4. گفتگو و اختلاط
سؤال 29- شوخى و خنده استاد خانم در كلاس درس دانشجويان دختر و پسر، به منظور رفع كسالت و خستگى و تجديد روحيه دانشجويان چه حكمى دارد؟
جواب:رعايت آداب عفّت در كلاس درس واجب است.
سؤال 30- دخترى هستم كه در رشته پزشكى قبول شدهام، ظاهراً كلاسهاى دانشگاه به صورت مختلط برگزار شده، و غالب اساتيد مرد هستند، با اين توصيف شركت در كلاسها چه حكمى دارد؟
جواب:هرگاه توأم با امر حرامى (نظير خلوت با اجنبى و مفاسد ديگر) نباشد مانعى ندارد.
سؤال 31- گاه دانشجوى پسر در بين عدّهاى از دانشجويان دختر يا بالعكس درس مىخواند، با توجّه به اينكه اگر با اين شرايط ادامه تحصيل ندهد متضرّر مىشود (مثلًا ديرتر فارغ التحصيل مىشود) آيا ادامه تحصيل با اين شرايط حرام است؟
جواب:اگر موجب كار حرامى نشود اشكالى ندارد. ولى سزاوار است مسئولين كشورهاى اسلامى برنامهاى براى جدا ساختن مراكز تحصيلى پسران و دختران تنظيم نمايند.
5. احكام پوشش
سؤال 32- در برخى از مراكز علمى مسائلى به وجود آمده كه سبب ايجاد ذهنيّت ناخوشايند، و بدبينى به اسلام، و موجبات دورى جوانان از دين و مذهب را فراهم آورده است، مسائلى كه هيچ گونه ممانعتى براى انجام آن، نه از سوى دين و نه از سوى مراجع عاليقدر تقليد، ذكر نشده است.
در دانشگاه پزشكى «ع- ك» پوشيدن لباسهاى آستين كوتاه براى مردان
ممنوع است، و اين مسأله بحث و گفتگوهايى را در پى داشته است. از آنجايى كه طرح تمام گفتگوهاى مطرح شده فى ما بين ما و مسئولين دانشگاه قدرى مشكل است. سعى كردهايم خلاصه آن را در اين استفتا بگنجانيم:
دانشگاه: پوشيدن لباسهاى آستين كوتاه ممنوع است.
دانشجويان: در كجاى دين پوشيدن لباسهاى آستين كوتاه براى مردان حرام شمرده شده است؟
دانشگاه: بعضى از مراجع تقليد حرام دانستهاند.
دانشجويان: كدام مرجع تقليد حرام شمرده است؟ شايد ما مقلّد ايشان نباشيم.
دانشگاه جوابى ندارد و فقط مىگويد: شما بايد مقلّد همان كسى باشيد كه ما هستيم.
چندى بعد يكى از روحانيون سرشناس به دانشگاه ما تشريف آوردند، موضوع را با ايشان در ميان گذاشتيم، ايشان فرمودند: هيچ مرجع تقليدى آن را حرام نشمرده است.
نظر حضرتعالى در اين مورد چيست؟
جواب:پوشيدن لباسهاى آستين كوتاه براى مردان شرعاً حرام نيست، ولى مسئولين دانشگاه حق دارند مقرّراتى را طبق مصالحى كه در نظر دارند براى محدوده دانشگاهها وضع كنند، مثلًا بگويند شرط ورود به دانشگاه استفاده از فلان نوع و رنگ لباس است. همان گونه كه در محيطهاى نظامى و انتظامى لباسهاى خاصى را شرط مىكنند. بنابراين خوب است دانشجويان عزيز با مسئولين دانشگاهها در اين گونه مسائل به طور منطقى و بدون جرّ و بحث كنار بيايند، تا مشكل شرعى براى هيچ يك از دو طرف پيدا نشود.
سؤال 33- وظيفه خواهران دانشجوى مسلمان تركيه و ديگر كشورها نسبت به رعايت حجاب در دو فرض زير چيست؟
1. شرط گذراندن تمام ترمهاى دانشجويى در دانشگاههاى تحت مديريّت آنها، رعايت نكردن حجاب شرعى است.
2. شرط اتمام چند ترم باقيمانده از رشته خاصّى در دانشگاه ترك حجاب است.
جواب:با توجه به اينكه اگر دختران مسلمان و متديّن دروس عالى را نخوانند تنها افراد بىبند و بار و لامذهب پستهاى مهم را اشغال مىكنند، به افراد متديّن اجازه داده مىشود كه حجاب را در خصوص مواردى كه ضرورت دارد رعايت نكنند، ولى در غير آن موارد حتماً مراعات نمايند.
6. استفاده شخصى از امكانات عمومى
سؤال 34- مشاهده مىشود كه برخى از دانشجويان و اساتيد پزشكى از امكانات دولتى و بيت المال، مثلا فرمهاى بيمارستانى و كاغذهاى مكاتبهاى استفاده شخصى مىكنند، در حالى كه هزينه اين وسايل يا از بيت المال تأمين مىشود، يا به هزينه بيماران اضافه شده و از آنان گرفته مىشود. آيا اين كار جايز است؟
جواب:جايز نيست، مگر به اجازه مسئولان بيمارستان، با در نظر گرفتن مصالح مجموعه.
7. ضمان
سؤال 35- در معاينات و درمانهايى كه توسّط دانشجويان رشته پزشكى، انترنها و مانند آن صورت مىگيرد، چنانچه ضرر و خسارت مالى يا جانى متوجّه بيمار گردد، چه كسى ضامن است؟
جواب:كسى كه مباشر ايجاد ضرر و زيان است ضامن است. مگر اينكه قبلًا از
طرف مقابل برائت گرفته، و در كارهاى خود كوتاهى ننموده باشد.
سؤال 36- در مراكز آموزشى، درمانى و پزشكى دولتى دستياران، به ويژه در سالهاى نخست بايد با حضور و راهنمايى اساتيد خود اقدام به عمل جرّاحى كنند. چنانچه دستيار با اجازه استاد خود، يا به اين اميد كه استاد گفته: «شما كار را شروع كنيد، من هم مىرسم» به تنهايى يا به همراه ساير دستياران، عمل جرّاحى را شروع كنند و استاد حاضر نشود، و آسيبى به بيمار برسد كه ناشى از عدم حضور استاد است، چه كسى ضامن است؟
جواب:دستيار مسئول است؛ مگر اينكه تخلّف استاد از وعدهاش سبب اين مشكل شده باشد كه در اين صورت هرچند دستيار مقصّر است، ولى مىتواند خسارتى را كه پرداخته از استاد كه او را مغرور ساخته (فريب داده) بگيرد.
سؤال 37- در مراكز آموزشى كه براى آينده پزشك متخصص تربيت مىنمايند، به دليل كمى مهارت فى نفسه دستياران و دانشجويان، عوارض و خطراتى متوجه جان بيمار مىگردد؛ اگر احياناً نقص عضوى واقع شود، يا بيمار فوت كند، آيا دستيار مربوطه ضامن است، يا پزشك مسئول، و استاديار مربوطه؟
جواب:اگر دستيار در كار خود مستقل و از خطرات آگاه باشد ضامن است، و اگر به صورت آلت دست استاد باشد ضامن نيست.
8. مسائل ديگر
سؤال 38- اگر دانشجوى پزشكى از اسرار استادش، كه پزشك است آگاه باشد، و فساد اخلاقى او را بداند، وظيفهاش چيست؟ در حالى كه بقيّه او را كاملًا مؤمن مىدانند، و در مسائل بسيارى به او مراجعه مىكنند.
جواب:او بايد به وظيفه خود عمل كند و كارى به ديگران نداشته باشد.
سؤال 39- پيروى از دستورات اساتيدى كه مقيّد به ضوابط شرعى نيستند،
مثلًا با وجود دانشجويان همجنس به دانشجوى غير همجنس دستور معاينه بيمار را مىدهند، چه حكمى دارد؟ با توجّه به اينكه سرپيچى از دستور آنان ممكن است در نمره قبولى دانشجو تأثيرگذار باشد.
جواب:در اين صورت كه ضرورت نيست بايد به صورت معقولى تمرّد كند، مگر اينكه معاينه بيمار غير همجنس براى تكميل تحصيلات پزشكى لازم باشد، كه در اين صورت جايز است.
سؤال 40- آيا دانشجويان دختر و پسر جهت جلوگيرى از ارتكاب گناه (در رابطه با مسائل تحصيلى و رفت و آمد) مىتوانند بدون اجازه پدرِ دختر، صيغه محرميّت بخوانند؟
جواب:اين كار براى دختران باكره- كه سابقه ازدواج ندارند- بدون اجازه پدر جايز نيست.
سؤال 41- بعضى از دانشجويان در سالهاى انتهايى تحصيل قادر به كار كردن در رشته تحصيلى خود و كسب درآمد هستند، آيا بايستى با دريافت اوّلين حقوق، براى خود سال خمسى تعيين كنند؟
جواب:در صورتى كه درآمد ساليانه آنها بيش از هزينهها و مخارج ساليانه باشد، بايد هر سال در همان تاريخ خمس اضافه درآمد را بپردازند.
2- مسائل مربوط به تشريح
1. تشريح مجاز
سؤال 42- آيا مجازيم مسلمانى كه وصيت كرده بعد از وفاتش وى را تشريح كنند، تشريح نماييم؟
جواب:تشريح مرده مسلمان براى مقاصد پزشكى با چند شرط جايز است:
1. مقصود ياد گرفتن و تكميل اطلاعات طبّى براى نجات جان مسلمان بوده باشد، و بدون تشريح اين مقصود حاصل نشود.
2. دسترسى به مرده غير مسلمان نباشد.
3. به مقدار ضرورت و احتياج قناعت شود، و اضافه بر آن جايز نيست. با چنين شرايطى تشريح جايز، بلكه واجب است.
سؤال 43- اگر ندانيم جسدى كه در اختيار ماست جسد مسلمان است، يا كافر، يا اهل كتاب، آيا مجاز به تشريح آن هستيم؟
جواب:اگر جسد از بلاد اسلامى نباشد مانعى ندارد. و اگر مربوط به بلاد اسلامى است، ظاهر اين است كه جسد مسلمان است، و احكام مسلمان بر او جارى مىشود. و اگر از بلدى است كه هر دو گروه به طور وسيع در آن هستند، تشريح آن مانعى ندارد. و اگر ندانيم از كدام بلد است آن هم جايز است.
سؤال 44- آيا مىتوان جسد افراد به ظاهر مسلمان- مسلمان اسمى- را كه به خاطر ارتداد، فساد اخلاقى، قاچاق موادّ مخدّر، مسائل سياسى و ... اعدام شدهاند تشريح نمود؟
جواب:در مورد مرتد جايز است، و در مورد ديگران تنها طبق ضرورتهاى فوق مجاز خواهد بود.
سؤال 45- در صورت كمبود جسد و استخوان، آيا مىتوان استخوانهايى كه در بيابان و قبرستانها يافت مىشود، و يا به وسيله عمليّات حفّارى شهردارىها در سطح خاك ظاهر مىشود- چه متعلّق به مسلمان باشد، يا غير مسلمان- مدّتى جهت آموزش استفاده كرد، و بعد از اتمام كار، به يك مركز آموزشى هديه نمود، يا دفن كرد؟
جواب:نسبت به غير مسلمان اشكالى ندارد، و نسبت به مسلمين تنها در صورتِ ضرورتِ تشريح و تكميل اطّلاعات طبّى جايز است. و بعداً بايد آن را دفن كرد.
سؤال 46- تشريح بدن جنين چه حكمى دارد؟ بر فرض جواز، آيا ديه دارد؟
جواب:در صورتى كه براى پيشرفت علم پزشكى، و جهت حفظ جان مسلمين ضرورتى داشته باشد جايز است، و ديه هم ندارد.
2. تشريح غير مجاز
سؤال 47- آيا در عدم جواز تشريح بدن ميّت بدون ضرورت، تفاوتى بين شيعه و اهل سنّت وجود دارد؟
جواب:تفاوتى ندارد.
سؤال 48- جدا كردن اعضاى ميّت چه حكمى دارد؟ آيا در اين حكم تفاوتى ميان رضايت قبلى و عدم آن، يا رضايت ولىّ ميّت و عدم رضايت وى، وجود دارد؟
جواب:جز در موارد ضرورت براى تشريح، با شرايطى كه در پاسخ سؤال اوّل
اين فصل گفته شد، يا در مواردى كه معالجات ضرورى أحيا بدون آن ممكن نيست، جايز نمىباشد.
احكام تشريح
سؤال 49- آيا مىتوان براى تشريح، جهت آموزش به علّت كمبود جسد و استخوان كه بدون آنها آموزش امكانپذير نيست، اقدام به نبش قبر غير مسلمانان نمود؟
جواب:هرگاه مفسده خاصّى بر آن مترتّب نشود، اشكالى ندارد.
سؤال 50- در فرض مسأله فوق، اگر ندانيم قبر مورد نظر متعلّق به مسلمان است، يا غير مسلمان، آيا مجاز به نقش قبر هستيم؟
جواب:مانند جواب سؤال دوم همين فصل است، به شرط اينكه قراينى كه نشانه اسلام است در آن قبر نباشد.
سؤال 51- آيا خريدوفروش ميّت مسلمان جهت تشريح، در جايى كه جسد كافر در دسترس نباشد، جايز است؟
جواب:هرگاه آن تشريح براى فرا گرفتن علم پزشكى جهت حفظ جان مسلمين ضرورت داشته باشد، و از غير اين راه دسترسى نداشته باشد، مانعى ندارد.
سؤال 52- برخى از اساتيد براى فراهم ساختن استخوان جهت تشريح، نمره در نظر مىگيرند. آيا براى چنين كارى تشريح استخوانهاى مكشوفه از قبرستان جايز است؟ آيا در اين جهت، ميان قبرهاى قديمى و جديد، استخوانهاى زير زمين و آنچه در سطح قرار گرفته، زن و مرد، تفاوتى وجود دارد؟
جواب:هيچ كدام جايز نيست.
سؤال 53- نگاه كردن به دستگاه تناسلى مردان و زنان ميّت در حال تشريح چه حكمى دارد؟ آيا اين حكم در مورد بدن مسلمانان و غير مسلمانان يكسان است؟
جواب:جز در موارد ضرورت جايز نيست؛ و فرقى در ميان آنها نيست.