د) تلقيح نطفه اجنبى به اجنبيّه
سؤال 209- مردى عقيم، ولى زن او سالم و قدرت بارورى دارد. اگر اسپرم مرد ديگرى در آزمايشگاه با تخمك زن مذكور تركيب، سپس نطفه تركيب يافته در رحم زن نهاده شود، لطفاً بفرماييد:
اوّلًا: آيا اين كار جايز است؟
جواب:جايز نيست.
ثانياً: آيا اين امر زنا محسوب مىشود؟
جواب:زنا نيست؛ ولى از جهاتى شبيه زناست.
ثالثاً: آيا مشخّص بودن يا ناشناس بودن دهنده اسپرم در حكم مسأله تأثيرى دارد؟
جواب:هيچ تأثيرى ندارد.
رابعاً: رابطه شرعى كودك با شوهر زن از لحاظ ارث، محرميّت و نكاح چگونه خواهد بود؟
جواب:رابطهاى با او ندارد؛ جز اينكه فرزند طبيعى همسر اوست، و با او محرم ميباشد.
خامساً: رابطه شرعى كودك با مرد صاحب اسپرم از نظر ارث، محرميّت و نكاح چگونه مىباشد؟
جواب:به منزله فرزند نامشروع اوست كه محرم است؛ ولى از يكديگر ارث نمىبرند.
سؤال 210- هشت سال است ازدواج كرده، ولى بچّه دار نمىشوم. مشكل از ناحيه شوهرم است، و هيچ اميدى به بچّه دار شدن من نيست، آيا مىتوان از نطفه مرد ديگرى استفاده كرد؟ به گونهاى كه دو طرف همديگر را نبينند، و اسپرم مرد را در مطب دكتر به زن تزريق كنند. در ضمن شنيدهام كه گفتهاند اين عمل چون براى جلوگيرى از طلاق است، و دو طرف همديگر را نمىبينند، اشكالى ندارد، و مانند خونى است كه از شخصى گرفته، و به شخص ديگرى تزريق مىكنند، و
لهذا از نظر شرعى حلال است. آيا چنين چيزى صحّت دارد؟
جواب:اين كار گناه دارد و جايز نيست؛ مگر اينكه شما از شوهرتان طلاق بگيريد؛ و بعد از گذشتن عدّه به عقد موقّت مثلًا يك روزه مردى درآييد، هرچند او را هرگز نديده و نبينيد، و نطفه آن مرد را در مطب دكتر گرفته و به شما تزريق كنند، و بعد از تولّد فرزند مجدّداً به عقد شوهرتان درآييد. در غير اين صورت جايز نيست.
سؤال 211- آيا مىتوان اسپرم مرد و زن اجنبى را در لوله آزمايش قرار داد؟ اگر فرزندى متولّد شود متعلّق به كيست؟ آيا حكم ولد الزنا را دارد؟
جواب:اين كار جايز نيست و اگر فرزندى متولّد شود در بسيارى از احكام تابع صاحبان نطفه است؛ ولى از آنها ارث نمىبرد.
يك راه حلّ مناسب!
سؤال 212- زنى 26 ساله هستم. قبل از ازدواج دردهاى شديد ماهيانه داشتم.
دكترها گفتند: مشكلات شما با ازدواج و زايمان حل مىشود. بدين جهت 6 سال پيش ازدواج كردم، و چون درد زيادى متحمّل مىشدم، تصميم گرفتم كه زود بچّهدار شوم، ولى متأسّفانه 9 ماه پس از ازدواج متوجّه شدم شوهرم به طور كامل عقيم است، و اصلًا بچّه دار نمىشود. من كه اين مسأله برايم خيلى مهم بود، بيش از پيش روحيه خود را از دست دادم. اكنون پزشكان مىگويند تنها راه اين است كه: «اسپرم مرد بيگانهاى با سرنگ به شما تزريق شود». من اوّل به اين كار راضى نبودم، چون مقلّد شما هستم، و طبق فتواى شما اين كار حرام است. ولى اكنون جانم به لب رسيده است. لطفاً بگوييد: چه كنم كه هم بچّه دار شوم، و هم مرتكب گناهى نگردم؟
جواب:تنها راه مشروع آن است كه شما از شوهرتان (هرچند به صورت
مخفيانه و بدون اطّلاع اطرافيان) طلاق بگيريد، و پس از گذشتن عدّه به عقد موقّت صاحب نطفه درآييد (هرچند همديگر را هرگز نبينيد)، سپس نطفه به شما تزريق شود، و پس از پايان عقد موقّت و زايمان دوباره مىتوانيد به عقد شوهر اوّل درآييد. در اين صورت شما مادر آن بچّه، و صاحب نطفه پدرش محسوب مىشود. و به شوهر شما هم محرم است. ولى به اقوام شوهرتان محرم نيست. امّا به اقوام شما محرم است.[1]
3. احكام تلقيح مصنوعى
سؤال 213- برخى از مراجع عظام تلقيح را در صورتى تجويز فرمودهاند كه:
«نطفه شوهر بدون ايجاد مقدّمات حرام، توسّط خود شوهر در رحم زن تزريق گردد». حال اگر به علّت نداشتن تخصّص و آشنايى، اين كار باعث عفونت ثانويّه و احياناً مرگ همسرش گردد، آيا شوهر ضامن است، يا ضمان متوجّه افراد متخصّصى بوده كه بدون دادن آگاهيهاى لازم او را نسبت به اين عمل ترغيب كردهاند؟
جواب:در صورتى كه ضرورتى براى اين كار احساس شود مىتوان از افراد متخصّص استفاده كرد، تا خطرى پيش نيايد.
سؤال 214- در جايى كه عمل تلقيح به طور شبهه صورت گرفته (مثل جايى كه زن گمان مىكرده نطفه از شوهرش بوده، و مرد نيز گمان مىكرده زنى كه نطفه وارد رحم او شده، همسر واقعى او مىباشد، در حالى كه اين طور نبوده است).
آيا احكام اولاد بر فرزندى كه به دنيا خواهد آمد، جارى مىشود؟
جواب:نسبت به صاحب آن نطفه و آن زن ولد شبهه است. و به شوهر آن زن نيز محرم است.
[1]شرح بيشتر را در كتاب «حيلههاى شرعى و چارهجويىهاى صحيح» مطالعه فرماييد.
سؤال 215- آيا مادر جانشين (زن پذيراى جنين) مستحقّ دريافت نفقه يا اجرة المثل تا زمان تولّد جنين، از صاحب نطفه و پدر جنين مىباشد؟ و آيا اين كار نوعى اجاره اعضا (اجاره رحم) تلقّى مىگردد؟ يا مشمول عقد ديگرى است؟
جواب:اين موضوع تابع قرار داد است، و اگر قراردادى ندارند، و جنبه رايگان نداشته، حقّ اجرة المثل دارد. و عمل مزبور نوعى اجاره است، نه اجاره اعضا؛ بلكه اجير شدن براى پرورش جنين.
9- مسائل مربوط به سقط جنين
الف) سقط غير مجاز
1. بعد از انعقاد نطفه
سؤال 216- آيا بعد از انعقاد نطفه از بين بردن آن جايز است؟
جواب:در صورتى كه يقين يا خوف خطر يا ضرر مهمى براى مادر نباشد، جايز نيست و ديه دارد.
2. جنين كافر
سؤال 217- سقط جنين مسلمان و كافر چه حكمى دارد؟
جواب:واضح است كه ساقط كردن جنين مسلمان جايز نيست، حتّى اگر فرزند نامشروع باشد. و در مورد بچّههاى كفّار نيز ساقط كردن مجاز نيست، حتّى اگر در مذهب آنها فرزند نامشروع باشد.
سؤال 218- آيا در موارد زير قبل از ولوج روح مىتوان سقط درمانى انجام داد:
الف) بيماريهايى كه مىدانيم مسلّماً جنين پس از تولّد خواهد مرد.
ب) بيماريهاى ژنتيكى.
ج) ناهنجاريهاى نوزادان «مثل آنانسفالى».
جواب:سقط جنين در اين موارد اشكال دارد، به خصوص كه پيشبينىهاى فوق جنبه قطعى ندارد.
سؤال 219- عوامل فوق در مورد جنين پس از ولوج روح چگونه خواهد بود؟
جواب:جايز نيست.
3. جنين غير شيعه
سؤال 220- سقط جنين غير شيعه چه حكمى دارد؟
جواب:سقط جنين در هيچ مورد جايز نيست؛ مگر در موارد ضرورت.
ب) مواردى كه سقط جنين جايز است
1. نطفه رشد يافته در لوله آزمايشگاه
سؤال 221- اطبا در آزمايشگاه، منى مرد (اسپرم) را با تخمك زن (اوول) در لوله آزمايش قرار داده، و آن را رشد مىدهند، بفرماييد:
1. آيا نطفه رشد يافته را مىتوان دور افكند، يا اين كار حكم سقط جنين دارد، و لذا بايد تا طفلِ كامل (صاحب روح) شدن از وى محافظت نمود؟
2. اگر دور افكندن آن جايز نباشد، آيا بايد ديه سقط جنين پرداخت شود؟ در صورتى كه بايد پرداخت شود بر عهده كيست؟
3. آيا بين دور انداختن آن قبل از ولوج روح، يا بعد از ولوج، فرقى هست؟
4. در مورد سؤال فوق، آيا تفاوتى بين نطفه مرد اجنبى با منى زن اجنبيه براى لقاح و رشد در لوله آزمايشگاهى هست؟
5. اگر منى متعلّق به مرد و زن اجنبى و اجنبيّه باشد، آيا اصل انجام اين عمل
جايز است؟
جواب:1. نگهدارى آن واجب نيست.
2. از جواب قبل روشن شد كه ديه ندارد.
3. مادام كه به صورت انسان زندهاى در نيامده، حفظ آن دليلى ندارد.
4. تفاوتى نيست.
5. خالى از اشكال نيست.
2. در صورتى كه جنين ناقص الخلقه شود
سؤال 222- در زن حاملهاى كه مبتلا به سرطان رحم شده، و درمان آن هم به اشعه درمانى نياز دارد، و دادن اشعه هم باعث ناقص الخلقه شدن جنين مىشود، آيا مىتوان قبل از اشعه درمانى، سقط درمانى كرد؟
جواب:اگر ناقص الخلقه شدن او قطعى و شديد است، و در مراحل نخستين باردارى و قبل از رسيدن به مرحله جنينِ كامل باشد، و راه درمان نيز منحصر به اين راه گردد مانعى ندارد.
3. جان مادر در خطر باشد
سؤال 223- معمول است كه در زنان حامله مبتلا به سرطان «مثلًا سرطان پستان» اگر سرطان از نوع پيشرفته باشد حمل در هر مرحلهاى باشد سقط درمانى را انجام داده و به درمان مادر مىپردازند. و اين كار از «دو نظر» اهمّيت دارد:
نخست اينكه حيات مادر در خطر است، و ديگر اينكه با اجازه ندادن به ختم حاملگى هم مادر از بين مىرود و هم فرزند بدون مادر به جاى مىماند. بدين جهت اگر سرطان از نوع اوّليّه باشد، و حاملگى در ماههاى انتهايى، صبر مىكنند
تا جنين به حدّ قابليت زندگى برسد، و سپس با عمل جرّاحى آن را زودتر از موعد از شكم خارج، و تحت مراقبت ويژه او را بزرگ مىكنند. و اگر حاملگى در ماههاى اوليّه باشد، سقط درمانى انجام شده، و درمان سرطان هم صورت مىپذيرد. البتّه در اين موارد سقط درمانى در صورتى انجام مىپذيرد كه درمان اساسى سرطان براى جنين مضر باشد، مثل شيمى درمانى. يا اشعه درمانى؛ آنچه در بالا آمد از منظر شرع چه حكمى دارد؟
جواب:اگر حيات مادر در خطر باشد، و جنين ماههاى اوّل را طى كند مانعى ندارد. و متولّد كردن بچّه قبل از موعد و پرورش او با شرايط ويژه هم اشكالى ندارد.
سؤال 224- زنى كه در ماه هفتم حاملگى به سر مىبرد، در اثر تصادف نياز به عمل جرّاحى فورى پيدا مىكند، كه لازمهاش بيهوش نمودن اوست، ولى در اثر بيهوشى بچّه مىميرد (علم يقينى به فوت بچّه داريم) آيا جايز است مادر، جرّاحى و عمل شود؟
جواب:اگر جان مادر در خطر است و راه منحصر به عمل جرّاحى و بيهوشى باشد مانعى ندارد.
سؤال 225- در فرض بالا در صورتى كه احتمال فوت بچّه برود، آيا بازهم جايز است مادر عمل شود؟
جواب:با شرايط بالا، اين فرض به طريق اولى جايز است.
سؤال 226- اگر پس از ولوج روح، علم به تلف شدن مادر و جنين باشد، آيا سقط جنين جايز است؟
جواب:در فرض مسأله، كه اگر مادر به همان حال باقى بماند هر دو مىميرند، مىتوان با سقط جنين جان مادر را نجات داد.
سؤال 227- اگر طبيب تشخيص قطعى دهد كه ماندن جنين موجب مرگ مادر