بارگزاری ...
جستجو کنید
برای شروع جستجو، متن خود را وارد کنید.
صفحه 175

دارد، واجب است. و در صورتى كه مرد مريض و زمين گير شده باشد، خدمات ذكر شده، وجوبى دارد؟

(بسمه تعالى): متعارف اين است كه كارهاى داخل منزل به عهده‌ى زن مى‌باشد و خدمت نمودن به شوهر در حال مريضى او احسان و لطف به او محسوب مى‌شود و داخل در عنوان حسن معاشرت با شوهر است كه در روايات به آن اشاره شده است، والله العالم.

مبحث ششم: حكم ازدواج با دو خواهر به هم چسبيده‌

سؤال (187) آيا ازدواج با دو خواهر به هم چسبيده، جايز است؟

(بسمه تعالى): ازدواج با دو خواهر هر چند به شكلى كه در مسئله گفته شده است، جايز نمى‌باشد، والله العالم.

* فصل دوم: عيب‌هايى كه موجب خيار فسخ عقد در ازدواج مى‌شود

(مسئله) عيوبى كه در مرد موجب خيار فسخ عقد براى همسر او مى‌شود، چهار عيب مى‌باشد.

(1) جنون و ديوانگى زوج، هر چند اين عيب بعد از عقد و نزديكى با زوجه باشد.


صفحه 176

(2) ناتوان بودن مرد از نزديكى، هر چند بعد از عقد پديد آيد، ولى اگر بعد از عقد و نزديكى، هر چند اولين نزديكى پديد آيد، موجب حق فسخ براى زوجه نمى‌باشد.

(3) خصاء: يعنى بيضه‌هاى مرد را در آورده باشند؛ در صورتى كه قبل از عقد وجود داشته و زوج آن را مخفى كرده و زوجه از آن مطلع نبوده است.

(4) بريده شدن مقدارى از آلت است كه مرد با آن اصلًا قادر بر نزديكى نبوده، در صورتى كه قبل از عقد وجود داشته و يا آنكه قبل از نزديكى باشد و اگر اين عارضه بعد از عقد و اولين نزديكى پديد آيد، بنابر اقوى موجب خيار نمى‌شود.

(مسئله) عيوبى كه اگر در زن باشد، مرد خيار فسخ عقد ازدواج را دارد؛ هفت عيب مى‌باشد: 1- ديوانگى، 2- جذام، 3- برص. 4- در صورتى كه، در فرج گوشت و يا استخوانى باشد كه مانع از نزديكى باشد 5- افضاء: يعنى راه ادرار و حيض و يا حيض و مدفوعش يكى شده باشد. 6- در صورتى كه زن كور باشد. 7- زمين‌گير بودن زن يا شل بودن او كه ظاهر و آشكار باشد. در اين موارد خيار فسخ عقد براى زوج ثابت است، در صورتى كه عيوب ذكر شده، قبل از عقد باشد و در صورت تحقق آن بعد از عقد و قبل از نزديكى اشكال است و بنابر اقرب ثابت است، هر چند سزوار است كه احتياط ترك نگردد.


صفحه 177

(مسئله) خيار فسخ از جهت عيوبى كه در مرد و زن گفته شد در عقد دائم و منقطع ثابت است، و بنابر اظهر اين خيار فورى نبوده و با تأخير در اعمال آن، ساقط نمى‌باشد.

(مسئله) فسخ طلاق نبوده و حكم آن را ندارد. و در صورتى كه زوج قبل از نزديكى عقد را فسخ كند، زن مستحق مهر نمى‌باشد و در صورتى كه فسخ بعد از دخول باشد، زوجه مستحق مهر مى‌باشد. و براى دريافت خسارت پرداخت مهر به كسى كه او را فريب داده، رجوع مى‌كند و در صورتى كه خود زن مرد را فريب داده، مستحق مهر نمى‌باشد. همچنين اگر زن عقد را قبل از دخول فسخ كند، مستحق مهر نبوده، مگر در صورتى كه عيب موجب فسخ ناتوانى مرد از عمل جنسى باشد كه به آن عنن گفته مى‌شود كه در اين صورت نصف مهر براى زن ثابت است.

(مسئله) در صورت اختلاف در عيب، قول كسى كه عيب را انكار مى‌كند، در صورتى كه منكر قسم خورده و مدعى عيب بينه نداشته باشد، مقدم است.

(مسئله) در خصوص عيب ناتوانى جنسى بايد به حاكم شرع رجوع شده و حاكم شخص عنين و ناتوان را بعد از مراجعه، يك سال مهلت مى‌دهد، در خلال اين زمان اگر بتواند با همسر خود و يا زن ديگرى نزديكى كند، حق فسخ براى زوجه نمى‌باشد و در صورتى كه از عمل جنسى ناتوان ماند، زن در صورت خواست خود عقد را فسخ مى‌كند.


صفحه 178

(مسئله) اگر زنى را به گمان اينكه آن زن باكره مى‌باشد، عقد نموده و بعد معلوم شود كه باكره نبوده است، زوج حق فسخ عقد را ندارد، بلكه به مقدار تفاوت بين باكره و غير باكره از مهر كم مى‌شود كه به اين مابه التفاوت ارش گفته شده و فقط در اين مورد به روايت معتبر ثابت بوده و در عيوب ديگر ثابت نمى‌باشد.

عيوب ديگر

سؤال (188) در صورتى كه شخصى مبتلا به يك بيمارى مسرى مثل التهاب كبدى باشد و بيمارى ذكر شده در حال نزديكى قابل انتقال مى‌باشد، آيا بر شخص مبتلا به اين بيمارى واجب است، در هنگام خواستگارى مريضى خود را اعلام نموده و طرف مقابل را مطلع سازد؟

(بسمه تعالى): واجب است زنى را كه مى‌خواهد با او ازدواج كند از مريضى خود آگاه سازد. و همچنين در صورتى كه شخص مبتلا به هرگونه مريضى مسرى باشد كه با معاشرت منتقل مى‌گردد، والله العالم.

سؤال (189) مردى با زنى ازدواج نموده و بعد از آن فهميده كه يكى از دستهاى او حركت نداشته و فلج مى‌باشد. آيا اين نقص در زن با توجه به اينكه قبل از عقد مرد را مطلع نساخته، غش در ازدواج محسوب مى‌گردد و در صورت طلاق، آيا اين زن مستحق همه‌ى مهر مى‌باشد؟


صفحه 179

(بسمه تعالى): عقد ذكر شده صحيح بوده و در صورت طلاق، زن قبل از نزديكى مستحق نصف مهر مى‌باشد، والله العالم.

سؤال (190) مردى با زنى ازدواج نموده كه مبتلا به بيمارى صرع مى‌باشد، در حالى كه قبل از عقد و هنگام عقد هم مرد متوجه‌ى اين بيمارى نبوده و بعد از انجام نزديكى متوجه‌ى بيمارى همسرش شده، هم اكنون مى‌خواهد او را طلاق دهد، چه مقدار از مهر را اين زن مستحق مى‌باشد؟ با توجه به اينكه پدر اين زن از بيمارى او مطلع بوده و در هنگام خواستگارى اشاره‌اى به آن ننموده و بيمارى دخترش را چيزى جزيى و ساده جلوه داده و اشاره به اينكه، اين مريضى صرع مى‌باشد، نكرده است در حالى كه اين زن در هنگام ابتلاء به اين عارضه، هرچه در دسترس او باشد، پرتاب مى‌كند و اگر بچه‌اى در مقابل او باشد، از ضرر او ايمن نبوده و به طور كلى از حال طبيعى خارج است؟

(بسمه تعالى): بر همسر واجب است كه همه‌ى مهر زن را به او پرداخت كند، هرچند كه پدر دختر او را فريب داده باشد؛ زيرا در اين فرض زوج راضى به بقاء ازدواج با زوجه بوده و بعد از مدتى قصد طلاق دادن را نموده است، والله العالم.

سؤال (191) مردى با زنى ازدواج نموده و بعد از ازدواج، زن متوجه شده كه شوهرش مبتلا به ضعف اعصاب شديد بوده و پيوسته بايد دارو مصرف كند، اگرچه اين بيمارى به حد جنون نمى‌رسد كه زن حق فسخ‌


صفحه 180

داشته باشد، اكنون اين زن درخواست طلاق از شوهرش را داشته و شوهر هم او را طلاق خلع نموده است. آيا جايز است كه زن اين عيب را براى مردم بيان كند، در حالى كه اين عيب يك سر مخفى و عيب پنهانى مى‌باشد و اگر فاش شود، مردم گمان مى‌كنند كه آن مرد ديوانه است؟

(بسمه تعالى): ذكر اين عيب و بيمارى براى مردم جايز نمى‌باشد، ولى در صورتى كه زنى بخواهد با اين مرد ازدواج كند و با همسر قبلى او مشورت كند، مى‌تواند عيب او را فقط براى زنى كه با او مشورت مى‌كند، اظهار كند و به او بگويد ازدواج با اين شخص به صلاح شما نمى‌باشد، والله العالم.

مقصد دوم: عقد منقطع و ازدواج موقت‌

* فصل اوّل: حكم عقد موقت‌

سؤال (192) آيا مردى كه همسر دائمى دارد، مى‌تواند ازدواج موقت كند، هر چند در سفر هم نبوده و همسرش سالم است؟

(بسمه تعالى): ازدواج موقت با حفظ شرايط آن كه در رساله‌ى عمليه آمده، مانعى ندارد، هرچند كه شخص زوجه دائمى داشته باشد، ولى در صورتى كه اراده‌ى ازدواج موقت با زن‌هاى اهل كتاب را داشته باشد، بايد از همسر مسلمان خود اجازه بگيرد، والله العالم.


صفحه 181

* فصل دوم: اذن پدر در عقد بر باكره‌

سؤال (193) دختر و پسرى كه هر دو مؤمن بوده و همديگر را دوست دارند و ملتزم به احكام شرعيه مى‌باشند، ولى به خاطر ابتلاء پسر به يك بيمارى خطرناك، او نمى‌تواند به خواستگارى دختر رفته و هم اكنون به خاطر ابتلاء به يك نوع سرطان پوستى در صورت، مورد جراحى متعدد واقع شده و صورت او متورم و باعث تغيير شكل و شمايل صورت او شده است. وى هم اكنون در بيمارستان بسترى بوده و توان خواستگارى از دختر مورد علاقه‌ى خود را ندارد و با وضعيت موجود هرگز والدين دختر اجازه ازدواج او با شخص مذكور را نخواهند داد. آيا مى‌تواند قبل از مرگ با دختر دلخواه خود ازدواج موقت داشته باشد؟ با توجه به اينكه دختر باكره بوده و پسر هم در حال كاملًا نامساعدى مى‌باشد؟ چگونه مى‌توانند با هم ازدواج نمايند؟

(بسمه تعالى): در ازدواج باكره اذن و اجازه‌ى پدر در هر دو نوع ازدواج چه دائم و چه منقطع معتبر مى‌باشد و حالات و شرايط طرفين براى انتخاب عقد دائم و يا موقت تاثير در حكم ندارد، والله العالم.

سؤال (194) من دختر جوانى هستم كه تا به حال ارتباط و يا ازدواج با شخصى نداشتم و در خانه‌ى پدرى و زير سايه‌ى پدرم بحمدالله زندگى مى‌كنم و تربيت عمده‌ى من به واسطه‌ى مادرم بوده و پدرم به واسطه‌ى پيرى و سن بالا نقشى در خانه ندارد و خرج زندگى و مايحتاج خود و


صفحه 182

منزل را هم خودم تهيه مى‌كنم. اكنون با جوانى كه هم مذهب خودم مى‌باشد، آشنا شده‌ام و تصميم گرفتيم كه عقد ازدواج موقت جارى نماييم، آيا اجراء عقد موقت به شرط عدم دخول زوج در ضمن عقد، بدون كسب رضايت پدر جايز است؟

(بسمه تعالى): در ازدواج باكره رضايت پدر و اذن او بايد احراز شود و اين مسئله در نزد ما بنابر احتياط واجب مى‌باشد و شرط عدم دخول هم تاثيرى در حكم ندارد، اين در حالى است كه بسيارى از اشخاص بعد از انعقاد عقد و ايجاد انس و الفت بين آنها و زوجه به شرط مذكور عمل نمى‌كنند. شما بايد صبر كنيد از خداوند عالم مى‌خواهيم كه انشاء الله شوهر مناسبى كه متدين و دلخواه شما باشد، برايتان عنايت فرمايد، والله العالم.

خاتمه: مسايل متفرقه‌اى در ازدواج‌

1- تعريف شخص خنثى‌

سؤال (195) تعريف خنثى و حكم ازدواج با او را بيان فرماييد؟

(بسمه تعالى): خنثى بر دو قسم تقسيم مى‌شود، يكى آن خنثايى است كه تشخيص مرد و يا زن بودن او ممكن است. پس اگر با وجود علامات مردانگى مرد بودن او مشخص شد، احكام مردانگى بر او جارى مى‌شود و او مى‌تواند با هر زنى كه خواست، ازدواج كند و