بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 230

را مطالبه كند؟

جواب:بخشيدن قصاص عضو موجب بخشش قصاص خون نمى‌شود (در مواردى كه جراحت سبب قتل گردد يا جانى قصد قتل داشته باشد).

16. احكام ديات‌

سؤال 621- شخصى داراى ناراحتى قلبى بوده است. دوستش به قصد شوخى از طريق تلفن خبر دروغين مرگ فرزندش را به او مى‌دهد، او هم سكته قلبى كرده و مى‌ميرد. حكم مسأله چيست؟

جواب:اگر يقين داشته باشد كه بر اثر خبر دادن او سكته كرده، بايد ديه او را بپردازد. و اگر مى‌دانسته بيمارى قلبى دارد و چنين خبرى براى بيمارى قلبى غالباً كشنده است، بعيد نيست حكم قصاص درباره او جارى شود.

سؤال 622- شخص مبتلا به ايدز و مانند آن، ديگرى را به گونه‌اى به آن بيمارى آلوده كرده كه نوعاً پس از مدّتى سبب صدمات يا مرگ وى خواهد شد. چنانچه ناقل زودتر از مجنى عليه فوت كند ديه مجنى عليه و يا خسارات وارده بر او پس از مرگ جانى، در هر كدام از فروض عمد و شبه عمد و خطاى محض بر عهده چه كسى است؟

جواب:هرگاه ناقل سبب مرگ باشد از اموال او بر مى‌دارند.

سؤال 623- طبق مقررات دولتى پزشك و بيمارستان مكلف به پذيرش و درمان مصدوم مى‌باشند. چنانچه پزشكى قبل از اتمام درمان مصدوم، وى را (با وجود آنكه مى‌دانسته نياز به مراقبتهاى ويژه دارد) از بيمارستان مرخّص كند، و مصدوم طبق نظر پزشكى قانونى در اثر بالا رفتن قند خون، و خون‌ريزى داخلى، چند روز پس از ترخيص فوت كند، آيا پزشك يا بيمارستان در فرض سؤال‌


صفحه 231

ضامن پرداخت ديه هستند؟

جواب:كار بسيار بدى كرده‌اند، ولى ديه‌اى بر آنها نيست.

سؤال 624- پسرم توسّط يك پزشك ختنه شد. به دليل بى‌احتياطى و عدم مهارت در عمل جرّاحى، خسارات ذيل بر ايشان وارد شد:

1. از بين رفتن تمام پوست روى آلت‌

2. قطع قسمتى از آلت‌

3. تنگ شدن مجراى بول و كج شدن آلت‌

4. از بين رفتن توان مقاربت و لذّت جنسى (به دليل فقدان پوست طبيعى روى آلت) و عدم انزال، كه نتيجه آن عدم توليد مثل و بارورى است.

5. عمل جراحى آلت و ترميم پلاستيكى‌

لطفاً بفرماييد: ديه ضايعات فوق چيست؟

جواب:نسبت به ضايعاتى كه در پوست آلت و تنگى مجرا و كج شدن به وجود آمده، طبق تشخيص كارشناس ارش تعلّق مى‌گيرد، و در مورد عدم بارورى، اگر پس از معالجه مشكل حل نشود آن نيز ارش دارد.

سؤال 625- دكتر مقدارى از پوست بدن را براى ترميم جراحت يا سوختگى برداشته است. آيا براى اين قسمت ديه يا ارشى جداگانه در نظر گرفته مى‌شود؟

جواب:براى اين قسمت ديه و ارشى نيست.

سؤال 626- با توجّه به اينكه افراد زيادى (از جمله پزشك، فروشنده، خريدار، تزريق‌كننده، پدر و مادر جنين) در سقط به وسيله دارو نقش دارند، ديه سقط بر عهده كيست؟

جواب:ديه سقط بر عهده كسى است كه داروها را مصرف مى‌كند.

سؤال 627- اگر تزريق‌كننده از اثر داروى سقط جنين با خبر نباشد، ديه بر


صفحه 232

عهده چه كسى است؟

جواب:بر عهده كسى است كه اين دستور را به او داده است.

17. احكام حفظ جان‌

سؤال 628- لطفاً در مورد حفظ جان ديگران به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. آيا دروغ گفتن براى حفظ جان مسلمانان جايز است؟

2. دروغ گفتن جهت حفظ جان كفّار ذمّى چه صورتى دارد؟

3. در جايى كه انسان مى‌تواند با دروغ گفتن و به خطر انداختن جان خود يا شخص ديگر، موجب نجات جان چند مسلمان شود، آيا اين كار جايز است؟ و در صورت به خطر افتادن جان شخص ديگر (با دروغ اين انسان) و تلف شدن، ديه بر عهده كيست؟

جواب:1. نه تنها جايز، بلكه واجب است.

2. اشكال ندارد.

3. دروغ گفتن براى نجات جان افراد اشكال ندارد، ولى به خطر انداختن جان خود يا ديگرى براى حفظ جان ديگران لازم نيست. و اگر جان ديگرى را به خطر بيندازد ضامن است.

سؤال 629- آيا محافظت از جنين در رحم واجب است؟ آيا بر مادر لازم است تمام شرايط لازم را جهت حفظ جان و سلامتى جنين فراهم كند؟

جواب:تا آنجا كه مايه عسر و حرج نشود لازم است.

سؤال 630- لطفاً به سؤالات زير پاسخ دهيد:

1. آيا براى نجات جان يك مسلمان، مى‌توان عضوى از اعضاى خود را به او هديه كرد، مشروط بر اينكه هيچ خطر جانى متوجّه دهنده عضو نباشد؟


صفحه 233

2. آيا دهنده عضو مى‌تواند پولى دريافت نمايد؟

3. اگر براى دهنده عضو، احتمال آسيب و خطر كمتر از مرگ وجود داشته باشد، ولى با اين كار مسلمانى از مرگ نجات مى‌يابد، آيا اين اقدام جايز است؟

جواب:1. نه تنها اشكالى ندارد، بلكه راجح و خوب است، و گاه ممكن است واجب شود.

2. جايز است، ولى بهتر اين است كه پول را در مقابل اجازه برداشتن عضو بگيرد، نه در مقابل خود عضو.

3. جايز است.

سؤال 631- نسبت به شخصى كه به گونه‌اى مى‌خواهد اقدام به خودكشى نمايد بفرماييد:

1. آيا جلوگيرى از خودكشى وى بر ديگران واجب است؟

2. اگر ممانعت از خودكشى آن شخص، مستلزم مخارجى باشد، تا چه مبلغى بايد تحمّل كرد؟ و پرداخت آن بر عهده كيست؟

3. اگر بازدارى شخص فوق از خودكشى، مستلزم استقبال از خطر جانى يا به خطر افتادن سلامت نجات دهنده باشد، تا چه اندازه بايد از اين خطر استقبال نمايد؟

4. آيا در نجات جان چنين فردى، فرقى بين مسلمان، كافر حربى و كافر غير حربى وجود دارد؟

5. آيا براى ممانعت از خودكشى آن شخص، رضايت يا عدم رضايت وى- براى نجات- در تكليف نجات دهنده، مدخليّت دارد؟

6. در صورت عدم رضايت براى نجات جان خود، اگر كسى اقدامى در جهت نجات وى انجام داد كه در ضمن آسيبى هم به شخص خودكشى‌كننده وارد شد،


صفحه 234

آيا منجى ضامن است؟

جواب:1 تا 3. جلوگيرى از خودكشى بر هر مسلمانى واجب است، و اگر هزينه كمى داشته باشد بايد شخص بازدارنده بپردازد. امّا اگر هزينه آن سنگين باشد، يا مستلزم خطر جانى باشد، بر آن شخص لازم نيست؛ ولى چنانچه بيت المال توانايى داشته باشد بايد آن را بپردازد.

4. نجات جان كافر حربى لازم نيست، و در مورد كافر ذمّى احتياط نجات دادن است.

5. رضايت او لازم نيست.

6. در صورتى كه نجاتش منحصر به راهى است كه آسيبى به او مى‌رسد اشكالى ندارد و ضامن نيست.

سؤال 632- آيا بيمار حق دارد از درمان سرپيچى كند، حتّى اگر وضعيّت او بدتر شود، يا بميرد؟

جواب:در صورت خطر مرگ، بيمار نمى‌تواند درمان را قطع كند. همچنين جايى كه ضرر مهمّى به او مى‌رسد، و درمان آزار مهمّى به او نمى‌رساند.

سؤال 633- نسبت به كسى كه اعتصاب غذا نموده، و جان خود را به خطر انداخته، يا لااقل سلامتى خود را دچار مخاطره كرده، و تنها با تغذيه اجبارى توسّط پزشك مى‌توان او را از خطر جانى حفظ نمود، بفرماييد:

1. آيا اين كار براى پزشك واجب است، يا مى‌تواند اقدامى نكند؟

2. اگر تغذيه واجب، و راه آن منحصر به ضرب و جرح اعتصاب‌كننده باشد، براى نجات وى، چه مقدار ضرب و جرح او مجاز است؟

3. اگر ضرب و جرح چنين كسى موجب تغيير رنگ پوست وى، و مستلزم ديه گردد، ديه آن بر عهده كيست؟


صفحه 235

4. آيا حكم فوق نسبت به اعتصاب كننده‌اى كه مى‌داند با اعتصاب غذا، خود را در معرض مرگ قرار مى‌دهد، با شخصى كه از عواقب كارش بى‌خبر است فرق مى‌كند؟ اگر فرق دارد، وظيفه طبيب در مورد او چيست؟

5. اگر پزشك را مجبور به تغذيه اجبارى نسبت به اعتصاب كننده غذا بنمايند، نه به جهت حفظ جان اعتصاب‌كننده، بلكه براى اقرار گرفتن از وى نسبت به امرى، پزشك چه تكليفى دارد؟

جواب:1. اين كار براى پزشك و ساير مسلمانان در موارد وجوب، واجب است.

2. حدّ اقلّ لازم در موارد احساس خطر براى اعتصاب‌كننده غذا جايز است.

3. در موارد وجوب ديه ندارد.

4. براى طبيب تفاوتى ندارد.

5. هرگاه جان بيمار در خطر نباشد، طبيب نمى‌تواند او را مجبور به غذا خوردن كند؛ مگر در مواردى كه مصالح مهمّ كشور و جامعه اسلامى در ميان باشد.

18. احكام ضرورت و اضطرار

سؤال 634- آيا تعيين ضرورت بر عهده عرف است، يا شخص مكلّف، يا افراد صاحب نظر و اهل خبره؟

جواب:موارد مختلف است؛ در امور ساده بسته به نظر عرف، و در موارد پيچيده بسته به نظر اهل خبره است.

سؤال 635- آيا در موردى كه احتمال ضرورت مى‌رود، مى‌توان معامله ضرورت نمود؟

جواب:احتمال ضرورت كافى نيست، بايد ضرورت ثابت شود؛ ولى در موارد


صفحه 236

خطر، خوف خطر كافى است، و يقين به خطر لازم نيست.

سؤال 636- در صورتى كه در يك بيمار بنا به ادلّه‌اى (همچون خلق فرزندان ناقص الخلقه، داشتن بيماريها، زمينه‌اى كه باعث خطر جانى براى زوجه گردد) طبق تشخيص طبيب جلوگيرى از حاملگى لازم باشد، و از طرفى بهترين روش پيشنهادى اطبا نيز مستلزم لمس يا نظر است. آيا اين مورد از مصاديق اضطرار است؟

جواب:آرى از مصاديق اضطرار است.

سؤال 637- آيا ضيق امكانات مكانى، لوازم، كاركنان و وقت بيمار، جزء موارد اضطرار است؟

جواب:اضطرار يك امر عرفى است، هرگاه تشخيص داده شود راه منحصر به پزشك جنس مخالف است، يا اگر منحصر نيست عسر و حرج دارد، مصداق ضرورت محسوب مى‌شود.

سؤال 638- آيا معطّل شدن بيمار جهت دريافت خدمات درمانى، اضطرار شمرده مى‌شود؟

جواب:از جواب بالا معلوم شد.

19. خوردنيهاى غير مجاز

سؤال 639- با توجّه به اينكه گوشت داخل صدف طبق نظر متخصّصين از بهترين گوشتهاست، و مصداق جدّى «لحماً طرياً» مى‌باشد، و خواص بى‌شمارى دارد، و بعضاً اطبا براى معالجه بعضى از امراض تجويز مى‌كنند، استفاده از آن در صورت اختيار و اضطرار و معالجه چه حكمى دارد؟

جواب:تنها در صورت ضرورت بى‌اشكال است.


صفحه 237

سؤال 640- گوشت برخى از حيوانات حرام گوشت در معالجه بعضى از امراض مؤثّر است، هر چند سند معتبر علمى و فقهى ندارد. شكار و استفاده از گوشت يا خون اينگونه حيوانات چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه طبق تشخيص طبيب متديّن تنها راه علاج نباشد، جايز نيست.

سؤال 641- خوردن بعضى از مواد، ميوه‌ها و غذاها براى برخى از بيماران ضرر دارد، مصرف اين خوردنى‌ها براى بيماران چه حكمى دارد؟

جواب:در صورتى كه ضرر مهمّى داشته باشد، خوردن آن حرام است.

20. متفرّقه‌

الف) استفاده از دفترچه بيمه ديگران‌

سؤال 642- استفاده از دفترچه بيمه ديگران چگونه است؟ آيا تحقيق و تفحّص توسّط پزشك لازم است؟

جواب:هرگونه استفاده از دفترچه بيمه بر خلاف مقرّرات و قرارداد شرعاً مجاز نيست؛ ولى براى طبيب، تفحّص لازم نيست.

ب) مراجعه به فالگير و جادوگر

سؤال 643- مراجعه به فالگيرها و جادوگران براى معالجه چه حكمى دارد، در حالى كه گاه امراض سختى را معالجه مى‌كنند؟

جواب:رجوع به آنها حرام است.

ج) استفاده از توالت فرنگى‌

سؤال 644- توالت‌هاى سنّتى ايران، براى برخى از بيماران از جمله بعضى‌