سؤال (79) حكم كسى كه بمدت ده سال قدرت بر صحبت كردن نداشته و نمازهايش را ترك نموده، چيست؟
(بسمه تعالى): شخص مذكور حكم انسانهاى لال را داشته و بايد با اشاره نمازهايش را بخواند و در صورتى كه در مدت ذكر شده، نماز را ترك كرده، لازم است، نمازهاى نخوانده را قضا نمايد، والله العالم.
4- ركوع
(مسئله) در صورتى كه مكلف به تنهايى قادر به ايستادن در نماز نباشد، بايد به چيزى كه او را در ايستادن كامل كمك كند تكيه دهد و در صورت عجز از آن بايد بقدر امكان ايستاده و براى ركوع در حالى كه ايستاده، اشاره نمايد و در صورتى كه امر داير شود بين اينكه نشسته ركوع نمايد و يا اينكه در حال قيام اشاره به ركوع كند بنابر اظهر بايد نشسته ركوع نمايد و بنابر اولى نماز را دوبار خوانده، يك بار با ركوع نشسته و يك بار با اشاره در حال ايستاده و در حال اشاره، بايد اشاره در صورت امكان با سر باشد و در صورت عدم امكان با بستن دو چشم، اشاره به ركوع نموده و با باز كردن آنها اشاره به تمام شدن و برخواستن از ركوع نمايد.
5- سجود
(مسئله) در صورتى كه مكلف از سجدهى كامل عاجز باشد، بايد بقدرى كه امكان داشته خم شود و مهر را بر روى پيشانى خود قرار دهد
و ساير اعضاى را كه در سجده بايد بر زمين قرار گيرد، بر روى زمين قرار دهد. و در صورتى كه اصلًا امكان خم شدن براى او نباشد و يا اينكه بمقدارى توانايى خم شدن دارد كه با آن مقدار سجده محقق نمىگردد، بايد با سر خود اشاره نمايد و در صورت عدم امكان با دوچشم خود به سجده اشاره نمايد و در صورت عدم امكان بايد با دست خود به سجده اشاره كرده و در هنگام اشاره سجده را نيت نمايد و بنابر احتياط مستحب مهر را بر روى پيشانى گذاشته و اعضاى ديگر را در محل خود قرار دهد. اگر چه بنابر اظهر اين عمل آخر واجب نمىباشد.
(مسئله) در صورتى كه در پيشانى نمازگزار زخمى باشد كه مانع از گذاشتن پيشانى بر روى مهر است. در صورتى كه اين زخم همهى پيشانى را نگرفته، بايد جاى سالم پيشانى را بر روى مهر گذاشته و سجده كند و در صورتى كه زخم تمام پيشانى را گرفته، بايد به يكى از دو گوشهى پيشانى سجده كند و بنابر احتياط مستحب گوشهى راست را مقدم نمايد. و بنابر احتياط واجب، بايد هم سجده به گوشهى پيشانى نموده و هم سجده به چانه نمايد، هر چند اين احتياط مستلزم تكرار نماز باشد و در صورتى كه سجده به گوشهى پيشانى ممكن نباشد، بايد با چانهى خود سجده نموده و در صورت عدم امكان سجده با چانه، با سر خود اشاره به سجده نموده يا با چشم خود، چنانچه تفصيل آن در مسايل گذشته ذكر شد.
سؤال (80) شخصى كه وظيفهى او در نماز اشاره كردن بجاى سجده مىباشد، در صورتى كه مكان بلندى را درست نموده و مىتواند مهر را بر روى آن بگذارد، وظيفهاش در نماز چيست؟
(بسمه تعالى): بلند نمودن محل سجده و سجده كردن بر روى مكان بلندى كه مهر را بر روى آن گذاشته و بر آن سجده مىكند، در صورت امكان مقدم بر ايجاد اشاره مىباشد و شخص عاجز با تمكن از طريق دوم، وظيفهى ايجاد اشاره را ندارد، والله العالم.
سؤال (81) شخصى كه پزشك به خاطر مرضى در چشم، او را از طولانى شدن سجده منع نموده، اگر به نماز جماعت حاضر شود، توانايى همراهى با امام را در همهى سجده ندارد. در اين صورت آيا مىتواند زود تر از امام سر از سجده برداشته و در حال نشسته منتظر امام بماند. و يا اينكه بايد ديرتر از امام به سجده رفته و به اندازهى مقدار واجب امام را در سجده درك نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): با توجه به آنچه كه ذكر شده، در نماز جماعت نمىتواند حاضر شود و بايد نماز را به شكل فرادا بجا آورد، ولى در صورت و فرض آخر مىتواند اقتداء نمايد.
* فصل سوم: مبطلات نماز
يكى از مبطلات نماز خروج حدث از انسان مىباشد و فرقى بين حدث اصغر و اكبر در اين حكم نمىباشد. همچنين خروج حدث در اثناء نماز چه عمدى و چه سهوى مبطل نماز بوده، ولى در صورتى كه قبل از سلام نماز سهواً از او حدثى خارج شده، در صورتى كه سلام را فراموش نموده، بنابر ظاهر نمازش صحيح بوده و حكم مذكور، يعنى مبطل بودن حدث در اثناء نماز در موارد مسلوس و مبطون و مانند اينها و مستحاضه استثناء شده است، چنانچه گذشت.
مقصد دوم: قضاى نماز
(مسئله) در صورتى كه پسر بچه بالغ و مجنون و ديوانه عاقل گردد و شخص بيهوشى به هوش آيد، در صورتى كه در اثناء وقت نماز باشد. اين اشخاص بايد نماز را، هرچند به اندازهى يك ركعت از وقت نماز را درك كنند، بخوانند و در صورتى كه با فرض امكان از خواندن نماز در وقت آن را ترك كنند، بايد بعد از وقت قضا نمايند و همچنين حائض و زنى كه از نفاس پاك گرديده، در صورتى كه عذرشان در اثناء وقت نماز برطرف گردد. در صورتى كه امكان خواندن نماز براى آنها باشد، بايد نماز را در وقت آن بخوانند و در صورتى كه در وقت نتوانند نماز را بخوانند، تيمم نمايند. اگر تيمم را ترك نموده و نماز نخوانند، بايد بعد از وقت قضا
نمايند. ولى در صورتى كه زن حائض و يا نفسايى به خاطر تنگى وقت نتوانند با آب غسل نمايند، بايد بنابر احتياط تيمم نموده و نماز را بخوانند و لكن اگر نماز نخواندند، قضاى نماز بر آنها واجب نمىباشد.
(مسئله) در صورتى كه ديوانگى و يا بيهوشى به انسان دست دهد، بعد از آنكه از وقت نماز به اندازهاى كه بتواند نماز را درآن وقت بخواند گذشته باشد، واجب است كه بعد از وقت، اگر ممكن باشد كه نماز را با همهى شرايط بجا آورد، نماز را قضا نمايد.
(مسئله) مستحب است كه انسان نافلههاى نماز يوميه را در صورتى كه ترك شده، قضا نمايد، بلكه قضاى همهى نمازهاى مستحب در صورتى كه وقت آن گذشته و انسان موفق به انجام آنها نشده است، مستحب بوده و استحباب در صورتى كه انسان به خاطر مريضى از خواندن نوافل عاجز بوده، موكد نمىباشد و در صورتى كه از قضاى نمازهاى نافله عاجز باشد، مستحب است كه به خاطر هر دو ركعت يك مد طعام صدقه دهد. و در صورتى كه از اداى اين مقدار عاجز و ناتوان است، مىتواند عوض از نماز و نافلهى شب يك مد و عوض از نافلههاى روز يك مد ديگر صدقه دهد.
(مسئله) واجب است كسانى كه عذرى در نماز دارند، قضاى نماز را تا زمانى كه عذرشان برطرف نگشته، در صورتى كه عذر بعد از مدتى از بين مىرود، تأخير بيندازند. و در صورتى كه مىدانند، عذر در تمامى عمر با
آنها بوده و مرتفع نمىگردد، مىتوانند در اولين وقت ممكن اقدام به قضا نمايند. هم چنين در صورتى كه احتمال بقاء عذر و عدم ارتفاع آن را بدهد، مىتواند در اولين فرصت ممكن نمازش را قضا نمايد، ولى در صورتى كه خللى در اركان نماز واقع شده باشد. بايد نماز را دوباره بخواند و در صورتى كه خلل و نقص درغير اركان بوده، اعاده و تكرار نماز لازم نمىباشد.
سؤال (82) مريضى كه هوش خود را بوسيله مادّهى بيهوش كننده به مدت طولانى از دست داده و اين ماده را پزشكان معالج دادهاند تا بتوانند مريض مذكور را بعد از آن عمل جراحى كنند و استعمال اين دارو هم بدون اختيار مريض بوده و هيچگونه اطلاع و موافقتى نسبت به آن نداشته است. آيا براى اين مريض واجب است نمازهايى را كه نخوانده و در اين مدت ترك شده، قضا نمايد؟
خوئى (قدس سرّه): قضاى نمازهاى ذكر شده، مبنى بر احتياط مىباشد.
مواردى كه فرزند بزرگتر، بايد نمازهاى پدر را قضا نمايد
سؤال (83) شخصى از دنيا رفته و قبل از فوت، فرزندانش او را به بيمارستان منتقل نمودهاند، ولى در آن حالت هوش و درك كافى براى نماز نداشته و با اين حالت تقريباً دو ماه در بيمارستان بسترى بوده، آيا قضاى نمازهاى شخص مذكور بر فرزند بزرگتر واجب است، با توجه به
اينكه بيمارستان در شهر و وطن متوفى نبوده، آيا در صورت وجوب قضا بايد نمازهاى فوت شده، به نحو تمام قضاء شود يا شكسته؟
(بسمه تعالى): نمازهايى را كه در حال بيهوشى كامل از او فوت شده، قضا ندارد.
بله در صورتى كه در اول وقت نماز هوش و درك داشته و هنوز در وطن خود بوده، سپس او را به بيمارستان بردهاند و در آنجا بيهوش شده، بايد نمازش را به نحو تمام قضا نمايند، والله العالم.
سؤال (84) حكم مريضى كه مبتلا به بيهوشى گرديده، در نماز چيست؟ آيا بايد نماز و روزهى او قضا شود؟
(بسمه تعالى): قضاى روزه و نماز كسى كه بيهوش بوده، واجب نمىباشد، والله العالم.
سؤال (85) پدرم به علت پيرى مبتلا به ضعف چشم گرديده، به شكلى كه حتى اشياء را به فاصله يك مترى نمىبيند، اين مسئله باعث شده كه او به خوبى نتواند وظيفهى نماز را انجام داده و در بعضى موارد مبتلا به زيادى ادرار شده و در بعضى موارد به جهت مخالف قبله ايستاده و نماز مىخواند و توجه به تذكرات اطرافيان نمىكند. لطفاً وظيفهى اطرافيان را بيان فرماييد؟
(بسمه تعالى): شخص مذكور بايد به هر كيفيتى كه توانايى دارد نماز بخواند و بايد پسر بزرگش در صورتى كه بداند، بعضى از
نمازهاى پدرش باطل بوده، آنها را بعد از مرگ پدر قضا نمايد، والله العالم.
مقصد سوم: نماز استيجارى
(مسئله) اجير نمودن شخصى كه داراى عذر مىباشد مانند كسى كه از ايستادن عاجز بوده يا نمىتواند بدنش را از نجاست تطهير نمايد يا اينكه مبتلا به زخم و جبيره در بدنش باشد يا انسانى كه مسلوس بوده و يا انسانى كه با تيمم نماز مىخواند، براى نماز جايز نمىباشد، مگر اينكه شخص ديگرى كه فاقد عذر باشد، پيدا نشود. بلكه بنابر اظهر در صورتى كه اجير كسى هم نباشد. اعمالشان به نيت غير، صحيح نمىباشد و در صورتى كه شخص اجير از ابتداء عمل استيجارى عذرى نداشته و در اثناء داراى عذر گرديده، بايد صبر كند تا عذرش از بين رفته و بعد از آن عمل را طبق وظيفهى شخص غير معذور بجا آورد.
مقصد چهارم: نماز جمعه
نماز جمعه واجب تخييرى است به اين معنى كه مكلف مخيّر است در روز جمعه نماز جمعه را با توجه به مراعات شرايط آن بخواند و يا اينكه