اين فصل گفته شد، يا در مواردى كه معالجات ضرورى أحيا بدون آن ممكن نيست، جايز نمىباشد.
احكام تشريح
سؤال 49- آيا مىتوان براى تشريح، جهت آموزش به علّت كمبود جسد و استخوان كه بدون آنها آموزش امكانپذير نيست، اقدام به نبش قبر غير مسلمانان نمود؟
جواب:هرگاه مفسده خاصّى بر آن مترتّب نشود، اشكالى ندارد.
سؤال 50- در فرض مسأله فوق، اگر ندانيم قبر مورد نظر متعلّق به مسلمان است، يا غير مسلمان، آيا مجاز به نقش قبر هستيم؟
جواب:مانند جواب سؤال دوم همين فصل است، به شرط اينكه قراينى كه نشانه اسلام است در آن قبر نباشد.
سؤال 51- آيا خريدوفروش ميّت مسلمان جهت تشريح، در جايى كه جسد كافر در دسترس نباشد، جايز است؟
جواب:هرگاه آن تشريح براى فرا گرفتن علم پزشكى جهت حفظ جان مسلمين ضرورت داشته باشد، و از غير اين راه دسترسى نداشته باشد، مانعى ندارد.
سؤال 52- برخى از اساتيد براى فراهم ساختن استخوان جهت تشريح، نمره در نظر مىگيرند. آيا براى چنين كارى تشريح استخوانهاى مكشوفه از قبرستان جايز است؟ آيا در اين جهت، ميان قبرهاى قديمى و جديد، استخوانهاى زير زمين و آنچه در سطح قرار گرفته، زن و مرد، تفاوتى وجود دارد؟
جواب:هيچ كدام جايز نيست.
سؤال 53- نگاه كردن به دستگاه تناسلى مردان و زنان ميّت در حال تشريح چه حكمى دارد؟ آيا اين حكم در مورد بدن مسلمانان و غير مسلمانان يكسان است؟
جواب:جز در موارد ضرورت جايز نيست؛ و فرقى در ميان آنها نيست.
سؤال 54- تشريح جسد مردان براى دانشجويان پزشكى دختر چه حكمى دارد؟ تشريح جسد بانوان براى دانشجويان پزشكى مرد چطور؟
جواب:مادام كه ضرورت قطعى نباشد جايز نيست.
سؤال 55- در مواردى كه تشريح بدن مسلمان به خاطر ضرورتها جايز است، آيا اجازه او قبل از مرگ، ضرورت دارد؟
جواب:جايز است، هرچند خودش قبل از مرگ اجازه نداده باشد. و احتياط آن است كه از اولياى ميّت اجازه بگيرند.
سؤال 56- با وجود امكان تهيّه جسد كافر از خارج- همان گونه كه در بعضى از ممالك اسلامى عمل مىشود- آيا واجب است مسئولين مربوطه اقدام بر اين كار نمايند؟ و با وجود امكان تهيّه، تشريح ميّت مسلمان چه حكمى دارد؟
جواب:لازم است تا آنجا كه امكان دارد از جسدهاى ديگر استفاده شود.
سؤال 57- آيا تشريح بدن در جايى كه جايز است ديه دارد؟
جواب:تشريح بدن انسان در آنجا كه شرعاً جايز است ديهاى ندارد.
3- مسائل مربوط با معاينه و درمان
1. ويزيت
سؤال 58- آيا به دليل رفاقت و آشنايى، يا موقعيّت اجتماعى، ملاقات پزشك خارج از نوبت و بدون در نظر گرفتن حقّ ديگران جايز است؟
جواب:بايد در غير موارد ضرورت از اين كار پرهيز شود.
سؤال 59- چنانچه ملاقات پزشك خارج از نوبت اشكال شرعى داشته باشد، مسئوليّت آن متوجّه كيست؟ پزشك، منشى، يا همه كسانى كه در ناديده گرفتن حق ديگران نقش داشتهاند؟
جواب:تمام كسانى كه به اين كار كمك كنند مسئوليّت دارند.
سؤال 60- در صورتى كه پزشكان بتوانند با برنامهريزى و نوبت قبلى جلوى تلف شدن وقت مردم را در مراجعات به مطب بگيرند، آيا اتلاف وقت مردم جايز است؟
جواب:بهتر آن است برنامهريزى كنند كه وقت مردم تلف نشود.
سؤال 61- برخى از پزشكان ادّعا مىكنند در صورت برنامهريزى براى جلوگيرى از اتلاف وقت مردم، ممكن است در مقاطعى پزشك بدون بيمار بماند. در تعارض بين هدر رفتن وقت مردم، و معطّل شدن احتمالى پزشك، كدام ترجيح دارد؟
جواب:موارد مختلف است؛ گاه مشكل طبيب مهمتر است، و گاه مشكل بيمار.
سؤال 62- پذيرش خانمهاى بيمار كه با حجاب نامناسب و چهره آرايش كرده به مطب مراجعه مىكنند چه حكمى دارد؟ در صورت جواز، نگاه به صورت آنها به هنگام معاينه چه صورتى دارد؟
جواب:پذيرش و معاينه آنها اشكالى ندارد، ولى امر به معروف و نهى از منكر را نبايد فراموش كرد.
2. هزينههاى درمان و معاينات
سؤال 63- با توجّه به اينكه حقّ طبابت- همانند حقّ وكالت و مواردى از اين قبيل، بر خلاف اجناس كه داراى قيمت خاصّى هستند- از لحاظ مادّى، غير قابل تعيين مىباشد؛ به نظر حضرت عالى بهترين راه تعيين ميزان حقّ طبابت چيست؟ آيا مقدارى كه دولت تعيين مىكند در هر شرايطى قابل دريافت است و پزشك مديون نخواهد بود؟
جواب:آنچه مطابق عرف و عادت است مجاز مىباشد.
سؤال 64- به نظر حضرت عالى بهترين روش دريافت حق طبابت كدام است؟
جواب:اگر منظور جنبه شرعى آن است، بايد با رضايت طرفين صورت گيرد. و اگر قبلًا تراضى حاصل نشده، آنچه در عرف و عادت اجرة المثل است بايد پرداخت گردد و در هر حال رعايت انصاف و عدالت از طرفين بسيار خوب است.
سؤال 65- آيا دريافت حقّ طبابت قبل از بهبود بيمارى طبق روش مرسوم صحيح است؟
جواب:از جواب قبل معلوم شد.
سؤال 66- آيا پزشكان موظّف به رعايت نرخهاى دولتى هستند؟
جواب:آرى بايد نرخهاى دولتى را رعايت كنند.
سؤال 67- پزشكان و پرستاران كه در مقابل خدمات مختلف پزشكى دستمزد
مىگيرند، آيا اجر و پاداش اخروى نيز دارند؟
جواب:هرگاه نيّتشان خدمت باشد و گرفتن اجر و مزد براى تأمين زندگى صورت گيرد، اجر و پاداش اخروى آنها محفوظ است.
سؤال 68- آيا بسترى نمودن بيمار جهت انجام شوك برقى (با وجود احتمال عوارض جانبى براى بيمار) به دليل درآمدزا بودن آن مجاز است؟
جواب:جايز نيست؛ ولى اگر اين كار از طرق درمان محسوب شود، و احتمال عوارضى برود و به بيمار گفته شود، و از او اجازه بگيرند مانعى ندارد.
سؤال 69- برخى از جرّاحان خارج از تعرفه تعيين شده از بيماران پول دريافت مىكنند، و بيمار نيز به ناچار آن را مىپردازد. آيا اين كار مجاز است؟
جواب:در صورتى كه طبيب استخدام دولت باشد، در برابر انجام وظيفه خود نمىتواند پول اضافى بگيرد، ولى اگر در استخدام نبوده باشد، هر قدر با بيمار توافق كند مانعى ندارد؛ ولى بايد عدل و انصاف را رعايت كند.
سؤال 70- در صورتى كه بيمارى به طبيبى مراجعه كند و طبيب براى او نسخهاى بنويسد و بيمار مداوا نگردد، و علّت آن عدم پاسخهاى صحيح بيمار به سؤالات دكتر، يا عدم صرف كافى وقت از سوى طبيب براى سؤالات لازم و معاينه بيمار، يا عمل نكردن دقيق بيمار به دستورات پزشك، يا امور ديگر باشد، آيا طبيب در مقابل هزينهاى كه بر بيمار تحميل شده و نتيجهاى نگرفته، ضامن است؟
جواب:در صورتى كه بىدقّتى طبيب، يا نگذاشتن وقتى كافى، يا عدم سؤال كافى، سبب خسارت بيمار شده، طبيب ضامن است. ولى اگر عدم همكارى بيمار سبب اين خسارات شده، يا بيمارى او طورى بوده كه با دقّت و بررسى لازم نتيجهاى عايد او نمىشده، طبيب ضامن نيست.
3. تشخيص بيمارى
سؤال 71- اگر تشخيص بيمارى به درستى صورت گيرد، ولى داروى مؤثّر در دسترس نباشد، و يا بسيار گران باشد، به گونهاى كه بيمار قادر بر تهيّه آن نباشد، آيا پزشكِ معالج ملزم به تهيّه آن، به هر طريق ممكن مىباشد؟
جواب:اگر جان بيمار در خطر باشد و طبيب قدرت بر آنچه گفته شد داشته باشد، لازم است. و هرگاه يكى از اين دو شرط حاصل نباشد واجب نيست.
سؤال 72- اگر پزشك بر اثر فراموشى انواع و علائم بيماريها- به خاطر گستردگى موضوع- بيمارى شخص را تشخيص ندهد، در نتيجه اصلًا دارويى تجويز نكند؛ در صورتى كه بيمارى تشديد و يا منجر به مرگ گردد، اين پزشك در چه حدّى مسئول است؟ (در صورتى كه امكان ارجاع به متخصّص باشد)
جواب:وظيفهاش آن است كه دخالت نكند و او را به فرد آگاهترى هدايت نمايد.
سؤال 73- اگر فرصت و امكان آزمايش وجود داشته باشد، امّا به دلايل ديگر (همانند: عدم قدرت بيمار بر پرداخت هزينهها، نبودن امكانات مورد نياز، نداشتن وقت كافى از ناحيه بيمار، و مانند آن) آزمايشات لازم صورت نگيرد، در اين صورت وظيفه پزشك چيست؟
جواب:اگر بدون آزمايش تشخيص بيمارى ممكن نيست بايد به سراغ آن برود، (مگر اينكه وقت كافى موجود نباشد). و اگر بيمارى طبق موازين تشخيص داده شده، و آزمايش براى اطمينان بيشتر است، وجوبى ندارد.
سؤال 74- اگر بدانيم يا احتمال دهيم كه يك بيمار در اثر بيمارى خاصّى (مثل برخى سرطانها) بزودى خواهد مرد، آيا مجازيم فقط براى افزايش طول عمر وى هرچند به مدّت كوتاه، روشهاى درمانى خطرناك و بسيار پرعارضه را، (مثل شيمى درمانى كه گاه عواض آن شديدتر از بيمارى اوّليه است) براى وى تجويز كنيم؟
جواب:در فرض مسأله دليلى بر وجوب و جواز اين گونه درمانها نداريم. ولى
اگر بيمار خودش با علم به اين عوارض راضى بشود مانعى ندارد.
سؤال 75- در بعضى از بيماريها، مثل برخى عفونتهاى نه چندان مهم، پزشك جهت تسريع بهبودى بيمار، يا اطمينان از اينكه داروى تجويزى وى بسيار قوى است و در مورد خيلى از عفونتها مىتواند مؤثّر باشد، يا به خاطر اينكه از هزينه درمان بيمار و مراجعات مكرّر وى بكاهد، اقدام به تجويز داروهايى مىكند كه ضررهاى آن كاملًا شديد، و به اثبات رسيده است، و اين در حالى است كه شايد بتوان از طريق داروهاى ديگر، كه ضرر بسيار كمترى دارد، ولى ممكن است با عدم اطمينان كامل و هزينه زيادتر همراه باشد بيمار را معالجه نمود. با چنين فرضى، بهترين كار چيست؟ انتخاب راه سريع و پرخطر، يا راه كم خطر و احياناً دير اثر؟
جواب:انتخاب راه دوم لازم است.
سؤال 76- مطمئنيم كه يك بيمارى، بيمار را به زودى خواهد كشت. از طرفى مىدانيم كه با يك عمل درمانى، مثل جرّاحى، ممكن است بيمار بهبودى نسبى و احتمالى پيدا كند، يا حتّى زودتر از موعد از دنيا برد، وظيفه ما در چنين حالتى چيست؟ اگر با اين كار به تسريع مرگ بيمار كمك كنيم، مديون نيستيم؟ اگر اقدام به درمان نكنيم مسئول نيستيم؟ با توجّه به اينكه گاهى نتيجه كار كاملًا نامشخّص است.
جواب:اگر احتمال بهبودى، احتمال قابل توجّهى است بايد اقدام كرد (البتّه با جلب رضايت بيمار). و اگر احتمال ضعيف است و احتمال خطر نيز وجود دارد اقدام نكنيد.
4. احكام مختلف معالجه و درمان
سؤال 77- برخى از بيماران عاقل و بالغ، كه نيازمند عمل جرّاحى هستند، به
علّت ترس يا هر دليل ديگرى درد و رنج را تحمّل نموده، ولى تن به عمل نمىدهند؛ همراهان بيمار نيز حاضر به اين كار نيستند. اين در حالى است كه پزشك مىداند در صورتى كه عمل انجام نشود بيمار به زودى خواهد مُرد، يا دچار عوارضى خواهد شد كه تا پايان عمر زمينگير مىشود. با اين فرض، آيا پزشك مىتواند دست به عمل جرّاحى بزند؟ اگر علىرغم مخالفت بيمار، كسان وى چنين اجازهاى دهند، تكليف طبيب چيست؟
جواب:در صورتى كه جرّاحى سبب طول عمر شود، مريض مىتواند به خاطر عوارض ناخوشايند جرّاحى، از آن صرف نظر كند؛ ولى اگر بدون جرّاحى، بيمار در معرض مرگ باشد، طبيب يا كسان مريض مجازند اقدام به جرّاحى كنند، هرچند بيمار راضى نباشد.
سؤال 78- آيا پزشك معالج موظّف است عوارض يا ضايعات احتمالى ناشى از عمل جرّاحى را براى بيمار تشريح كند؟
جواب:در صورتى كه عوارض مهمّى باشد بايد به بيمار بگويد، در غير اين صورت لازم نيست.
سؤال 79- گاه به هنگام ختنه كردن در اتاق عمل، دست و پاى بيمار را مىبندند، يا در مواجهه با فرياد شديد بچّه او را مىزنند، يا دهانش را مىگيرند.
در حالى كه با عمل بيهوشى به راحتى مىتوان آنها را ختنه نمود. در اين موارد چه بايد كرد؟
جواب:بايد از طريقى كه مشكلات آن كمتر است استفاده كرد، و اين منوط به تشخيص اهل خبره است.
سؤال 80- در صورتى كه پزشك بيمارى را تشخيص ندهد، آيا با احتمال ضعيف مىتواند دارو تجويز كند؟ در حالى كه با ارجاع به پزشك حاذقتر احتمال درمان بيشتر است و از هدر رفتن پول بيمار نيز جلوگيرى مىگردد؟
جواب:در صورت عدم تشخيص، لازم است او را به ديگرى ارجاع دهد.