانك قرنيه (با اجازه ولى و يا بدون آن) چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه سبب نجات مسلمانى از بيمارى شديد چشم شود مانعى ندارد، و بهتر است از كسان بيمار اجازه بگيرند.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
16- وظيفه پزشك در برابر افراد مختلف
1. وظيفه پزشك در برابر بيماران مختلف
سؤال 361- اگر دو مصدوم را جهت معالجه نزد پزشكى ببرند، كه هر دو در شرايط خطر جانى قرار دارند، چنانچه يكى از آن دو، عضو خانوادهاى باشد كه اين پزشك، طبيب خانوادگى آنان مىباشد، و اقدام پزشك براى معالجه هر يك از آن دو مستلزم رها ساختن مصدوم ديگر مىباشد، كه در نتيجه مصدوم ديگر خواهد مرد، لطفاً با توجّه به امور زير بفرماييد: وظيفه طبيب پرداختن به معالجه كدام يك از اين دو مصدوم است؟
1. طبيب هيچ گونه تعهّد شرعى نسبت به معالجه اعضاى خانواده مصدومى كه وى پزشك آنان است نداده باشد.
2. نسبت به معالجه اعضاى خانواده يكى از آن دو، تعهّد شرعى داشته باشد.
3. مصدوم و مجروحى كه وى پزشك خانوادگى آنان مىباشد حالش بسيار وخيم، ولى احتمال خطر مرگ براى وى كمتر است.
جواب:در صورت اوّل و دوّم با توجه به اينكه هر دو بيمار در شرايط مساوى قرار دارند طبيب مخيّر است، ولى اگر تعهّد شرعى نسبت به يكى از آنها دارد او را
مقدّم دارد. و در صورت سوم، بايد آن را كه خطرش بيشتر است مقدّم دارد.
سؤال 362- بيان بيماريهاى بيمار براى ساير پزشكان يا برخى از اعضاى خانواده و اقوامش كه از آن اطّلاع ندارند چه حكمى دارد؟
جواب:آنچه براى درمان او لازم است جائز است، و بيش از آن مجاز نيست مگر به اجازه بيمار.
سؤال 363- شخصى سرطان دارد و طبيب مىداند هرگونه اقدام در جهت معالجه او بىفايده است، و اگر به بيمار و كسان وى اطّلاع دهد گرچه ضربه روحى و صدمات روانى به آنان وارد مىشود، امّا از صرف هزينه فراوان براى معالجه جلوگيرى مىشود، و طبيب هم مورد شكايت نسبت به كتمان بيمارى قرار نمىگيرد. و اگر اطّلاع ندهد، اموال فراوانى خرج معالجه مىشود كه بىفايده خواهد بود، و طبيب هم مورد اعتراض واقع مىشود. با توجّه به اصرارى كه بيمار و كسانش در مورد دانستن واقعيّت دارند، تكليف طبيب چيست؟
جواب:با توجّه به اينكه ضربههاى روحى از يكسو، و هزينههاى درمان از سوى ديگر كاملًا متفاوت است، طبيب بايد آن طرف را اختيار كند كه صدماتش كمتر است.
سؤال 364- پزشكى يقين دارد كه عمل جرّاحى روى فلان بيمار تأثيرى در زنده ماندن او ندارد، بطورى كه بيمار چه عمل شود و چه عمل نشود بيش از مدّت كوتاهى زنده نخواهد ماند. آيا بنا به اصرار همراهان بيمار يا مسئولين بيمارستان، مىتواند اقدام به جرّاحى نمايد؟
جواب:در صورتى كه بيمار راضى باشد و اطّلاع كافى به او داده شود، مانعى ندارد.
سؤال 365- مبلغى پول در اختيار است كه آن را مىتوان يا صرف مداواى يك
بيمار قلبى نمود، يا صرف ده بيمار ديگر كرد، كه به امراض ديگرى مبتلا هستند، حال اگر بيمار قلبى را مداوا ننماييم خواهد مرد، و اگر مداواى بيماران ديگر را رها سازيم دچار رنجهاى شديد، و موجب پيشرفته شدن بيمارى آنان مىگردد، و راهى هم براى مداواى هيچ يك از بيماران فوق جز از طريق هزينه كردن اين پول وجود ندارد، در اين صورت تكليف طبيب انتخاب كدام طرف مىباشد؟
جواب:هرگاه بيمارى آن يك نفر خطر جانى دارد و بيمارى آن ده نفر خطرناك نيست، بايد اوّلى را مقدّم داشت.
سؤال 366- اگر پزشكى خطرناك بودن بيمارى بيمار و نااميد بودنش را از حيات بيمار به وى بگويد، اسباب نگرانى شديد روحى بيمار و كسان وى را فراهم مىنمايد. ولى از طرف ديگر براى گرفتن اذن از بيمار و كسان وى در صورت نياز به عمل جرّاحى گفتن آن لازم است. و چه بسا موجب مىشود بيمار وصيّت نمايد، يا امانات مردم را به آنان بازگردانده، و از آنها كسب حلّيّت كند، و خود پزشك هم مورد اعتراض بعدى بازماندگان بيمار نسبت به عدم اخبار به آنان در مورد خطرناك بودن بيمارى قرار نگيرد. و چنانچه خطرناك بودن بيمارى را اطّلاع ندهد، صدمه روحى و فكرى به بيمار وارد نمىشود- هرچند تأثيرى هم در جهت بهبودى مريض ندارد- اگر راه منحصر در گفتن صريح خطرناك بودن بيمارى و يا نگفتن باشد، طبيب چه بكند؟
جواب:معمولًا در اين گونه موارد راه سومى وجود دارد، و آن اينكه با عبارات مناسبى از مريض و كسان او اجازه مىگيرند، و مىتوان مطلب را براى بعضى از كسان او، كه روحيه بهترى دارند، بيان كرد. بنابراين ضرورتى ندارد كه همه چيز را با صراحت بگويد.
سؤال 367- انتخاب اولويّت در رسيدگى به چند بيمار كه همگى به اقدامات
اورژانس نياز دارند بر چه اساسى است؟ آيا تنها معيار، رسيدگى به حال بيمار بدحالتر است، يا اينكه شخصيّت حقوقى و حقيقى افراد باعث تقديم يك نفر بر ديگرى مىشود. مثلًا رسيدگى به جان يك پزشك يا مهندس تحصيل كرده كه براى جامعه مفيدتر است با يك كارگر ساده يكسان است؟ يا مثلًا رسيدگى به يك فرد معتاد به هروئين كه تصادف كرده، با يك فرد مؤثر در جامعه مساوى است؟
جواب:اگر حال يكى خطرناكتر است اولويّت دارد، و هرگاه از نظر وضع پزشكى در شرايط مساوى باشند رعايت اولويّتهاى اجتماعى و اخلاقى بهتر است.
سؤال 368- گاه به خاطر مصالح بيمار يا اطرافيان وى مجبور به كتمان حقيقت هستيم. اين كار چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه مصلحت ايجاب كند اين كار لازم است.
سؤال 369- در برخى بيماريها، مثل نارسايى كليه، با اطمينان مىتوان به بيمار توصيه نمود كه روزه نگيرد؛ امّا در خيلى از موارد به علّت شكّى كه در اصل بيمارى، يا چگونگى تأثير روزه بر آن وجود دارد، يا به علّت عدم وجود تحقيقات و نتايج لازم در مورد اثرات روزه بر بسيارى از بيماريها، و كلّاً به خاطر عدم امكان تعيين نقش روزه بر بيمارى، پزشك واقعاً نمىداند روزه را به بيمار توصيه كند يا خير؟ در اين صورت وظيفه پزشك چيست؟ آيا پزشك در صورت توصيه، يا عدم توصيه به روزه مسئول است؟
جواب:اين مسأله دو صورت دارد: گاه براى طبيب خوف ضرر حاصل مىشود، يعنى احتمال قابل توجّهى نسبت به زيان داشتن روزه براى او حاصل مىشود، در اينجا مىتواند همان را به بيمار منتقل كند، چنانچه بيمار از قول طبيب
خوف ضرر پيدا كرد روزه را ترك مىكند. صورت دوّم آن است كه احتمال ضعيف و كم رنگى باشد، در اينجا نمىتوان ترك روزه را به بيمار توصيه كند.
2. وظيفه پزشك در برابر اطرافيان بيمار
سؤال 370- جوانى جهت ازدواج براى آزمايش به پزشك مراجعه مىكند.
پزشك وى را دچار بيمارى مسرى مىيابد، و يا متوجّه مىشود كه معتاد است.
در اينجا، اگر واقعيّت را براى ديگران، كه منتظر نتيجه آزمايش هستند بگويد، پرده از روى راز پنهان بيمار برداشته مىشود، كه قطعاً براى بيمار تبعات سوئى به دنبال خواهد داشت. و اگر نگويد همسر آينده وى دچار بيمارى مسرى شده، و گرفتاريهايى پيدا مىكند، و ممكن است براى طبيب هم مشكلساز شود. تكليف طبيب چيست؟
جواب:با توجّه به اينكه اين گونه آزمايشها نوعى مشورت با طبيب است، كتمان كردن واقعيّت، خيانت در مشورت محسوب مىشود، و بايد واقعيّت را بگويد.
3. وظيفه پزشك در برابر همكاران
سؤال 371- متأسفانه برخى از همكاران پزشك سيگار مىكشند. اين كار چه حكمى دارد؟ مخصوصاً كه برخى از مردم با استدلال به كار آنها سيگار مىكشند و مىگويند: اگر سيگار ضرر داشت پزشكان سيگار نمىكشيدند؟ وظيفه ما چيست؟
جواب: با توجه به اينكه سيگار كشيدن به خاطر ضررهاى[1]فوق العادهاش كه همه آگاهان به آن اعتراف دارند حرام مىباشد با زبان خوب به آنها تذكّر دهيد كه اين كار را ترك كنند.
[1]مضرّات سيگار را بطور مشروح در كتاب «سيگار، پديده مرگبار عصر ما» مطالعه فرماييد.
4. وظيفه پزشك در برابر حكومت اسلامى
سؤال 372- اگر بيمارى به پزشك مراجعه نمايد، و پزشك هم در معاينات وى به سرّى از اسرار بيمار مطّلع شود كه در صورت كتمان، نفع بيمار و كسان وى در آن لحاظ مىگردد، و بيمار هم خواهان مكتوم ماندن آن بيمارى پنهان باشد، ولى اگر به اطّلاع مسئولين مملكتى و حكومتى برساند، نفع و مصلحت جامعه در آن وجود دارد، اينجا طبيب چه تكليفى دارد؟
جواب:تنها در موردى كه مصالح جامعه به خطر مىافتد لازم است آن را فاش كند، و به مسئولين مربوطه اطّلاع دهد.
5. وظيفه پزشك در برابر خودش
سؤال 373- اين جانب پزشك هستم. آيا مىتوانم براى دستيابى به جديدترين دستاوردهاى علمى پزشكى از ماهواره استفاده كنم؟
جواب:در صورتى كه مطمئن باشيد در منزل شما كسى از آن سوء استفاده نمىكند مانعى ندارد.
سؤال 374- ساخت و نگهدارى و استفاده از اسكلتهاى انسان جهت آموزش پزشكى چه حكمى دارد؟ آيا احكام مجسّمه بر آن بار مىشود؟
جواب:احكام مجسّمه ندارد، و به مقدار ضرورت مىتوان از آن استفاده كرد.
سؤال 375- گاه اموال بيماران در مطب مىماند و آدرسى از بيمار در اختيار ما نيست. با آنها چه كنيم؟
جواب:در صورتى كه از يافتن صاحبان آن مأيوس باشيد بايد آن را از طرف صاحب اصلى به نيازمندى صدقه دهيد.
سؤال 376- آيا آزمايش اسپرم، كه با استمنا حاصل مىشود و براى ازدواج در