بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 156

(بسمه تعالى): در صورتى كه توانايى طى طريق و مسافت را، هر چند به وسيله سوارشدن بر دوش كسى داشته باشد، بايد اعمال را با كيفيت ذكر شده انجام دهد و اگر در سعى و طواف هم بتواند به كيفيت ذكر شده عمل كند، گرفتن نايب مجزى نمى‌باشد، والله العالم.

سؤال (164) در صورتى كه مكلف به خاطر مرض مثانه عمل جراحى نموده و توانايى ادرار كردن در حال نشسته را ندارد. همچنين از او پيوسته باد خارج شده و او مجبور است، ايستاده ادرار كند. آيا مى‌تواند شخصى را جهت نيابت از خود به حج بفرستد، با توجه به اينكه تا به حال حجى انجام نداده است؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه مسافرت براى او ممكن بوده و همچنين بتواند طهارتى را كه وظيفه‌ى اوست در حج تحصيل كند، بايد خودش حج انجام داده و نايب گرفتن جايز نمى‌باشد و در صورتى كه مسافرت براى او سخت و دشوار بوده، به شكلى كه براى او حَرَجى باشد، بايد شخصى را به نيابت از خود به حج بفرستد و بنابر احتياط بايد كسى را كه نايب مى‌كند، مردى باشد كه صروره است، والله العالم.


صفحه 157

سؤال (165) در صورتى كه شخص مريض و يا پيرمرد و يا پيرزن استطاعت مالى داشته باشند، ولى حج براى آنها حرجى و دشوار باشد. آيا حج بر آنها واجب است و در صورت وجوب، آيا بايد نايب بگيرد؟

(بسمه تعالى): بنابر احتياط واجب بايد نايب بگيرد، والله العالم.

سؤال (166) شخصى كه مبتلا به فلج در نصف بدنش مى‌باشد، اگر داراى مالى باشد كه كفاف گرفتن نايب براى حج را دارد. آيا گرفتن نايب واجب است يا اينكه بايد صبر كند، مالى بدست آورده و كسى را به عنوان مساعد و كمك با خود به حج برده و خودش مباشرتاً اعمال حج را بجا آورد و بنابر وجوب گرفتن نايب، اگر نايب ضرورت پيدا نكند و در سال آينده استطاعت براى گرفتن نايب نداشته باشد، آيا حج بر او مستقرشده يا خير؟

(بسمه تعالى): اگر كسى را پيدا كند كه هر چند به شكلى مجانى او را كمك كند بايد حج را خودش انجام دهد و در غير اين صورت بنابر احتياط واجب بايد نايب گرفته و حج را به تاخير نيندازد، مگر اينكه يقين كند و يا اطمينان داشته باشد كه عذرش زايل مى‌گردد و اگر نايب پيدا نموده و او را براى حج نفرستد، بنابر احتياط حج بر او مستقر گرديده؛ به اين معنى كه واجب است در صورتى كه مرض او استمرار پيدا كرده، به شكلى كه نتواند خودش حج را بجا آورد، نايب بگيرد، والله العالم.


صفحه 158

فصل هفتم: مسايل متفرقه‌ى حج‌

سؤال (167) خانمى كه حج واجبش را بجا آورده و چون مناسك حج براى او سخت و دشوار مى‌باشد و داراى ضعف بدنى است، آيا مى‌تواند فقط به زيارت پيامبر خدا (ص) در مدينه اكتفا كرده و براى سالهاى آينده فقط به اين زيارت اكتفا نمايد؟

(بسمه تعالى): بله جايز است، والله العالم.


صفحه 159

قسمت اول: عبادات‌

احكام خمس و جهاد


صفحه 160

این صفحه در کتاب اصلی بدون متن است / هذه الصفحة فارغة في النسخة المطبوعة


صفحه 161

خمس‌

سؤال (168) من مانند پزشكان هميشه مقدارى دارو در منزل خويش نگهدارى مى‌كنم و اين داروها را يا خودم استفاده كرده ويا به اشخاصى كه نياز داشته باشند مى‌دهم. آيا هنگام رسيدن سرسال خمسى بايد داروهاى ذكر شده را تخميس نمايم. با توجه به اينكه من اين داروها را به مريض‌هاى شهرم بدون كسب قيمت و يا وجه ديگرى مى‌دهم؟

(بسمه تعالى): اگر داروهاى ذكر شده قيمتى دارد كه در بازار خريد و فروش مى‌شود، بايد خمس آن پرداخت شود، والله العالم.

سؤال (169) پدر و مادرى كه زمين گير شده‌اند و مقدارى از سود سهم شركتى را در ماه دريافت نموده و خرج مى‌كنند، ولى معلوم نمى‌باشد كه اين حقوق كافى براى مصارف آنها مى‌باشد يا نه، و در صورت كفاف هم معلوم نمى‌باشد كه خمس اموالشان را مى‌دهند يا نه و آيا حساب سالى دارند يا نه، با توجه به اينكه معلوم نيست كه اين پدر مريض اموالى را كه با آن سهام خريده، خمسش را داده است يا خير. فرزندان اين پدر


صفحه 162

بعنوان هديه و يا مساعدت به آنها، اموالى را به پدر مى‌دهند و از اين كمك‌ها مقدارى جمع مى‌شود. آيا تخميس آن لازم است. با توجه به اينكه پدر قادر به تكلّم نمى‌باشد؟

(بسمه تعالى): در صورتى كه پدر و مادر از عقل كافى برخوردارند، واجب است خمس اموالى را كه از مصرف سال آنها بيشتر مى‌شود بدهند، والله العالم.

جهاد

(مسئله) جهاد بر شخص عاجز و مريض بنابر اظهر واجب نمى‌باشد، چه به شكل عينى و چه كفايى، زيرا وجوب تجهيز غير محتاج به دليل بوده و در اينجا دليلى وجود ندارد، بله شبهه‌اى نيست كه اين كار مستحب بوده و يكى از مصاديق فى سبيل الله محسوب مى‌گردد. اين در صورتى است كه جهاد متوقف بر اين نباشد كه شخص ديگرى بجاى او براى جهاد مهيا شود و در غير اين صورت واجب است شخص ديگرى را براى جهاد تجهيز و آماده سازد.


صفحه 163

بعضى از شروط وجوب جهاد

قدرت‌

جهاد بر شخص كور و فلج و زمين‌گير و پيرمرد ناتوان و پيرمردى كه زمين‌گير بوده و يا بر شخص مريض و شخص فقيرى كه قادر بر تهيه‌ى مقدمات جهاد؛ مثل نفقه و خرج راه و نفقه‌ى زن و بچه را ندارد و مثل اينها واجب نمى‌باشد و دليل اين حكم آيه‌ى شريفه (ليس على الاعمى حرج ولا على الاعرج حرج) و آيه‌ى شريفه (ليس على الضعفاء ولا على المرضى ولا على الذين لايجدون ماينفقون حَرَجٌ) مى‌باشد (بر شخص كور و شخص فلج تكليفى نمى‌باشد و همچنين بر ضعفا، ناتوانان و بر مريضان و بر كسانى كه نفقه ندارند، تكليفى نمى‌باشد).

* خاتمه‌

اول: معناى نفى جرح‌

سؤال (170) معناى نفى حَرَج در دين چيست؟

(بسمه تعالى): تكاليف و احكامى كه در شرع مقدس ثابت شده، اگر به مرتبه‌ى حرج و دشوارى شديد برسد، به شكلى كه انجام آنها براى شخص مكلف دشوار باشد، اين تكاليف رفع؛ و برداشته شده است. مانند مريضى كه نماز خواندن به شكل ايستاده براى او دشوار است. اين وجوب قيام از او رفع شده و بايد نشسته نماز بخواند، والله العالم.