سؤال 121- متأسّفانه در مورد طبّ جديد و طبّ سنّتى و درمان با گياهان دارويى افراط و تفريطهايى مشاهده مىشود. لطفاً جايگاه هر كدام را از نظر شرع مقدّس بيان فرمائيد.
جواب:در صورتى كه هر دو به صورت علمى دنبال شود هركدام در حدّ خود مفيد و كارساز است.
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
4- تحقيقات پزشكى و تبعات آن
سؤال 122- لطفاً به سؤالات زير پيرامون آزمايش و پژوهش روى افراد پاسخ دهيد:
الف) آيا مىتوان از انسانها براى آزمايش داروها استفاده كرد؟ براى مثال معمول است كه در آزمايش داروها از گروه شاهد (گروه سالم) استفاده مىكنند، و برخى مىگويند: اگر اثر داروى مورد مطالعه مشخّص نباشد مىتوان گروه شاهد را انتخاب كرد، ولى در مواردى كه اثر درمانى داروى مورد مطالعه حتمى است، يا عدم تجويز آن سبب خطراتى مىشود تعيين گروه شاهد صحيح نيست.
نظر شما چيست؟
ب) آيا از نظر اخلاقى تجويز دارونما اشكالى ندارد؟
برخى مىگويند استفاده از داروى كاملًا بىاثر (obecalP) اشكال دارد، و در مقايسه يك دارو بايد آن را با داروى قديمى مقايسه كرد؛ ولى اگر داروى قديمى موجود نباشد، مىتوان از دارونما استفاده كرد. البتّه دارونماىِ كاملًا بىاثر «مثل تزريق مايع نمكى داخل رگ به جاى دارو» بايد به اطّلاع و موافقت بيمار باشد.
آيا بيماران چنين مسألهاى را مىپذيرند؟ بيمارى كه به بيمارستان مراجعه مىكند براى درمان است نه براى آزمايش، و پيدا شدن افراد داوطلب كه بيمار هم باشند
مشكل است. پس راه حل چيست؟ آيا مىتوان بدون اطّلاع بيمار به او دارونما داد؟
ج) آيا استفاده از كفّار، اسرا و محكومين به مرگ، براى آزمايش و پژوهش مجاز است؟ اين روش را هيتلر روى يهوديها، و آمريكائيها روى سياهپوستان انجام مىدادند.
جواب:استفاده از داروهايى كه خطر مرگ يا بيماريهاى مختلف دارد جايز نيست، مخصوصاً با عدم اطّلاع بيمار. و استفاده از داروهاى بىاثر اگر جنبه درمانى، هرچند از طريق تلقين داشته باشد، در فرض نبودن داروهاى واقعى مانعى ندارد.
سؤال 123- آيا براى انجام تحقيقات پزشكى، ضرر رساندن به حيوانات يا گياهان جايز است؟
جواب:در مورد گياهان اشكالى ندارد. و در مورد حيوانات، هرگاه تحقيقات براى منظور مهمّى باشد جايز است.
سؤال 124- در عالم پزشكى متداول شده كه روى ژنهاى[1]درون سلولهاى بدن انسان و غير انسان اقداماتى انجام مىدهند كه گفته مىشود موجب پيدايش تغييراتى در ساختمان روانى انسانها و يا تغييرات جسمى انسانها و غير انسانها مىگردد، بفرماييد:
1. آيا نفس اين عمل (دستكارى كردن ژنها) جايز است؟
2. در صورتى كه اين اقدام به منظور درمان صورت نگيرد، ولى در جهت دستيابى به برتريهاى جسمى يا روانى، و پيشرفت علم پزشكى بوده باشد، آيا مىتوان چنين اقدامى انجام داد؟
3. اگر اقدام فوق روى نطفه يا جنين انجام شود، حكم چگونه خواهد بود؟
جواب:1. هرگاه اين تغييرات مثبت باشد اشكالى ندارد.
2. اگر مثبت باشد اشكالى ندارد.
[1]محتويات درون سلول كه حاوى اطّلاعات وراثتى است، ژن ناميده مىشود.
3. مانند مسأله سابق است.
سؤال 125- معمولًا براى كسب اطّلاعات بيشتر پزشكى در جهت تشخيص امراض و درمان آن روى انسانها، آزمايشهاى طبّى گوناگونى كه گاه خطرناك هم هست انجام مىدهند، در اين مورد به سؤالات زير پاسخ فرماييد:
1. اگر بيمار يقين داشته كه چنانچه خود را در معرض چنين آزمايشاتى قرار دهد به استقبال خطرات جانى براى خود رفته است، ولى از طرفى هم به پيشرفت علم پزشكى و به معالجه و مداواى جامعه مسلمانان در آينده كمك نموده است. آيا قرار گرفتن در معرض چنين آزمايشاتى جايز است؟
2. اگر ضرر جانى محتمل، ولى كمك به علم پزشكى فوق الذّكر قطعى باشد، آيا در اين صورت بيمار مىتواند خود را در معرض آزمايش قرار دهد؟
3. اگر هيچ گونه علمى به ضرر جانى براى خود نداشته باشد، و فايده آزمايش هم براى كمك فوق الذكر محتمل باشد، چه حكمى دارد؟
4. اگر فايده آزمايشات فوق الذكر به سود تمامى افراد بشر باشد، در معرض قرار دادن در صورت علم به ضرر، يا احتمال ضرر، يا عدم علم به ضرر چه حكمى خواهد داشت؟
5. در صورتى كه آزمايشات مورد بحث براى اهداف فوق الذكر هيچ گونه ضررى براى انسان بيمار نداشته باشد، آيا طبيب بدون اطّلاع و كسب اجازه از بيمار مىتواند چنين اقدامى نمايد؟
6. چنانچه در صورت ضرورت انجام چنين آزمايشاتى جايز باشد، منظور از ضرورت چيست؟
جواب:1. جايز نيست.
2. اگر احتمال آن قوى باشد مشكل است.
3. اشكالى ندارد.
4. تنها در صورتى كه ضرر ضعيف باشد مىتواند اقدام كند.
5. اگر آزمايشها، جزئى از معالجه بيمار يا مقدّمه درمان او باشد مانعى ندارد؛ در غير اين صورت نياز به اجازه دارد.
6. در صورتى كه نجات جان مسلمانان بستگى به آزمايش روى اين شخص داشته باشد، و اين شخص راضى باشد اشكالى ندارد.
سؤال 126- اگر آزمايشات فوق روى حيوانات انجام شود كه در پايان آنها از بين خواهند رفت، بفرماييد صرف نظر از ضمان، آيا چنين كارى براى پيشرفت كارهاى پزشكى جايز است؟
جواب:مانعى ندارد.
سؤال 127- با توجّه به اينكه گروههاى بسيار زيادى در جهان مشغول تحقيق هستند، و نتايج كار خود را دائماً اعلام مىنمايند. و از طرفى ممكن است اعضاى اين گروهها برخى از لحاظ علمى، برخى از لحاظ اخلاقى و صداقت، و برخى از هر دو جهت، كاملًا مورد تأييد نباشند. به عبارت ديگر، هيچ تضمينى نيست كه نتيجه اعلام شده تحقيق با واقعيّات كاملًا منطبق باشد، و از طرف ديگر هيچ مرجع واحدى در مورد تأييد يا ردّ تحقيقات وجود ندارد، و اگر هم موجود باشد مدّت زيادى طول مىكشد كه نتيجه صحيح كار ارائه شود، در چنين شرايطى اگر نتيجه تحقيقاتى كه در رسانهها و مجلّات حتّى معتبر اعلام شود با روشهاى قبلى ما كه به فايده كامل و قطعى آنها اطمينان نداريم مغاير باشد و يا مكمّل آنها باشد، در اين صورت وظيفه ما چيست؟
جواب:بايد طبيب بررسى لازم را به عمل آورد، و با اطبّاى ديگر در صورت امكان مشورت كند و آن روشى كه بهتر به نظر مىرسد برگزيند.
سؤال 128- با توجه به اينكه اگر بخواهيم طبابت پزشك را، با توجّه به مشكلات فوق و در صورت مواجهه با اين مشكلات، تنها در صورتى مجاز
بدانيم كه وى در اين زمينهها داراى تخصّص و تجربه كافى باشد، عملًا مسائل درمان با اختلال كامل روبهرو خواهد شد، زيرا:
اوّلًا: هر پزشكى تا رسيدن به اين تخصّص و تجربه كافى بايد همان مراحل اوليّه را طى كند؛ كه همان دوران بدون تجربه و تخصّص است.
ثانياً: به علّت جمعيّت زياد، امكانات كم، فرصتهاى ناكافى، و دهها علل ديگر- حدّ اقل در كشور ايران- نمىتوان انتظار داشت پزشكانى كه از ابتدا كاملًا مسلّط باشند به طبابت بپردازند.
با توجّه به مقدمه فوق و موضوعات مطرح شده در كليّه سؤالهاى فوق، مسائل مهمّى مطرح مىشود كه:
الف) در مواردى كه پزشك داروى مؤثّر بيمارى، يا عوارض خطرناك آن را فراموش نموده، و فرصت و امكانات كافى جهت دسترسى به اطّلاعات كافى يا پزشك متخصّص ديگرى نيز ندارد.
ب) مطمئن است كه داروى خاصّى براى بيمارى مفيد است، و از سوى ديگر نيز مطمئن است، يا احتمال مىدهد كه در صورت تجويز آن دارو عوارضى خفيف، يا شديدتر از خود بيمارى، و حتّى مرگ، گريبانگير اين بيمار خواهد شد- البتّه موارد الف و ب شامل مسائل تشخيصى نيز مىباشد- آيا پزشك در اين حالات مىتواند مريض را به حال خود بگذارد، و چنين فرض كند كه گويا پزشكى موجود نبوده، و قضا و قدر الهى هرچه باشد بر او جارى خواهد شد، و بدين ترتيب خود را در معرض خطر مؤاخذه مادّى و معنوى حاصل از عوارض احتمالى و هزينههاى نابجاى آن قرار ندهد، و كار وى را به خداوند واگذارد، كه يا خود بهبودى نسبى يابد، و فرصت تحقيقات بعدى فراهم گردد، و يا به تدريج دچار عوارض شديد و مرگ گردد؟
اصولًا در چنين مواردى كه پزشك واقعاً نمىداند كه براى نجات جان يا
تسكين آلام يك بيمار چه كارى انجام دهد وظيفه او چيست؟ درمانهاى بدون اطمينان و غير قابل اطمينان كه ممكن است باعث مرگ يا عوارض شديدتر شود؟ يا عدم هرگونه اقدام درمانى؟ اگر پزشك با اقدام به درمان نامطمئن موجب خسارت و مرگ مريض گردد آيا مسئول است؟ اگر اقدام به هيچ درمانى نكند با توجّه به علل و توضيحات فوق، مسئوليّتى متوجّه او نخواهد بود؟
اين موضوع با توجّه به اين نكته بايد در نظر گرفته شود كه گاه فرصت هيچ مشورت و ارجاع بيمار به پزشكان متخصّص و آگاه ديگرى وجود ندارد.
در خاتمه جهت روشن شدن موضوع، مثالى ذكر مىشود: گاهى پزشكى كه داراى تجربه كافى نيست با بيمارى در حالت بيهوشى مواجه مىشود كه نمىداند (به طور مثال) اين بيمار در اثر كمبود قند، دچار بيهوشى شده يا بر اثر بالا بودن قند؟ و در اين حالت طبيعى است كه درمان كاملًا متناقض است، و باعث اشتباه پزشك مىشود. وظيفه چيست؟
جواب:اين مسأله چند حالت دارد:
1. چنانچه خطرِ قطعى يا ظنّى بيمار را تهديد نمىكند و معالجه نيز نامطمئن است در اين صورت اقدام به معالجه نشود.
2. در صورتى كه معالجه از نظر عرف پزشكى قابل قبول است، هرچند احتمال عوارض وجود دارد، در اين مورد پزشك مىتواند اقدام كند، مخصوصاً اگر خطرى بيمار را تهديد كند.
3. در صورتى كه خطر حتمى، و معالجه نامطمئن است، ولى درصد نجات وجود دارد، و امكان مراجعه به متخصّص نيز وجود ندارد، در اينجا مىتواند، با رعايت آنچه در جواب سؤال 422. گفته خواهد شد، اقدام كند.
شبيهسازى