بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 209

ويتامين يا موادّ غذايى به بدن نداشته باشد، روزه را باطل مى‌كند؟

جواب:تمام تزريقات دارويى و تقويتى و بى‌حسّى و واكسن هرگاه در عضله باشد براى روزه‌دار اشكال ندارد، ولى از تزريق در رگ مطلقاً پرهيز شود.

سؤال 553- آيا خوردن داروهاى خوراكى كه به هيچ وجه جنبه غذايى نداشته باشد، بلكه جهت تسكين آلام بيمار به كار مى‌رود مبطل روزه است؟

جواب:بدون شك مبطل روزه است.

سؤال 554- آيا شستشوى معده از طريق سوند معده، باعث ابطال روزه بيمار مى‌شود؟ (توضيح اينكه شستشوى معده با مايعات از طريق سوند انجام مى‌گيرد، سپس مايع وارد شده از طريق سوند به بيرون كشيده مى‌شود).

جواب:جايز نيست، مگر در حال ضرورت، كه در اين صورت بايد روزه آن روز را قضا كند.

سؤال 555- روزه بيمارى كه تنقيه مى‌كند، اما مايع به شكم او نمى‌رسد و فقط به نشيمنگاه وارد مى‌شود، چه حكمى دارد؟

جواب:روزه او باطل است، هر چند به شكم نرسد.

سؤال 556- بيمارى كه ناچار است هر روز، يا يك روز در ميان، با آب خالص تنقيه كند، تكليف روزه‌هايش چه مى‌شود؟

جواب:اگر مى‌تواند، اين كار را در شب انجام دهد. و اگر نمى‌تواند، بايد روزه را قضا كند.

ب) تشخيص ضرر با كيست؟

سؤال 557- پزشكان شخص بيمارى را از روزه گرفتن منع مى‌كنند، ولى او مى‌داند كه روزه برايش ضرر ندارد. وظيفه‌اش چيست؟

جواب:بايد روزه بگيرد.


صفحه 210

سؤال 558- در بعضى از موارد، پزشكان در مورد بيماران چنين اظهار نظر مى‌كنند:

«روزه براى فلان بيمار 80% مضرّ است» و منظورشان اين است كه طبق آمار علمى 80% افرادى كه با اين بيمارى روزه گرفته‌اند دچار ضرر شده‌اند. چنانچه اين اظهار نظر براى انسان يقين‌آور باشد، ولى وضعيّت خود را از نظر تطبيق آمار بر خودش نداند، حكم روزه‌اش چيست؟

جواب:چنين آمارهايى در صورتى كه از اطبّاى متعهد شنيده شود طبعاً موجب خوف ضرر مى‌شود، و روزه با آن واجب نيست.

سؤال 559- آيا توصيه پزشك و پرستار، مبنى بر ضرر داشتن روزه، يا حركت اعضاى بدن بيمار، يا استعمال آب براى وضو، يا ايستاده نماز خواندن، يا خم شدن براى سجده و مانند آن، مجوّز شرعى محسوب مى‌شود؟

جواب:چنانچه در مخالفت دستور او خوف ضرر باشد مجوّز شرعى دارد.

سؤال 560- چنانچه طبيبى، بيمارى را از روزه گرفتن منع كند (با توجّه به اينكه برخى از اطبّا نسبت به مسائل شرعى بى‌اطّلاع هستند) آيا نظر او در اين زمينه قابل قبول است؟

جواب:اگر طبيب مورد اطمينانى باشد نظريّه‌اش قابل قبول است.

سؤال 561- متأسّفانه كليه‌ام سنگ‌ساز است. بدين جهت پزشك مرا از روزه منع كرده، و دستور داده كه روزانه حد اقل 10 ليوان آب بنوشم. آيا نظر ايشان، كه فردى متديّن مى‌باشد، لازم الاتّباع است؟ اگر روزه بگيرم، و به علّت عدم شرب مايعات در روزه‌هاى ماه رمضان، كليه‌ام طبق پيش‌بينى پزشك دچار مشكل شود، آيا مرتكب معصيت شده و روزه‌ام باطل است؟

جواب:هرگاه از گفته طبيب حاذق متعهّد خوف ضرر پيدا كنيد كه روزه برايتان‌


صفحه 211

ضرر دارد، روزه را افطار مى‌كنيد. و چنانچه پس از ماه مبارك توانستيد، قضاى آن را به جا آوريد. و اگر بيمارى شما تا ماه رمضان سال بعد ادامه پيدا كرد، قضا بر شما واجب نيست؛ بلكه براى هر روز فقط يك مدّ طعام (هفتصد و پنجاه گرم، يا مانند آن) به فقيرى مى‌پردازيد. و با توجّه به اينكه اشتياق زيادى براى روزه گرفتن داريد، خداوند ان شاء اللَّه به شما اجر روزه داران را عنايت خواهد كرد.

ج) مكروهات روزه‌

سؤال 562- كشيدن دندان، يا هرگونه اعمال جرّاحى لثه و دندان، كه باعث خونريزى مى‌شود، در حال روزه چه حكمى دارد؟

جواب:مكروه است، ولى روزه را باطل نمى‌كند.

د) بيمارانى كه روزه بر آنها واجب نيست‌

سؤال 563- زنى 63 ساله هستم كه شش بچه به دنيا آورده‌ام. در دوران حاملگى و شيرخوارگى بچّه‌ها (حدود 12 سال) نتوانستم روزه بگيرم، پس از آن نيز تاكنون هر وقت خواستم روزه بگيرم دچار خونريزى معده شده، و با توصيه پزشكان روزه نگرفته‌ام، اكنون تكليف بنده چيست؟

جواب:در حال حاضر شما مكلّف به روزه نيستيد، و احتياط واجب آن است كه اگر قدرت داريد براى هر روز به اندازه يك مدّ طعام (750. گرم گندم) به شخص نيازمندى بدهيد. همچنين براى ايّام گذشته كه روزه نگرفته‌ايد، و تا سال بعد هم توانايى بر روزه نداشته‌ايد.

سؤال 564- بعضى از برادران قطع نخاعى طبق دستور پزشك بايد هر چند ساعت مقدارى مايعات بنوشند. وظيفه آنان براى روزه چيست؟

جواب:روزه از آنها ساقط است. و به جاى آن، در صورتى كه قدرت مالى‌


صفحه 212

داشته باشند براى هر روز يك مدّ طعام كفّاره مى‌دهند.

سؤال 565- هرگاه بيمار در اثناى روز ماه مبارك رمضان خوب شود، در چه صورت بايد نيّت روزه كند؟

جواب:اگر پيش از ظهر خوب شود، و كارى كه روزه را باطل مى‌كند انجام نداده باشد، بايد نيّت روزه كند، و احتياطاً قضا هم نمايد. ولى اگر بعد از ظهر خوب شود، روزه آن روز واجب نيست، فقط بايد قضاى آن را بجا آورد.

8. احكام حجّ بيماران‌

الف) استطاعت‌

سؤال 566- از آنجا كه متأسّفانه معتاد هستم، اداره بهداشت طبق مقرّرات جمهورى اسلامى از رفتن من به حج جلوگيرى مى‌كند. تكليف من با وجود استطاعت مالى و هفتاد و دو سال سن چيست؟

جواب:اگر قبلًا مستطيع بوده و قادر بر رفتن به مكّه نيز بوده‌ايد و نرفته‌ايد، حج بر شما مستقر شده است، و اگر مأيوس از ترك اعتياد هستيد بايد نايب بگيريد.

ولى اگر قبلًا استطاعت نداشته‌ايد، در فرض سؤال مستطيع نيستيد؛ مگر اينكه بتوانيد- هر چند با ترك اعتياد- اجازه بگيريد و به حج برويد.

ب) محرّمات احرام‌

سؤال 567- اين جانب به علّت قطع نخاع و عدم كنترل ادرار و ... نمى‌توانم بدن و لباس احرام خود را پاك نگه دارم. وظيفه‌ام چيست؟

جواب:آن مقدار كه مى‌توانيد محافظت كنيد، و آنچه موجب عسر و حرج است اشكال ندارد.


صفحه 213

سؤال 568- وظيفه بيمارى كه مجبور است در حال احرام از لباس دوخته شده استفاده كند چيست؟

جواب:اين كار براى او مجاز است، ولى بايد براى هر احرام يك كفّاره بدهد.

سؤال 569- تزريق آمپول در حال احرام در صورتى كه خون بيايد، براى تزريق‌كننده و شخص محرم كه به او تزريق مى‌شود، چه صورتى دارد؟

جواب:حرام نيست، خواه خون بيايد يا نيايد.

سؤال 570- آيا خون گرفتن از بدن با سرنگ، از مصاديق ادماى محرّم است، و در حال احرام پرهيز از آن لازم مى‌باشد؟

جواب:جزء ادماء محسوب مى‌شود، ولى به فتواى ما، ادماء براى مُحرِم مكروه است، نه حرام.

سؤال 571- آيا در حال احرام مى‌توان دندانى كه شديداً درد دارد، و پزشك سفارش به كشيدن آن كرده را كشيد، هر چند باعث خونريزى شود؟

جواب:خارج كردن خون از بدن در حال احرام، چه در حال ضرورت و غير ضرورت، حرام نيست و كفّاره‌اى ندارد، ولى مكروه است.

سؤال 572- آيا منظور از كشيدن دندان- كه در فرض خونريزى مكروه است- دندان شخص محرم است، يا شامل دندان ديگرى هم مى‌شود؟ مثلًا اگر دندانپزشك محرم باشد، و دندان شخص محرم يا غير محرمى را بكشد، آيا كراهت دارد؟

جواب:شامل دندان غير نمى‌شود.

ج) طواف‌

سؤال 573- با توجّه به اينكه به علّت بيمارى همواره كيسه مخصوص ادرار


صفحه 214

همراه خود دارم و با حركت بدن بول خارج مى‌شود، براى طواف و نماز طواف چه كنم؟

جواب:يك وضو براى طواف و يك وضو براى نماز كافى است.

سؤال 574- اخيراً مأمورين سعودى مانع طواف و سعى افراد بيمار و معذور (كه با ويلچر طواف مى‌كنند) در طبقه همكف مى‌شوند. طواف و نماز طواف و سعى چنين افرادى در طبقه بالا چه صورت دارد؟

جواب:در فرض سؤال طواف آنها در طبقه بالا اشكالى ندارد. و در مورد نماز طواف و سعى، اگر اجازه ندهند در پايين انجام گيرد، يا اجازه مى‌دهند ولى مشقّت و عسر و حرج دارد، آن هم اشكالى ندارد.

د) مصدود و محصور

سؤال 575- وظيفه كسى كه به خاطر بيمارى و مانند آن قادر بر انجام اعمال منى يا طواف و سعى و اعمال مكّه نيست چيست؟

جواب:اين شخص در حكم محصور است، ولى اگر مى‌تواند نايب بگيرد اين كار از اعاده حج كفايت مى‌كند، و لازم نيست در سال آينده حج را مجدّداً به جا آورد.

9. احكام معاملات بيماران‌

سؤال 576- پدرم پس از سكته مغزى و بسترى شدن در بيمارستان، بعد از دو روز بيهوشى از مرگ نجات يافته، و از بيمارستان مرخّص شد. نامبرده كه در حال صحّت جسمى و فكرى كامل نبود بنا به توصيه يك نفر، ملك خود را بين پسر و دخترش بطور مساوى تقسيم كرد، و اين تقسيم به خاطر دريافت سند عادى از


صفحه 215

ثبت اسناد به صورت خريدوفروش نوشته شده است، بدين گونه كه فروشنده پدرم و خريدار هر يك از فرزندان هستند؛ ولى در واقع هيچ گونه مبادله‌اى صورت نگرفته، و از طرف خريداران هيچ مبلغى پرداخت نشده، و قبض و اقباضى صورت نگرفته است، لطفاً در اين باره به پرسشهاى زير پاسخ دهيد:

الف) آيا شخص مذكور با چنين حالى، كه در اثر سكته مغزى قسمتى از مغزش از كار افتاده، مى‌تواند شخصاً به نقل و انتقال مالى دست بزند؟

جواب:اگر اين مقدار از بيمارى موجب اختلال در عقل او نشده باشد، نقل و انتقالات او اشكالى ندارد، و فلج شدن بدن ارتباطى به اختلال فكرى ندارد.

ب) آيا تقسيم مزبور در تمام مال نافذ است، يا نسبت به ثلث مال اثر دارد؟

جواب:هرگاه واقعاً بيمار بوده، و سرانجام بيمارى‌اش سبب مرگ او شده، تصرّفات او كه شكل بخشش داشته باشد تنها در يك سوم مال نافذ است بنا بر احتياط واجب. و اگر بيمار نباشد و يا آن بيمارى سبب مرگ او نشود تصرّفات او بطور كامل جايز است، مشروط بر اينكه در صورت بخشش آن را تحويل دهد.

ج) آيا نوشتن قرار داد بيع بدون نقل و انتقال مال، و يا ردّ و بدل اسناد، صحيح است؟

جواب:اگر قرارداد معامله را بنويسند و امضا كنند و پول آن را نقداً بپردازند يا در ذمّه باشد مانعى ندارد، همچنين اگر قرائنى باشد كه منظور از بيع هبه است آن هم مانعى ندارد، ولى بايد ملك را تحويل طرف بدهد.

سؤال 577- شخصى، كه داراى 500 هزار تومان پول نقد بوده سكته مغزى نموده، و در اثر آن در مشاعر و حواسّ او اختلال پيش آمده، بطورى كه عملًا سفيه شرعى محسوب شده، و محجور مى‌گردد؛ همسر و يكى از فرزندان او تصميم مى‌گيرند خانه‌اى با همان پول خريدارى كنند، تا اين فرزندى كه در سنّ‌


صفحه 216

از دواج بوده در آن سكونت نمايد؛ قابل توجّه اينكه شخص محجور، ولىّ خاصّى ندارد و همسر و فرزندان او نيز از طرف حاكم شرع يا به حكم قانون قيّم او نيستند، و از طرف ديگر، هيچ يك از همسر و دو فرزند مذكور قصد تملّك و خريد خانه براى خود نداشته، و قصد قرض گرفتن پول را نيز نداشته‌اند، لطفاً به فرماييد:

الف) شرعاً چه كسى مالك آن خانه است؟

جواب:چنانچه خانه را با پول پدر گرفته‌اند و او در آن زمان محجور بوده، معامله باطل است؛ مگر اينكه قيّم شرعى آن را اجازه دهد، كه در اين صورت خانه تعلّق به پدر دارد.

ب) فرزندى كه در آن خانه سكونت كرده و سند به نام اوست، مخارجى در آن منزل نموده است، اگر قرار باشد مخارج به او داده شود، بايد همان مبلغى را كه آن زمان خرج نموده به او داده شود؟ يا با قدرت خريد و نرخ امروز محاسبه شود؟

جواب:هزينه‌هايى كه آن فرزند در آن منزل كرده از كيسه خود او رفته است، ولى اگر چيزهاى قابل انتقالى، مانند كابينت و امثال آن باشد، متعلّق به خود اوست.

10. روشهاى پيشگيرى از بيمارى‌

سؤال 578- با توجّه به مصيبت بار بودن بيمارى ايدز، آيا آموزش گروهاى مختلف سنّى در مورد راههاى انتقال و نحوه پيشگيرى از اين بيمارى را جايز مى‌دانيد؟

جواب:جايز است؛ ولى بايد به شكلى باشد كه بدآموزى يا مفسده ديگرى بر آن مترتّب نشود.