3. سجده
سؤال 530- بيمارى كه سجده را روى صندلى بجا مىآورد، اگر با كفش نماز بخواند چه حكمى دارد؟
جواب:اشكالى ندارد، ولى بهتر است كفش را بيرون آورد.
نماز مسافر
سؤال 531- بيمارى در شهرى غير از وطن خود بسترى شده، و مدّت يك ماه از بسترى شدنش مىگذرد، و مشخّص نيست چه مدّت ديگر درمان وى طول خواهد كشيد. تكليف نماز و روزهاش چيست؟
جواب:بعد از گذشت يك ماه، نماز و روزهاش تمام است.
نماز قضا
سؤال 532- برخى از بيماران در اثر بيمارى به حالت اغماء مىروند، يا طىّ عمل جرّاحى توسّط پزشك بيهوش مىشوند و نمىتوانند نماز بخوانند. آيا نمازهاى اين مدّت را بايد قضا كنند؟
جواب:نماز در موقع بيهوشى قضا ندارد.
سؤال 533- شخصى بر اثر سكته مغزى چند سال حواس درستى نداشته، به گونهاى كه اگر به او تذكّر مىدادند نماز را بدون شرايط آن مىخوانده، وگرنه نمىخوانده است. آيا چنين فردى مانند شخص بىهوش است كه نمازش قضا ندارد، يا نمازهاى او بر پسر بزرگتر واجب است؟
جواب:در فرض مسأله نماز از او ساقط است، و قضاى آن بر عهده فرزند او نيست. امّا اگر عقل و شعور كافى دارد، ولى گرفتار فراموشى مىشود احتياط
واجب آن است كه فرزند بزرگتر بعد از فوت او نمازهايش را قضا كند.
سؤال 534- شخصى چندين ماه است كه در حال كما است، اگر از كما خارج شود قضاى نمازها و روزههاى زمان كما بر او واجب است؟ و اگر به همان شكل فوت كند، پسر بزرگترش بايد آنها را قضا كند؟
جواب:نمازهاى مذكور قضا ندارد. و بر پسرش نيز نسبت به آن زمان چيزى نيست.
سؤال 535- اكنون به خاطر بيمارى در بيمارستان بسترى هستم، با توجّه به اينكه در اينجا فرصت زيادى دارم، آيا مىتوانم نمازهاى قضاى خود يا ديگران را (چه مجّانى يا در برابر اجرت) بجا آورم، با توجه به اينكه بايد نشسته نماز بخوانم و گاه امكان تطهير بدن يا لباسها وجود ندارد؟
جواب:قضاى نمازهاى واجب در اين حالت اشكال دارد؛ خواه براى خودتان يا به نيابت از ديگرى. ولى مىتوانيد براى خودتان يا به نيابت از ديگران نمازهاى مستحبّى بخوانيد.
سؤال 536- كسى كه با وضو يا غسل جبيرهاى نماز مىخواند، آيا مىتواند نمازهايى را كه در زمان سلامتىاش فوت شده، در اين حال قضا كند؟
جواب:مانعى ندارد.
سؤال 537- نماز و روزههاى فراوانى از من فوت شده است، ولى متأسّفانه اكنون بيمارم و قادر بر انجام آن نيستم، و اميدى به بهبودى در آينده نيست، آيا مىتوانم در حال حيات، شخصى را اجير كنم كه آنها را از سوى من بجا آورد؟
جواب:مىتوانيد وصيّت كنيد كه پس از شما اين كار را انجام دهند، ولى در حال حيات جايز نيست.
نماز جماعت
سؤال 538- اقتدا به امام جماعت بيمار در بيمارستانها چه حكمى دارد؟
جواب:در صورتى كه بتواند وظيفه امام جماعت را انجام دهد مانعى ندارد.
سؤال 539- امامت كسى كه مبتلا به بيمارى جذام (خوره) يا برص (پيسى) مىباشد، چه حكمى دارد؟
جواب:بنابر احتياط واجب نمىتواند امام جماعت شود؛ حتّى براى مثل خودش.
سؤال 540- آيا مىتوان به امام جماعتى كه بر اثر بيمارى نشسته نماز مىخواند، اقتدا كرد؟
جواب:كسى كه ايستاده نماز مىخواند نمىتواند به كسى كه نشسته يا خوابيده نماز مىخواند، اقتدا كند.
سؤال 541- امامت جماعت مجروحان و معلولان در فروض زير چه حكمى دارد؟
الف) دست امام جماعت به گونهاى است كه نمىتواند تمام كف دست خود را روى زمين بگذارد.
ب) دست امام جماعت مصنوعى است.
ج) ركوع و سجود را با اشاره انجام مىدهد.
جواب:در صورت اوّل و دوم جايز است، و در صورت سوم اشكال دارد.
سؤال 542- شخصى امام جماعت مسجدى است كه تمام شرايط امامت جماعت را دارا بوده، و حتّى به درجه اجتهاد هم رسيده، ولى اخيراً مبتلا به بيمارى آرتروز (درد زانو) شده است. اطبّاى معالج وى مىگويند: «به هنگام نماز بايستى مهر را مقدارى بلند كرده، سپس روى آن سجده نمايد» خلاصه به طور
طبيعى نمىتواند سجده كند، ولى بقيّه نماز را به صورت طبيعى بجا مىآورد. آيا اين مورد از مصاديق اقتداى شخص ايستاده به نشسته است كه جايز نمىباشد؟
جواب:از نظر ما دليلى بر عدم جواز نيست، و ادلّه جماعت (و لو به اطلاق مقامى) شامل چنين اشخاصى مىشود؛ بنابراين، اقتدا به چنين كسى جايز است.
سؤال 543- برخى از بيماران مجبورند روى تخت يا ويلچر نماز بخوانند، آيا اين امر موجب به هم خوردن اتّصال صفهاى نماز جماعت نمىشود؟
جواب:اتّصال صفوف به هم نمىخورد.
نماز جمعه
سؤال 544- با توجّه به اينكه براى ما بيماران حضور در نماز جمعه امكان ندارد، آيا مىتوانيم نماز ظهر جمعه را اوّل وقت بجا آوريم، يا بايد تا پايان وقت نماز جمعه صبر كنيم؟
جواب:شما مىتوانيد نماز ظهر را در اوّل وقت بجا آوريد.
بيمارى و سقوط نماز
سؤال 545- تا چه حد از بيمارىها و اختلالات روحى و روانى، باعث ساقط شدن نماز و روزه مىشود؟ تشخيص آن بر عهده كيست؟
جواب:در صورتى كه عرفاً به او ديوانه و مجنون بگويند، و يا اينكه نتواند وقت نماز را تشخيص دهد، نماز از او ساقط مىشود.
سؤال 546- اگر انسان افسرده باشد، البتّه نه از نوع خيلى شديد، بلكه از نوعى كه دكترها و روانشناسان تشخيص افسردگى مىدهند، و در اين مدّت عمداً نمازش را ترك نموده و روزه هم نگيرد، و به خدا بدگمان شود، و از رحمت او
مأيوس گردد، و كشف حجاب نمايد، در حالى كه آگاه و عاقل است، حكمش چيست؟
جواب:انسان بايد هميشه به خداوند قادر مهربان اميدوار باشد، و آنچه را او دستور داده از نماز و روزه و حجاب و ساير وظايف دينى انجام دهد، و از رحمت واسعه او مأيوس نباشد، كه نااميدى از گناهان كبيره است. و هيچ كس حق ندارد به بهانه افسردگى وظايف شرعى خود را ترك كند؛ مگر اينكه بر اثر افسردگى عقل و هوش خود را از دست بدهد.
7. احكام روزه
الف) مبطلات روزه
سؤال 547- آيا فرو بردن وسايل غير خوراكى (مانند وسايل معاينات پزشكى و دندانپزشكى) در دهان به هنگام روزه، باعث بطلان روزه مىگردد؟
جواب:موجب بطلان روزه نمىشود، مگر اينكه آلوده به آب دهان شود و آن را بيرون آورد و سپس وارد دهان كند و رطوبت آن ابزار به قدرى باشد كه در آب دهان مستهلك نشود و آن را فرو برد.
سؤال 548- فردى مبتلا به نفس تنگى شديد است، و از يك نوع وسيله طبّى استفاده مىنمايد كه با فشار دادن سوزن آن، داروى مايع به صورت پودر گاز از راه دهان به ريهها پاشيده مىشود و باعث تسكين مىگردد (اين عمل چندين بار در روز تكرار مىگردد) آيا مىتواند با وجود استفاده از اين وسيله روزهدار هم باشد، با توجّه به اينكه بدون استفاده از اين دستگاه روزه گرفتن مشقّتى غير قابل تحمّل دارد؟
جواب:اگر به صورت گاز رقيق وارد بدن مىشود مانعى ندارد و روزهاش
صحيح است. و ما نمونههاى معمول آن را ديدهايم اشكالى ندارد.
سؤال 549- آيا فرو بردن چرك گلو باعث باطل شدن روزه مىگردد؟
جواب:اگر به فضاى دهان وارد نشود يا بدون اختيار فرو رود مانعى ندارد.
سؤال 550- آيا فرو بردن اخلاط سينه موجب ابطال روزه مىشود؟
جواب:اگر به فضاى دهان نرسد موجب ابطال نيست.
سؤال 551- حكم روزه بيمارانى كه از دارو استفاده مىكنند، در فروض زير چيست؟
الف) تزريق آمپول يا سرم از طريق رگ انجام مىشود و دارو:
1. فقط جنبه تقويتى داشته باشد.
2. جنبه درمانى و تقويتى داشته باشد.
3. جنبه غير تقويتى داشته باشد.
جواب:تمام تزريقات مذكور براى روزهدار اشكال دارد؛ ولى تزريق در عضله مانعى ندارد.
ب) استفاده از قطره، در سه فرض فوق نسبت به دارو، از طريق چشم، گوش، يا بينى چه حكمى دارد؟
جواب:اگر به حلق وارد نشود، يا شك داشته باشيم، اشكالى ندارد.
ج) وارد كردن دارو از طريق سوند معده (لولهاى كه از طريق دهان يا بينى وارد معده بيمار مىشود) چه حكمى دارد؟
جواب:جايز نيست؛ مگر در مواقع ضرورت كه آن نيز موجب بطلان روزه است.
سؤال 552- آيا تزريق آمپولهايى كه جهت بىحسى، كاهش درد، كشتار ميكروبها و مانند آن به كار مىرود، در صورتى كه هيچ خاصيّتى جهت رساندن
ويتامين يا موادّ غذايى به بدن نداشته باشد، روزه را باطل مىكند؟
جواب:تمام تزريقات دارويى و تقويتى و بىحسّى و واكسن هرگاه در عضله باشد براى روزهدار اشكال ندارد، ولى از تزريق در رگ مطلقاً پرهيز شود.
سؤال 553- آيا خوردن داروهاى خوراكى كه به هيچ وجه جنبه غذايى نداشته باشد، بلكه جهت تسكين آلام بيمار به كار مىرود مبطل روزه است؟
جواب:بدون شك مبطل روزه است.
سؤال 554- آيا شستشوى معده از طريق سوند معده، باعث ابطال روزه بيمار مىشود؟ (توضيح اينكه شستشوى معده با مايعات از طريق سوند انجام مىگيرد، سپس مايع وارد شده از طريق سوند به بيرون كشيده مىشود).
جواب:جايز نيست، مگر در حال ضرورت، كه در اين صورت بايد روزه آن روز را قضا كند.
سؤال 555- روزه بيمارى كه تنقيه مىكند، اما مايع به شكم او نمىرسد و فقط به نشيمنگاه وارد مىشود، چه حكمى دارد؟
جواب:روزه او باطل است، هر چند به شكم نرسد.
سؤال 556- بيمارى كه ناچار است هر روز، يا يك روز در ميان، با آب خالص تنقيه كند، تكليف روزههايش چه مىشود؟
جواب:اگر مىتواند، اين كار را در شب انجام دهد. و اگر نمىتواند، بايد روزه را قضا كند.
ب) تشخيص ضرر با كيست؟
سؤال 557- پزشكان شخص بيمارى را از روزه گرفتن منع مىكنند، ولى او مىداند كه روزه برايش ضرر ندارد. وظيفهاش چيست؟
جواب:بايد روزه بگيرد.
سؤال 558- در بعضى از موارد، پزشكان در مورد بيماران چنين اظهار نظر مىكنند:
«روزه براى فلان بيمار 80% مضرّ است» و منظورشان اين است كه طبق آمار علمى 80% افرادى كه با اين بيمارى روزه گرفتهاند دچار ضرر شدهاند. چنانچه اين اظهار نظر براى انسان يقينآور باشد، ولى وضعيّت خود را از نظر تطبيق آمار بر خودش نداند، حكم روزهاش چيست؟
جواب:چنين آمارهايى در صورتى كه از اطبّاى متعهد شنيده شود طبعاً موجب خوف ضرر مىشود، و روزه با آن واجب نيست.
سؤال 559- آيا توصيه پزشك و پرستار، مبنى بر ضرر داشتن روزه، يا حركت اعضاى بدن بيمار، يا استعمال آب براى وضو، يا ايستاده نماز خواندن، يا خم شدن براى سجده و مانند آن، مجوّز شرعى محسوب مىشود؟
جواب:چنانچه در مخالفت دستور او خوف ضرر باشد مجوّز شرعى دارد.
سؤال 560- چنانچه طبيبى، بيمارى را از روزه گرفتن منع كند (با توجّه به اينكه برخى از اطبّا نسبت به مسائل شرعى بىاطّلاع هستند) آيا نظر او در اين زمينه قابل قبول است؟
جواب:اگر طبيب مورد اطمينانى باشد نظريّهاش قابل قبول است.
سؤال 561- متأسّفانه كليهام سنگساز است. بدين جهت پزشك مرا از روزه منع كرده، و دستور داده كه روزانه حد اقل 10 ليوان آب بنوشم. آيا نظر ايشان، كه فردى متديّن مىباشد، لازم الاتّباع است؟ اگر روزه بگيرم، و به علّت عدم شرب مايعات در روزههاى ماه رمضان، كليهام طبق پيشبينى پزشك دچار مشكل شود، آيا مرتكب معصيت شده و روزهام باطل است؟
جواب:هرگاه از گفته طبيب حاذق متعهّد خوف ضرر پيدا كنيد كه روزه برايتان