بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 109

نمازهاى پدرش باطل بوده، آنها را بعد از مرگ پدر قضا نمايد، والله العالم.

مقصد سوم: نماز استيجارى‌

(مسئله) اجير نمودن شخصى كه داراى عذر مى‌باشد مانند كسى كه از ايستادن عاجز بوده يا نمى‌تواند بدنش را از نجاست تطهير نمايد يا اينكه مبتلا به زخم و جبيره در بدنش باشد يا انسانى كه مسلوس بوده و يا انسانى كه با تيمم نماز مى‌خواند، براى نماز جايز نمى‌باشد، مگر اينكه شخص ديگرى كه فاقد عذر باشد، پيدا نشود. بلكه بنابر اظهر در صورتى كه اجير كسى هم نباشد. اعمالشان به نيت غير، صحيح نمى‌باشد و در صورتى كه شخص اجير از ابتداء عمل استيجارى عذرى نداشته و در اثناء داراى عذر گرديده، بايد صبر كند تا عذرش از بين رفته و بعد از آن عمل را طبق وظيفه‌ى شخص غير معذور بجا آورد.

مقصد چهارم: نماز جمعه‌

نماز جمعه واجب تخييرى است به اين معنى كه مكلف مخيّر است در روز جمعه نماز جمعه را با توجه به مراعات شرايط آن بخواند و يا اينكه‌


صفحه 110

آن را ترك نموده و نماز ظهر بخواند. و در صورتى كه نماز جمعه را با شرايط آن بخوانند، ديگر نيازى به خواندن نماز ظهر نمى‌باشد.

بعضى از شرايط وجوب نماز جمعه‌

1- مرد بودن نمازگزار، بنابراين حضور در نماز جمعه بر زنان واجب نمى‌باشد.

2- آزاد بودن، بنابراين بر عبد و بنده واجب نمى‌باشد.

3- حضور در وطن، بنابراين بر مسافر واجب نمى‌باشد.

4- سالم بودن از مرض و كورى، بنابراين بر مريض و شخص نابينا واجب نمى‌باشد.

5- پير نبودن، بنابراين بر پيرمردان واجب نمى‌باشد.

6- فاصله بين شخص نمازگزار و محل اقامه‌ى نماز جماعت بيشتراز دو فرسخ نباشد و همچنين در موردى كه حضور در نماز جمعه براى مكلف دشوار بوده و براى او حرج ايجاد كند، حضور واجب نيست، هرچند فاصله‌اش از محل نماز كمتر از دو فرسخ باشد، بلكه بعيد نيست، حضور درنماز جمعه در صورت بارش باران واجب نباشد، هر چند كه حضور براى مكلف دشوار نباشد.

تذكر: براى بدست آوردن توضيحات بيشتر راجع به احكام نماز جمعه به منهاج الصالحين ج 1 ص 189 مراجعه شود.


صفحه 111

قسمت اول: عبادات‌

احكام روزه‌


صفحه 112

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 113

مقصد اول: شرايط صحت روزه‌

(مسئله) روزه‌ى شخص مريض صحيح نمى‌باشد. بنابراين روزه‌ى شخصى كه مثلًا عارضه و بيمارى چشمى دارد، در صورتى كه روزه براى او موجب ضرر شود، به اين شكل كه مريضى او شديد شود و يا زمان مداوا و بهبودى مرض طولانى شود و يا باعث شدّت درد بيمار شود، صحيح نيست. و موارد ذكرشده بايد به اندازه‌اى باشد كه در نزد عقلاء قابل اهميت باشد. بنابراين ضرر محدود كه درنزد عرف مردم چيز مهمى حساب نشود و طولانى شدن زمان معالجه اگر به مقدار كم باشد و يا درد به اندازه‌اى باشد كه غالباً مردم به آن اهميت ندهند، مجوز خوردن روزه نمى‌شود و مريض در اين موارد بايد روزه بگيرد. و در آنچه ذكر شده، فرقى ندارد كه مكلف يقين به ضرر در موارد ذكر شده داشته ويا ظن و گمان قوى و يا احتمالى كه موجب ترسيدن او از روزه گرفتن باشد، داشته است.

و هم چنين اگر انسان سالم در شرايطى از روزه گرفتن بترسد و احتمال مريض شدن خود را بدهد، روزه بر او واجب نبوده و در صورتى‌


صفحه 114

كه علم داشته باشد كه روزه براى او ضرر داشته و او را مريض مى‌كند، حكم مذكور روشن‌تر مى‌باشد، و در صورتى كه مريض به روزه گرفتن ضررى نبيند، بايد روزه بگيرد.

(مسئله) مجرد ضعف، هر چند زياد باشد موجب جواز روزه خوارى نمى‌شود، ولى در صورتى كه ضعف به مقداريست كه باعث حرج و سختى فراوان مى‌شود، خوردن روزه جايز است و بايد بعد از آنكه ضعف از بين رفت، آنچه را كه خورده، قضا نمايد. و همچنين اگر ضعف باعث شود كه مكلف براى تحصيل معاش عاجز گرديده و نتواند اقدام به ادامه‌ى كار روزانه‌ى خود نمايد و ممرّ ديگرى هم براى معاش و خرجى زندگى خود نداشته باشد، روزه گرفتن واجب نمى‌باشد و همچنين اشخاص كارگر در صورتى كه به خاطر تشنگى قادر به كاركردن نباشند، روزه بر آنان واجب نبوده و بنابر احتياط واجب، اين اشخاص بايد در خوردن و آشاميدن به مقدار ضرورت اكتفا نمايند.

(مسئله) در صورتى كه مكلفى به گمان اينكه روزه برايش ضررى ندارد، روزه گرفته و بعداً معلوم شد كه روزه براى او ضرر داشته است. در اين صورت در صحت روزه او اشكال است، هر چند ضرر به حد حرام نباشد و در صورتى كه گمان به ضررى بودن روزه داشته و با ترس از آن روزه گرفته، روزه‌اش باطل مى‌باشد، مگر در صورتى كه با قصد قربت روزه گرفته و بعداً معلوم شود كه روزه برايش ضرر نداشته است.


صفحه 115

(مسئله) در صورتى كه از گفته‌ى پزشك گمان به ضرر روزه پيدا كرده و بترسد، در اين صورت واجب است افطار نمايد.

و همچنين در صورتى كه پزشك حاذق و قابل اطمينان باشد و يقين به اشتباه او نداشته باشد، به گفته‌ى او بايد افطار نمايد، و در غير اين صورت گفته‌ى پزشك اعتبارى نداشته، حتى اگر پزشك بگويد روزه ضررى براى مكلف ندارد، ولى خود مكلف از روزه گرفتن بترسد، روزه براى او واجب نمى‌باشد.

(مسئله) اگر مريض قبل از زوال آفتاب از مرض بهبود يافته و حالش خوب شده و چيزى تناول نكرده باشد و نيت روزه نمايد، روزه‌اش صحيح نيست، ولى اگر امساك و خود دارى از مفطرات روزه در بقيه‌ى روز نمايد، اشكال ندارد و بنابر احتياط مستحب، بقيه‌ى روز را از مفطرات روزه امساك نمايد.

سؤال (86) در صورتى كه روزه براى مكلفى به خاطر ضرر آن جايز نباشد، ولى پزشك به او دستور داده به خاطر آزمايش‌هايى كه بايد انجام گيرد در طول روز تا مغرب از خوردن و آشاميدن امساك نمايد. آيا مى‌تواند در اين صورت نيت روزه نمايد؟

(بسمه تعالى): بله، نيت روزه براى شخص مذكور جايز است، بلكه بعيد نيست كه واجب باشد، والله العالم.


صفحه 116

سؤال (87) شخص مريض با توجه به مرض، روزه گرفته و روزه را بر خود ضررى نمى‌دانسته، ولى بعد از گذشت مدتى معلوم گرديد كه روزه براى او ضرر داشته، آيا روزه‌اش صحيح است يا باطل؟ آيا روزه‌هايى را كه گرفته، بايد دوباره قضا نمايد؟

(بسمه تعالى): روزه‌ى شخص مريض باطل است و در صورتى كه مريضى او تا ماه رمضان ديگر ادامه داشته باشد، قضا نداشته و بايد فديه بدهد، والله العالم.

سؤال (88) شخص مريض با توجه به اينكه مى‌داند و يا گمان دارد كه روزه برايش ضرر دارد و مرض او را تشديد مى‌كند، ولى او را به هلاكت نمى‌رساند، اقدام به روزه گرفتن نموده و قصد قربت هم كرده است و يا به خاطر جهل به حكم و يا به خاطر اينكه فكر مى‌كرده، ترك روزه براى مريض از جهت رخصت براى او بوده و او مخير است بين ادا و قضاى آن، و يا اينكه روزه را رجاءً گرفته و به احتمال اينكه در واقع مطلوب باشد. آيا روزه‌اش صحيح مى‌باشد يا باطل است. با توجه به اينكه مى‌داند، در واقع روزه براى او ضرر دارد؟

(بسمه تعالى): روزه‌ى مريضى كه روزه برايش ضرر دارد صحيح نبوده، اگرچه با سختى متحمل ضرر باشد، اما قضاى آن از مسايل گذشته معلوم گرديد، والله العالم.