سؤال 461- اگر الكل سفيد را در ادكلنها و مواد آرايشى بكار ببرند، با توجّه به اينكه موادّ شيميايى ديگرى نيز به اين گونه كالاها اضافه مىكنند و در نتيجه مثل الكل صنعتى، قابليّت شرب ندارند، محكوم به طهارت هستند؟
جواب:اگر بدون آن مواد قابل شرب است و مايع مستكننده محسوب مىشود نجس است (بنابر احتياط واجب).
سؤال 462- اگر مقادير كمى الكل سفيد، به منظور استفاده و خواص دارويى، به شربتها اضافه شود، چه حكمى دارد؟
جواب:از جواب بالا معلوم شد.
سؤال 463- «كامبوجيا» قارچى است كه در محلول چاى و شكر تكثير مىشود و مدّت تكثير آن، يك هفته تا 15 روز است. قارچ را در محلول شكر و چاى قرار مىدهند و بعد از يك هفته محلول به دست آمده را به مصرف دارويى- كه يك نوشيدنى است- مىرسانند، البتّه بدون بيمارى هم مىتوان از آن استفاده كرد؛ ولى اين محلول حاوى 5% الكل است. آيا نوشيدن اين محلول حلال است؟
جواب:اگر اين محلول مستكننده بوده باشد، هرچند مستى خفيف بياورد، حرام است؛ مگر در مواردى كه داروى منحصر به فرد باشد.
سؤال 464- نوشيدن ماء الشعير، كه براى برخى از بيماريها نيز توصيه مىشود، چه حكمى دارد؟
جواب:آبى كه براى خواصّ طبّى مىگيرند، و به آن «ماء الشعير» مىگويند، و ابداً مسكر نيست، پاك و حلال است.
ب) خون
سؤال 465- آيا مايعى كه از كيسه آب جنين (مايع آمنيوتيك) خارج
مىشودن جس است؟ شايان ذكر است كه ممكن است اين كيسه قبل از زايمان پاره شود و از طريق مجراى تناسلى خارج گردد؟
جواب:محتواى كيسه آب جنين نجس نيست، مگر اينكه آلوده به خون باشد.
سؤال 466- آيا استفراغ نجس است؟ آيا تفاوتى بين استفراغ بزرگسالان و كودكان مىباشد؟
جواب:استفراغ نجس نيست، مگر اينكه بدانيد خونى همراه آن است. و تفاوتى بين بچّه و بزرگ، دختر يا پسر نمىباشد.
سؤال 467- سلهاى كه روى زخم مىبندد، و خونريزى ندارد (كه گاه به آن دلمه گفته مىشود)، چه حكمى دارد؟ آيا به هنگام غسل بايد آن را برداشت؟
جواب:در صورتى كه از حالت خون بيرون آمده، و با شستن زايل نمىشود پاك است، و به همان حالت غسل مىكند.
سؤال 468- يونيت دندانپزشكى معمولًا متصل به آب لولهكشى است. با توجّه به اين مطلب، آيا ترشّحاتى كه به هنگام ترميم دندان از دهان خارج مىشود، و غالباً با آب دهان و موادّ مخصوص دندان پزشكى و بخار و قطرات خون ملاقات كرده، پاك است؟
جواب:چنانچه آبى كه در دهان مىريزد متّصل به آب لولهكشى باشد، و معلوم نباشد ترشّحات از آن آب است يا چيز ديگر، پاك است.
سؤال 469- هرگاه دندانپزشك هنگام پر كردن دندان متوجّه نجس شدن مادّه پركننده، يا خود دندان طبيعى شود، كه طبعاً بعد از پر كردن باطن آن نجس است، آيا تطهير ظاهر آن كفايت مىكند؟
جواب:آرى كفايت مىكند.
سؤال 470- بيمارانى كه داراى ناراحتى لثه مىباشند، به هنگام خوردن غذا
مقدارى خون از لثه آنها خارج و با غذا مخلوط مىگردد، خوردن غذاى فوق براى آنها چه حكمى دارد؟
جواب:اگر خون قطع نمىشود و جنبه ضرورت دارد جايز است، امّا احتياط واجب آن است كه اگر ممكن است درمان كنند.
سؤال 471- آيا پوستهاى كه روى زخمها به وجود مىآيد، و معمولًا متشكّل از خون و ترشحات زخم مىباشد، نجس است؟
جواب:هرگاه استحاله گردد، يعنى تبديل به پوست بدن يا شبيه آن شده باشد نجس نيست، و اگر واقعاً خون است و با شستشو از بين مىرود نجس است.
ج) اهل كتاب
سؤال 472- موادّ خوراكى و دارويى اهل كتاب چه حكمى دارد؟
جواب:استفاده از موادّى كه احتمال دارد به وسيله كارخانهها توليد شده باشد، يا به وسيله ابزار و آلاتى، بدون دخالت دست، تهيّه شده باشد، يا احتمال دارد كه با دستكش تهيّه كرده باشند اشكالى ندارد. ولى از خوردن گوشتهاى ذبح شده آنها بايد پرهيز كرد.
سؤال 473- آيا درمان بيماران اهل كتاب، و استفاده از خدمات درمانى و بهداشتى آنان جايز است؟
جواب:مانعى ندارد، مگر در مواردى كه آنها بر ضدّ مسلمين سوء استفاده كنند.
د) ژلاتين
سؤال 474- حكم ژلاتين كه از استخوان خوك و يا گاو گرفته مىشود چيست؟
لازم به ذكر است كه بيشتر موادّى كه ويتامين دارد، و نيز بيشتر داروها در برخى
كشورها، و حتّى بعضى از شيرينىها از اين ماده درست مىشود.
جواب:استفاده از آن در موارد ضرورت مانعى ندارد.
سؤال 475- ژلاتين مادّهاى است كه پس از تأثير اسيد و برخى از موادّ شيميايى و طىّ روند خاصّى از استخوان و پوست گاو، يا خوك استخراج مىگردد. از نظر نحوه استخراج مىتوان استخوان و پوست را به پارچهاى بافته شده از انواع الياف تشبيه كرد كه به طريقى الياف آن جدا مىگردد. اين مادّه در صنايع غذايى، دارويى، فيلمسازى و چسبسازى مصرف مىشود، و در حال حاضر كشورهاى غربى، سازنده اين محصول بوده و بازار مصرف دنيا را پوشش مىدهند، لطفاً بفرماييد:
ف) با توجّه به نحوه استخراج ژلاتين آيا مىتوان آن را نوعى استحاله دانست؟
جواب:در موارد مشكوك كه نمىدانيم از چه مادّهاى گرفته شده حكم حليّت و طهارت است، و فحص و جستجو لازم نيست.
ب) از آنجا كه نياز كشور در حال حاضر از كشورهاى خارجى و عمدتاً غربى تأمين مىگردد، مصرف آن چه حكمى دارد؟
جواب:اگر يقين داشته باشيم كه از مادّه حرام و نجس گرفته شده، استحاله صدق نمىكند، امّا راه ديگرى براى حليّت و طهارت آن وجود دارد (و آن راه عدم جريان استصحاب نجاست به سبب تغيير موضوع در نظر عرف است).
2. احكام وسواس
سؤال 476- مشكل اصلى من ديوار خانه و شستن بچّهام مىباشد، زيرا دستمالى را كه نجس بود روى لبه ديوار كه رنگ روغن شده گذاشتم. البتّه عين
نجس روى ديوار ريخته نشد، ولى رطوبت دستمال با ديوار ارتباط داشت. و چون بچّهام به تازگى چهار دست و پا راه مىرود، و دستهايش را مرتّب به ديوارها مىزند، من مرتّب دستهايش را آب مىكشم، و اين مرا آزار مىدهد. لطفاً به سؤالهاى زير پاسخ دهيد، تا ان شاء اللَّه نجات يابم.
1) راههاى سرايت نجاست را خواندهام، ولى نمىدانم منظور از رطوبت كم و غير مسرى چقدر است؟ خواهش مىكنم توضيح دهيد.
جواب:شما بىشك گرفتار وسواس شدهايد، و اگر به دستوراتى كه مىدهيم عمل كنيد به زودى نجات خواهيد يافت، و الّا مشكلات شما زياد خواهد شد.
ابتدا پاسخ سؤالهاى شما، و بعد يك دستور كلّى:
منظور از رطوبت براى سرايت اين است كه وقتى دست خشك بر آن شىء مرطوب بگذارد، انسان به آسانى آثار ترى را ببيند.
2) آيا ديوارهاى خانه به خاطر مسألهاى كه پيش آمده نجس است؟
جواب:ديوارهاى خانه به صورتى كه نوشتهايد كاملًا پاك است.
3) ظرفى كه زير شير (منظور آب لولهكشى) گذاشته مىشود، حتّى اگر سر نرود آيا حكم آب كر را دارد؟ آيا مىتوان لباس نجس را در آن آب كشيد؟
جواب:ظرفى كه زير آب لولهكشى است حكم آب كر دارد؛ پر باشد، يا خالى.
4) اگر جايى مثل دسته در، سردى آن احساس شود، آيا نجاست با دست خشك به آن منتقل مىگردد؟
جواب:سردى دسته در هيچ ارتباطى به رطوبت ندارد، و نجاست به آن منتقل نمىشود، و اين سؤال دليل وسواسى بودن شماست.
و امّا دستور كلّى:
وسواسى بودن شما به علّت ندانستن مسائل است. اگر مسائل را درست، ياد
بگيريد، راحت مىشويد. مسأله مهم اين است كه علم و يقين وسواسى نه ملاك نجاست است، نه ملاك طهارت؛ و به عبارت واضحتر، بايد ببينيد افراد عادى متديّن چه موقع علم به نجاست پيدا مىكنند، و چه موقع علم به طهارت، به همان مقدار قناعت كنيد، و اگر قلب شما راضى نشد به آن اعتنا نكنيد، و مسئوليت آن را به عهده ما بگذاريد. به شك و ترديد اعتنا نكنيد، حتّى كف توالت مادامىكه با چشم خود نجاستى در آن نبينيد بگوييد پاك است؛ كوچهها، خيابانها، مغازهها همه پاك است. اتومبيلهاى عمومى، صندلىها و دسته درهاى آنها پاك است، حمّام مادامىكه چيز نجسى به يقين در آن نباشد پاك است. تمام مسلمانها و بچّههاى آنها مادامىكه نتوانيد قسم به نجس بودن آن بخوريد پاك هستند. وظيفه شرعى شما اين است كه به آنچه گفتهايم عمل كنيد، و بعد از يك هفته آثار مثبت آن را خواهيد ديد.
سؤال 477- جوانى بيست و يكساله هستم، و به شدّت وسواس دارم. اين بيمارى مانع ترقّى من شده است. يك بار براى شما در اين مورد نامه نوشتم و شما اين گونه جواب داديد: «ما راهى نشان مىدهيم كه به افراد بسيارى توصيه كردهايم و بسيار مؤثر است و آن اين است كه شما نگاه كنيد به افراد متديّن معمولى، ببينيد آنها چقدر آب مىكشند، به همان مقدار قناعت كنيد. بقيّه براى شما پاك است و ما مسئوليّت آن را شرعاً مىپذيريم»، در حالى كه من در نامه قيد كرده بودم كه فقط از شما يك فتوا مىخواهم و آن اينكه: چيزهاى نجس و متنجّس را براى مدّتى بر من پاك بدانيد؛ ولى شما جوابى كه در بالا ذكر شد را مرقوم داشتيد و من بازهم روى حرفم هستم، اين فتوا را بدهيد تا من چيزهاى نجس و متنجّس را پاك بدانم.
جواب:شما بايد تسليم حكم خدا باشيد. حكم خدا اين است كه به مقدار
متعارف بشوييد؛ بقيّه براى شما «پاك» است، هرچند حالت وسواس به شما مىگويد نجس است، اين روشنترين راه است، و بسيارى از اين طريق درمان شدهاند.
سؤال 478- چند مسأله در مورد طهارت و نجاست برايم پيش آمده كه همواره فكر و ذهن مرا مشغول كرده و مرا به شدّت عذاب مىدهد، از درس و مطالعه افتادهام و خانوادهام نيز از رفتار من به تنگ آمدهاند. شما را به مقام رسول اللَّه صلى الله عليه و آله قسم مىدهم، مرا نجات دهيد. اگر شما بفرماييد: «اعتنا به اين موارد حرام است؛ و در صورت اعتنا به جهنّم مىروى» و گناهش را به گردن بگيريد، نجات پيدا مىكنم.
جواب:به يقين اعتنا كردن شما به مواردى كه برخاسته از وسواس است حرام مىباشد و بايد آن را ترك كنيد، و ما مسئوليّت آن را به گردن مىگيريم.
سؤال 479- تكليف من در موارد زير چيست؟
الف) گاهى زمينى نجس مىشود، بعداً برف يا باران مىآيد و تمام زمينها خيس مىشود، مردم و وسايل نقليّه از روى آن زمين نجس عبور مىكنند و به همه جا مىروند (مسجد، حرم، نانوايى، قصّابى، داخل اتوبوس شركت واحد، مدرسه، بازار و ...) و به خاطر خيس بودن زمينها نجاست را به همه آن مكانها منتقل مىكنند، به همين جهت آن مكانها را نجس مىدانم، همان گونه كه گرد و خاكهاى آن خيابانها و مكانها را نيز نجس مىدانم.
ب) هر زمان توالت مىروم با اينكه در موقع بول كردن بسيار مواظب هستم تا بول ترشّح نكند، در عين حال قطع پيدا مىكنم كه بول به شلوار و پايم ترشّح كرده است؛ لذا توالت رفتن برايم مشكل شده، و تا آن موضع را آب نكشم راحت نمىشوم.
ج) در بعضى مواقع پشت و جاهاى ديگر دستم به لبه ميز و يا لبه كتاب و يا چيزهاى زبر برخورد مىكند، و بدون اينكه دستم زخم شود يا خونى بيرون بيايد، از گوشه و كنار ناخنها و جاهاى ديگر دستم چيزى با احساس كمى درد جدا مىشود، و يا روى انگشتهاى دستم پوستهاى مختصرى وجود دارد كه با فرو بردن دست به داخل جيب و يا تماس گرفتن با چيز ديگر، آنها با احساس كمى درد از دستم جدا مىشود، لطفاً در اين موارد تكليف مرا بيان فرماييد:
جواب:بدون شك شما گرفتار وسواس هستيد؛ وظيفه شما اين است كه به ساير مردم نگاه كنيد و ببينيد در چه حد به اين امور اعتنا مىكنند و علم به نجاست پيدا مىكنند (منظور قشر متديّن است) آن مقدار كه آنها يقين مىكنند و آب مىكشند شما هم آب بكشيد، و نسبت به بقيّه تكليفى نداريد؛ هرچند فكر شما به شما بگويد نجس است؛ زيرا در اين گونه موارد افراد متديّن عادى علم و يقين به نجاست پيدا نمىكنند. ضمناً پوستهايى كه از دست و بدن جدا مىشود محكوم به پاكى است، مگر اينكه شما آنها را با فشار بكنيد و محلّ آنها سوزش پيدا كند، كه در اين صورت احتياط كنيد.
سؤال 480- منزل ما از نظر طهارت مشكل دارد؛ فرشها، دربها، ديوارهاى اطاقها، پنجرهها، پردهها، بخارى زمينى، بخارى ديوارى، جارو برقى، كمدها، بعضى از كتابها، بالشتها، رختخواب و تشكها، قاب عكسها و خلاصه تمام زندگى ما نجس است، گفتم نامهاى براى شما بنويسم تا بلكه در مورد من فتواى خاص (اجازه مخصوص) بدهيد و اين جانب را از معافيّت مخصوصى در مورد چيزهايى كه تا به حال نجس شده برخوردار سازيد، تا همه چيز و همه كس براى من طاهر باشد.
جواب:شما گرفتار وسواس هستيد و تنها درمان آن بىاعتنايى است. فتواى ما