آن را ترك نموده و نماز ظهر بخواند. و در صورتى كه نماز جمعه را با شرايط آن بخوانند، ديگر نيازى به خواندن نماز ظهر نمىباشد.
بعضى از شرايط وجوب نماز جمعه
1- مرد بودن نمازگزار، بنابراين حضور در نماز جمعه بر زنان واجب نمىباشد.
2- آزاد بودن، بنابراين بر عبد و بنده واجب نمىباشد.
3- حضور در وطن، بنابراين بر مسافر واجب نمىباشد.
4- سالم بودن از مرض و كورى، بنابراين بر مريض و شخص نابينا واجب نمىباشد.
5- پير نبودن، بنابراين بر پيرمردان واجب نمىباشد.
6- فاصله بين شخص نمازگزار و محل اقامهى نماز جماعت بيشتراز دو فرسخ نباشد و همچنين در موردى كه حضور در نماز جمعه براى مكلف دشوار بوده و براى او حرج ايجاد كند، حضور واجب نيست، هرچند فاصلهاش از محل نماز كمتر از دو فرسخ باشد، بلكه بعيد نيست، حضور درنماز جمعه در صورت بارش باران واجب نباشد، هر چند كه حضور براى مكلف دشوار نباشد.
تذكر: براى بدست آوردن توضيحات بيشتر راجع به احكام نماز جمعه به منهاج الصالحين ج 1 ص 189 مراجعه شود.
قسمت اول: عبادات
احكام روزه
این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة
مقصد اول: شرايط صحت روزه
(مسئله) روزهى شخص مريض صحيح نمىباشد. بنابراين روزهى شخصى كه مثلًا عارضه و بيمارى چشمى دارد، در صورتى كه روزه براى او موجب ضرر شود، به اين شكل كه مريضى او شديد شود و يا زمان مداوا و بهبودى مرض طولانى شود و يا باعث شدّت درد بيمار شود، صحيح نيست. و موارد ذكرشده بايد به اندازهاى باشد كه در نزد عقلاء قابل اهميت باشد. بنابراين ضرر محدود كه درنزد عرف مردم چيز مهمى حساب نشود و طولانى شدن زمان معالجه اگر به مقدار كم باشد و يا درد به اندازهاى باشد كه غالباً مردم به آن اهميت ندهند، مجوز خوردن روزه نمىشود و مريض در اين موارد بايد روزه بگيرد. و در آنچه ذكر شده، فرقى ندارد كه مكلف يقين به ضرر در موارد ذكر شده داشته ويا ظن و گمان قوى و يا احتمالى كه موجب ترسيدن او از روزه گرفتن باشد، داشته است.
و هم چنين اگر انسان سالم در شرايطى از روزه گرفتن بترسد و احتمال مريض شدن خود را بدهد، روزه بر او واجب نبوده و در صورتى
كه علم داشته باشد كه روزه براى او ضرر داشته و او را مريض مىكند، حكم مذكور روشنتر مىباشد، و در صورتى كه مريض به روزه گرفتن ضررى نبيند، بايد روزه بگيرد.
(مسئله) مجرد ضعف، هر چند زياد باشد موجب جواز روزه خوارى نمىشود، ولى در صورتى كه ضعف به مقداريست كه باعث حرج و سختى فراوان مىشود، خوردن روزه جايز است و بايد بعد از آنكه ضعف از بين رفت، آنچه را كه خورده، قضا نمايد. و همچنين اگر ضعف باعث شود كه مكلف براى تحصيل معاش عاجز گرديده و نتواند اقدام به ادامهى كار روزانهى خود نمايد و ممرّ ديگرى هم براى معاش و خرجى زندگى خود نداشته باشد، روزه گرفتن واجب نمىباشد و همچنين اشخاص كارگر در صورتى كه به خاطر تشنگى قادر به كاركردن نباشند، روزه بر آنان واجب نبوده و بنابر احتياط واجب، اين اشخاص بايد در خوردن و آشاميدن به مقدار ضرورت اكتفا نمايند.
(مسئله) در صورتى كه مكلفى به گمان اينكه روزه برايش ضررى ندارد، روزه گرفته و بعداً معلوم شد كه روزه براى او ضرر داشته است. در اين صورت در صحت روزه او اشكال است، هر چند ضرر به حد حرام نباشد و در صورتى كه گمان به ضررى بودن روزه داشته و با ترس از آن روزه گرفته، روزهاش باطل مىباشد، مگر در صورتى كه با قصد قربت روزه گرفته و بعداً معلوم شود كه روزه برايش ضرر نداشته است.
(مسئله) در صورتى كه از گفتهى پزشك گمان به ضرر روزه پيدا كرده و بترسد، در اين صورت واجب است افطار نمايد.
و همچنين در صورتى كه پزشك حاذق و قابل اطمينان باشد و يقين به اشتباه او نداشته باشد، به گفتهى او بايد افطار نمايد، و در غير اين صورت گفتهى پزشك اعتبارى نداشته، حتى اگر پزشك بگويد روزه ضررى براى مكلف ندارد، ولى خود مكلف از روزه گرفتن بترسد، روزه براى او واجب نمىباشد.
(مسئله) اگر مريض قبل از زوال آفتاب از مرض بهبود يافته و حالش خوب شده و چيزى تناول نكرده باشد و نيت روزه نمايد، روزهاش صحيح نيست، ولى اگر امساك و خود دارى از مفطرات روزه در بقيهى روز نمايد، اشكال ندارد و بنابر احتياط مستحب، بقيهى روز را از مفطرات روزه امساك نمايد.
سؤال (86) در صورتى كه روزه براى مكلفى به خاطر ضرر آن جايز نباشد، ولى پزشك به او دستور داده به خاطر آزمايشهايى كه بايد انجام گيرد در طول روز تا مغرب از خوردن و آشاميدن امساك نمايد. آيا مىتواند در اين صورت نيت روزه نمايد؟
(بسمه تعالى): بله، نيت روزه براى شخص مذكور جايز است، بلكه بعيد نيست كه واجب باشد، والله العالم.
سؤال (87) شخص مريض با توجه به مرض، روزه گرفته و روزه را بر خود ضررى نمىدانسته، ولى بعد از گذشت مدتى معلوم گرديد كه روزه براى او ضرر داشته، آيا روزهاش صحيح است يا باطل؟ آيا روزههايى را كه گرفته، بايد دوباره قضا نمايد؟
(بسمه تعالى): روزهى شخص مريض باطل است و در صورتى كه مريضى او تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته باشد، قضا نداشته و بايد فديه بدهد، والله العالم.
سؤال (88) شخص مريض با توجه به اينكه مىداند و يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد و مرض او را تشديد مىكند، ولى او را به هلاكت نمىرساند، اقدام به روزه گرفتن نموده و قصد قربت هم كرده است و يا به خاطر جهل به حكم و يا به خاطر اينكه فكر مىكرده، ترك روزه براى مريض از جهت رخصت براى او بوده و او مخير است بين ادا و قضاى آن، و يا اينكه روزه را رجاءً گرفته و به احتمال اينكه در واقع مطلوب باشد. آيا روزهاش صحيح مىباشد يا باطل است. با توجه به اينكه مىداند، در واقع روزه براى او ضرر دارد؟
(بسمه تعالى): روزهى مريضى كه روزه برايش ضرر دارد صحيح نبوده، اگرچه با سختى متحمل ضرر باشد، اما قضاى آن از مسايل گذشته معلوم گرديد، والله العالم.
سؤال (89) در صورتى كه مكلف احتمال دهد كه روزه براى او ضرر داشته و از اين احتمال بترسد، آيا روزه برايش واجب است؟
(بسمه تعالى): در صورتى كه بترسد، بر اثر روزه گرفتن مريض شود و يا اينكه مريضى او طولانى شود و يا اينكه روزه باعث ضعف شديد گردد به طورى كه مكلف قادر بر حركت كردن نباشد؛ مانند دخترانى كه در اوايل بلوغ روزه مىگيرند، در اين موارد روزه واجب نمىباشد.
اما در صورتى كه احتمال دهد به خاطر روزه گرفتن مبتلا به مسايلى شود كه براى هر روزه دارى متعارف است؛ مانند گرسنگى و ضعف مختصرى كه براى هر روزه دارى حاصل مىشود و يا قدرت پيدا نكردن بر كارهايى سخت و دشوار، در اين مورد حق افطار نداشته و بايد روزه بگيرد، والله العالم.
سؤال (90) دايى من مريضى قند داشته و بر اثر آن چشمهاى خود را از دست داده و دست راستش قطع گرديده و توان روزه ندارد، با توجه به اينكه شخص فقيرى مىباشد، تكليف او چيست؟
(بسمه تعالى): روزه و قضاى آن، بر مريضى كه مرضش چند سال استمرار پيدا مىكند واجب نمىباشد، بلكه واجب است براى هر روز فديه دهد و مقدار فديه در اين زمان كيلوگرم گندم مىباشدسؤال (750 گرم) كه بايد به فقراء بدهد، والله العالم.