مىگيرند، آيا اجر و پاداش اخروى نيز دارند؟
جواب:هرگاه نيّتشان خدمت باشد و گرفتن اجر و مزد براى تأمين زندگى صورت گيرد، اجر و پاداش اخروى آنها محفوظ است.
سؤال 68- آيا بسترى نمودن بيمار جهت انجام شوك برقى (با وجود احتمال عوارض جانبى براى بيمار) به دليل درآمدزا بودن آن مجاز است؟
جواب:جايز نيست؛ ولى اگر اين كار از طرق درمان محسوب شود، و احتمال عوارضى برود و به بيمار گفته شود، و از او اجازه بگيرند مانعى ندارد.
سؤال 69- برخى از جرّاحان خارج از تعرفه تعيين شده از بيماران پول دريافت مىكنند، و بيمار نيز به ناچار آن را مىپردازد. آيا اين كار مجاز است؟
جواب:در صورتى كه طبيب استخدام دولت باشد، در برابر انجام وظيفه خود نمىتواند پول اضافى بگيرد، ولى اگر در استخدام نبوده باشد، هر قدر با بيمار توافق كند مانعى ندارد؛ ولى بايد عدل و انصاف را رعايت كند.
سؤال 70- در صورتى كه بيمارى به طبيبى مراجعه كند و طبيب براى او نسخهاى بنويسد و بيمار مداوا نگردد، و علّت آن عدم پاسخهاى صحيح بيمار به سؤالات دكتر، يا عدم صرف كافى وقت از سوى طبيب براى سؤالات لازم و معاينه بيمار، يا عمل نكردن دقيق بيمار به دستورات پزشك، يا امور ديگر باشد، آيا طبيب در مقابل هزينهاى كه بر بيمار تحميل شده و نتيجهاى نگرفته، ضامن است؟
جواب:در صورتى كه بىدقّتى طبيب، يا نگذاشتن وقتى كافى، يا عدم سؤال كافى، سبب خسارت بيمار شده، طبيب ضامن است. ولى اگر عدم همكارى بيمار سبب اين خسارات شده، يا بيمارى او طورى بوده كه با دقّت و بررسى لازم نتيجهاى عايد او نمىشده، طبيب ضامن نيست.
3. تشخيص بيمارى
سؤال 71- اگر تشخيص بيمارى به درستى صورت گيرد، ولى داروى مؤثّر در دسترس نباشد، و يا بسيار گران باشد، به گونهاى كه بيمار قادر بر تهيّه آن نباشد، آيا پزشكِ معالج ملزم به تهيّه آن، به هر طريق ممكن مىباشد؟
جواب:اگر جان بيمار در خطر باشد و طبيب قدرت بر آنچه گفته شد داشته باشد، لازم است. و هرگاه يكى از اين دو شرط حاصل نباشد واجب نيست.
سؤال 72- اگر پزشك بر اثر فراموشى انواع و علائم بيماريها- به خاطر گستردگى موضوع- بيمارى شخص را تشخيص ندهد، در نتيجه اصلًا دارويى تجويز نكند؛ در صورتى كه بيمارى تشديد و يا منجر به مرگ گردد، اين پزشك در چه حدّى مسئول است؟ (در صورتى كه امكان ارجاع به متخصّص باشد)
جواب:وظيفهاش آن است كه دخالت نكند و او را به فرد آگاهترى هدايت نمايد.
سؤال 73- اگر فرصت و امكان آزمايش وجود داشته باشد، امّا به دلايل ديگر (همانند: عدم قدرت بيمار بر پرداخت هزينهها، نبودن امكانات مورد نياز، نداشتن وقت كافى از ناحيه بيمار، و مانند آن) آزمايشات لازم صورت نگيرد، در اين صورت وظيفه پزشك چيست؟
جواب:اگر بدون آزمايش تشخيص بيمارى ممكن نيست بايد به سراغ آن برود، (مگر اينكه وقت كافى موجود نباشد). و اگر بيمارى طبق موازين تشخيص داده شده، و آزمايش براى اطمينان بيشتر است، وجوبى ندارد.
سؤال 74- اگر بدانيم يا احتمال دهيم كه يك بيمار در اثر بيمارى خاصّى (مثل برخى سرطانها) بزودى خواهد مرد، آيا مجازيم فقط براى افزايش طول عمر وى هرچند به مدّت كوتاه، روشهاى درمانى خطرناك و بسيار پرعارضه را، (مثل شيمى درمانى كه گاه عواض آن شديدتر از بيمارى اوّليه است) براى وى تجويز كنيم؟
جواب:در فرض مسأله دليلى بر وجوب و جواز اين گونه درمانها نداريم. ولى
اگر بيمار خودش با علم به اين عوارض راضى بشود مانعى ندارد.
سؤال 75- در بعضى از بيماريها، مثل برخى عفونتهاى نه چندان مهم، پزشك جهت تسريع بهبودى بيمار، يا اطمينان از اينكه داروى تجويزى وى بسيار قوى است و در مورد خيلى از عفونتها مىتواند مؤثّر باشد، يا به خاطر اينكه از هزينه درمان بيمار و مراجعات مكرّر وى بكاهد، اقدام به تجويز داروهايى مىكند كه ضررهاى آن كاملًا شديد، و به اثبات رسيده است، و اين در حالى است كه شايد بتوان از طريق داروهاى ديگر، كه ضرر بسيار كمترى دارد، ولى ممكن است با عدم اطمينان كامل و هزينه زيادتر همراه باشد بيمار را معالجه نمود. با چنين فرضى، بهترين كار چيست؟ انتخاب راه سريع و پرخطر، يا راه كم خطر و احياناً دير اثر؟
جواب:انتخاب راه دوم لازم است.
سؤال 76- مطمئنيم كه يك بيمارى، بيمار را به زودى خواهد كشت. از طرفى مىدانيم كه با يك عمل درمانى، مثل جرّاحى، ممكن است بيمار بهبودى نسبى و احتمالى پيدا كند، يا حتّى زودتر از موعد از دنيا برد، وظيفه ما در چنين حالتى چيست؟ اگر با اين كار به تسريع مرگ بيمار كمك كنيم، مديون نيستيم؟ اگر اقدام به درمان نكنيم مسئول نيستيم؟ با توجّه به اينكه گاهى نتيجه كار كاملًا نامشخّص است.
جواب:اگر احتمال بهبودى، احتمال قابل توجّهى است بايد اقدام كرد (البتّه با جلب رضايت بيمار). و اگر احتمال ضعيف است و احتمال خطر نيز وجود دارد اقدام نكنيد.
4. احكام مختلف معالجه و درمان
سؤال 77- برخى از بيماران عاقل و بالغ، كه نيازمند عمل جرّاحى هستند، به
علّت ترس يا هر دليل ديگرى درد و رنج را تحمّل نموده، ولى تن به عمل نمىدهند؛ همراهان بيمار نيز حاضر به اين كار نيستند. اين در حالى است كه پزشك مىداند در صورتى كه عمل انجام نشود بيمار به زودى خواهد مُرد، يا دچار عوارضى خواهد شد كه تا پايان عمر زمينگير مىشود. با اين فرض، آيا پزشك مىتواند دست به عمل جرّاحى بزند؟ اگر علىرغم مخالفت بيمار، كسان وى چنين اجازهاى دهند، تكليف طبيب چيست؟
جواب:در صورتى كه جرّاحى سبب طول عمر شود، مريض مىتواند به خاطر عوارض ناخوشايند جرّاحى، از آن صرف نظر كند؛ ولى اگر بدون جرّاحى، بيمار در معرض مرگ باشد، طبيب يا كسان مريض مجازند اقدام به جرّاحى كنند، هرچند بيمار راضى نباشد.
سؤال 78- آيا پزشك معالج موظّف است عوارض يا ضايعات احتمالى ناشى از عمل جرّاحى را براى بيمار تشريح كند؟
جواب:در صورتى كه عوارض مهمّى باشد بايد به بيمار بگويد، در غير اين صورت لازم نيست.
سؤال 79- گاه به هنگام ختنه كردن در اتاق عمل، دست و پاى بيمار را مىبندند، يا در مواجهه با فرياد شديد بچّه او را مىزنند، يا دهانش را مىگيرند.
در حالى كه با عمل بيهوشى به راحتى مىتوان آنها را ختنه نمود. در اين موارد چه بايد كرد؟
جواب:بايد از طريقى كه مشكلات آن كمتر است استفاده كرد، و اين منوط به تشخيص اهل خبره است.
سؤال 80- در صورتى كه پزشك بيمارى را تشخيص ندهد، آيا با احتمال ضعيف مىتواند دارو تجويز كند؟ در حالى كه با ارجاع به پزشك حاذقتر احتمال درمان بيشتر است و از هدر رفتن پول بيمار نيز جلوگيرى مىگردد؟
جواب:در صورت عدم تشخيص، لازم است او را به ديگرى ارجاع دهد.
سؤال 81- بيمارى كه به ناراحتيهاى روانى شديدى دچار است، جهت معالجه به پزشك مراجعه مىنمايد. پزشك احتمال خوب شدن وى را منحصراً در عمل جرّاحى مىداند، ولى در صورت عمل كردن احتمال مىدهد حيات مغزى اين بيمار از بين رود، و براى هميشه فلج شود، آيا در اين صورت طبيب مىتواند دست به عمل جراحى بزند؟
جواب:اگر وضع بيمارى روانى او و همچنين در صد احتمال نجات با جرّاحى در حدّى است كه عقلا چنين اقدامى را معقول و منطقى مىدانند شرعاً اشكالى ندارد. در ضمن بايد شخص نامبرده (اگر قدرت تشخيص دارد) يا ولىّ او (در صورت عدم قدرت تشخيص بيمار) با اين كار موافقت كند.
5. نگاه
سؤال 82- گاه براى انجام عمل جرّاحى يك گروه ده نفره لازم است، كه همگى در همه مراحل آمادهسازى بيمار، از تعويض لباس تا انجام امور ديگر حاضرند، و هم زمان هركس كار مربوط به خود را انجام مىدهد. آيا تعويض لباس در مقابل ديدگان گروه جايز است؟
جواب:تنها در مورد ضرورت جايز است.
سؤال 83- در مراكز بيمارستانى، يا مطب، يا راديولوژى، يا سونوگرافى، كه بعضاً بيمار بايد بخشى يا همه بدن خود را عريان نمايد، رفت و آمد پرسنل امرى عادّى است، و معمولًا چشمشان به بدن نامحرم مىافتد. آيا اين رفت و آمدها، كه گاه ضرورى و گاه ربطى به بيمار ندارد، جايز است؟
جواب:جز در موارد ضرورت جايز نيست.
سؤال 84- بيمار در مواردى، براى راديولوژى، بايد عريان شود. اين كار، گاه در مقابل غير هم جنس اتّفاق مىافتد، مثل موارد اورژانسى كه هم جنس حضور
ندارد، در اين شرايط نگاه به بدن نامحرم چگونه است؟
جواب:تا ضرورت قطعى نباشد نگاه كردن جايز نيست.
سؤال 85- در مواردى كه راديولوژى يا سونوگرافى شلوغ است، اگر متصدّيان براى انجام خدمات منتظر پوشيدن لباس نفر قبلى باشند متضرّر مىشوند، لذا قبل از اينكه فردى كاملًا لباس بپوشد. نفر بعد بايد آماده شود. در اين مواقع مشتريان چشمشان به بدن يا موى نامحرم مىافتد؛ چنين وضعيّتى از نظر شرعى چه حكمى دارد؟ آيا متصدّيان بايد ضرر را متقبّل شوند، تا گناه براى ديگران اتّفاق نيافتد؟
جواب:براى حفظ ارزشهاى اسلامى گاه بايد ضررهايى را متحمّل شد.
سؤال 86- بيهوش ساختن بيمار و كنترل علايم حياتى وى در اتاق عمل، معمولًا توسّط پرسنل مرد انجام مىگيرد، و تا پايان عمل جرّاحى آنچه در معرض ديد پزشك جرّاح است، معمولًا در معرض ديد پرسنل اتاق عمل و گروه بيهوشى نيز هست. آيا مشاهده بدن بيمار غير هم جنس توسّط اين افراد جايز است؟
جواب:در صورت ضرورت اشكال ندارد.
سؤال 87- با توجّه به اينكه براى بيمار بيهوش امكان پوشانيدن بدن وجود ندارد، آيا افراد ديگر، اعمّ از پزشك، پرسنل بيهوشى، جرّاح، تكنسينهاى اتاق عمل، كارمندان عادّى بيمارستان، مكلّف به پوشانيدن بدن او از نامحرم هستند؟
جواب:تا آنجا كه مىتوانند و امكان دارد بايد بدن را بپوشانند.
سؤال 88- پزشكان زن براى معالجه خانمهاى بيمار به عورت آنها نگاه مىكنند، اين عمل چه حكمى دارد؟
جواب:اين كار تنها در صورت ضرورت و به مقدار ضرورت جايز است.
سؤال 89- فلسفه حرمت نگاه به عورت، جلوگيرى از مفاسد اجتماعى عنوان
شده است. آيا جنبه غير اخلاقى اين كار، و عدم ورود به حريم خصوصى افراد، نيز نقشى در اين تحريم دارد؟
جواب:آرى اين جنبه نيز مؤثّر است.
6. لمس
سؤال 90- تزريق آمپول به جنس مخالف چه حكمى دارد؟
جواب:در غير صورت ضرورت جايز نيست.
سؤال 91- بسيارى از احكام شرع در مسائل پزشكى مشروط به عدم لمس و نظر جنس مخالف شده است، آيا منظور از لمس، لمس مستقيم پوست يا بدن بيمار است، يا در صورتى كه دست پزشك با پوششهايى نظير دستكش طبّى پوشيده باشد، نيز اشكال دارد؟
جواب:در صورتى كه بدن مستقيماً تماس پيدا نكند، براى نيازهاى پزشكى اشكالى ندارد.
سؤال 92- لمس بدن بيمار با دستكش پلاستيكى چه حكمى دارد؟
جواب:اگر مفاسدى بر آن مترتّب نشود اشكالى ندارد.
سؤال 93- براى معاينه كليهها لمس مستقيم ضرورى است، ولى از روى لباس نازك و بدون نگاه هم بيمارى قابل تشخيص است. آيا در اين صورت لمس و نگاه بدون پوشش، يا با پوشش جايز است؟
جواب:با پوشش مانعى ندارد.
سؤال 94- هرگاه گرفتن نبض و فشار خون به راحتى از روى پارچه يا دستكش امكانپذير باشد، آيا برهنه كردن جايز است؟
جواب:در فرض مسأله حرام است.
سؤال 95- نگاه و لمس در اتاق عمل، به ندرت شهوانى، بلكه امرى كاملًا
عادى است. آيا عادى شدن، حكم شرعى را تغيير مىدهد؟
جواب:عادى شدن حكم شرع را تغيير نمىدهد؛ ولى اين كار به مقدار ضرورت جايز است.
سؤال 96- آيا لمس و نظر باطن بدن نامحرم، اعم از ريهها، ناى، مرى، قلب، معده، روده، مثانه و رحم، حكم ظاهر را دارد؟
جواب:لمس و نظر به باطن حكم ظاهر را ندارد؛ ولى بهتر آن است تنها به موارد ضرورت قناعت شود.
سؤال 97- آيا حكم لمس و مشاهده فرد بيهوش و باهوش، زنده و مرده، مسلمان و كافر متفاوت است؟
جواب:همه اينها در حال ضرورت جايز است.
سؤال 98- خانمى نمىدانسته گذاشتن دستگاه درون رحمى اگر مستلزم نظر و لمس حرام باشد جايز نيست، لذا اين كار را انجام داده است. با توجّه به اينكه اگر آن را خارج نكند مجبور است هرچند وقت يك بار براى معاينه نزد دكتر برود، و اين مستلزم نظر و لمس حرام است. آيا بايد آن را بيرون آورد؟
جواب:مادام كه بيرون آوردن آن لازم نباشد، مىتواند آن را به حال خود باقى بگذارد، و بعد به عنوان ضرورت آن را خارج نمايد.
سؤال 99- با توجه به اينكه ختنه كردن افراد بالغ، بدون مشاهده و لمس امكان ندارد، حكم آن چيست؟
جواب:از بابت ضرورت جايز است.
سؤال 100- در بسيارى از موارد در اتاق عمل، يا غير اتاق عمل، نياز به وصل سوند (لوله مخصوص تخليه ادرار) است، و اين كار بدون نگاه و لمس آلت تناسلى امكانپذير نيست. آيا نگاه و لمس براى اين كار جايز است؟
جواب:آرى در موارد ضرورت جايز است.