14. اخذ برائت براى رفع ضمان
سؤال 426- در صورتى كه بيمار يا ولىّ او به پزشكى كه در كارش متخصّص و داناست، اجازه معالجه دهد، آيا در صورت مرگ بيمار، پزشك ضامن است؟
جواب:در صورتى كه پزشك از پيامدهاى احتمالى برائت جويد، و در كار خود كوتاهى و سهلانگارى نكرده باشد، ضامن نيست.
سؤال 427- اگر بيمار كاملًا بيهوش باشد، آيا مىتوان از خويشان بالغ وى اجازه گرفت؟
جواب:مىتوان از ولىّ او اجازه گرفت.
سؤال 428- به طور كلّى، و در تمام روشهاى تشخيصى و درمانى، اگر پزشك قبل از انجام هر عملى به خود بيمار و يا ولىّ او- اگر بيمار بالغ يا عاقل نباشد- متذكّر شود كه اين روشها از يك طرف ممكن است بىفايده باشد و وقت و مال او را به هدر دهد، و از طرف ديگر ممكن است عوارض متفاوتى براى او داشته باشد. و بدين ترتيب، پزشك با ذكر اين مطلب، قبل از هرگونه معاينه و دستور روشهاى تشخيصى و درمانى و تجويز دارو، در قبال خسارات و عوارض احتمالى از خود كاملًا سلب مسئوليّت كند، و بيمار چه از روى ناچارى و چه از روى تمايل و يا به ظاهر از روى تمايل، اين شرط را قبول نمايد، آيا در صورت اشتباه سهوى پزشك، طبيب نسبت به هزينههاى بيهوده، بىفايده بودن، يا عوارض ناشى از روشهاى تشخيصى و درمانى، مسئول است؟ در صورتى كه وى حدّ اكثر تلاش خود را بكند چطور؟
جواب:اگر از آنها اجازه گرفته، و در برابر اين گونه امور از خود سلب مسئوليّت نموده، ضامن نيست.
سؤال 429- در فرض سؤال فوق اگر بيمار، كاملًا بيهوش باشد، و در حال
حاضر هيچ يك از خويشاوندان وى نيز در دسترس نباشند، و از طرفى جان بيمار در خطر جدّى باشد، جهت اجازه و شرط چه بايد كرد؟ آيا مىتوان طبق وظيفه پزشكى هرگونه اقدام ممكن را بدون اجازه انجام داد؟ اگر با اقدامات غير مؤثّر به صورت غير عمدى به مرگ بيمار تسريع بخشيده شود مسئوليّتى بر گردن پزشك معالج خواهد بود؟ اگر به خاطر خوف از عدم تأثير درمان و كمك به تسريع مرگ و مديون شدن، پزشك هيچ كارى انجام ندهد، در اين صورت مسئول خواهد بود؟
جواب:اگر بتواند از حاكم شرع اجازه بگيرد، اين كار لازم است. و ما به پزشكان براى اين گونه موارد اجازه مىدهيم كه با دقّت عمل كنند و مريض را رها نكنند.
سؤال 430- در فرض مسائل فوق اگر بيمار يا ولىّ او شرط را قبول نكنند، آيا پزشك مىتواند بيمار را رها نمايد؟
جواب:اگر بيمار در خطر نيست مىتواند او را رها كند.
سؤال 431- در فرض مسأله فوق، آيا بايد با تك تك بيماران شرط نمود، و با امضاى پرسشنامه مربوطه، يا نصب اطّلاعيّه در مراكز درمانى (مبنى بر اينكه مراجعه بيماران نشانگر قبول اين شرايط است) يا به اطّلاع رساندن از طريق رسانههاى گروهى كه مراجعه شما نزد پزشك منوط به اين شرايط است، از پزشك رفع مسئوليّت شرعى نمود؟ مثلًا اگر قبل از عمل جرّاحى، بيمار مجبور به امضاى شرايطى باشد كه در صورت هرگونه ناموفّق بودن جرّاحى وى هيچ گونه حقّ و حقوقى بر جرّاح و بيمارستان ندارد، آيا در صورت هرگونه اختلال در جرّاحى مىتوان مدّعى شد كه با توجّه به امضاى قبلى بيمار، كادر درمانى هيچ مسئوليت شرعى ندارند؟
جواب:بهترين راه براى حلّ مشكل پزشكان از نظر ضمان شرعى اين است كه
از طريق رسانههاى گروهى و طرقِ ديگرِ اعلانِ همگانى، اعلام شود كه پزشكان نهايت سعى و كوشش و دقّت خود را براى درمان بيماران به كار مىگيرند، ولى با توجّه به جهات مختلف، اعمّ از كمبودهاى علم پزشكى و وسايل شناخت بيماريها، و اختلاف وضع جسمى و روحى بيماران، و خطاهاى احتمالى كه در طبيعت هر انسانى نهفته است، ممكن است عوارضى پيش آيد، پزشكان در برابر آن مسئول نيستند؛ و مراجعه به پزشك به معناى قبول اين رفع مسئوليّت است.
البتّه در برابر عوارضى كه بر اثر سهلانگارى و تقصير حاصل شود، مسئوليّت آنها به قوّت خود باقى است. اين اعلان ممكن است به صورت تابلويى در تمام مطبها و بيمارستانها نيز نصب شود، به طورى كه به همه مراجعين تفهيم گردد، و در مورد جرّاحيهاى مهم برائت خصوصى نيز گرفته شود.
سؤال 432- اگر كشفيّات جديد خيلى ديرتر از زمان كشف به اطلاع پزشك برسد، و قبل از اطّلاع به همان روشهاى قبلى عمل شود، آيا پزشك در قبال عوارض يا هزينههاى بيهوده روشهاى بىفايده مسئول است؟
جواب:مانند جواب مسأله سابق است.
سؤال 433- اگر به خاطر عدم وجود امكانات كافى اطلاعرسانى، اطلاعات جديد به پزشك نرسد و وى هيچگاه مطلع نگردد، مسئوليّت بىفايده بودن روشهاى قبلى بر عهده كيست؟
جواب:مانند جواب مسأله 431 است.
سؤال 434- در مواردى كه براى معالجه بيمار بايد اذن گرفت تا ضمان متوجّه طبيب نشود، بفرماييد:
1. آيا اذن از ولىّ طفل مميّز كافى است، يا بايد از طفل هم اذن گرفته شود؟
2. به هنگام عمل جرّاحى بر روى بيمار بيهوش، از كدام يك از كسان بيمار
بايد اذن گرفت؟ آيا ترتيب، يا اولويّتى در كار است؟
3. در مورد بيمار بيهوش يا طفلِ صغيرِ مصدوم، كه مشخّص نيست ولىّ دارد يا ندارد، و دسترسى به حاكم شرع هم نيست، و عدول المؤمنين (مؤمنان عادل) هم حاضر نيستند، و معالجه هم فوريّت دارد، تكليف چيست؟
4. آيا طبيب مىتواند از حاكم شرع اسلام براى كلّ موارد مشابه فوق قبلًا اذن بگيرد؟
جواب:1. اذن ولى كافى است.
2. از ولىّ شرعى او اذن بگيرد، و اگر ولىّ شرعى نداشت از حاكم شرع.
3. در اينگونه موارد ما به اطبا اجازه مىدهيم كه با رعايت دقّت و احتياط وظيفه را انجام دهند.
4. نسبت به مواردى كه دسترسى به ولى نيست، يا ولى ندارد مانعى نيست.
سؤال 435- آيا پزشك مىتواند ضمن انعقاد قرار داد معالجه با بيمار، هرگونه مسئوليّت شرعى را نسبت به آسيبهاى احتمالى كه در ضمن معالجه ممكن است پيش بيايد از خود سلب كند، تا هيچ گونه ضمانى بر عهده وى يا عاقلهاش نباشد؟
جواب:اشكالى ندارد، مشروط بر اينكه طبيب در تلاش و كوشش خود كوتاهى نكند.
سؤال 436- نكته مهم در مورد كشفيّات جديد علوم پزشكى اين است كه هر سال و هر ماه، و حتّى هر روزه، كشفيّات و يا تحقيقات جديدى در مورد جنبههاى مختلف علوم پزشكى اعلام مىشود كه طبق روشهاى تشخيصى يا درمانى جديد، داروهاى متفاوت و جديد يا موادّ غذايى مؤثّر جديد براى انواع بيماريها پيشنهاد مىشود. و برعكس، برخى روشها يا داروها يا مواد قبلى، كاملًا غير مؤثّر، مضرّ و بىفايده معرّفى مىشود. آيا پزشك در قبال عوارض يا هزينههاى بيهوده ناشى از روشهايى كه در گذشته مطرح بوده، امّا كسى نمىدانسته كه آنها مضر يا
بىفايدهاند، ولى امروزه آنها را بىفايده يا مضر شناختهاند مسئول است؟
جواب:مراجعه بيماران به طبيب در چنان شرايطى برائت ضمنى محسوب مىشود، بنابراين ضامن نيستند.
15. برخى از مواردى كه پزشك ضامن نيست
سؤال 437- اگر پزشك روش درمانى يا دارويى را تعريف كند، و بگويد: «اين دارو براى فلان بيمارى مفيد است» و يا بگويد: «درمان، مترتّب بر فلان داروست» بدون آنكه بيمار را وادار به مصرف آن دارو كند، آيا در اين حالت، در صورت عدم تأثير يا عوارض دارو، پزشك مسئول يا مديون است؟
جواب:اگر از آنها اجازه گرفته، و در برابر اين گونه امور سلب مسئوليت كرده، ضامن نيست.
سؤال 438- اگر پزشك سعى خود را در مداواى بيمار انجام دهد، ولى بيمار بهبود نيابد، آيا پزشك نسبت به هزينه درمانى كه بيمار پرداخته مديون است؟
جواب:در صورتى كه پزشك وظيفه خود را طبق ضوابط انجام داده باشد، مسئوليّتى ندارد.
سؤال 439- ممكن است بيمار قلبى به هنگام تست ورزش دچار ايست قلبى منجر به فوت شود. در اين حالت چه كسى ضامن است؟
جواب:در صورتى كه اين مسأله به مريض تفهيم شود كه چنين خطرى ممكن است در پيش باشد، و مريض راضى شود، يا وقوع چنين مطلبى بسيار نادر باشد، طبيب ضامن نيست.
سؤال 440- شخصى در اثر سوختگى به بيمارستان منتقل مىشود، و پزشك معالج در انجام معالجه كوتاهى مىكند و شخص مصدوم فوت مىكند. پزشكى
قانونى اعلام مىكند: «ميزان سوختگى به حدّى بوده كه در نهايت منتهى به فوت مىشده، هرچند سهل انگارى پزشك باعث گرديده كه بيمار زودتر فوت كند» آيا در فرض سؤال پزشك ضامن است؟
جواب:پزشك گناه كرده و بايد تعزير شود.
سؤال 441- خانمى به هنگام زايمان طبيعى و در زمان خروج جنين، دچار پارگى مقعد و در نتيجه بىاختيارى مدفوع شده است. به علّت عدم تشخيص دكتر زايمان، و در نتيجه ترميم نشدن به موقع، نقص مذكور به خوبى ترميم نشده، و در حال حاضر 40 تا 50 درصد بىاختيارى دارد. آيا دكتر زايمان ضامن است و بايستى ديه نقص ايجاد شده را بپردازد؟ يا به علّت عدم تشخيص و اطلاع ندادن به پزشك مسئول شيفت، فقط تعزير مىشود؟
جواب:در صورتى كه در مسأله زايمان خلافى از عامل (دكتر زايمان) سر نزده، ضامن نيست.
سؤال 442- فردى فرزندش را براى ختنه به بيمارستان برده است. دكتر علاوه بر عمل ختنه بدون اذن پدر يك غدّه چربى را عمل كرده است. پزشكى قانونى اعلام نموده: «عمل مذكور لازم بوده، و در آينده هم براى بچّه مشكلى ايجاد نخواهد شد» ولى پدر بچّه مىگويد: «چون دكتر بدون اجازه من اقدام به عمل كرده، من شاكى هستم» آيا دكتر ضامن است؟
جواب:هرگاه كار او موجب نقصى براى آن بچّه نشده ضامن نيست، ولى بدون اجازه نبايد چنين كارى كند.
سؤال 443- پزشكى از معالجه بيمارى امتناع كرده، و در نتيجه آن بيمار فوت نموده است. مجازات او چيست؟
جواب:مجازات او تعزير است.
18- احكام بيمارستانها
سؤال 444- كمبود خون در بيمارستانها، و برخى مقرّرات دست و پاگير براى استفاده از وسايل، ممكن است موجب مرگ بيماران در اتاق عمل شود. آيا اصلاح اين مقرّرات واجب است؟
جواب:واجب است كارى كنند كه جان مردم در اتاق عمل به خطر نيفتد.
سؤال 445- جداسازى اتاق عمل در بيمارستانها به طور كامل، مستلزم هزينه زيادى براى دولت است. آيا اجراى احكام شرع با هر هزينهاى واجب است؟
جواب:در صورتى كه براى دولت موجب عُسر و حرج نشود، اين كار لازم است.
سؤال 446- در بسيارى از مراكز آموزشى، درمانى و پزشكى، امكان جداسازى دانشجويان دختر و پسر وجود دارد. لكن برخى از مسئولين نسبت به اين مسأله بىتوجّهى مىكنند. نظر جنابعالى در اين زمينه چيست؟
جواب:اگر امكان تفكيك باشد، تفكيك لازم است.
سؤال 447- نبودن وسائل جرّاحى، يا كم بودن آن در اتاق عمل، ممكن است باعث مرگ بيماران شود. آيا تهيّه اين وسائل واجب است؟
جواب:بر حكومت اسلامى لازم است وسائل را فراهم كند. همچنين
بيمارستانهاى خصوصى، هرگاه بيمارى را پذيرش كنند، بايد وسائل را فراهم سازند.
سؤال 448- بيمارانى به بيمارستان مراجعه مىكنند كه قادر بر پرداخت هزينه درمان يا عمل جرّاحى نيستند. آيا مسئوليتى متوجه بيمارستان، دكتر جرّاح يا حكومت اسلامى هست؟ در صورت فوت يا نقص عضو، ديهاى بر ذمّه آنها استقرار پيدا مىكند؟
جواب:بر حكومت اسلامى واجب است در اين گونه امور تدبيرى بينديشد، كه مشكل اين افراد حل شود.
سؤال 449- درمان اهل كتاب و استفاده از خدمات درمانى و بهداشتى آنان چه حكمى دارد؟
جواب:مانعى ندارد، مگر در مواردى كه آنها بر ضدّ مسلمين سوء استفاده كنند.